جلوه گری خورشید پشت ابر وچگونگی استفاده از امام غائب - تنها منجی

تنها منجی

جلوه گری خورشید پشت ابر وچگونگی استفاده از امام غائب
نویسنده : منتظر ظهور - ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٢
 

جلوه گری خورشید پشت ابر وچگونگی استفاده از امام غائب
هر چند که غایب است آن گل ز چمن
از فیض وجود اوست گیتی گلشن
هرچند که در ابر نهان باشد هست
از پرتو آفتاب، عالم، روشن

یکی از مباحث بسیار مهم در باب غیبت امام زمان (عج) پنهان بودن ایشان است همین مساله هم دست آویزی شده برای معاندان آن حضرت . از زمانی که امام عصر(ع) از دیده ها پنهان شده و در پس پرده غیبت زندگی خود را شروع کرده است، انبوهی از پرسش‌ها، پیرامون مسائل غیبت مطرح شده است که بسیاری از آنها از یک پیشینه دیرینه ای برخوردار است، به گونه ای که بسیاری از این سؤال‌‌ها در نوشته های نویسندگان کتاب‌های مربوط به امام زمان(ع)در قرن چهارم و پنجم اسلامی مطرح گردیده و علما پاسخ‌های مناسبی به آن داده اند.
از جمله پرسش‌های رایج درباره امام زمان(ع) این است که:
ـ به فرض قبول امامی که فرزند بلافصل امام عسکری(ع) است چه خاصیتی بر وجود ایشان مترتب است؟
ـ اگر امام، پیشوای مردم است باید ظاهر باشد. بر وجود امام ناپیدا چه فایده ای می توان یافت؟
ـ امامی که صدها سال است، غایب است، نه دین را ترویج می کند، نه مشکلات جامعه را حل می نماید، نه پاسخ مخالفان را می دهد، نه امر به معروف و نهی از منکر می کند، نه از مظلومی حمایت می کند و نه حدود و احکام الهی را جاری می سازد، بود و نبودش با هم چه تفاوتی دارند؟
ـ در دوران غیبت که آن جمال الهی از دیدگان ما ناپیداست نحوه استفاده ما از آن حضرت چگونه است؟
پیش از پاسخ‌گویی به این پرسش‌ها ذکر نکاتی چند دراین‌باره ضروری است:

1- ظاهراً این اشکالات از زبان کسانی مطرح می گردد که در واقع نه امام را شناخته اند و نه به معنای حقیقی امامت پی برده اند. و امام را مانند رهبری عادی که کارش مسئله گویی و حداکثر، اجرای حدود و احکام است می دانند، در حالی‌که مقام امامت و ولایت به مراتب از این مقامات ظاهری شامخ تر و والاتر است و باید دانست که مفهوم غایب بودن امام مهدی(عج) این نیست که وجودی نامرئی دارد و به یک وجود پنداری شبیه تر است، بلکه او نیز از یک زندگی طبیعی عینی خارجی برخوردار است و تنها استثنایی که در زندگی او وجود دارد، عمر طولانی اوست و الاّ آن وجود نازنین، در جامعه انسانی به طور ناشناس زندگی می کند.

2- باید گفت، اگر چه حضور شخصی امام غایب در بین مردم سبب می شود که مسلمانان از برکات بیشتر و در سطح وسیع تری بهره مند شوند، ولی این چنین نیست که اگر شخص امام غایب بود هیچ گونه فایده و ثمره ای برای امت اسلام و مردم نداشته باشد، بلکه مردم را تحت نفوذ شخصیتی خود می گیرد زیرا آثار امام که بقیة الله در زمین است، بر دو قسم می باشد:
الف : آثار حضور؛
ب: آثار ظهور؛
و غیبت امام به معنای عدم ظهور اوست، نه عدم حضور(1).

3- مسئله فوائد وجودی امام غایب از طرق ذیل قابل بررسی و محل بحث است:
الف : از طریق محاسبات اجتماعی؛
ب: از طریق قرآن و نهج البلاغه؛
ج: از طریق روایات متعدد معصومین(ع).

تا هر فردی به فراخور فکر خود، یکی از این طرق یا هر سه را بپذیرد؛ به گونه ای که شخص غیر معتقد، به اصالت قرآن و نهج البلاغه، از طریق اول می تواند فایده وجود امام غایب را به خوبی درک کند.


 اینک؛ بیان این راه‌ها و پاسخ به سؤال موردنظر به کمک آنها:

الف :ازطریق محاسبات اجتماعی (وجود رهبر موجب بقای مکتب):

محاسبات عقلی و اجتماعی ثابت می کند که اعتقاد به وجود چنین امامی، در طول مدت، اثر عمیقی در اجتماع شیعه داشته است که اکنون به آن اشاره می کنیم:
اصولاً هر جامعه ای برای خود تشکیلات و سازمانی دارد، و برای بقا و ادامه کار سازمان‌ها و به منظور تعقیب هدف، وجود رهبری لازم است. هرگاه این رهبر در دل اجتماع باشد، وجود و مداخله اش در رهبری و گردش تشکیلات و سازمان‌ها لازم و ضروری خواهد بود، ولی هرگاه که رهبر به عللی محبوس، یا تبعید و دور افتاده، یا مریض و بیمار باشد، وجود او برای پیگیری امور اجتماع و افراد، کافی خواهد بود؛ زیرا باز مردم به امید آن رهبر، دست به دست هم داده، کارها را ادامه می دهند. در طول تاریخ، در میان ملل زنده که قیام و نهضت‌هایی داشتند، برای این مطلب گواهی‌های فراوانی وجود دارد که نشان می دهد تا آن رهبر از حیات و زندگی برخوردار بوده، هر چند از نزدیک موفق به رهبری نمی شده، اما تشکیلات آن گروه، باقی و پایدار می مانده‌است؛ اما لحظه ای که حیات و زندگی او به پایان می رسید، تفرقه و دو دستگی، تشتّت قوا و پراکندگی و نابسامانی در میان جمعیت حکم فرما می گردید.
بهترین شاهد بر اینکه وجود رهبر، حافظ نظام و نگاه‌دارنده مکتب و مایه تشکّل پیروان اوست، ماجرای نبرد احد است. در جنگ احد، به طور اشتباه، و یا از روی غرض ورزی، ندایی در قلب لشکر بلند شد:
ألا قد قُتل محمّد، محمد کشته شد.
این خبر ناگوار، زمانی در میان مسلمانان منتشر شد که آنان مشغول دفاع از تجاوز و تعدّی مهاجمان بودند. وقتی شایعه مرگ رهبر قوت گرفت، نظام و پیوستگی آنان چنان گسسته گردید که هر کدام به گوشه ای فرار کرده و دست از نبرد کشیدند و گروهی به فکر پیوستن به لشکر دشمن افتادند، اما هنگامی که خبر قتل پیامبر تکذیب شد، لشکر از هم پاشیده، بار دیگر به دلگرمی وجود رهبر از نقاط مختلف دور پیامبر گرد آمده و نبرد و دفاع را از سر گرفتند. خداوند، در قرآن کریم، این حقیقت را به خوبی بیان فرموده:
و ما محمّد، الاّ رسول قد خلت من قبله الرّسل أفإن مات أو قتل انقلبتم. علی أعقابکم و من ینقلب علی عقبیه فلن یضرّالله شیئاً و سیجزی الله الشّاکرین.(2)
با این توضیح، درباره امام زمان(عج) باید گفت: آیا اعتقاد به وجود امام حی و حاضر، ناظر، مستعد و آماده برای نهضت، هر موقعی که خدا بخواهد، در حفظ وحدت جمعیت و تشکیلات، بالأخص آماده کردن افراد برای نهضت و قیام بر ضدّ جور، استبداد و خودکامگی، و افسانه پرستی و تفرقه اندازی مؤثر نیست؟
هرگاه جمعیتی معتقد شود که رهبر آنان در قید حیات و زندگی بوده و پیوسته مترقب فرمان الهی است که از پس پرده غیبت بیرون آید، به طور مسلم ناامید نمی شود، وحدت کلمه خود را از دست نمی دهد و در حفظ مکتب خویش می کوشد.
بنابراین اگر رهبر یک جنبش در میان مردم هم نباشد، وجود واقعی او می تواند الهام بخش معنوی و مایه امید، تحرّک و یادآوری گردد و اما در مورد اینکه چرا خداوند امام را در موقع ظهور خلق نکرد، باید گفت: اگر چنین بود، اصولاً عنوان انتظار ظهور مصلح، واقعیت خارجی پیدا نمی کرد، زیرا انسان‌ها در انتظار فردی می توانند باشند که به زنده بودنش معتقدند والاّ نمی توان بشریت را به این دلخوش داشت که چند سال بعد ممکن است کسی به دنیا آید که قرار است نقش منجی را ایفا کند. پس آدمیان در شناخت دقایق و ظرایف حیات و برای آنکه در مسیر تکاملی به پیکار برخیزند، لازم است که از وجود رهبری، حتی اگر غایب باشد، الهام گرفته و بهره مند گردند.

ب : از طریق قرآن و نهج البلاغه(امام؛ حجت آشکار خدا):
امیرمؤمنان(ع) در نهج البلاغه برای خدا دو نوع حجت معرفی می نمایند: یکی حاضر و آشکار و دیگری غایب و ناپیدا. آنجا که می فرماید:
پروردگارا، روی زمین هیچ گاه از حجت‌های تو خالی نمی ماند، حجت‌هایی که گاهی مرئی و آشکار، و گاهی از بیم مردم پنهان است، تا دلایل آئین الهی محو و نابود نشود.(3)
مقصود امام علی(ع) از «حجت خائف و مغمور» کیست؟ آیا جز آن پیشوای معصوم است که بر اثر نبودن شرایط مساعد، در پس پرده غیبت به سر می برد تا روزی که جهان برای قیام و نهضت او آماده گردد؟
پس از آگاهی از این دو نوع حجت به ذکر نام گروهی از اولیای الهی که آنان یا غایب و پنهان بوده و با این حال هدایت می کردند یا به صورت مستتر به سازندگی افراد اشتغال داشتند و یا اینکه نبی و ولی بودند ولی منتظر آن بودند که فرمان حق رسیده و سپس انجام وظیفه کنند، می پردازیمکه نام آنها در قرآن بیان شده :
الف) معلم موسی که در اخبار به نام «خضر» معرفی شده است؛
ب) پیامبر گرامی اسلام(ص) که سه سال از طریق فردسازی هدایت می کرد؛
ج) حضرت موسی(ع) در مدت غیبت چهل روزه؛
د) حضرت یونس(ع) که مدت‌ها در شکم نهنگ، پنهان از دیدگان به سر می برد.

ج: از طریق روایات متعدد معصومین(ع):
تشبیه امام زمان به خورشید پشت ابر :
گفتیم که غافلان سئوالات بیشماری رابرای استفاده از امام غایب عنوان میکرده اند ومیکنند جالب است بدانیم که ازصدها سال پیش جوابشان پیشاپیش داده شده است !!!در سخنان پیشوایان معصوم: دربارة فواید امام غایب، طی تشبیه زیبایی، حضرت مهدی4 در دوران غیبت، به آفتاب پشت ابر تشبیه شده است. نخست، در بیان نورانی رسول گرامی اسلام(ص)، آن گاه پیشوای چهارم امام سجاد (ع)وسپس ششمین پیشوای شیعیان، امام صادق(ع) و سرانجام در بیانی نورانی از واپسین حجت الهی حضرت مهدی(عج) به این تشبیه زیبا، اشاره شده است که به آن‌ها می‌پردازیم:

الف : زمانی که بر لبان مبارک آخرین پیامبر الهی صَلَی اللهُ عَلَیهِ و آلِه و سَلَم نام مقدس آخرین جانشین و غیبت او علیه السّلام جاری می شد. سوالی اذهان و افکار مردم را فرا گرفته بود. لذا جابر از پیامبر صَلَی اللهُ عَلَیهِ و آلِه و سَلَم سوال کرد: هل ینتفع الشیعة بالقائم فی غیبة؟ آیا شیعه در زمان غیبت از امام غایب نفعی می برد؟ پیامبر فرمودند:« ای والذی بعثنی بالنبوّة انهم لینتفعون به و یستضیئون بنور ولایته فی غیبة کانتفاع الناس بالشمس و ان جلّلها الحساب»
آری، قسم به پروردگاری که مرا به نبوت برگزید، در زمان غیبت از او بهره می برند و از نور هدایتش روشنایی می گیرند، مانند بهره گیری مردم از خورشید، اگر چه ابرها آن را پوشانده باشد. ‌ای جابر! این از اسرار پوشیده خداوند" و از علوم ذخیره شده او است. آن را مخفی کن، مگر از اهلش(4).
امام زمان علیه السّلام آیتی از حق و شمس عالم هستی است، که تمام تیرگی ها و ظلمت ها را کنار زده و جهان را به نور علم و معرفت و عدل منور می فرماید، منتهی در خفا بودن او در پشت ابر غیبت نیز آیتی از حق است و انتفاع جهان از این نیّر اعظم با توجه به روایات امری مسلّم و قطعی است
این موضوع را حتی امامان دیگر هم عنوان میکنند
ب) از امام چهارم، حضرت سجاد(ع) پرسیدند:
شیعیان در زمان غیبت از وجود حضرت ولی عصر(ع) چگونه استفاده می کنند؟
فرمود: آن چنان که از خورشید استفاده می شود هنگامی که در پشت ابرها پنهان گردد.(5)

ج) حضرت امام صادق(ع) فرمود:
از روزی که خداوند متعال، حضرت آدم را آفریده تا روز رستاخیز، زمین خالی از حجت نبوده و نخواهد بود، یا حجت ظاهر و روشن و یا غایب و پنهان.
راوی پرسید:
از امام غایب چگونه استفاده می شود؟
امام صادق علیه السّلام فرمودند: « کما ینتفعون بالشمس اذا سترها السحاب»! همان طور که از خورشید پوشیده به ابر منتفع می شوند. (6)
امام چون خورشید فروزان است که با نور خود جهان را شکوه و جلال می بخشد و خود در افقی است که دست ها به او نرسد و دیده ها او را نتوان دید.
عمق و شیرینی و جذابیت این تشبیه و تعبیر هنگامی بیش تر می شود که صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف خود نیز چنین تشبیهی به کار می برند.
د: ایشان در توقیعی به اسحاق بن یعقوب می فرماید: « و اما وجه الانتفاع بی فی غیبتی فکالانتفاع بالشمس اذا غیبها عن الابصار السحاب» ؛ نحوه ی بهره بردن از من در روزگار غیبتم، مانند بهره گرفتن از خورشید است ، آن گاه که ابرها آن را از دیدگان بپوشاند(7)
مانند آفتاب فروزنده زیر ابر
پنهان و آشکار امام زمان ماست
در گلشن هدایت و گلزار معرفت
جان بخش چون بهار امام زمان ماست(8)

چرا امام زمان (عج) به خورشید تشبیه شده ؟
در پاسخ پیشوایان دین به منافع وجودی امام غایب(ع) در عصر غیبت و چگونگی استفاده از محضر او خواندیم که همگی تصریح می کنند: در زمان غیبت از فیوضات بی کران ناموس دهر، امام عصر(ع)، همگان برخوردار هستند، به‌سان استفاده آنان از خورشید، زمانی که در پشت ابرها قرار گیرد. ولی نکته اینجاست که چرا امام زمان(ع) در زمان غیبت به خورشید پنهان در پشت ابر تشبیه شده است؟وچرا به چیز دیگری مثلا ماه تشبیه نشده ؟
اولا بی‌گمان این تشبیه، از روی حکمت بوده است دوما برای دریافت عظمت ووجه تشبیه ناگذاریم خصوصیات بارز خورشید را بهتر بشناسیم

عظمت خورشید در جهان:
خورشید یکی از ستارگان است. ستاره‌ای درخشان در کهکشان منظومه شمسی نور می‌افشاند و سیارات زیادی از او نور می‌گیرند.
در علوم طبیعى ثابت شده است که خورشید مرکز منظومه‏ى شمسى است، جاذبه‏اش حافظ زمین و آن را از سقوط نگه مى‏دارد؛ حرارتش سبب حیات و زندگى حیوانات و گیاهان و انسان است؛ نورش روشنى‏بخش زمین مى‏باشد؛ با چرخش زمین به دور خورشید، شب و روز و فصول مختلف ایجاد مى‏شود. ظاهر بودن آفتاب یا در پشت ابر بودن آن، تأثیرى در ترتب این فواید ندارد؛ جاذبه و نور و حرارتش در هر دو حال موجود است، گرچه کم و بیش دارد.
هنگامى که خورشید در پشت ابر پنهان باشد یا در شب عده‏اى ناآگاه گمان مى‏کنند که موجودات از نور و حرارت خورشید بى‏بهره‏اند، در صورتى‏که اگر دقیقه‏اى نور و حرارت خورشید به جانداران نرسد، هلاک مى گردند و به برکت تأثیرات همان خورشید است که ابرهاى تیره پراکنده مى‏شوند و چهره‏ى حقیقى آن نمایان مى‏گردد. و خورشید داراى دو نوع نورافشانى است
1- نورافشانى آشکار و مستقیم
2- نورافشانى غیرمستقیم.
از عظمت آن همین بس که در قرآن به آن سوگند یاد شده است. گفته شد قسم خداوند به اشیاء، نشان عظمت آنها است.
والشَمس وَ ضحاها و القمر اذا تلیها: سوگند به خورشید و تابش آن، قسم به ماه که از پی خورشید روان است.
برخی مفسرین در عظمت این سوگند می‌گویند: خداوند به این دلیل به خورشید سوگند یاد کرده است، چون نورش منبع حیات است. خورشید دارای نور ذاتی است، ولی ماه نور خود را از خورشید می‌گیرد.
هُوالَّذی جَعَل الشَّمسَ ضیاء والقَمَر نوراً: او کسی است که خورشید را درخشنده و ماه را تابان قرار داد. (9)
جلوه بارز خورشید، نور آن است که روز را پدید می‌آورد.
الف) نور خورشید بستر موجودات را گرم و روشن نگه می‌دارد.
ب) نور خورشید در پرورش گیاهان و حیوانات سهم عمده و اساسی دارد.
ج) نور خورشید باعث حرکت و جنبش در کره زمین، حرکت بادها، امواج دریاها و جریان رودها و آبشارها است.
د) نور ماه که انعکاس نور خورشید است، باعث راهنمایی شبروان در بیابان‌ها می‌شود.
نور ماه باعث حساب سال‌ها، ماه و روز است و در حقیقت یک تقویم طبیعی است.
خسوف و کسوف دو پدیده محروم‌ساز زمینیان از نعمت نور اصلی و فرعی، یعنی خورشید و ماه هستند.
برخی موجودات زمینی و گیاهان آنچنان با نور خورشید انس گرفته‌اند که از صبح با طلوع او گل از گلشان شکفته و روبه او می‌چرخند تا غروب آفتاب که به خواب می‌روند. مانند گل آفتابگردان به‌دلیل انسش با خورشید به شکل و شمایل آن نیز در آمده است. وجود مبارک حضرت مهدی (عج) و ثمرات و فواید ایشان نیز در زمان غیبت به خورشید تشبیه شده است. وجه شبه، فایده‌رسانی در عین غیبت و پنهان‌بودن ظاهری است. خورشید با نور خود علاوه بر روشنایی، خواص ویتامین‌هایی را دارد که ابر مانع آن نیست. زیرا گیاهان، حیوانات و انسان‌ها در رشد و نمو خود نیازمند انرژی‌ها و ویتامین‌هایی از خورشید هستند که در فضای پیرامونشان پراکنده است و این امر با پوشش ابر نیز از بین نخواهد رفت. حضرت مهدی (عج) که تمام خوبی‌ها و برکات زندگی با او سامان می‌یابد و به اذن خدا از پس پرده غیبت بر جهان هستی حاکم و ناظر است، در کران تا کران جهان حاضر است و با اختیارات و صلاحیت‌هایی که خداوند به ایشان داده است، در موجودات تصرف می‌کند.
عده‏اى از مردم بى‏اطلاع تصور مى‏کنند که اگر خورشید در ابرها پنهان شود، مردم از شعاع و حرارت آفتاب بى‏بهره خواهند بود در صورتى‏که پنهان شدن خورشید در ابرها تأثیر چندانى در نوردهى او ندارد و انوار خورشید از لابه‏لاى ابرها نیز به‏ساکنان کره زمین مى‏رسد و در پرورش موجودات و عالم طبیعت مؤثر است؛ آفتاب عالمتاب وجود امام زمان«علیه‏السلام» هم در زمان غیبت مانند آفتاب پنهان در ابر است که در هر حال وظیفه‏ى خود را انجام مى‏دهد، ولى این طلب را همگان درک نمى‏کنند.

وجوه مشترک امام زمان (عج) وخورشید جهان :
در بالا خورشید را به طوربسیار مختصر شناختیم حال سئوالی که به ذهن میرسد وجوه تشبیه میان خورشید وامام زمان (عج) چیست ؟که او را به خورشید پشت ابر تشبیه کرده اند ؟
دانشوران شیعه در بیان این تشبیهات، نکته‌های ارزشمندی را یادآور شده‌اند که این‌جا فقط به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
1-مرکزیت ومایه حیات بودن:
خورشید، در منظومة شمسی محور و مرکز است. امام زمان(عج) نیز در منظومة زندگی انسان‌ها محور، و اساس است. امام زمان هم اینگونه اند
همان‏گونه که خورشید در عالم طبیعت، مایه‏ى حیات و زندگى موجودات است، در عالم انسانیت نیز علم و هدایت‏هاى امام معصوم مایه‏ى حیات روح و خارج شدن انسان‏ها از تاریکى جهل و صفات رذیله است.
نور هستی و هدایت توسط آن حضرت می رسد؛ زیرا حضرات ائمه(ع)، علت غایی ایجاد مخلوقات عالم اند و اگر آنها نبودند نور عالم به غیر ایشان نمی رسید و نیز به برکت آنهاست که علوم و معارف حقّه بر مردم آشکار می گردد و گرفتاری‌ها از امت اسلام برطرف می شود. اگر آنها نبودند، مردم به وسیله اعمال زشت خود مستحق انواع عذاب‌های الهی می شدند، چنان که خداوند فرموده است:
و ما کان اللَّه لیعذّبهم و أنت فیهم...(10)
از طرفی امام، هدف اصلى نظام خلقت و رابطه میان عالم مادى و عالم ربوبى است .امام سجاد(ع)مى فرماید: ما امان اهل زمین هستیم، چنان که ستارگان، امان اهل آسمان اند. به واسطه ماست که آسمان به زمین فرود نمى آید.... به واسطه ما باران رحمت حق، نازل و برکات زمین خارج مى شود. ما اگر روى زمین نبودیم، زمین اهلش را فرو مى برد(11)
این تشبیه اولاً گویای نیاز شدید و وابستگی دائمی انسان و جهان ـ به وجود مقدس حضرت ولی عصر ـ علیه السلام ـ در زمان غیبت است زیرا تمام فیوضات الهی از طریق آن حضرت به دیگران افاضه می گردد: "الذی ببقائه بقیت الدنیا و بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء"(12)
یعنی به وسیله وجود آن حضرت دنیا پابرجاست و به برکت آن حضرت دیگر مخلوقات رزق می خورند و با بودن او آسمان و زمین استوار می باشد.
امام باقر(ع) در حدیثی فرمودند:
اینکه خداوند می فرماید: «إعلموا أنّ الله یحیی الأرض بعد موتها» به این معنی است که خداوند به وسیله قائم(ع) زمین مرده را حیات خواهد داد.(13)

2- دیدن اشیاء پیرامون خود وهدایتگری :
خورشید عالم طبیعت باافشاندن نور خود موجب آن مى‏شود که افراد بتوانند اشیاى مقابل خود را بشناسند، خورشید هدایت امام زمان«علیه‏السلام» نیز با انتشار علم خود در جامعه‏ى بشرى موجب آن مى‏شود که فکر انسان‏ها رشد یافته ، خوب و بد را از هم تشخیص دهند و از بدى‏ها دورى کنند.

3-همگانی بودن نور :
از جمله فواید نور خورشید آن است که همه‏ى کره‏ى زمین از نور آن بهره مى‏برد و فایده‏ى آن همگانى است و اختصاص به منطقه خاصى ندارد، همچنین نور امام زمان«علیه‏السلام» این‏چنین است و همگان را مورد عنایت و تابش خود قرار مى‏دهد. بر همه به صورت یکسان مى‏تابد اما میزان انتفاع وبهره گیری از آنها به خود شخص بستگی دارد

4- یکسان بودن میزان تابش نور :
یکى دیگر از ابعاد شباهت امام عصر«علیه‏السلام» به خورشید آن است که خورشید به همه‏ى افراد چه نابینا و چه بینا به‏طور یکسان مى‏تابد، ولى شخص نابینا از روشنایى و فواید خورشید محروم است؛ کسانى نیز که حضرت را نمى‏شناسند، مانند شخص نابینا از هدایت ایشان محرومند و تحت تأثیر دیگران زندگى مى‏کنند. . فقط انسان‌های کور، ازدیدن نورافشانی خورشید محرومند؛ همان‌گونه که فقط انسان‌های کوردل منکر نور وجود پیشوای معصوم و از آن بی‌بهره هستند

5- پشت ابر پنهان شدن :
وجه دیگر شباهت این است که خورشید، با قرارگرفتن ابر در برابر آن، از دید افراد پنهان مى‏گردد؛ امام زمان«علیه‏السلام» نیز درصورت وجود صفات ناپسندمردم ، از دید افراد پنهان مى‏گردند. . ابری شدن، از عوارض زمین و زمینیان است، نه خورشید؛ غیبت نیز نتیجه رفتار انسان‌ها است.

6- نفع رساندن حتی با غایب شدن :
هر چند خورشید در پس ابر برای مدتی پنهان می گردد، اما نور روشنی بخش خود را از جهانیان دریغ نمی کند و باز هم از پس ابر زمین و آسمان را روشن می کند؛ امام علیه السلام نیز هرچند که در پس پرده غیبت قرار دارد، اما نور ولایت آن حضرت برهمه عالمیان پرتوافکن است، چه اینکه اگر نور آن امام همام نباشد، بنا بر روایات معصومین علیهم السلام، زمین و اهل آن از بین می روند و خلاصه اوست که امان اهل زمین است.

7- جاذبه ونفوذ مرئی ونامرئی داشتن :
می دانیم خورشید یک سلسله اشعه مرئی دارد که از ترکیب آنها با هم هفت رنگ معروف پیدا می شود؛ و یک سلسله اشعه نامرئی، که به نام اشعه ماوراء بنفش و اشعه مادون قرمز نامیده شده است.که از طریق تبش بر عالم طبیعت است که میتوان تاثیر آن را دریافت کرد همچنین یک رهبر بزرگ آسمانی خواه پیامبر باشد یا امام، علاوه بر تربیت تشریعی که از طریق گفتار و رفتار و تعلیم و تربیت عادی صورت می گیرد، یک نوع تربیت روحانی و از راه نفوذ معنوی دلها و فکرها دارد که می توان آن را تربیت تکوینی نام گذارد؛ در آنجا الفاظ و کلمات و گفتار و کردار کار نمی کند، بلکه تنها جاذبه و کشش درونی است که مؤثر می افتد. همچنان که در حالات بسیاری از پیشوایان بزرگ الهی می خوانیم که گاه بعضی از افراد منحرف و آلوده با یک تماس مختصر با آنها به کلی تغییر مسیر داده اند. وجود امام در پشت ابرهای غیبت نیز این اثر را دارد که از طریق اشعه نیرومند نفوذ شخصیت خود دلهای آماده را در نزدیک و دور تحت تأثیر جذبه مخصوص قرار داده و به تربیت و تأمل آنها می پردازد.

8- یقیین به وجود خورشید پشت ابر(واقعیت داشتن وجود):
یکى دیگر از وجوه تشبیه این است که وقتى خورشید به‏وسیله‏ى ابرها پوشیده شود، مردم با آنکه خود خورشید را نمى‏بینند ولى به وجود او یقین کامل دارند.تشبیه امامان هم از جهتی گویای همین مطلب است که پنهان بودن امام غایب دلیلی بر عدم وجود وی نیست همانطور که خورشید در پشت ابر وجود دارد وپرتوافشانی میکند امام زمان هم وجود دارد وفیض رسانی او قطع نمی شود


9- خورشید پشت ابر نیست بلکه ما پشت ابریم(دوری ما از خورشید وامام زمان (عج):
شباهت دیگر این است که هنگامى که ابرها خورشید را مى‏پوشانند، در واقع ما انسانها پشت ابر هستیم، نه خورشید؛ در عالم بشرى نیز این مردمند که در پس پرده‏هاى غفلت ، حجاب‏هاى نفسانى ، دنیادوستى و شهوات قرار گرفته‏اند و این ابرهاى تیره مانع تابیدن نور خوشید هدایت بر آنان مى‏شود، نه اینکه خورشید در پشت ابر باشد.
وجود ملکوتی و نور مطلق الهی ائمه اطهار(ع) از لحاظ نفعی که برای عالم وجود دارند، همانند خورشید است و تنها کسانی نمی توانند از وجود مقدسشان بهره مند گردند که چشم دلشان کور باشد. در قرآن کریم نیز به این اشاره شده است:
و من کان فی هذه أعمی فهو فی الآخرة أعمی و اضلّ سبیلاً.(14).
اگر انسان، پرده های هواپرستی را از پیش روی خود کنار بزند، در زیر آسمان قرار می گیرد و نور آفتاب، بدون مانع، از هر سو او را احاطه می کند.(15) .
همانطور که شعاع خورشید به میزان روزنه ها و شبکه های خانه وارد آن می شود و به قدر ارتفاع موانع خانه ها، در آن می تابد، همچنین مردم نیز به اندازه موانع حواس و مشاعرشان که عبارت است از شهوات نفسانی و علایق جسمانی و شبکه های دلهای آنها و هم بقدری که پرده های کثیف دلهای خود به کنار می زنند، از انوار هدایت و راهنمایی ائمه اطهار علیهم السلام استفاده می کنند.
در بهره‌مندی از خورشید، میان افرادی که خورشید را باور کرده‌اند و افرادی که منکر او هستند، تفاوتی نیست. در بهره‌مندی از فواید تکوینی امام نیز بین منکر و قائل به امام فرقی نیست.

10- نفع پنهان شدن برای خود مردم است :
گاهی برای بندگان خدا پنهان شدن خورشید در پشت ابر از روی مصلحت بهتر از آشکار بودن آن است. همچنین غیبت امام زمان(ع) از روی مصلحت برای مردم عصر غیبت، بهتر است. از این رو ایشان از نظرها غایب گردیده اند.

11- آشکاربودن فقط برای عده ای قابل توجه است:
گاهی آفتاب از میان ابر بیرون می آید اما یکی به آن می نگرد و دیگری توجهی ندارد. همین طور نیز ممکن است آن حضرت در ایام غیبت بر عده ای آشکار شود ولی دیگران او را نبینند.

12- انتظار آفرینی وامیدبه زندگی :
همچنان که مردم انتظار بیرون آدم خورشید از پشت ابرهای تیره را می کشند تا بیشتر از آن بهره مند گردند، در زمان غیبت نیز شیعیان و محبان حضرت، همواره انتظار وجود مبارکش را دارند و هرگز ناامید نمی شوند. و همین امید است که آنان را در تمام مراحل زندگی پیروز می گرداند و شجاعت و شهامت و اقدامی بی نظیر بدانها می بخشد.
امامى که غایب است و قراراست در آینده ظهور کند، انتظار مى آفریند، و انتظار مایه امیدوارى است. امیدوارى به آینده اى روشن، چراغ راه وازبزرگترین اسباب موفقیت و پیشرفت است . این ویژگى، مختص شیعه است که به انتظار اعتقاد دارد، ولى در سایر فرقه ها- به جهت عدم اعتقاد به چنین امرى- احساس پوچى و یأس فراوان است. پس فوائد وجودى امام غایب، پوشیده نیست، بلکه او همانند آفتاب پشت ابر، براى موجودات نافع و مفید است.

13- ازبین بردن عوامل مضر :
امام عصر (عج) با حضور خود می‌تواند مایه اضمحلال دشمنان شود. همان‌طور که خورشید از نظر علمی با تابش مستقیم و بدون ابر، میکروب‌کش است و از نظر فقهی جزو مطهرات است، اما امام معصوم (ع) در نظام آفرینش مانند مغناطیس زمین است که با وجود نامریی‌بودن، همه قبله‌نماها و قطب‌نماهای کشتی‌ها و هواپیماهای عملیات نظامی را به سوی خود حرکت می‌دهد و از برکت آن میلیاردها انسان، مسیر خود را یافته و به مقصد می‌رسند.
اگر آفتاب پشت ابر نباشد شدت گرما و تاریکی زمین را غیر قابل سکونت می کند. اگر وجود گرامی آن حضرت نیز و پس پرده غیب نباشند سختی ها و کینه توزی دشمنان مجالی به شیعه نمی دهد چنانچه خود آن حضرت در توقیعی که به مرحوم شیخ مفید نوشتند فرموده اند:"ما در مراعات حال شما سهل انگار نیستیم و هرگز شما را فراموش نمی کنیم و گرنه سختی ها و تنگناهای فراوانی به شما می رسیدو دشمنان شما را نابود می کردند"

برداشت عالمان دینی از تشبیه امام زمان (عج) به خورشید پنهان :
الف : علامه مجلسی رضوان الله تعالی:
در این باره علّامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه فرمودند:
تشبیه آن حضرت در حال غیبت به آفتاب که در زیر در زیر ابر پوشیده شده، اشاره به نکات چندی دارد:
اوّل: این که نور وجود و علم و هدایت توسّط آن حضرت به خلایق می رسد، زیرا که ایشان برای ایجاد، علت غائیه هستند، یعنی اگر ایشان نمی بودند، هر آینه نور وجود به احدی
نمی رسید، و از برکت و شفاعت ایشان علوم و معارف برای خلق ظاهر و منکشف می شود و بلاها از ایشان زایل گردد و اگر وجود ایشان در این عالم نبود، هر آینه مخلوقات به سبب اعمال قبیحه و افعال شنیعه ی خودشان مستحق انواع عذاب بودند چنان که خداوند متعال فرموده:
(( و ما کان الله لیعذّبهم و أنت فیهم ))
خدای تعالی ایشان را عذاب نمی کند، مادامی که تو در میان ایشانی(.انفال آیه 33)
دوم: این است که در وقتی که آفتاب در زیر ابر پنهان گردید، خلایق با اینکه از او نفع می برند باز ساعت به ساعت انتظار می کشند که از زیر ابر درآید و ظاهر شود برای اینکه انتفاع ایشان بیشتر شود. همچنین در ایّام غیبت هم، مخلصان شیعه در هر وقت و زمان، انتظار ظهور و خروج او را می کشند، و از ظهورش مأیوس و نا امید نمی شوند.
سّوم: آنکه، منکر وجود شریف او با بسیاری ظهور آثار وی مانند کسی است که وجود آفتاب را انکار نماید در وقتی که در زیر ابر پنهان است.
چهارم: گاه می شود که پنهان شدن آفتاب در زیر ابر برای بندگان اصلح و انفع باشد از ظاهر شدن، همچنین غیبت آن حضرت در این زمان اصلح است برای ایشان از ظهورش، از این جهت غایب گردیده.
پنجم: کسی که می خواهد به آفتاب نظر کند، او را ممکن نمی شود، نظر کردن به آن در حالتی که آشکار است و ابر آن را نپوشیده، بسا می شود به سبب نظر نمودن به آن کور شود، زیرا که قوّه باصره اش از احاطه نمودن به آن ضعف و عجز دارد. همچنین آفتاب ذات مقدّسه ی آن حضرت، بسا می شود که ظهورش به دیده ی دلهای بندگان ضرر برساند و باعث کوری ایشان باشد از ادراک حق، لیکن در حال غیبتش به ایمان آوردن به او متصّل می توانند بشوند چنان که ایشان به آفتاب در حالتی که در زیر ابر است نظر می کند و متضرّر نمی شود.
ششم: آنکه آفتاب گاه از زیر ابر بیرون می آید، یکی به آن نگاه می کند و دیگری نمی کند. همچنین ممکن است این که آن حضرت در ایّام غیبت برای بعضی ظاهر شود و برای دیگری نشود.
هفتم: ائمه(ع) نظر به اینکه نفعشان به همه مخلوقات عموم و شمول دارد، مانند آفتاب از ایشان بی بهره نمی شود، مگر کسی که دیده ی حق بینش کور باشد، چنان که خداوند
می فرماید:
(( من کان فی هذه أعمی فهو فی الآخرة أعمی و اضّل سبیلاً ))
هر که در دنیا دیده ی دلش کور باشد، هر آینه در آخرت هم کور و گمراه خواهد شد. اسراء72
هشتم: آنکه افتادن شعاع آفتاب به خانه ها به قدر روزنه های آنها، به قدر ارتفاع موانع است از افتادن آن به آن خانه ها، همچنین منتفع شدن مخلوقات به انوار هدایت به قدر ارتفاع موانع است از حواس و مشاعرشان که به منزله ی روزنه ها هستند، نسبت به دلهاشان.
وآن موانع عبارت است از شهوات نفسانیّه و علایق جسمانیّه و رفع علایق جسمانیّه و رفع شهوات نفسانیّه و دفع حجابات کثیفه به جایی منتهی می شود که صاحب این صفت به منزله ی کسی می شود که در زیر آسمان بایستد و شعاع آفتاب از هر طرف به او احاطه نماید، همچنین است حال شیعه نسبت به ایشان، وقتی که حجاب شهوات نفسانیّه و علایق جسمانیّه را از خود بالمدّه دور نمود هر آینه شعاع آفتاب فیض ایشان او را از هر طرف فرا می گیرد.

ب: برداشت آیت الله جوادی آملی:
حضرت آیت الله جوادی آملی در این باب می‌فرمایند: «تشبیه امام به آفتاب و تشبیه غیبت امام به واقع شدن آفتاب پشت ابر لطایف بسیاری در بردارد:
1- خورشید در منظومه شمسی مرکزیت دارد و کرات و سیارات به دور او در حرکت‌اند، چنان که وجود گرامی حضرت حجت(ع) در نظام هستی مرکزیت دارد:
ببقائه بقیت الدّنیا و بیمنه رزق الوراء و بوجوده ثبتت الأرض والسّماء.(16).

2- خورشید در این مجموعه، منافع فراوانی دارد: ایجاد جاذبه،که مایه ثبات و بقای نظام است؛ گرما و حرارت، که از پشت انبوه ابر غلیظ نیز به زمین می رسد؛ باد و باران، روییدن گیاهان و امثال آن از برکت تابش خورشید است و ابر گرفتگی در آن اثر مهمی ندارد. بله، نور افشانی از پشت ابر، کمتر خواهد بود. بدین ترتیب ابر گرفتگی فقط یکی از منافع آفتاب ـ آن هم در برخی نقاط ـ را تقلیل می دهد، نه اینکه از بین ببرد.

3-. ابر، هرگز آفتاب را نمی پوشاند بلکه ما را می پوشاند، در نتیجه ما را از دیدن آن محروم می کند، نه آنکه در منفعت رسانی آن خلل ایجاد کند. چگونه می توان گفت کسی که عالم وجود در قبضه قدرت اوست و می تواند هر لحظه ای در هر جا حضور داشته باشد، غایب است؟

4- پوشاندن ابر، اختصاص به کسانی دارد که در زمین هستند نه کسی که بر فراز ابر حرکت می کند. غیبت آن حضرت نیز برای کسانی است که به دنیا و طبیعت چسبیده اند، اما کسانی که بر ابرهای شهوات و غبار هواهای نفسانی پا می گذارند و در آسمان عبودیت پرواز می کنند، در بهره گرفتن از خورشید با دیگران قابل مقایسه نیستند.

5- آفتاب، لحظه ای از نورافشانی غفلت نمی کند. هر کس به اندازه ارتباطی که با خورشید دارد از نور آن بهره می برد و اگر بتواند همه موانع را کنار بزند و در برابر آفتاب بنشیند بهره کاملی می برد. چنان که حضرت ولی عصر(ع) مجرای فیض الهی است و از این جهت فرقی بین بندگان خدا نمی گذارد؛ لیکن هر کس به اندازه ارتباط خود مستفیض می شود.

6- اگر این آفتاب پشت ابر هم نباشد شدت سرما و تاریکی، زمین را غیر قابل سکونت خواهد کرد. اگر وجود گرامی آن حضرت در پس پرده غیبت نباشد سختی‌ها و تنگی‌های معیشت و کینه توزی دشمنان مجالی به شیعه نمی دهد. آن حضرت در توقیع مبارک خود به مرحوم شیخ مفید(ره) نوشته اند:
ما در مراعات حال شما سهل انگار نیستیم و هرگز شما را فراموش نمی کنیم وگرنه سختی‌ها و تنگناهای فراوانی به شما می رسید و دشمنان، شما را نابود می کردند. (17).

7- درست است که امام(ع) با حضور و ظهور خود می تواند مایه اضمحلال دشمنان گردد، آن گونه که از نظر علمی، تابش بدون ابر و مستقیم خورشید ـ به خاطر اشعه هایی که دارد ـ ضدّعفونی کننده و از نظر فقهی نیز جزو مطهرات محسوب می شود و برخی نجاسات را پاک می کند، لیکن وجود امام معصوم(ع) در نظام آفرینش مثل مغناطیس زمین است که با وجود نامرئی بودن، همه قبله نماها و قطب نماهای کشتی‌ها، هواپیماها، عملیات‌های نظامی و... را به حرکت درمی آورد و از برکت آن میلیون‌ها بلکه میلیاردها انسان، جهت قبله یا مسیر مسافرت خود را پیدا می کنند و به مقصد می رسند.(18)
دربالا خصوصیات مشترک خورشید عالم وامام (عج) را بررسی کردیم حال از زاویه ای دیگر منافع وجودی ایشان را مورد برسی قرار میدهیم :

منافع وجودی امام (عج) چیست ؟
فواید امام غایب(ع) فقط منحصر به امور ظاهری و منافعی که مربوط به ترقی و ترویج آیین اسلام در دوران ظهور می‌باشد، نیست؛ بلکه فواید باطنی کثیری نیز بر امام غایب مترتب است که به مراتب، عظیم تر از فواید ظاهری است و در احادیث متعددی که پیرامون فلسفه و فایده وجود امام(ع) در عصر غیبت به ما رسیده، موارد گوناگونی عنوان گردیده است، که اکثر این منافع، عمومی است یعنی مسلمان و کافر، شیعه و سنی در آن سهیم هستند. چنان که منافع آفتاب نیز عام است ولی برخی از آنها اختصاص به شیعیان دارد. به هر حال بیان این منافع، جذبه معنوی خاصی دارد که خالی از لطف نیست.
1- امام(ع) مایه آرامش اهل زمین است:
وجود امام معصوم در میان جامعه بشری از جهات گوناگون موجب آرامش و امنیت برای ساکنان زمین است:
الف : امنیت فکری و روحی:
امام و حجت خدا براساس اینکه مسؤلیت هدایت و ارشاد جامعه را برعهده دارد، از مرزهای اعتقادی و فکری جامعه اسلامی نگهبانی می کند تا مورد هجوم افکار غلط و اعتقادات منحرف دشمنان خدا واقع نشود. در پرتو هدایت و ارشاد حجت خداست که انحرافات فکری و عقیدتی که موجب تزلزل روحی و فکری جامعه است، از بین رفته و امنیت فکری و روحی به وجود می آید.
ب: احساس آرامش در سایه امام:
یکی دیگر از ثمرات مهم امام در میان بندگان از جهت وجود شخصیتی بزرگ، ملکوتی، معصوم و آگاه به حال مردم است و در میان افرادی که اعتقاد به امامت و رهبری وی دارند و او را از هر کس دیگر نسبت به خود مهربان تر و دلسوزتر می دانند، موجب دلگرمی روحی است و هر نوع یأس و نومیدی را از ایشان دور می کند و آنها را به آینده ای روشن و ارزشمند امیدوار می سازد. به عبارت دیگر وجود امام، نقطه اتکایی است برای بندگان خدا که در هنگام مواجهه با حوادث هولناک، به وی پناه برند و به عنوان پناهگاهی چاره ساز و آرام بخش از وجود امام منتفع گردند و به تلاش و کوشش خویش در راستای نیل به اهداف الهی و اسلامی ادامه دهند.

2- وجود امام، منشأ خیر و برکت است:
بر حسب روایات و اخبار، وجود افراد مؤمن در بین مردم، منشأ خیر و برکت و موجب نزول باران و جلب منافع و دفع بسیاری از بلاها از جامعه است، چنان که در تفسیر آیه 251 سوره بقره از امام صادق(ع) نقل شده که فرمودند:
به درستی که خداوند به واسطه نمازگزاران شیعه، بلا را از کسانی که نماز نمی خوانند، دفع می کند، زیرا اگر همه شیعیان نماز را ترک کنند، هلاک می گردند.(19).
واضح است که وقتی وجود افراد مؤمن در اجتماع، چنین برکتی را به همراه داشته باشد، برکات وجود امام معصوم که ولی و حجّت خدا بر مردم است، به مراتب بیشتر خواهد بود، زیرا امام و حجّت خدا، واسطه رسیدن فیض و برکت خداوند متعال به مردم است؛ چنان که امام سجاد(ع) درباره برکات وجودی ائمه اطهار(ع) می فرماید:
ما کسانی هستیم که به واسطه ما آسمان بر فراز زمین نگهداری شده و زمین از هلاک نمودن اهلش منع گردیده است.
حضرت در ادامه می فرماید:
و بنا ینزّل الغیث و تنشر الرّحمة و تخرج برکات الأرض.(20).
در این فراز از بیان امام، برکات دیگری چون نزول باران، انتشار رحمت خدا و خروج برکات زمین، از آثار وجودی ائمه اطهار(ع) شمرده شده است. پس وجود امام غایب به عنوان حجّت الهی و ولی معصوم حق باعث نزول خیرات بسیار بر امّت اسلامی است.

3- امیدبخشی به مسلمین:
ایمان و اعتقاد به امام غایب(ع) سبب امیدواری مسلمانان نسبت به آینده پر مهر و صفای خویش در عصر ظهور امامشان می گردد. این امیدواری از بزرگ ترین اسباب موفقیت و پیشرفت است. جامعه شیعی، طبق اعتقاد خویش به وجود امام شاهد و زنده، همواره انتظار بازگشت آن سفر کرده را که صد قافله دل همره اوست می کشد. هر چند او را در میان خود نمی بیند، اما خود را تنها و جدا از او نمی داند. باری، امام غایب(ع) همواره مراقب حال و وضع شیعیان اند و همین مسئله باعث می گردد که پیروانشان به امید لطف و عنایت حضرتش، برای رسیدن به یک وضع مطلوب جهانی تلاش کرده و در انتظار آن منتظر بسر برند. چنان که خود فرموده اند: « ما در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم؛ پس تقوای الهی پیشه کنید و ما را یاری نمایید تا از فتنه ای که به شما رو می آورد، شما را نجات بخشیم» .(21).

آری، اوضاع آشفته و اسفبار جهان و سیل بنیان کن مادیت و محرومیت مستضعفین و توسعه استکبار، خیرخواهان بشریت را مضطرب کرده است؛ به طوری که ممکن است گاهی در اصل قابلیت اصلاح بشر تردید کنند. در این صورت تنها روزنه امیدی که برای بشر مفتوح است و یگانه بارقه امیدی که در این جهان ظلمت زده سوسو می زند، همان انتظار فرج و فرا رسیدن عصر درخشان حکومت توحید و نفوذ قوانین الهی است.(22).

4- ایجاد حالت انتظار خوشایند :
حالت انتظار ،هر مومنی را به سوی پایداری ومقاومت در امر دین داری وتقید به دستورات شرعی ودوری از ظلم به دیگران وغصب حقوق آنان فرا میخواند زیرا در حکومتی که پس از قیام ناگهانی امام (عج) به دست ایشان برپامیشود حق مظلوم از ظالم ستانده میشود وقسط وعدل به همه جاگسترش خواهد یافت
...دستیابی امت به احساس وجود حکومتی مقتدر در جامعه عامل بازدارنده نیرومندی محسوب میشود که جلوی ارتکاب جرایم را سد میکند
حالت انتظار افراد امت اسلامی را به سوی یک وضعیت آماده باش همیشگی برای پیوستن به سپاه امام مهدی (عج) وکسب آمادگی کامل جهت جانبازی وفداکاری در راه تثبیت تسلط کامل امام بر اوضاع وگسترش قلمرو حکومت وی در اقطار کره زمین فرا میخواند واین حالت روحیه تعاون وانسجام وبه هم فشردگی مومنان را بیشتر میکند
امتی که با اعتقاد به مهدی موجود وزنده ویاریگر مومنان وخوارکننده ظالمان وکافران زندگی میکند همواره در خود احساس عزت وسربلندی میکند ودر برابر دشمنان خدا واسلام سرتعظیم فرود نمی آورد

5- حفظ و نجات شیعیان از خطرات، گرفتاری‌ها و شرّ دشمنان:
در توقیعی که از ناحیه مقدّس حضرت حجت(ع) برای شیخ مفید(رض) صادر گشته، آمده است:
ما در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم که اگر جز این بود، دشواری‌ها و مصیبت‌ها بر شما فرود می آمد و دشمنان، شما را ریشه کن می نمودند.. دفع گرفتاری‌ها و بلاها ممکن است مستقیماً توسط خود آن بزرگوار یا از طریق وسایط و یاران مخصوص وی و یا به وسیله دعای آن حضرت صورت گیرد. (23)
سلامتی و نجات یافتن از خطرات، گرفتاری‌ها و شرّ دشمنان توسط امام(ع) بر دو وجه است:
الف : عافیت و سلامتی از همه خطرات دینیّه و دنیویّه؛
ب : حاصل شدن سلامتی و نجات یافتن از بلایا و گرفتاری‌های بسیار سخت و مشکلات عظیم در امر دین و دنیا.
از جمله این موارد در وجه دوم، نجات مردم بحرین از اجحاف حاکم ظالم است، آنگاه که صدراعظم وقت حکومت، حیله و نقشه ای را پی ریزی کرد تا با شیعیان، همچون کفار حربی از اهل کتاب رفتار شود؛ یا «جزیه» پرداخته و ذلت پرداخت آن را تحمل کنند و یا مردانشان کشته و زنان و کودکانشان به اسارت گرفته شوند، که آن حضرت در خنثی ساختن این توطئه، نقش بزرگی ایفا نمودند.(24)

مضافاً اینکه توسل به حضرت مهدی(ع)، دستگیری و امدادهای امام نیز، از دیگر برکات ایشان در دوران غیبت است، زیرا با توسل به ایشان ـ به عنوان نزدیک ترین بندگان به خدا ـ می توان اطمینان قلبی داشت که خطرات، مشکلات و گرفتاری‌ها برطرف می گردد.
براى آگاهى بیشتر به فایده وجودى امام، به زیارت جامعه مراجعه کنید.(25)


یک شبهه :
آیا میتوان فایده های امام غایب رابااینکه دیده نمیشود قبول کرد؟

حضرت بقیة الله (عج) در میان ماست اگرچه پنهان از دیگان ماست او تنها موجودی نیست که از دیدگان ما غائب میباشد وما به وجودش ایمان داریم بلکه موجودات نامرئی فراوانی را داریم که در وجودشان کوچکترین تردیدی نداریم :
اعتقاد به خدای نامرئی در راس عقاید ما قرار دارد او را تنها آفریدگار وتنها نگهدارنده آسمان وزمین میدانیم وکمترین تردید در وجود مقدسش نداریم درحالیکه از دیده ها غایب است ودر محدوده افکار بشری نمی گنجد
روح که بر بدن ما اشراف دارد ودینامیسم بدن ما از آن سرچشمه میگیرد در پرتو آثار ونشانه هایش به آن اعتراف داریم با حضور آن در بدن زنده هستیم وبا گسستن پیوند آن میمیریم در وجود آن هیچ تردیدی نداریم در حالیکه قابل رویت نیست
هوایی را که روزانه بیش از چهل هزار بار استنشاق میکنیم ودر وجودش تردیدی نداریم تا کنون ندیده ایم
گازهای مختلف سمی وسودمند که در شئون زندگی وارد میشود ،صدایی که از تارهای صوتی ما برمیخیزد وپرده گوشمان را مینوازد ،امواج الکتریسیته ،عناصر آب ویا دیگر مایعات ،افکار صادره از مغزمان ، همه وهمه وجود دارند ودر وجودشان تردیدی نداریم اینها همه نمونه های ساده از این عالم طبیعتند پس چگونه است که هنگامی که از امام غایب سخن میرود تکذیب وانکار شروع میشود ؟!در حالی که خدا، پیامبران،امامان معصوم وهمه ادیان آسمانی نوید ظهور او را به امت خود داده اند ولی گروهی از ما به بهانه اینکه با چشم خود اورا نمی بینند لب به اعتراض میگشایند
چگونه است که به هزاران موجودی که ندیده اید عقیده دارید ولی امام زمان را فقط به خاطر اینکه ندیده اید انکار میکنید !!!!!

نتیجه گیری:
دیدیم که پرسشهاوشبهات به وجود آمده ناشی ازتصور ناصحیح نسبت به مساله غیبت و زندگی حضرت مهدی (عج) در شرایط خاص میباشد. و گمان میشد که حضرت در عصر غیبت، دارای یک زندگی صرفاً خصوصی بوده و هیچ ارتباطی با دیگران ندارد و لذا وجود او در پشت پرده غیبت نقشی در زندگی مؤمنین و مسلمانان نخواهد داشت!
در حالیکه، غیبت حضرت به معنای انقطاع مطلق رابطه حضرت با مردم و جهان نیست. بلکه غیبت به معنای پنهان بودن حضرت از انظار عمومی است یعنی حضرت در شرایط غیبت ضمن اشتغال به امور شخصی به طور ناشناس در جامعه حضور دارد و حوادث و رخدادهای اجتماعی و مشکلات مردم را به طور کامل زیر نظر دارد و خصوصاً نسبت به شیعیان و دوستانش عنایت خاصی دارد و از وضع آنان باخبر است و مراقبت می نماید. چنانکه خود حضرت در یکی از توقیعاتش به شیخ مفید (ره) می نویسد: "ما شما را رها نکرده و در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم, پس تقوی پیشه کنید و ما را یاری نمائید تا از فتنه هایی که به شما روی می آورد، شما را نجات بخشیم..."(26)
بنابراین مفهوم غائب بودن حضرت ـ علیه السلام ـ چنانکه از روایات استفاده می شود ـ به معنای وجود نامرئی و بریده از جامعه انسانی نیست بلکه به معنای وجود عینی و حضور فیزیکی است که مانند دیگران دارای زندگی طبیعی می باشد. با این تفاوت که طبق دستور الهی بنا به مصالحی تا زمان رسیدن فرمان ظهور، از انظار عمومی مخفی است و به طور ناشناس زندگی می کند. این به معنای آن نیست که مردم نیز از آن حضرت پنهان باشند بلکه حضرت در شرایط غیبت نیز همانند شرایط حضور از حوادث جامعه آگاه است و نسبت به کلیة امور جاری اشراف کامل دارد از شادی و پیروزی مسلمانان شاد می شود و از مشکلات و گرفتاری آنان غمگین می گردد و تا جایی که با فلسفه غیبت منافات نداشته باشد از بیچارگان فریاد رسی می کند. بیماران را شفا می بخشد و در مجالس حاضر می شود و... .
پس با توجه به مطالب یاد شده از کتاب آسمانی قرآن و بهره ای که از این روایت بردیم باید بگوییم.
امامت را نباید صرفاً تدبیر سیاسی جامعه اسلامی در چهار چوب احکام الهی خلاصه کرد امامت ظاهری ریشه در ولایت و هدایت درونی و تکوینی دارد در نتیجه وجود امام همیشه ضروری است چه حاضر باشد و چه غایب و ضرورت او بخاطر اوامر است. 1. فلسفه جهان خلقت است(که او خلیفه الهی بر زمین است) 2. هادی و راهنمای خلق است به سوی پروردگار عالم.
خود این باور و ایمان به چنین امام حی و حاضری که ملجاء و پناهگاه مظلومین و حافظ دین و شریعت است موجب دلگرمی و قوت قلب طرفداران آن حضرت و مانع از یأس و ناامیدی آنان می باشد. این اعتقاد باعث مقاومت شیعیان در برابر ظلم و جور و تقویت روحیه عدالت خواهی و دشمن ستیزی آنان می گردد.
این اعتقاد موجب می شود که جامعه شیعی و پیروان آن حضرت، خود را همواره متکی به یک پایگاه قوی و نیرومندی بدانند که سرانجام و آینده جهان بشریت را رقم خواهند زد و شاداب و پرنشاط خود را برای هر گونه ایثار و فداکاری آماده می نمایند و برای رسیدن به وضع مطلوب جهانی بر تلاش بی وقفه و پایدار خود بیافزایند.
از این نظر وجود امام غائب ـ علیه السلام ـ قطع نظر از فوائد بیشماری دیگری که دارد، مهمترین عامل استحکام روحی و دلگرمی شیعیان و منتظران حضرت به شمار می آید و انگیزه مبارزه برای استقرار عدل و قسط و رسیدن به عصر شکوهمند ظهور را در جان آنان بارور می سازد. دقیقاً همین روحیه و اعتقاد زنده، تفکر پویای شیعی را از دیگران متمایز نموده است و باعث بقاء رشد و بالندگی روز افزون جامعه شیعی گردیده است.
وجود مقدس امام معصوم ، خورشید و قلب عالم انسانیت است و در ترتب فواید وجود ایشان، بین حضور و غیبت ایشان تفاوتى نیست. اگر مردم از فایده‏ى نور مستقیم این خورشید عالم‏تاب محرومند و وجود ایشان را مستقیماً درک نمى‏کنند، این به دلیل تقصیر و کوتاهى خود مردم است؛ زیرا اگر موانع ظهور را برطرف سازند و اسباب و مقدمات حکومت دادگستر ایشان را فراهم کنند، امام زمان«علیه‏السلام» ظاهر مى‏شود و جامعه‏ى بشرى از فواید بى‏شمارى بهره‏مند مى‏گردند.
بنابراین شکی نیست که میزان بهره‌مندی موجودات از آفتاب عالم‌تاب در زمانی که چیزی حایل نباشد، بیشتر و کامل‌تر است؛ امّا این بدان معنا نیست که وجود پرده بر روی خورشید، تمام یا بیشتر بهره‌مندی‌ها را از بین ببرد؛ بلکه این مانع، فقط برخی از فواید را از میان برده یا کم می‌کند.
وجود ظاهری امام در عصر حضور و ظهور نیز به معنای آن است که تمام منافع امام می‌تواند به مردم برسد. حال اگر چیزی مانع رسیدن فیض‌های کامل امام به دیگران شود، بدان معنا نیست که وجود او بی‌فایده است. وجود امام در پس پردة غیبت، به همان میزان مفید است که وجود او در زندان‌های حاکمان ستمگر دارای فایده بود. البته بین زندان غیبت و زندان حاکمان مستبد، تفاوت‌های فراوانی است؛ ولی هر کدام به نوعی مانع رسیدن فیض کامل امام به عالم وجود و انسان‌ها می‌شوند.
فشرده سخن این که مسألة غیبت، فلسفة ضرورت وجود امام معصوم(ع) را نقض نمی‌کند؛ زیرا امام معصوم در حال غیبت وجود دارد و فواید او هم به دیگران می‌رسد. فقط بخشی از فواید او است که در اثر تقصیر خود مردم در حال غیبت به آنان نمی‌رسد؛ ولی وجود او حجت را بر همگان تمام کرده است و این، خود مردم هستند که می‌بایست با ایجاد آمادگی لازم شرایط را برای ظهور آن حضرت فراهم کنند.
مرحوم آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانی رحمت الله در نظمی زیبا ، چنین می سراید:
اشرق الشمس (27)
کالشمس ضحی النهار
من مُستسّر عالم الاسرار
و کرم به من غایب مشهود
بدامن الغیب الی الشهود
لیس سواه نیّر مغیّب
فهو عن الغیب المصون یُعرب(28)

؛ او هم چون خورشید چاشتگاه، از پشت عالم اسرار می درخشد. چه گرامی است آن غایب مشهودی که از عالم غیب برای عالم مشهود ظاهر می شود. جز او روشنی بخشی نیست که با وجود غایب بودن، نور افشانی کند و از پس پرده ی صیانت شده سخن بگوید. او چون خورشید پشت ابر می درخشد و پرتو افشانی می کند و هیچ گاه امر او علیه السّلام پوشیده و مخفی نمانده و نخواهد ماند


وظیفه ماچیست:
هنگامی که امام صادق (ع) برای مفضل از تشبیه امام زمان (ع) به خورشید پست ابر سخن میگوید مفضّل بعد از شنیدن فرمایش صادق آل محمد صَلَی اللهُ عَلَیهِ و آلِه و سَلَم پیرامون سختی دوران غیبت، به گریه می افتد و می پرسد: وظیفه ما چیست؟ امام صادق علیه السّلام به شعاع خورشیدی که در ایوان خانه تابیده شده بود، اشاره کرد و فرمود: ای ابا عبدالله (کنیه مفضّل) این آفتاب را می بینی؟ عرض می کند: آری. امام علیه السّلام فرمود: « والله لامرنا أبیَنَ من هذه الشمس»(29) ؛ به خداوند متعال سوگند! امر ما از این آفتاب روشن تر است.
ای خوب رخ که پرده نشین و بی حجاب
ای صد هزار جلوه گر و باز در نقاب (30)


امام صادق علیه السّلام می فرماید: « من مات منکم و هو منتظر لهذا الامر کمن هو مع القائم فی فسطاطه ؛ هر کس از شما در حال انتظار وقوع این امر جان دهد، گویی که در خیمه گاه خود آن حضرت می باشد» و مانند زمانی است که حضرت را مشاهده می نماید(31)
آری کسی که واقف به عنایت های آن شهریار بی همتا، فرمان فرمای عالم امکان ومؤثر در نشئات ملک و ملکوت و کیان این عالم باشد مانند کسی است که در خیمه حضرت به سر می برد
امام سجاد علیه السّلام به ابو خالد کابلی می فرماید: « یا ابا خالد! ان اهل زمان غیبته القائلین با مامته المنتظرین لظهوره افضل من اهل کل زمان، لان الله تبارک و تعالی اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفة ما صارت به الغیبة عند هم بمنزلة المشاهدة » ای ابوخالد! به درستی که اهل زمان غیبت او (امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) که امامتش را باور دارند و منتظر ظهور او هستند، از مردم همه ی زمان ها بهترند، زیرا خدای تبارک و تعالی آن چنان عقل ها و فهم ها و شناختی به آن ها عنایت کرده که غیبت نزد آنان، هم چون دیدن باشد...»(32)
خورشید رخ مپوشان در ابر زلف یارا
چون شب، سیه مگردان روز سپید ما را
ای آشکار پنهان! بُرقَع ز رخ بر افکن
تا جلوه ات ببینم، پنهان و آشکارا
ای پرده دار عالم! در پرده چند مانی؟!
آخر ز پرده بنگر ، یاران آشنا را
ای پرده دار عالم در پرده چند پنهان؟!

باز آو روشنی بخش ، دل های با صفا را(33) ابر، چهرة خورشید را برای زمینی‌ها می‌پوشاند؛ ولی هرگز زمین را تاریک نمی‌کند. پرده غیبت نیز فقط انسان‌ها را از دیدار مستقیم حضرت محروم می‌کند و هرگز مانعی بر نورافشانی او بر مردمان نخواهد شد.
در حقیقت ابر ما را می‌پوشاند. ابر ما را غایب و از دیدن خورشید محروم می‌کند، نه اینکه در فواید خورشید اختلال ایجاد کند. چگونه کسی که عالم وجود در قبضه اختیار اوست و می‌تواند هر لحظه در هر جایی حضور داشته باشد، غایب است؟
کی رفته‌ای زدل که تمنا کنم تو را؟
کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم تو را؟
غیبت نکرده‌ای که شوم طالب حضور
پنهان نگشته‌ای که هدایت کنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صدهزار دیده تماشا کنم تو را
(فروغی بسطامی)

فقط مردمی در انتظار راستین کنار رفتن ابرها به سر می‌برند که به فواید خورشید آگاهی کامل دارند. در دوران غیبت نیز معرفت به امام، باعث حقیقی‌تر شدن انتظار می‌شود.
همان گونه که مردم از آفتاب پشت ابر بهره می برند و انتظار دارند که ابر کنار رفته و دوباره قرص خورشید پیدا شود تا بیشتر از آن بهره بگیرند، در ایام غیبت نیز شیعیان با اخلاص، در همه وقت، منتظر ظهور امام عصر(ع) هستند و هیچ گاه مأیوس نمی گردند.
خورشید موعود
اگر چه زود:می آید.اگر چه دیر می ی آید
سوار سبز پوش به هر تقدیر می آید

همان خورشید موعودی که در روزطلوع او
حدیث صبح صادق می شود تفسیر می آید
زمین ابی تر از این اسمانها می شود وقتی
که آن ایینه سبز(خدا تصویر)می آید
در اعماق نگاهش می توان خشمی مقدس دید
دلش لبریز از دست وبا شمشیر می آید
چنان با ضربه های حیدری اعجاز خواهد کرد
که از دیوار هم گلنغمه تکبیر می آید
دقیقا راس ان ساعت که در ذهن خدا ثبت است



مقالات مرتبط : ارتباط جهان هستی وامام زمان( ع)

منابع وپی نوشتها :
1- روزنامة کیهان 22/7/78؛ ش16633
2- سوره آل عمران (3)، آیه 138.
3- نهج البلاغه، کلمات حکمت، شماره 139. نهج البلاغه فیض الإسلام، ص1148.
4- بحارالانوارعلامه مجلسی ، ج52، ص93 ،و ج36، ص250. کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق ج1، ص253 ح3. ( ص146 و 365 )،
5- دکتر احمد محمود صبحی، نظریه الإمامة ص413.
6- اصول کافی ج1ص200) ، أمالى، صدوق، ص 186. 6. و بحارالانوار، ج52، ص92.
7- بحارالانوار، ج52، ص92و ج53ص181، کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق ج2, ص483, ح4و ص162، شیخ طوسی، الغیبة ص188 / طبرسی، الإحتجاج، ص263 / کشف الغیبة، ج3، ص322 / فیض کاشانی، النوادر، ص164.
8- مرحوم عارفچه اصفهانی ، اشک فراق، ص10.
9- سوره یونس آیه 5
10- سوره انفال ، آیه 33.
11- نجم الثاقب باب دوم.
12- مفاتیح الجنان، چاپ فیض، ص 140، دعای عدلیه.
13- تفسیر البرهان، ج4، ص291. علامه مجلسی(ره)، بحارالانوار، ج52، صص93ـ92، ح7.
14- سوره اسراء (17)، آیه 72.
15- عباس استاد آقایی، اسرار آفرینش اهل بیت(ع)، صص253ـ251.
16- مفاتیح الجنان، دعای عدیله.
17- بحارالانوار، ج53، ص175.
18- حاج ملا هادی سبزواری.، عصاره خلقت درباره امام زمان(ع) برگرفته از آثار آیت الله عبداللَّه جوادی آملی، ص 85.
19- اصول کافی، ج2، ص451.
20- کمال الدین، ص207.
21- احتجاج طبرسی، ج2، ص497.
22- آیت اللَّه ابراهیم امینی، دادگستر جهان، ص157.
23- (سید محمد صدر، تاریخ الغیبة الکبری) ص153.
24- النجم الثّاقب، ص314 / بحارالانوار، ج52، ص178 / منتهی الامال، ج2، ص316، به نقل از تاریخ الغیبة الکبری، صص117ـ116.
25- بحار الانوار، ج52ص، 92.
26- . الاحتجاج، ابومنصور طبرسی، ج 2، ص 497، انتشارات سعید، نشر مرتضی، مشهد.
27- اشرقت الشمس ؛ خورشید درخشید و تابان شد اما اگر خورشید بدرخشد و شعاع آن، صاف و تابان نباشد، گفته می شود: شرقت.
28- سیمای مهدی علیه السّلام در شعر عربی، ص165.
29- کافی، کتاب الحجة ، باب فی الغیبة ، ج2، ص133، ح3.
30- امام خمینی رحمت الله.
31- بحارالانوار، ج52، ص126
32- کمال الدین ، ج1، ص319.
33- فواد کرمانی ، آه عاشقان در انتظار موعود، گرد آوری محمد علی مجاهدی ، ص220.