چگونگی آغاز غیبت صغری وماجرای سرداب مقدس قسمت دوم - تنها منجی

تنها منجی

چگونگی آغاز غیبت صغری وماجرای سرداب مقدس قسمت دوم
نویسنده : منتظر ظهور - ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٥
 

 چگونگی آغاز غیبت صغری وماجرای سرداب مقدس قسمت دوم

درقسمت  قبل دروغین بودن اتهامات سرداب مقدس را بررسی کردیم وحال از زوایای دیگر به این موضوع میپردازیم وبازهم ثابت میکنیم که ادعای دشمنان اسلام وهمچنین اهل سنت مبنی بر عقیده شیعه به پنهان شدن امام زمان (عج) در سرداب وزندگی کردن در آن دروغ وافترایی بیش نیست وهیچگاه شیعه چنین اعتقادی نداشته است وندارد

 

ماجرای چاه سرداب مقدس چیست ؟

در سخنان وافتراها سخن از چاهی در سرداب میرودکه گفته میشود شیعیان اعتقاد دارند امامشان داخل آن پنهان شده وبدون آب وغذا زندگی میکند وهنوز نمرده وروزی از آن بالا می آید وخروج میکند !!

لازم به ذکر است که صحن سرداب مطهر، فضای بزرگی به طول تقریباً شصت متر و به عرض بیست متر است. در قسمت جنوبی آن، ایوان کشیده و سپس شبستانی قرار دارد با راهرو و پله‌ها به سرداب راه می‌یابد. در داخل سرداب صفه‌ای است که محل حوضی بوده و امامان معصوم در آن‌جا وضو می‌گرفته‌اند واصلا در ابتدا چاهی وجود نداشته است که بگوییم امام داخل آن پنهان شده !!شایعات وافسانه پردازی ها درمورد اینکه امام زمان در سرداب پنهان شده یا به دیوار فرو رفته است رواج پیداکرده بود پس  از آن‌که این خانه، مزار و معبد شد، این صفه هم به انداختن عرایض و رقاع حاجات شیعیان به حضرت ولی‌عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) اختصاص یافت.
چون رفت و آمد شیعیان برای زیارت مقابر ائمه مدفون در این مکان افزایش یافت، برای حرم مطهر و سرداب مقدس خادمانی قرار دادند و آنان چون اشتیاق و رغبت مؤمنان را به زیارت این بقعه شریف بسیار دیدند، خاک سرداب را کندند و آن را در برابر مبلغی به زوار فروختند.وبرای خود محل درآمدی درست کردند ودائم به شایعات دامن میزدند ومیگفتند که این محل مکان پنهان شدن امام است !!! این عمل به آن‌جا انجامید که در بقعه یاد شده، حفره و چاهی به مقدار دو پله پیدا شد و مرحوم شیخ عبدالحسین تهرانی که اوضاع را چنین دید آن را پر کرد. خادمان برای جلب نفع و استفاده خود آن را دوباره کندند و آن را «چاه صاحب‌الزمان» نام نهادند. در دوره مرحوم آیت‌الله حاج میرزا حسن شیرازی (م1312قمری) بعضی عوام دری از نقره بر دهانه چاه قرار دادند و روزگاری بر آن نگذشت که در را به سرقت بردند و امر به حالت اول برگشت. آیت‌الله شیرازی با همه قدرت و نفوذ خود در سامرا نتوانست آن را تغییر دهد تا این‌که بساط دولت عثمانی از کشور عراق برچیده شد و مرحوم آیت‌الله میرزا محمد تهرانی به کمک حکومت وقت، موفق شد چاه را پر کند و زمین سرداب را با سنگ مرمر فرش گسترد.تا دیگر کسی نتواند چاه دیگری بکند واز آن استفاده مالی بکند  با این همه، خدام شکافی در زیر سنگ مرمر ایجاد کردند تا از آن‌جا خاک بردارند و به زوار بدهند و پول دریافت کنندکم کم این چاه دوباره ایجاد شد وکسی هم دیگر نتوانست جلوی این روند را بگیرد وهم اکنون هم این چاه وجود داردوبه چاه غیبت مشهور است  وافسانه پردازی ها در مورد آن ادامه دارد ومردم ساده در(بعضا با پرداخت مبالغی )درآن نامه وعریضه می اندازند !!!


علمای شیعه بارها به رد این چاه پرداختند مثلامرحوم محدث نوری صاحب المستدرک علت پیدایش چاه سرداب غیبت را چنین شرح می‌دهند: عده‌ای از خادمان این مکان برای کسب منافع مادی و دینوی خود، چنین خرافه‌ای را رواج داده و آن را چاه غیبت معرفی کرده‌اند و از آن محل، خاکی برای تبرک در مقابل دریافت پول به زائران می‌دادند.

مرحوم شیخ العراقیین از علمای عالیقدر شیعه برای جلوگیری از این اقدام ناصواب چاه مذکور را پر کرده و در آن را محکم بستند اما بعدها خادمان دوباره آن را گشوده و تا به امروز با این ترفند به گرفتن پول از زائران می‌پردازند. سید محسن الامین از علمای بزرگ شیعه معتقد است این توهمی فاسد برای برخی است که می‌پندارند حضرت مهدی(عج) در این سرداب است، جز این نیست که تبرک به این مکان تنها برای تبرک به آثار صالحین است. زیرا سه تن از امامان بزرگوار شیعه در این مکان زندگی کرده‌اند

این چاه  هیچ موقعیتى در اعتقادات ما ندارد.وهیچ قداست خاصی ندارد وخود این چاه وداستانهای مربوط به آن ساخته وپرداخته خدام پول پرست میباشد وعده ای از علمای اهل سنت هم  یا از روی غرض ورزی یا ناآگاهانه به آن دامن زده اند واز همین راه چه تهمت هایی که به شیعیان نزده اند!!

پس آنانکه بر اساس شایعات معتقدند حضرت داخل آن چاه است و همچنین عربى که سابقاً مى گفتند بالاى چاه مى نشیند و شمشیرش را هم زیر عبایش آماده نگه مى دارد تا هر وقت حضرت از چاه بیرون آمد به قتلش برساند، اینها اعمالى است احمقانه، ناشى از حماقت آن مرد سنّى و احمق تر از او کسانى هستند که معتقدند او آنجا نشسته است که حضرت را بکشد ولی دیده نمیشودوهمانجا مانده تا امام از این چاه بیرون بیاید !!

و نیز کسانى که معتقد باشند حضرت توى چاه زندگى مى کند و یا توى دیوار سرداب فرو رفته است.!!!

ما به وجود امام زمانى که در سرداب یا در داخل چاه زندگى کند معتقد نیستیم وبا صراحت میگوییم اینها همه کذب ودروغ است

نه تنها شیعیان در اطراف این چاه، انتظار نمی‌کشند که اساساً محلّ ظهور را بنا برروایات متواتر و مکرر با کیلومترها فاصله از این چاه در باشرافت ‌ترین نقطة روی زمین و کنار کعبه می‌دانند. حتی یک روایت در تمام منابع شیعی نمی‌توان یافت که آن چاه را محل سکونت امام معرفی کند و حتی درباره دوره غیبت کبرا نیز درباره محلّ سکونت ایشان روایات و گزارش‌های بسیاری وجود دارد که احتمال سکونت آن حضرت را در چاه سرداب به صفر می‌رساند وهیچ قداستی به جزاینکه محل وضوی امامان بوده ندارد

واین چاه همانند چاه جمکران ساختگی است حتی تابلویی هم در جمکران وجود دارد که بیان میکند این چاه هیچ قداست خاصی ندارد وعلما هم این موضوع را تایید کرده اند

   

هم اکنون برای روشن تر شدن موضوع واثبات دروغ بودن اتهامات اهل تسنن یک یک اتهامات رابه طور جداگانه  بررسی میکنیم :

1- آیا سرداب محل غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است؟

دربالا بیان کردیم که آغاز غیبت چگونه بوده است واگر بخواهیم بر اساس پاره ای از روایات که ذکر شد آغاز غیبت امام زمان (عج) از سرداب باشد  وآن را قبول داشته باشیم جوابمان این است که:

باید یاد آور شد که محل غیبت دو معنای متفاوت دارد، اگر به معنای مخفی گاه و محل غایبانه زندگی کردن حضرت باشد، همان معنای محل سکونت را خواهد داشت که در قبلادرموردش صحبت شد و گفتیم چنین سخن و نسبتی به شیعه درست نیست . اما اگر به معنای محل غایب شدن باشد یعنی آخرین مکانی که حضرت در آن دیده شده و بعد کسی او را ندیده و به عبارت دیگر ظرف شروع غیبت باشد نه ظرف ادامه غیبت، باید گفت: حرف صحیحی است و سرداب محل غیبت امام مهدی(علیه السلام) است.غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از سرداب آغاز شد، نه آن که آن جا هم ادامه می یابد. بعضی از عبارت اهل سنت به احتمال بیشتر بر همین معنای دوم دلالت می کند و لذا حرف نا درستی نبوده است. اما بعضی ها آن را اشتباه فهمیده و محل غایب شدن را به محل غایبانه زندگی کردن تفسیر کرده اند . چنانکه قبلا ملاحظه کردید روایات  شروع غیبت از سرداب را نشان می دهد نه وجود غایبانه حضرت در سرداب را، و این مطابق نقل‌های تاریخی است که به ما رسیده است

طبق عقیده شیعه امام مهدی(علیه السلام) بعد از ورود به سرداب از آنجا خارج شد و آنها او را ندیدند. لذا آخرین محل تعقیب سرداب بوده است و این امر چیز بی سابقه و باور نکردنی نیست. در لیلة المبیت نیز وقتی شب هجرت، امیر المؤمنین در بستر پیامبر خوابید، پیامبر از درب منزل در برابر چشم محاصره کنندگان از منزل خارج شد و کسی ایشان را ندید و پیامبر به سلامت به مدینه هجرت کرد . پس غیبت از سرداب شروع شد و به همین خاطر در بعضی از منابع شیعی از سرداب به سرداب الغیبة یاد می شود (1)

 

٢- آیا سرداب محل ظهور امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است؟

یکی از قدیمیترین دروغ‌ها و افتراء‌هایی که مخالفین ومعاندین اهل بیت از دیرباز در کتابهای خود می آورند این است که شیعیان معتقداند سرداب محل ظهور امام زمان علیه السلام است.این یکی از سخنان بی‌اساسی که اهل سنّت، شیعه را به آن متهم می‌کنند!!!

حتی دیده شده که پارا فراتر گذاشته مطرح شده است که به اعتقاد شیعه، ظهور امام دوازدهم آنها از هندخواهد بود، ‌در حالی که انتخاب هند برای مکان ظهور هیچ مناسبتی ندارد!!! از همین جامیتوان بی پایه واساس بودن سخن دشمنان را فهمید

رفع اتهام:

همانطور که بیان کردیم تمامی کسانی که این اتهام را به شیعیان زده اند وسخنانشان را میخوانیم متوجه بیهوده گویی آنان میشویم 

به شیعه چنین اتهامی زده شده است با این که در هیچ یک از احادیث شیعه و هیچ متنی از متون شیعی، حتی متون غیر معتبر مانند هدایة حضینی که یکی از متون غیر معتبر شیعی است، جریان سرداب نیامده است و روایتی که در الخرائج و الجرایح راوندی آمده مبتلا به اشکالات متعددی بود که قبلاً بیان گشت درثانی دیدیم که حتی در این کتاب هم ادعای اهل سنت دیده نمیشود پس  پى خواهیم برد که این نسبت کذب ودروغ است.  افزون بر این، روایات ما با تأکید و به صراحت می‌گویند: ظهور حضرت، از مکّه معظمه و از کنار رکن حجرالأسود خواهد بود که به بعضی از این روایات اشاره خواهد شد. با این حال جای هیچ‌گونه اتهامی بر ضدّ شیعه مبنی بر این‌که امام زمان (علیه السلام) از سرداب ظهور خواهد کرد، باقی نمی‌ماند. اینک روایاتی که به ظهور حضرت از مکّه و رکن حجرالأسود صراحت دارند:

1- از امام محمدباقر (ع)  نقل شده که فرمود: حضرت مهدی شب هنگام در مکه ظاهر می‌گردد و پرچم و پیراهن و شمشیر و دیگر نشانه‌ها و نور و بیان را با خود همراه دارد. نماز عشاء را که به جا آورد با رساترین صدای دلنوازش اعلان می‌دارد: مردم! در پیشگاه پروردگارتان خدای را به یاد شما می‌آورم که او حجّت خویش را بر شما تمام گرداند و پیامبران را برانگیخت و کتاب آسمانی فرو فرستاد و به شما فرمان داد چیزی را با خدا شریک قرار ندهید و همواره در مسیر اطاعت وی و اطاعت فرستاده او قرار داشته باشید و ارزش‌هایی را که قرآن زنده ساخته، زنده نگاهدارید و بدعت‌هایی را که میرانده، بخشکانید و مدد کار حق و هدایت و در مسیر تقوی کمک کار باشید، زیرا دنیا در آستانه نابودی قرار دارد و آهنگ وداع سر داده است.
من شما را به اطاعت از خدا و فرستاده‌اش و عمل به کتاب او و نابود سازی باطل و زنده ساختن سنّت وی فرا می‌خوانم. حضرت مهدی در جمع سیصدوسیزده تن از یاران خود به تعداد رزمجویان بَدْر بدون اطلاع قبلی چونان ابرهای پراکنده پاییزی از راه خواهد رسید. این عدّه، پارسایان شب و شیران هستند خداوند سرزمین حجاز را به دست با کفایت مهدی می‌گشاید و او زندانیان بنی‌هاشم را آزاد می‌سازد و حاملان پرچم‌های سیاه در کوفه فرود خواهند آمد و هیئتی را برای بیعت با حضرت مهدی(ع)  نزد وی اعزام می‌دارند. مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) لشکریان خود را به جای جای گیتی گسیل می‌دارد و ستم پیشگان را از میان برمی‌دارد و شهرها به تصرف او درمی‌آیند و خداوند به دست مبارک او، قسطنطنیه را آزاد خواهد ساخت»

این روایت به صراحت بیان می‌کند که ظهور حضرت حجّت از مکّه معظمه خواهد بود و هیچ گونه اشاره‌ای به سرداب سامراء وجود ندارد.

2- امام محمد باقر (ع) همچنین فرموده اند :« به خدا سوگند گویی میبینم اوراکه پشت خود را به حجرالاسود تکیه داده میگوید :ای مردم ماازهمه مردمان یاری میخواهیم علیه کسانی که به ما ستم کردند وحق ما را غصب نمودند ...»(2)

3- امام محمد باقر(ع) فرموده اند :

« یسند ظهره الی الحجرویهزالرایةالمغلبة:پشتش را به حجرالاسود تکیه میدهد وپرچم همیشه پیروز را به اهتزاز در می آورد »(3)

4- حذیفه در ضمن حدیثی طولانی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نقل کرده که فرمود:«  بعد از خروج سفیانی و اعمال فجوری که مرتکب می‌شود، منادی از آسمان ندا می‌دهد که خداوند زمان جباران و ستمکاران را به سر آورده و صاحب امر شما در این هنگام بهترین امت محمد (صلی الله علیه وآله)، یعنی حضرت مهدی (عج)‌است، پس در مکه به او ملحق شوید». (4)

5- فضل بن شاذان به سند خود از امام صادق (ع) واو از امیرالمؤمنین (ع) در حدیثى طولانى نقل کرده که فرمود: «هو التاسع من ولدک یا حسین! یظهر بین الرکنین...»؛ «...او( معجم احادیث الامام المهدى نهمین از فرزندان توست اى حسین! که بین رکن ومقام ظهور خواهد کرد...». (5)

6- شیخ صدوق؛ نیز به سند خود از امام صادق (ع) نقل مى‏کند که فرمود: «القآئم منّا منصور بالرعب، مؤیّد بالنصر... فعند ذلک خروج قآئمنا، فإذا خرج أسند ظهره إلى الکعبة، واجتمع إلیه ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلاً...»؛ «قائم از ما کسى است که به رعب وترس یارى شده وبه نصرت، تأیید مى‏شود... در آن هنگام است خروج قائم ما. پس هنگامى که خروج کند بر کعبه تکیه زند، در آن هنگام سیصد وسیزده نفر دور او جمع مى‏شوند...».( 6)

7- بُکیر بن اعین می‌گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: چرا خداوند حجرالاسود را در رکنی که اکنون قرار دارد نهاده و در جای دیگر قرار نداده است؟ چرا حجر بوسیده می‌شود؟ و چرا از بهشت بیرون آورده شد؟ و چرا خداوند عهد و میثاق بندگان و میثاق خویش را در حجرالاسود به ودیعه نهاده و در جای دیگر قرار نداد؟ سبب این کارها چیست؟
اماما! فدایت گردم مرا از راز و اسرار این امور آگاه ساز که در این زمینه اندیشه‌ام سخت در شگفت است
.
راوی می‌گوید: امام (علیه السلام) فرمود: مساله‌ای را پرسیدی که در آن دچار ابهام شده‌ای و علل و اسباب آن را جویا گشته‌ای، اینک پاسخ آن را به دقت دریاب. دلت را کاملاً مهیا ساز و نیک گوش بسپار که به خواست خدا تو را از راز این مسائل آگاه خواهم ساخت
.
خدای تبارک و تعالی که حجرالاسود را در این محل قرار داد در آغاز گوهری در بهشت بود که برای حضرت آدم (علیه السلام) از بهشت خارج گردید و برای میثاق، در این رکن نهاده شد و آن‌گاه خداوند از نسل و دودمان بنی آدم در آن مکان، عهد و پیمان گرفت و در آن مکان، حجرالاسود برایشان پدیدار گشت و از همان مکان آن پرنده بر حضرت قائم فرود خواهد آمد و نخستین کسی که با وی بیعت نماید همان پرنده است. به خدا سوگند! آن پرنده همان جبرئیل (علیه السلام) است. قائم به هنگام ظهوربه همان مکان تکیه خواهد زد و آن جایگاه، حجّت و دلیل بر وجود قائم است. حجرالاسود بر کسانی که در آن مکان حضور یابند و عهد و میثاقی را که خدای عزّوجل از بندگان گرفته نزد حجر ادا نمایند، شاهد و گواه خواهد بود.»(7)

 8 –امام باقر  (علیه السّلام)  فرمود: چون حضرت قائم (عج)‌در مکه قیام کند و آهنگ کوفه کند، منادی فریاد کشد که کسی خوردنی و آشامیدنی همراه خود برندارد و سنگ حضرت موسی که یک بار شتر وزن دارد، با آن حضرت است، در هر منزلی که فرود آیند، چشمه آبی از آن بجوشد که گرسنه را سیر و تشنه را سیراب کند (8)

 وروایات فراوان دیگر بعلاوه روایاتی که محل اولیه بیعت قبل از قیام را مسجدالحرام وبین رکن ومقام بیان میدارد. (9) در تمامی این روایت تصریح شده که ظهور حضرت، از کنار رکن حجرالأسود در مکّه معظمه خواهد بود. با توجه به این روایات مشخص می‌شود سخن بعضی از علمای اهل سنّت که می‌گویند: شیعه قائل است امام زمان (علیه السلام) از سرداب ظهور می‌کند. اتهامی بیش نیست و شاید ناشی از ناآگاهی از کتابهای شیعه باشد.

٣- آیا سرداب محل سکونت مام مهدی (عج)  است؟

نویسندگان متقدم اهل سنت تنها این افتراء را می زدند که شیعه سرداب را محل ظهور می‌داند اما نویسندگان بعدی آنان به جای تتبع ورفع خطا و اشتباه سلف خود و بیان حقیقت، پا را فراتر نهاده و بهتانی دیگر اضافه نموده و ظلمی مضاعف نموده‌اند. اینها می گویند (علاوه بر محل ظهور) شیعه معتقد است امامشان در این سالیان متمادی در سرداب به سر می برد ومحل سکونت او نیز می باشد

ذهبی(م747): درمورد فرزند امام حسن عسگری می گوید: والرافضة تقول:لم یمت بل اختفی فی السرداب. (10) ابن حجر(م825) در مورد مسأله‌ای، سخن ذهبی را تکرار می کند که کسی این مسأله را باور نمی کند. الا من یؤمن بوجود محمد ابن حسن فی السرداب ثم بخروجه الی الدنیا فیملأ الأرض عدلا.(11)

و در معاصرین، نویسنده هتاک و عقده ای اهل سنت یعنی عبد الله علی القصیمی ساکن قاهره صاحب کتاب سراسر افتراء و دروغ (الصراع بین الاسلام و الوثنیه )که معتقدین به خدا و پیامبر اسلام را بت پرست می خواند در مورد سرداب می گوید: از همه کودن‌ها کودن‌تر و از تمامی اهل جمود، جامدتر و خشک‌مغزتر کسانی هستند که امامشان را در سرداب غایب کرده و قرآن و مصحفشان را همراه او در سرداب، مخفی داشته‌اند. کسانی که همه شب با اسب‌ها و الاغ‌هایشان کنار سردابی که امامشان در آن‌جا غایب شده می‌روند و به انتظارش می‌نشینند و او را برای خروج می‌خوانند و بیش از هزار سال است که آنان پیوسته چنین می‌کنند.... (12)

رفع اتهام:

در هیچ یک از احادیث و متون شیعی چنین سخنی به چشم نمی‌خورد و هیچ عالم شیعی چنین مطلبی را نگفته است؛ بلکه اعتقاد شیعه در مورد مکان حضرت ولی‌عصر (علیه السلام) در دوران غیبت این است که کسی از محل اقامت حضرت در دوران غیبت، اطلاع ندارد. و جریان جزیره خضراء افسانه‌ای بیش نیست. تنها در روایات شیعه اشاره شده که در دوران غیبت صغری برخی از خواص شیعه و در دوران غیبت کبری بعضی از موالیان خاص حضرت از مکان وی مطلع هستند درجواب کسانی مثل «عبد الله علی القصیمی» ، مرحوم علامه امینی صاحب اثر گران سنگ الغدیر چه نیکو پاسخ داده است که می فرماید:

شیعه اعتقاد ندارد که غیبت امام در سرداب است وخودشان او را در سرداب مخفى کرده‏اند واز همان جا نیز ظهور خواهد کرد، بلکه اعتقاد شیعه -که با احادیث تأیید شده- آن است که او از مکه معظمه، مقابل خانه خدا ظهور خواهد کرد. هرگز کسى قائل نشده که سرداب مقدّس، آن نور را در خود مخفى کرده است. بلکه آن سرداب، خانه امامان در سامرّا بوده است. واین مسأله‏اى همگانى در خانه‏هاى عراق است که به جهت حفاظت از گرما مى‏سازند. این سرداب به طور خصوص از آن جهت شرف پیدا نموده که به سه نفر از امامان دین منسوب است، خانه‏اى که خداوند متعال اذن داده که ارتفاع معنوى یافته ودر آن اسم وذکر خدا برده شود».(13)  
حتی در گذشته نیز کسی از شیعیان به این معتقد نبوده است که حضرت در سرداب سکونت دارد بنابراین این نسبت نیز کاملا ناروا است و مانند مورد قبل نه تنها حدیث یا مطلب موافق این مسئله در کتب شیعه یافت نمی شود بلکه احادیث وارد در منابع تشیع درست مخالف و ضد این مسئله است. و احادیث بیانگر حضور امام در اماکن مختلف ودیدار ایشان بامردم است مخصوصا در ایام حج:

همان طور که اشاره میشود

اگر چه به روشنى محل زندگى آن حضرت در این دوران غیبت صغری مشخص نیست ولى از روایات و قرائن به دست مى آید که این مدت را حضرت عمدتاً در دو منطقه سپرى کرده اند: یکى منطقه عراق و دیگر مدینه منوره که البته روایات متعددى بر این مطلب دلالت دارد:

1- ابوهاشم جعفرى مى گوید:

به امام عسکرى(ع) عرض کردم: بزرگوارى شما مانع مى شود تا از شما پرسش نمایم، پس اجازه بفرمایید سؤالى بپرسم. حضرت فرمود: بپرس. عرض کردم: اى آقاى من! آیا فرزندى دارید؟ فرمود: بله. گفتم: اگر اتفاقى رخ داد کجا او را پیدا کنیم؟ پس فرمود: در مدینه.(14)  

2- از امام صادق(ع) در این زمینه نقل شده است که فرمود:

للقائم غیبتان إحداهما قصیرة والأخرى طویلة. الغیبة الأولى لایعلم بمکانه فیها إلّا خاصّة شیعته والأخرى لایعلم بمکانه فیها إلّا خاصّة موالیه.

براى [حضرت] قائم(ع) دو غیبت است. یکى کوتاه و دیگرى طولانى. در غیبت اول جز شیعیان مخصوص از جاى آن حضرت خبر ندارند و در غیبت دیگر جز دوستان مخصوصش از جاى او خبر ندارند. (15).

 

3- امام باقر(ع) در این باره فرمود:

لابدّ لصاحب هذا الأمر من عزلة... و نعم المنزل طیّبة. به ناگزیر براى صاحب این امر عزلت و گوشه گیرى خواهد بود... و طیبه (مدینه) چه منزلگاه خوبى است.(16)  

همین روایت در کتاب شریف اصول کافى با اندک تفاوتى از امام صادق(ع) این گونه روایت شده است:

لابدّ لصاحب هذا الأمر من غیبة ولابدّ له فى غیبتة من عزلة و نعم المنزل الطیّبة. به ناچار صاحب الامر غیبت کند و به ناچار در زمان غیبتش گوشه گیرى کند، چه خوب منزلى است طیبه (مدینه). (17)

 

از برخى روایات نیز استفاده مى شود که آن حضرت در طول غیبت کبرا محل خاصى ندارد و همواره در سفر به سر مى برد

 

1- ازامام باقر  (ع) نقل شده است که وقتى شباهتهاى حضرت مهدى(ع) به انبیا را بیان نمودند چنین فرمودند:

 « و امّا شبهه من عیسى فالسّیاحة : اما شباهت حضرت مهدى(ع) به حضرت عیسى(ع) جهانگردى [و نداشتن مکانى خاص] است.» (18)  

2-  على بن ابراهیم بن مهزیار« پس از نقل ملاقات خود با حضرت مهدى(ع) به نقل از ایشان چنین مى گوید: آن حضرت فرمود:

«همانا پدرم ابو محمد با من عهد فرمودند که در مجاورت قومى که خداوند بر آنان غضب کرده است قرار نگیرم... و به من فرمود که در کوهها ساکن نشوم مگر قسمتهاى سخت و پنهان آن و در شهرها ساکن نشوم مگر شهرهاى متروکه و بى آب و علف.

پدرم مرا وصیّت کرده که در سرزمین‏هاى مخفى ودور سکنى گزینم تا امرم از مردم مخفى بماند ومحلّم از کیدهاى اهل ضلالت وارتداد واز حوادث امتّ‏هاى گمراه محفوظ بماند. لذا این سفارش، مرا به تپه‏هاى بلند کشانده است».(19)  

در تمامی روایات بالا دیدیم که محل زندگی امام زمان (عج) مشخص نیست و هیچ‌گونه اشاره‌ای به زندگی امام زمان (علیه السلام) داخل سرداب نشده است. و وجود ایشان در سرداب را نفی می کند و نشان می دهد این سخن، افترائی بیش نیست. بنابراین، سزاوار نیست که عدّه‌ای در اثر بی‌اطلاعی، شیعه را متهم کنند که اعتقاد به زندگی حضرت، در سرداب سامراء دارد.

 

یک شبهه:

پس چرا سرداب برای شیعیان تقدس دارد؟وبرای ورود به آن اذن دخول میخواهند ؟

با توجه به تمام مباحث گذشته به اثبات رسید که سرداب سامراء هیچ گونه ارتباطی با مسأله غیبت، ظهور و سکونت امام زمان (علیه السلام) در دوران غیبت نداردپس سؤالی که اینجا مطرح می شود این است که اگر سرداب نه محل ظهور امام مهدی(علیه السلام) است و نه محل سکونت و مخفی‌‌گاه او، چرا شیعیان آن مکان را متبرک می‌دانند و زیارت می کنند و در کتب ادعیه آنها برای آن مکان زیارتها و دعاها و اعمال مخصوص ذکر شده است؟ برای ورود به سرداب اذن دخول می خوانند و در آنجا به ائمه و مخصوصاً امام مهدی(علیه السلام) سلام می دهند و آنها را مورد خطاب قرار می دهند ؟و چرا به آن احترام زیادی میگذارند ؟

پاسخ :

دیدیم که منشأ خرده گیریهاى نا آگاهانه برخى به شیعه در این زمینه آن است که شیعیان به بخشى از حرم عسکریین در سامرا یعنى (سرداب) احترام و توجه خاصى دارند و آن را زیارت مى کنند

سرداب خانه امام عسکرى(ع) از آن جهت که محل سکونت و عبادت سه نفر از امامان شیعه یعنى امام هادى، امام حسن عسکرى و امام مهدى(ع) بوده همواره در طول تاریخ مورد توجه و احترام مردم واقع شده است. علاوه بر آن به شهادت اسناد معتبر تاریخى، قبر بیش از بیست و دو تن از امام‌‌زادگان نیز در آن محل واقع شده که این امر در نوع خود نشانگر اهمیت و ارج این مکان شریف در نزد اولیاى الهى است. بر این اساس، شیعیان همیشه پس از زیارت مرقد نورانى حضرت هادى(ع) و حضرت عسکرى(ع) در این سرداب حاضر مى‌‌شوند و در آنجا به نیایش و عبادت مى‌‌پردازند

اگر بخواهیم دلایل توجه شیعیان به این سرداب را دسته‌‌بندى کنیم، به ترتیب زیر خواهد بود:

1- مقدّس بودن سرداب سامراء به این دلیل است که منزل مسکونی امام عسکری (علیه السلام) و محل رفت و آمد و زندگی امام (علیه السلام) و مکان عبادت آن امام هُمام و محل ولادت امام زمان علیه السلام بوده است.این مکان شریف به قدوم مبارک سه تن از اهل بیت پیامبر اکرم(ص) و همینطور بندگان صالح و پرهیزگارى چون حضرت سوسن مادر امام حسن عسکری (ع) وحضرت حکیمه خاتون، عمه امام عسکرى(ع) و حضرت نرجس خاتون مادر بزرگوار حضرت مهدى(ع) متبرک شده است وافراد بسیار با ایمانی که یاران امامان بوده اند در این خانه رفت وآمد داشته اند و در نتیجه مى‌‌توان گفت این سرداب باتوجه  به تمام ویژگیهایى که دارد مصداق بسیار روشنى است براى آیه « فی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ » (20)

 در خانه‌‌هایى که خداوند اذن داده است تا رفعت داده شوند و نام و یاد خداوند در آنها ذکر شود... این آیه، قوی‌ترین دلیل بر بزرگداشت منازل و زیارت‌ گاه‌های ائمه می‌باشد

پس متبرک و مقدس بودن سرداب سامرا به خاطر زندگی کردن سه امام آخر شیعیان در آن محل است. سرداب مقدس جایی است که ائمه ما در آنجا عبادت و اقامت کرده‌اند، لذا برای شیعیان عزیز و محترم است

مانند هر جایی که بدانیم ائمه در آنجا حضور داشته اند و با قدوم خود آنجا را مزین و متبرک کرده اند مانند بیت النور در شهر مقدس قم که چون روزگاری هر چند کوتاه محل زندگی حضرت معصومه(علیها السلام) بوده است و برای شیعیان مبارک و محل زیارت است، یا تمام اماکنی که گفته می شود هنگام حرکت دادن رأس مطهر امام حسین(علیه السلام) از کربلا به شام در آنجا به زمین گذاشته شده است مقام رأس الحسین است و برای شیعیان قداست و احترام دارد ...پس این احترام گذاشتن عجیب وبی سابقه نیست  و ارتباطی با غیبت و ظهور امام زمان (علیه السلام) ندارد

علامه امینى؛ مى‏فرماید:این سرداب به طور خصوص از آن جهت شرف پیدا نموده که به سه نفر از امامان دین منسوب است، خانه‏اى که خداوند متعال اذن داده که ارتفاع معنوى یافته ودر آن اسم وذکر خدا برده شود».(21)  

 

2- در طول این هزار سال هزاران بار امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ به آنجا رفته و مدتى نیز خانه ى شخصى حضرت بوده است. لذا حالا هم هنگامى که انسان به آنجا مى رود احساس مى کند که میهمان امام زمان ـ علیه السلام ـ است بنابراین اگر شیعه براى سرداب ارزشى قائل است به اعتقاد «صاحب البیت» است، نه به عنوان چاه و مسائل مربوط به آن.

 

3- احترام کردن به آن مکان شریف و در حقیقت اظهار محبت به امام زمان(ع) و پدران بزرگوارشان است؛ چون از جمله نشانه‌‌هاى دوست داشتن و اظهار محبت، احترام کردن به آن چیزهایى است که به محبوب منتسب است.

4- این کار حکایت از معرفت به حق و مقام و منزلت ائمه اطهار(ع) دارد؛ چون بدون اطلاع از فضائل و کمالات افراد محال است که بتوان آنها را به طور کامل مورد تکریم و احترام و محبت قرار داد و به اصطلاح پایه محبت زیاد، شناخت بیشتر است.

بنابراین، وقتى کسى فردى را به اندازه‌‌اى دوست دارد که حتى محل زندگى و یا نشست و برخاست او را مورد تقدیس قرار مى‌‌دهد این کار نشانه آن است که از ابعاد مختلف شخصیت آن فرد اطلاع کامل دارد و به فضائل و کمالات او آشناست که این همه احترام به او قائل مى‌‌شود.

 

5- این کار در حد خود تعظیم شعائر اسلامى محسوب مى‌‌شود و این امر نیز حکایت از تقوا و پایبندى زیاد فرد نسبت به احکام و مقررات اسلامى دارد؛ چون مواقف و مشاهد ائمه(ع) از آن جهت مورد تکریم قرار مى‌‌گیرند که منتسب به خلیفه‌‌هاى الهى‌‌اند و این تکریم به نوعى اظهار محبت و ارادت به خداوند متعال محسوب مى‌‌شود.

 

6- گذشته از همه اینها، حفظ و تکریم اینگونه اماکن هم به لحاظ روانى و هم به لحاظ اجتماعى و تاریخى در ترویج و تبیین و نشر فرهنگ اسلامى بسیار مؤثر است لذا در همه جوامع، صرف‌‌نظر از اینکه چه اعتقاد و تفکرى دارند به آثار به جاى مانده از گذشتگان، چون نماد فرهنگ و اندیشه و افتخارات آن ملت و جامعه محسوب مى‌‌شوند به دیده احترام مى‌‌نگرند و در حفظ، آبادانى و تکریم آن دقت بیشتر مبذول مى‌‌دارند و آنها را سند عینى تمدن و تفکر و رشد فرهنگى و وسیله حفظ و تداوم فرهنگ و اعتقادات ملى و مذهبى خود به حساب مى‌‌آورند.

 

7- بهترین تعبیرى که مى‏توان درباره سرداب مقدس وزیارت مردم از آنجا داشت این است که حضرت مکان خاصّى ندارند، لذا شیعیان در محل‏هاى اختصاصى آن حضرت همچون مسجد سهله و مسجد جمکران و... دور هم جمع مى‏شوند وبه یاد آن حضرت ندبه کرده واز او درخواست ظهورش را مى‏نمایندزیرا میدانیم که امام زمان بر اعمال بندگان آگاه است وسخنان آنان را میشنود در آنجا شیعیان گرد هم جمع مى‏شوند واز خداوند طلب خروج او را مى‏نمایند.


8- اما اذن دخول خواندن و خطاب کردن امام چنانکه از خود جملات اذن معلوم است به خاطر آن است که منزل ائمه را در غیاب و نبود آنها نیز مانند زمان حضور آنها محترم و دارای حرمت می‌دانیم و چون آنها ناظر اعمال ما هستند و حضور معنوی دارند بود و نبود ظاهری آنها برای شیعیان فرق نمی کند لذا برای ورود اجازه می گیرند نه اینکه معتقد باشند امام مهدی(علیه السلام) الآن در آنجا حضور ظاهری دارد. مورد خطاب قرار دادن ائمه و مخصوصاً امام زمان(علیه السلام) نیز بخاطر حضور معنوی در همه جاست. طبق عقیده شیعه هر جا که باشیم، امام صدای ما را می شنود و جواب همه را می دهد اما ما صدای امام را نمی شنویم لذا می‌توان امام را مورد خطاب قرار داد. و این تنها شامل امام زنده نیست، امامانی که از دنیا رفته اند نیز صدای ما را می شنوند و پاسخ می دهند، لذا ما هر چند از دور هم باشد مثلاً امام حسین را مورد خطاب قرار می دهیم و زیارت عاشورا یا زیارت وارث یا هر زیارت دیگر را می خوانیم و اینها به معنای اعتقاد به وجود امام با بدن خاکی در کنار ما نیست تا کسی این نتیجه را بگیرد که اگر در سرداب مقدس، امام زمان را مورد خطاب قرار می دهند به این خاطر است که معتقدند امام زمان(علیه السلام) در آنجا زندگی می کند و حضور ظاهری با بدن عنصری دارد

 

9-ادعیه وزیاراتی که در سرداب خوانده میشود به این علت است که در قدیم سرداب وحرم مطهر امامان در یک محل قرار داشته واز هم جدا نبوده اند وتمامی ادعیه یادشده برای زیارت حرم به کار میرفت اما پس از آنکه این دو محل از هم جدا شده اند همان ادعیه حرم را عده ای برای سرداب هم میخوانند واین فقط به دلیل احترام زیاد است واینکه دعایی خوانده باشند و دلیل دیگری هم ندارد

  

گناه شیعیان چیست ؟فقط اینکه به زیارت اماکن مقدس میروند ؟

اگر به خاطر زیارت این اماکن شیعیان استهزاء میشوند پس جای تعجب است که زیارت قبور امامان معصوم موجب متهم شدن شیعیان به خرافه گرایی میشود ولی ایستادن دیگران در مقابل تابلوهای یادبود ،تمثال رهبران ،مجسمه جنایتکاران ،سربازان گمنام وامثال آنها علامت روشنفکری وتمدن شناخته میشودما روشنفکران را سرزنش نمی کنیم که چرا برای دیدن بناهای فرسوده به عنوان آثار باستانی رنج سفر را به خود هموار میکنند تا مثلا از فلان شاهکار هنری ومعماری دیدن کنند ولی آنان مارا نکوهش میکنند که چرا به دیدن سرزمینهای مقدس می رویم واز ارواح پاکیزه اولیای خدا استمداد می جوییم واز آنها درس خلوص ،بندگی ،جهاد ،جانبازی وفداکاری می آموزیم 

داستان سرداب زشت ترین و نارواترین تهمتی است که به شیعیان زده شده است.وبا سخنانی که گفته شد این نهایت جهل ونادانى است که کسى به شیعه نسبت دهد که آنان معتقدند که امام زمان (ع) در سرداب خانه خود غایب شده وتا هنگام خروج در آن باقى است!!

مطالبی که برضدّ شیعیان می‌گویند تهمتی بیش نیست و همگی ساختگی است افزون بر تمام این مطالب، بعضی مدعی شده‌اند اصلاً در لغت، کلمه عربی به نام سرداب وجود ندارد چنانچه در کتب لغت عربی قدیم این کلمه به چشم نمی‌خورد.(22)  متاسفانه بر اساس همین یاوه گویی ها شاهد این هستیم که سرداب مقدس به نام سرداب غیبت شهرت یافته وحتی در داخل آن مکانهای غیبت مشخص شده (همانند چاه غیبت وباب غیبت ) و مردمی ساده که اطلاع دقیقی از جریان غیبت ندارند این سخنان را باور کرده اند

ما از شیعیان عزیز در خواست داریم برای حفظ حرمت امام زمان (عج) کاری نکنند که دستمایه تمسخر دشمنان آقا شود اگر به زیارت اماکن مقدس میروند قبل از هرچیز در مورد آن اماکن اطلاعاتی کسب کنند وهیچگاه تن به حرف خادمان آن اماکن ندهندچرا که بعضی از آنها فقط به منافع خود فکر میکنند وصحبتهایی که میکنند اکثرا داستان سرایی دشمنان است وهیچ جایگاهی در اعتقادات ماندارد وبعضی از آنها هم دست نشانده برخی دشمنان هستند تا با استفاده از عشق شیعیان به اماکن مقدس با افسانه پردازی ذهن آنها را گمراه ساخته و اعتقادات شیعیان را تخریب کنند تا بدینوسیله به اهداف شوم خود که همان از بین بردن اسلام راستین است برسند  

 

تاریخچه وموقعیت کنونی سرداب سامرا:

متأسفانه دشمنان قسم‌خورده اسلام و اهل‌بیت علیهم السلام در سوم اسفند ماه سال 1384 با بمب‌گذاری در حرم مطهر امامان عسکری(ع) و انفجار آن مکان مقدس و تخریب قسمتی از بارگاه ملکوتی آن دو امام بزرگوار و نیز در 23 خرداد 86 نیز در یک حمله تروریستی و بمب‌گذاری در حرم امامان عسکریین علیهم السلام که باعث تخریب مناره‌ها و قسمتی از سرداب مقدس شد، بار دیگر بغض و کینه خود را به نمایش گذاشتند؛ و این نشانگر آن است که ترس و وحشتی که ظالمان، از زمان عباسیان و از سال 255 هـ ق از دوازدهمین امام شیعیان داشتند، هنوز هم ادامه دارد.این سرداب هم اکنون وهم زمان با حرمین عسکرین در حال تعمیر است

اشاره به این نکته نیز خالى از فایده نیست که این سرداب در جهت غربى صحن عسکری (ع) به سمت شمال واقع شده ودر طول تاریخ اصلا حات وتعمیرات زیادى در آن انجام گرفته است. همیشه در موقع تعمیر وترمیم بارگاه عسکریین (ع) در ساختمان سرداب نیز تغییرات واصلاحاتى به عمل آمده است

سرداب مقدس همراه با حرم مطهر امامین شریفین(علیهما السلام) نزدیک به شانزده بار تجدید بنا و بازسازی شده که مهم‌ترین آنها به شرح زیر، با تغییراتی نیز همراه بوده است:
بنای نخستین پس از بنای اولیه خانه امام هادی(علیه السلام) به دست ناصرالدوله از آل‌حمدان در سال 333 قمری بوده است. وی بنای اولین قبّه را بر قبور شریف نهاد و برای ضریح پرده کشید و اطراف آن خانه شریف، عمارات و ابنیه ساخت. سپس در سال 337 قمری معدالدوله بویهی آن را تکمیل کرد و در قبه و سرداب تعمیراتی نمود.
در سال 606 قمری به دستور ابوالعباس احمد الناصرالدین‌الله، سی و چهارمین خلیفه عباسی، تعمیرات اساسی در بارگاه معصومان و بنای سرداب مطهر انجام گرفت و نام دوازده امام در آن امکنه نگاشته شد. این بنای سرداب، از زمان وی باقی مانده است. محدث قمی در تتمة المنتهی می‌نویسد:
به امر ناصر عباسی در سال 606 هجری در سامرا در میان صفه و سرداب مقدس شباکی با دری از چوب ساج بنا کردند و تا حال که سال 1320 هجری است، آن در موجود است. در سال 1200 قمری تعمیرات صحن، حرم و سرداب مطهر به همت مسدد احمدخان دنبلی که نسب او به برامکه می‌رسد، انجام یافت. وکیل وی در این کار میرزای سلماسی بود. او روضه منور و سرداب را مرمت کرد و بر صحن و رواق افزود و در سال 1225 قمری آن را به اتمام رسانید. پس از احمدخان دنبلی، مرحوم سهم الملک عراقی با صرف مبلغی گزاف، آن درچوبی را از نقره نمود و در چوبی قبلی را بر مسجد بالای سرداب نصب نمود.

لازم به ذکر است که در زمان هاى گذشته، از داخل بارگاه عسکریین (ع) ازکنار مرقد حضرت نرجس خاتون به سرداب مى رفتند واین وضح به همین صورت تا سال 1202قمری ادامه داشت و در این سال احمد خان دنبلى براى سرداب، راهى جداگانه از طرف شمال بازکرد وراه سرداب از طرف روضه عسکریین (ع) را مسدود نمود و صحن سرداب را جداگانه ساخت که تقریبا از یک فضاى بزرگى به طول60 متر وعرض 20 متر برخوردار است.

البته در برخی منابع گفته میشود امیر مؤید حسین‌قلی خان، فرزند احمدخان دنبلی، پس از مرمت حرم مطهر عسکریین(علیهما السلام) مسجدی را بالای سرداب به نام مسجد صاحب‌الزمان بنا نمود و راه سرداب را از حرم قطع کرد.

بنابراین اگر درکتاب هایى چون مزار شهید اول، اعمال و دعاهاى مربوط به زیارت این همه امام دریک مکان ذکر شده است علت آن است که در زمان سابق راه سرداب نیز از پشت حرم عسکریین (ع) در یک ساختمان بوده است، لذا پس از زیارت عسکریین (ع) بلافاصله زیارت امام زمان (ع) وسپس زیارت حضرت نرجس خاتون ذکر شده است.
بعدها نیز تعمیراتی در سرداب مقدس و حرم مطهر صورت گرفت و در زمان علامه مرحوم میرزا محمد تهرانی که ساکن سامرا بود، اولین بار برای روشنایی آن اماکن مقدسه از نیروی برق استفاده شد.
این مکان مقدس همان سردابی است که اکثر علمای اهل‌سنت آن‌جا را محل غیبت امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) از نگاه شیعه می‌دانند.
در هر حال این سرداب در طول تاریخ به اندازه اى مورد توجه مردم بوده است که در آن آثار ارزشمندى از منبتکارى وکاشى کارى و سایر هنرهاى معمارى به کار رفته است. از جمله این اشیاء، درِ چوبى نفیسى است که از دوران خلافت عباسیان به جاى مانده است واز ویژگى هاى هنرى وتاریخى ارزشمندى برخوردار است.

قبل از بمب گذاری  هرکس از هر نقطه شهر سامرا به مرکز شهر نگاه میکرد، دوگنبد با شکوه مى دیدکه یکى از آن ها باکاشى هاى طلایى براق ودیگرى باکاشى هاى رنگى زیبائى پوشیده شده بود. هر یک از این گنبدها به ساختمان مستقلى تعلق داشتند. گنبد بزرگ طلایى بر بالاى ضریح مطهرکه مرقدهاى مقدس امام دهم (ع) وامام یازدهم(ع) در آن جاى دارد، قرارگرفته بود ولى گنبدهاى کوچک بر بالاى ساختمان مسجد جامع شهر ساخته شده بود . ساختمان حرم مطهر به شکل مستطیل وساختمان مسجد جامع به صورت مستقل از ساختمان حرم، ولى متصل به صحن حرم است وسرداب غیبت درست در زیر ساختمان مسجد قرارگرفته ودر طول تاریخ بارها در بنا وبخش هاى مختلف آن تعمیرات وتغییراتى انجام شده است.

سرداب غیبت از جمله سرداب هاى عمیقى است که در زیر یک لایه سنگى حفر شده ودر کل داراى سه قسمت عمده است: یک غرفه شش ضلعى، یک غرفه مستطیل کوچک ویک غرفه به شکل مستطیل بزرگ. توضیح بیشتر آنکه غرفه مستطیل بزرگ در میان مردم به «مصلای مردان» و غرفه مستطیل شکل کوچک به «مصلای بانوان» معروف بود. این بخش‌ها با دو راهرو بلند و طولانی به یکدیگر مربوط می‌شدند؛ یعنی یک راهرو طولانی مصلای مردان و مصلای زنان را به هم وصل می‌کرد و یک راهرو طولانی دیگر بین مصلای مردان و غرفه شش ضلعی وجود داشت.

همچنین این بخش‌های سه‌گانه هر یک از طریق روزنه‌ای کوچک و طولانی که از قسمت‌های فوقانی دیوار آغاز شده تا پایین‌ترین حدّ دیوار بیرونی مسجد جامع امتداد می‌یابد و نور و هوا دریافت می‌کرد.
پلکانی که راه ورود و خروج سرداب بود و به غرفه شش ضلعی منتهی می‌شد، دارای بیست پله بود. ورودی این پلکان و سرداب در داخل ساختمان مسجد و بر دیواری قرار گرفته بود که ورودی نمازخانه نیز در آن واقع بود
.
طول مصلای مردان پنج متر و هشتاد سانتیمتر و عرض آن سه متر و پنجاه سانتی‌متر بود در ضمن طول مصلای زنان چهار متر و شصت سانتی‌متر و عرض آن سه متر بود. طول راهرویی که مصلای مردان و زنان را به هم مربوط می‌ساخت چهار متر بود
.
طول روزنه‌ای که نور غرفه شش ضلعی را تأمین می‌کرد حدود شش متر و طول روزنه‌ای که نور مصلای زنان را تأمین می‌کرد چهار متر و پنجاه سانتی‌متر بود. در انتهای غرفه مستطیل شکل یعنی انتهای همان مصلای مردان، یک در چوبی که معروف به باب غیبت بود وجود داشت، در پشت این در اتاق کوچکی قرار داشت که طول آن یک مترو پنجاه سانتی‌متر بود. این اتاق به نام محل غیبت شهرت پیدا کرده که در حقیقت بخش مکمل غرفه مستطیل شکل بزرگ محسوب می‌شد و در جلوی آن حفاظ مشبکی بود که آن را از بقیه غرفه جدا می‌کرد. چاه معروف به چاه غیبت هم در گوشه‌ای از همین اتاق قرار داشت
.

دشمنان مکتب تشیع در طول تاریخ، گاه از سر جهالت و گاه به خاطر عنادی که با اهل‌بیت(علیه السلام) داشتند، با به کارگیری عوامل خود، از راه جعل افسانه‌های خیالی و بی‌اساس و نسبت دادن آن به شیعیان، اصل مکتب تشیع را زیر سؤال ببرند و پیروان آن را مورد تمسخر و استهزا قرار دهند.

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از رهوا، مرمت بخشهای آسیب دیده سرداب در انفجار تروریستی مرقد مطهر امامین عسکریین علیهما السلام به پایان رسیده کارشناسان ترمیم آثار تاریخی با نظارت یونسکو اقدام به مرمت بخشهای آسیب دیده سرداب غیبت امام زمان(عجل الله فرجه الشریف) که در گذشته به عنوان محل عبادت استفاده می شد نمودند. بخشهایی از محراب سرداب که قدیمی ترین بخش حرم مطهر امامین عسکریین علیهما السلام به شمار می رود آسیب دیده بود. این بخش دارای چهارچوب چوبی درب منبت کاری شده ومزین به آیاتی از قرآن کریم می باشد ومتعلق به بیش از 800 سال پیش می‌باشد، همچنین این بخش دارای انواع کاشی قدیمی که به علت اندازه بزرگ آن هیچ مشابهی در حرمهای مطهر دیگر ندارد.بخش‌هایی از این آثار کمیاب بر اثر انفجار آسیب دیده است وبرخی از قطعات آن مفقود شده است که کارشناسان هنری تلاش می کند با کپی نقشهای باقیمانده اقدام به ساخت نمونه جدید آن جهت نصب در این مکان به گونه ای که مطابق با نسخه اصلی آن باشد و بر اساس اظهارات مهندس این پروژه، کار بازسازی این بخش تا یک هفته دیگر به اتمام خواهد رسید و آماده استقبال از زائرین گرامی خواهد شد.البته اطلاعات رسمی و مستندی از سرنوشت این بنای شریف و بازسازی‌ها در دسترس نگارنده نبوده لیک همگان امیدواریم با بازگشایی مجدد حرم شریف عسکریین(علیه السلام) آثاری از این یادگار مهم و بی‌نظیر امام عصر(علیه السلام) برای شیعیان باقی مانده باشد.

 

 

 

نتیجه گیری کلی :

دیدیم که علمای اهل‌سنت در هیچ یک از نوشته‌های خود، منابع مورد استفاده خود را ذکر نکرده‌اند و اگر بدان اشاره کرده‌اند، آن منبع نیز از کتب اهل‌سنت بوده، یعنی آنان به هیچ وجه نوشته‌های خود را از منابع شیعی نگرفته‌اند.واصلا در منابع شیعه چنین سخنان واهی دیده نمیشود
مسائلی که در سرداب رخ داده، از جمله روایت رشیق و نیز حمله نیروهای عباسی و شنیدن صوت قرآن از سرداب، هیچ‌گونه ارتباطی با مسئله غیبت حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ندارد و مسئله اساسی که از این گونه روایات می‌توان دریافت، قطعیت وجود آن حضرت و حضور وی در میان مردم است. بر خلاف ادعای برخی از مؤلفان عامه چون طبری و عبدالباقی بن قانع و دیگران از اهل‌سنت که به عدم وجود حضرت حجت(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) قائلند، برخی علمای اهل‌سنت، از جمله قندوزی حنفی در ینابیع الموده، روایاتی را ذکر کرده‌اند که قطعی بودن وجود آن حضرت را ثابت می‌کند.

سرداب که تنها می‌توان گفت زیرزمین خانه مسکونی امام عسکری(علیه‌السلام) و محل زندگی سه امام بزرگوار بوده است بایستی مورد تبرک و تیمّن قرار گیرد و زائران فهیم و ارادتمند اهل بیت باید از هر گونه اقدامی که موجب وهن شیعه و سوء استفاده دشمنان شود به شدت خودداری نمایند

 

 

منابع وپینوشتها :

1- مزار مشهدی، ص657 – جنة المأوی، حکایت 27- الکنی و الالقاب شیخ عباس قمی، ج3، ص235

2- غیبت نعمانی ص 150 الزام الناصب ص 176و226بشارةالاسلام ص 102و227الامام المهدی ص225 بحارالانوار ج 52 ص 223و238و315و341و406

3- بشارة الاسلام ص 206 و199 والزام الناصب ص 189

4- عقدالدرر، باب 2، حدیث 42، (به نقل از المهدی الموعود المنتظر ....ص17.

5- ج 3، ص 23، ح 578

6- کمال الدین، ص 331، ح 16 ؛ اعلام الورى، ج 2، ص 292

7- رجوع شو.د به بحارالانوار ج 52ص 279و285وج 53ص 8والزام الناصب ص 23وبشارة الاسلام ص 259و227و269
8- اصول کافی،ج 1، ص336.

9- بحارالانوار، ج 52، ص306، ح78- ص304 ح73- ص294 ح42-ص290 ح30- ص334ح64

10- سیراعلام النبلاء، ج12، ص391

11- الاصابة، ج2، ص438

12- الصراع بین الاسلام و الوثنیه عبد الله علی القصیمی ج1، ص374.

13- الغدیر ج3ص309و308

14- اصول کافى، ج2، ص118؛ ؛ کتاب الغیبة، شیخ طوسى، ص232. (مرآة العقول فى شرح اخبار آل الرسول) علامه مجلسى ج4/2 دارالکتب الأسلامیة تهران. .   ؛ شیخ مفید، الارشاد، ج2، ص348؛

15- اصول کافى، ج2، ص141

16- شیخ طوسى، کتاب الغیبة، ص162.

17- اصول کافى، ج2، ص140؛ ابن ابى زینب، غیبت نعمانى، ص188.

18- طبرى، دلائل إلامامه، ص291.

19- بحارالأنوار، ج 99، ص 108) 14.   کتاب الغیبة، شیخ طوسى، ص263
20- نور، 36

21- الغدیر، ج 3، ص 309و3089

22- تا ظهور، جلد 1، نویسنده: نجم الدین طبسی.