دلایل وفلسفه غیبت امام زمان (عج) قسمت اول - تنها منجی

تنها منجی

دلایل وفلسفه غیبت امام زمان (عج) قسمت اول
نویسنده : منتظر ظهور - ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٩
 

دلایل وفلسفه غیبت امام زمان (عج) قسمت اول
یکی از مهمترین مباحث غیبت امام زمان (عج) دلایل وحکمت غیبت ایشان میباشد امری که دشمنان اسلام شیعیان را به خاطراعتقاد به آن مورد تمسخر واستهزاء قرار داده اند
میدانیم که اکثریت اهل سنت معتقد به این امر هستند که امام زمان (عج) هنوز به دنیا نیامده ودر آخر الزمان وقتی خداوند صلاح بداند وجهان را کفر گرفته باشد به دنیا آمده وجهان را پر از عدل وداد میکند یکی از دلایل مهم اهل سنت علاوه براینکه امام حسن عسکری (ع) را عقیم وفاقد فرزند میدانند این است که امر غیبت را امری احمقانه فرض کرده ودلیلی بر بر وقوع آن نمی دانند!! وآن را امری ناممکن وعجیب میخوانند!!
منکران صاحب الزمان (عج) بارها عنوان کرده اند که که اگر امام زمان (عج) وجود داشت چرا غیبت کرد ؟وچرا غیبتش اینهمه طولانی است ولزومی بر این امر نبوده واین کاری است که از هرجهت آن را بررسی کنی بیهوده ومضحک است وخداوند کار بیهوده ولغو انجام نمی دهد ....واگر امامی قرار باشد بیاید در وقتش به دنیا می آید وعدل به پامیکندووی هنوز به دنیا نیامده !!
منکران امام زمان (عج) با عناوین مختلف طی مقالات مفصلی به دروغین بودن ومضحک بودن امر غیبت پرداخته اند و متاسفانه چه انسانهای ساده لوحی که گول سخنان فریبنده وبه ظاهر منطقی آنها را خورده و اعتقاد به وجود امام زمان (عج) را کنار گذاشته ودر محافل مختلف هم صدا با دشمنان اسلام شده اند !! وحتی به تمسخر روایات شیعه میپردازند وبدون آگاهی از متن روایات اتهام این را میزنند که روایات شیعه در این زمینه ضد ونقیض است !!!آنها حتی زحمت این را هم به خود نمی دهند که در این مورد تحقیق کنند
در مقالات قبلی از زوایای مختلف به اثبات وجود امام زمان (عج) پرداخته ایم که هیچ شک وشبهه ای در این امر باقی نمانده ودر این مقاله قصد داریم این امر را از جهت دیگری که همان پیشینه ودلایل وحکمت غیبت است را بررسی کرده ودروغ بودن اتهامات دشمنان اسلام رابه گونه ای دیگر به اثبات برسانیم


پیش از هر سخنی توجه به این نکته ضروری است که از آن جایی که فلسفه و علل غیبت، فرع بر امامت ایشان است، این بحث فقط برای کسانی مفید خواهد بود که اصل امامت ایشان را پذیرفته باشند و اگر کسی امامت و مهدی ـ بودن آن حضرت را قبول نداشته باشد، آگاهی از فلسفه و علل غیبت، برای او فایده ای ندارد. همانگونه که امامت آن حضرت فرع بر وجود ایشان است و کسی که وجود آن حضرت را منکر باشد، بحث درباره امامت آن حضرت بی فایده خواهد بودزیرا هرگونه بخواهیم این مطلب را به اثبات برسانیم در آخر بهانه آورده ومنکر حقیقت امر میشوند البته کسی هم که وجود و امامت ایشان را پذیرفته باشد، نیاز چندانی به آگاهی از فلسفه و علل غیبت آن حضرت ندارد؛ به عبارت دیگر دانستن و یا ندانستن فلسفه و علل غیبت تأثیر چندانی در باور او نخواهد داشت، چه این که ایشان را موجود و امام ـ آن هم با تمام ویژگی های آن ـ می داند. و نصب آن امام را از طرف خداوند باور داشته، تمام آن چه خداوند اراده فرموده را عین حکمت می داند وغیبت آن حضرت نیز به اراده خداوند است. پس به طور قطع، خداوند حکیم در پنهان کردن آن امام، حکمتی را در نظر داشته است.
شیخ طوسی در این باره می‌گوید: «سخن در این موضوعات نظیر سخن گفتن، پیرامون بیماری کودکان و چارپایان و آفرینش حشرات موذی و قیافه های زشت و متشابهات قرآن می ماند که بپرسیم: خداوند به چه دلیل آنها را آفریده است؟ پاسخ این است که، هرگاه پی بردیم خدای متعال، حکیم و داناست و کارهایی که در آن حکمت و مصلحتی نیست انجام نمی دهد، پی خواهیم برد که آفرینش اشیای یاد شده نیز بر اساس حکمتی بوده است؛ هر چند مشخصاً از آن آگاه نیستیم. در باره حضرت صاحب الزمان عجل الله فرجه نیز می‌گوییم: ما می‌دانیم که آن بزرگوار جز بر اساس حکمتی که خدا برایش روا دانسته، غایب نگشته است؛ هر چند به گونه‌ای تفصیلی و مشروح از آن آگاهی نداریم».(1)
ما، در این نوشتار، سعى داریم که ، روایاتى که در ارتباط با سبب غیبت است، بیان کنیم امید است که در بیشتر شدن اطلاعات خواننده گان مفید وموثر واقع شود :


دلایل وفلسفه غیبت امام زمان (عج) :
1- حکمت غیبت، رازی از رازهای خدا :
غیبت امام زمان (عج)از اموری است که عقل بشر به تنهایی از کشف همه ی اسرار آن ناتوان است و پیوسته مورد سؤال قرار گرفته و فکرها را مشغول نموده است
شناخت علت‏های واقعی غیبت امام زمان(ع) بر انسان‏ها مجهول است، زیرا گستره و قلمرو شناخت انسان‏ها محدود می‏باشد.
در سخن بعضی از امامان معصوم (ع) آمده است :
« ما کل ما یعلم یقال :ولا کل ما یقال حان وقته، ولا کل ماحان وقته حضراهله: اینطور نیست که : هرآنچه دانسته نشود ،گفته شود واین طور نیست که : هرچه گفته شود ،وقتش رسیده باشد !واینطور نیست که هرچه وقتش فرارسیده باشد ،اهلش گرد آمده باشد»(2)
سراصلی غیبت معلوم نیست و فقط خداآن را مى‏داندو واقعیت آن است که به گونه اى معیّن نمى توان علت یا علل خاصى را براى غیبت امام زمان(عج) بیان کرد. شاید بر همین اساس باشد که در متون دینى علت غیبت، از مسایلى دانسته شده است که تنها خداوند حکمت و اسرار آن را مى داند.(3)
ماروایاتی داریم که عنوان میکنند حکمت وفلسفه غیبت رازی از رازهای خداوند است که راز آن تنهاپس از ظهور آشکار می‌شود خداوند تبارک و تعالى افعالش حکیمانه بوده، از بیهوده کارى برحذر است; امّا گاه فلسفه ى آفریده ها و اوامر او بر همگان آشکار مى گردد و گاه، فلسفه ى افعال و دستورهاى حضرتش، همانند علت بسیارى از فروعات، بر انسان ها پنهان مى ماند; زیرا چه بسا مصلحت در آشکار نشدن علت بوده و یا این که بشر، شرایط و استعداد پذیرش این فلسفه ها را نداشته باشد و یا دانستن آنان آثارمنفى به بار آورد.خداوند هم این موضوع را بیان کرده :
« یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ :
اى کسانى که ایمان آورده اید، ازچیزهایى سؤال نکنید که اگر براى شما روشن گردد شما را ناراحت مى کند» (4)
از این رو خداوند که خیر حکیم على الاطلاق است، گاه مصلحت را در آشکار نشدن علت بسیارى از افعال و دستورهاى خود مى داند; دراین صورت پرسیدن از این علت ها نه تنها مصلحت ندارد، بلکه مذموم است و باید امر آن را به خدا واگذار کرد.
« وَ رَبُّکَ یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَ یَخْتارُ ما کانَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ:
پروردگار تو هر چه را بخواهد مى آفریند و هر چه را بخواهد برمى گزیند»(5)
گفتنى است ندانستن فلسفه ى چنین ایده ها و افعالى نباید خدشه اى بر باورداشت آنها وارد آورد.
از سوى دیگر شیعه بر این باور است که یکایک امامانش، معصوم و مصون از گناه و اشتباه هستند و تمام رفتار و کردارشان، اطاعت از دستورهاى حکیمانه ى الهى است.
مى توان گفت شاید خداوند مصلحت را در آن دیده است که فلسفه ى استتار حضرت از اولیا، به صورت رازى در نزد حضرت حق ـ جل جلاله ـ و آن امام همام بماند و هنگام بیرون آمدن حضرت از پشت ابر غیبت بر ما آشکار گردد.
1- رسول خدا (ص) به جابر بن عبدالله انصاری فرمود:
« یا جابر! انّ هذا الأمر امرٌ من أمر الله و سرّ من سرّ الله، مطوّی عن عباده فایّاک والشّک فی أمر الله فهو کفر: ای جابر! (غیبت امام زمان) سرّی از اسرار الهی می باشد که بر بندگان پوشیده است. مبادا در امر خدا شک کنی، چرا که تردید در امر خدا کفر است.» (6)

2- امام حسن مجتبی (ع)فرموده اند :
« آیا نمیدانید که جناب خضر (ع) هنگامی که کشتی را سوراخ کرد جوان را کشت ودیوار راساخت موجب خشم حضرت موسی بن عمران (ع) شد زیرا حکمت آنها بر او پوشیده بود ولی شیوه حضرت خضر (ع) در پیشگاه خدا حق ومطابق حکمت بود هریک از ما نیز مطابق حکمت خدا درگردنش برای طاغوت زمانش بیعت هست به جز قائم (عج) » (7)
شبیه این حدیث از امام صادق (ع) هم روایت شده است (8)
لازم به ذکر است که حضرت موسی (ع) که خود پیامبری اولوالعزم است از کردار حضرت خضر(ع) دچار شگفت میشود کجارسد به ما که دقیقا از درک بسیاری از حقایق ناتوان هستیم آنگاه از روی کوتاهی فکر به مجادله پرداخته در صدد تاویل حقایق بر برحسب افکار خود می آییم در صورتی که خود میدانیم آن حقایق والا چقدر از سطح افکار ما بالاست

3- ابن عبدوس، عن ابن قتیبة، عن حمدان بن سلیمان، عن احمد بن عبدالله بن جعفر المدائنی، عن عبدالله بن الفضل الهاشمی، قال: سمعت الصادق جعفر بن محمد علیهم السلام یقول: «ان لصاحب هذا الامر غیبة لابد منها یرتاب فیها کل مبطل.» . فقلت له: «ولم جعلت فداک؟ . قال: «لامر لم یؤذن لنا فی کشفه لکم.» . قلت: فما وجه الحکمة فی غیبته؟ . فقال « وجه الحکمة فی غیبته وجه الحکمة فی غیبات من تقدمه من حجج الله تعالى ذکره. ان وجه الحکمة فی ذلک لا ینکشف الا بعد ظهوره کما لا ینکشف وجه الحکمة فیما اتاه الخضر علیه السلام من خرق السفینة، وقتل الغلام، واقامة الجدار لموسى علیه السلام الى وقت افتراقهما
یابن الفضل! ان هذا الامر امر من امر الله وسر من سر الله وغیب من غیب الله ومتى علمنا انه عزوجل حکیم، صدقنا بان افعاله کلها حکمة، وان کان وجهها غیر منکشف‏:عبدالله بن فضل هاشمی می گوید امام صادق علیه السلام فرمود: حضرت صاحب الامر به ناچار غیبتی خواهد داشت، به طوری که گمراهان در شک واقع می شوند.سئوال کردم: چرا؟فرمود: اجازه بیان علتش را نداریم .
گفتم: حکمتش چیست؟فرمود: همان حکمتی که در غیبت حجت های گذشته وجود داشت، در غیبت آن جناب وجود دارد، اما حکمتش جز بعد از ظهور او ظاهر نمی شود، چنانکه حکمت سوراخ کردن کشتی و کشتن جوان و اصلاح دیوار به دست حضرت خضر علیه السلام برای حضرت موسی علیه السلام آشکار نشد جز هنگامی که می خواستند از هم جدا شوند.ای پسر فضل! موضوع غیبت، سرّی از اسرار خدا و غیبی از غیوب الهی است، چون خدا را حکیم می دانیم باید اعتراف کنیم که کارهایش از روی حکمت صادر می شود، گرچه تفصیلش برای ما مجهول باشد» (9) از این حدیث استفاده می شود که علت اصلی و اساسی غیبت به دلیل این است که اطلاع بر آن به صلاح مردم نبوده، یا استعداد فهمش را نداشته اند، بیان نشده است
4- الطبرسى عن الکلینى، عن اسحاق بن یعقوب، انه ورد علیه من الناحیة المقدسة على ید محمد بن عثمان: «و اما علة ما وقع من الغیبة. فان الله عزوجل یقول: یا ایها الذین امنوا لا تسالوا عن اشیاء ان تبدلکم تسؤکم(10)
انه لم یکن احد من آبائى الا وقعت فى عنقه بیعة لطاغیة زمانه وانی اخرج حین اخرج ولابیعة لاحد من الطواغیت فی عنقی...»
طبرسى در کتاب احتجاج از ثقة الاسلام کلینى «ره‏» و ایشان نیز از اسحاق بن یعقوب نقل مى‏کند که این مطلب از ناحیه مقدس امام عصر (عج) به واسطه‏ى على بن محمد بن عثمان وارد شد: «و اما علت وقوع غیبت، این است که خداوند عزوجل مى‏فرماید: اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از چیزهایى نپرسید که اگر براى شما آشکار شود، شما را ناراحت مى‏کند.» . بر گردن همه‏ى پدران ام، بیعت‏سرکشان زمانه بود، اما وقتى که من خروج کنم، بیعت هیچ ظالم سرکشى بر گردن‏ام نیست» (11) این روایت هم به گونه ای اشاره کرده که غیبت امام زمان (عج) سری از اسرار خداوندی است
آرى مسأله ى غیبت حضرت از اولیا امرى حکیمانه از جانب خداى تعالى است و پنهان ماندن فلسفه ى آن، امر حکیمانه ى دیگرى است و سزاوار است آن را به خداوند تبارک و تعالى واگذار نماییم و منتظر بمانیم تااین راز بسیار پیچیده با ظهور حضرت، علت آن بر همگان روشن شود. آنچه مطلوب است تسلیم در برابر اراده الهى است که این غیبت را تقدیر فرموده است.بنابراین، نمی توان به همه ی اسرار غیبت آن حضرت پی برد; وبه علت عدم آگاهی از این امر دلیل نمیشود کار خداوند را امری بیهوده تلقی کرد چراکه کارخداوند در این امر بسیار حکیمانه است فقط ما حکمت اصلی آن رانمی دانیم البته اندیشوران اسلامی برای غیبت امام زمان(ع) علت‏هایی را بیان کرده‏اند.(12) که در برخی روایات به آنها اشاره شده است.(13)

2- بیم از کشته شدن وحفظ جان آخرین امام:
براساس برخی روایات می‌توان گفت مهمترین فلسفه پنهان‌زیستی حضرت مهدی علیه السلام ، در امان ماندن ایشان از گزند بدخواهان و کید و مکر دشمنان است بررسی تاریخ زندگانی و فعالیت اهل بیت نشان می‌دهد که هریک از ایشان نقشی در صیانت از دین الهی و هدایت امت اسلام، به صراط مستقیم داشته اند. اما در میان ایشان تنها کسی که وظیفه ریشه‌کن کردن ظلم و جور و برقراری عدالت در سرتاسر گیتی را برعهده دارد، امام دوازدهم مهدی موعود است. این مطلب که او جهان را از ظلم و جور نجات خواهد داد بارها توسط پیامبر اکرم و اهل بیت‌(ع) بشارت داده شده، به طوری که دوستان و دشمنان، همگی از آن اطلاع دارند. اگر چنین فردی با چنین خصوصیاتی مدت‌ها قبل از فرا رسیدن موعد، در میان مردم دیده و شناخته می‌شد، قطعا زورمندان و ظالمان جهان از وجود او که داعیه برچیدن تمام حکومت‌ها رادارد، احساس خطر می‌کردند و به هر طریق ممکن او را از سر راه برمی‌داشتند. پس اگر حضرت از آغاز زندگی میان مردم ظاهر می‏شد، او را مانند پدرانش (ائمه) به شهادت می‏رساندند.(14) ستمهای بی شماری که عباسیان بر خاندان پیامبر (ص)، به ویژه امامان معصوم روا داشتند، بر هیچ کس پوشیده نیست. از آزارهای روحی و روانی گرفته، تا دستگیری و حبس برخی از امامان (ع) که بدترین شکل آن در مورد امام موسی بن جعفر (ع) انجام شد. این ستم کاری ها باعث شد برای ادامه‏ى هدایت انسانها و حفظ جان امام معصوم ، زمینه‏ى شهادت امام زمان (ع) از بین برود و از این راه، هدایت انسانها نیز امتداد یابد. ضمن آنکه روایات متعددی در دست است مبنی بر اینکه پیش از تولد آن حضرت، سخت گیری ها و مراقبتهای ویژه ای از سوی دستگاه حاکم صورت گرفت تا از تولد ایشان جلوگیری نمایند، اما چون چنین مقدر نبود، به فضل پروردگار آنها موفق به این کار نشدند. (15) پس خداوند به وسیله غیبت، امام زمان(ع) را از قتل حفظ کرد،(16)
لازم به ذکر است که در احادیثی که از ائمه طاهرین ـ علیهم السلام ـ در رابطه با غیبت امام زمان(عج) و علت آن روایت و مطرح گردیده است، «خوف از قتل» شمار زیادی از روایات را به خود اختصاص داده است، تا آن‎جا که طبق آن چه مرحوم مجلسی در «بحار الانوار» روایت کرده این مطلب در ده روایت، به عنوان علت غیبت حضرت مهدی(عج) معرفی شده است (17)
بنابراین، پنهان شدن امام زمان (ع) از دیدگاه مردم، بهترین تدبیر برای حفظ جان آن حضرت بود که از سوی خداوند متعال صورت گرفت، چنانکه در روایات بسیاری از این مطلب بیان شده است. وعالمانى مانند شیخ طوسى، بحث مفصلى در تایید این وجه دارند(18)
1- پیامبر اکرم (ص) میفرمایند:
« لابدللغلام من غیبة،یخاف فیها القتل :به ناگزیر او باید غایب شود ،که در آن مدت ترس از قتل هست »(19)
2- امام سجاد (ع) فرموده اند :
گویی با چشم خود میبینم که جعفر کذاب طاغوت زمانش را وادار کرده که به جستجوی ولی خدا (عج) بپردازد وآن غایب از دیده ها در حفظ وحراست الهی است وحفاظت خانه پدر بر عهده اوست واین از باب جهالت جعفر به ولادت آن حضرت وطمع در کشتن اوست اگر دست بیابد ،وبه طمع گرفتن میراث پدرش به ناحق است (20)
دراین حدیث دیدیم که امام سجاد عنوان میکند جعفر عموی امام زمان (عج) در پی کشتن ایشان برمی آید ولی خداوند با غایب کردن امام اورادر نقشه اش ناکام میگذاردپس وقتی حتی نزدیکان امام هم نقشه قتل او را در سر دارند آیا غیبت او عاقلانه به نظر نمی رسد ؟

3- امام باقر(ع) فرموده اند :
« لوان بنی فاطمه عرفوه ،لحرصوا علی ان یقطعوه بضعة بضعة : اگر اولاد فاطمه جایگاه اورا بدانند ،بسیار حریص میشوند که اورا قطعه قطعه کنند»(21) دیدیم که گفتار امام باقر (ع) در آغاز امر توسط جعفر کذاب عموی امام زمان (عج) تحقق یافت
پس وقتی حتی نزدیکان امام در صدد کشتن او بودند دیگر چه انتظاری از دشمنان آن حضرت میتوان داشت!!

4- امام محمد باقر(ع) فرموده اند :
«اذا ظهر قائما اهل البیت قال للناس (ففررت منکم لما خفتکم ،فوهب لی ربی حکما وجعلنی من المرسلین )خفتکم علی نفسی وجئتکم لما اذن لی ربی واصلح امری : هنگامی که قائم ما ظهور کند این آیه شریفه را تلاوت میکند (از شما فرار کردم هنگامی که ترسیدم از شما ،پس خداوند به من حکم عطا کرد ومرا از مرسلین قرار داد ) »(22)
تلاوت این آیه به مفهوم ادعای رسالت نیست بلکه هدف بیان حکمت غیبت است که آن ترس از جان است ...

5-امام جعفر صادق (ع) فرموده اند :
« ان القائم غیبة قبل ان یقوم انه یخاف واوما الی بطنه یعنی القتل :همانا براى قائم ما (حضرت مهدى علیه السلام) قبل از ظهورش، غیبتى است. چرا که در هراس است (و حضرت اشاره به ‏شکم خود کرد، یعنی ‏بیم ‏کشته شدن دارد)».(23)
این حدیث، به طریق دیگر، از «زراره‏» از امام صادق علیه السلام نقل شده است (24)

6- امام کاظم (ع) فرموده اند :
« له غیبة یطول امدها خوفا علی نفسه من القتل یرتد فیها ویثبت آخرون : برای او از ترس کشته شدن غیبتی هست که مدتش بس دراز خواهد بود در دوران غیبت او قومی به ارتداد گرائیده گروهی دیگر پابرجای می مانند»(25)
7- امام صادق (ع) فرموده اند :«هنگامی که فرعون باخبر شد که سلطنت او به دست کودکی از بنی اسرائیل نابود خواهد شد دستور داد شکمهای زنان حامله از بنی اسرائیل را پاره کنند ودر جستجوی آن نوزاد بیش از هزار نوزاد را کشت ولی قدرت کشتن موسی را پیدانکرد واودر تحت حفاظت حضرت احدیت زنده ماند همچنین بنی امیه وبنی عباس آگاه شدند که سلطنت آنها وسلطنت همه ستمگران به دست قائم ما از بین خواهد رفت از این رهگذر با ما اهل بیت دشمنی سرسختی آغاز کرده اند وبا تمام قدرت به کشتن اهل بیت پیامبر برخواسته اند تا شاید قائم را از بین ببرند ولی خداوند هرگز احدی از ستمکاران را به کشتن او موفق نخواهد نمود ...» (26)
8- امام رضا (ع) درمورد توجیه غیبت حضرت ولی عصر (عج) می فرمایند :« همه امامان کشته شدند ،گروهی به شمشیر چون امیرالمومنان وامام حسین ،وگروهی باسم چون دیگر امامان هر یک از آنها را طاغوتهای زمانشان کشته است این جنایتها واقعا انجام یافته است در حالیکه آنها سالم تندرست بودند »(27) در اینجا هم ذکر شده تمامی امامان به دست ظالمان عصرشان به شهادت رسیده اند پس اگر امام زمان (عج) هم در میان مردم علنا زندگی میکردحتما اورامیکشتند
یک شبهه :شیعیان می گویندعلت غیبت تقیه و خوف بر جان است؛ در این جا سه اشکال دیگر می زاید:اول: اینکه چرا ظاهر و ساکت و صامت نباشد تا مدتی که بنا بر قیام است، تا هم خوف و تقیه نباشد و هم احتیاج به غیبت نباشد؟!دوم: اینکه چرا خود را بر خواص خود ظاهر نمی کند، تا هم تشویق شوند و هم از او استفاده کنند، از خواص و دوستان که تقیه ای نیست؟!
سوم: اینکه اگر علت غیبت تقیه است این خوف و تقیه همیشه هست، بلکه قوا و اسلحه دولت ها در تزاید است و هر چه بماند حال تقیه در اشتداد خواهد بود؟
اولا ساکت بودن وظاهر بودن واقدامی نکردن با اصل امامت امامان که مبارزه با کفر وظلم ستیزیست در تضاد است پس باید اقدام وحرکتی باشد یا علنا ودر قالب جنگ یا در شکل مبارزات زیرزمینی وسری که آنهم بدون تقیه امکان پذیر نیست پس اگر امام زمان (عج) ظاهر باشد ناگزیر است یا بجنگد یا مبارزات سری ومخفیانه داشته باشد که آنهم تقیه میخواهد از طرفی میدانیم که روش امام زمان (عج) با دیگر امامان متفاوت است وامام زمان (عج) اگر ظهورکند تقیه نمیکند وقیام وجنگ علنی را بدون درنگ آغاز میکند اگر کسی واقعا زندگی نامه امامان را خوانده باشد درمیابد که حکومتها حتی از سکوت وصلح امامان نیز میترسیدند وواهمه داشتند آنها حتی چشم دیدن جایگاه اجتماعی وارادت مردم به امامان رانداشتند چه برسد به اینکه بدانند از نسل آنها کسی خواهد آمد که در هم کوبنده حکومتهای طاغوتی آنهاست در احادیث بالا هم خواندیم که حتی نزدیکان امام هم قصد کشتن او را داشتند چه رسد به دشمنان آن حضرت !!پس همانگونه که تاریخ وتجربه به ما ثابت کرده مطمئنا اگر امام (عج) در میان مردم بود وتقیه پیشه میکرد وکاری به کسی نداشت بازهم او را به شهادت میرساندند کاری که در حق دیگر امامان هم کردند ...هر عقل سلیمی قبول میکند که امام زمان (عج) بنا بر مشیت الهی به دلیل حفظ جان خود غیبت کرده اند واین امری حکیمانه وعاقلانه است در ثانی این امر به دستور خداوند بوده است که براهوال همه بندگانش آگاه است ومیداند که عدم غیبت باعث شهادت ایشان خواهد شد ...چه کسی میتواند ادعا کند کار خداوند در این امر که درست واز لحاظ عقلی منطقی است و کاملا روشن است بیهوده ولغو بوده ؟!!اگر کسی چنین ادعایی دارد باید اولا به عقل او شک کرد دوما به کافر بودنش یقین داشت درضمن امام در بسیاری از موارد با افراد بسیاری ملاقات داشته ودارند از طرفی هنگامی که شرایط ظهور آماده شود وامام قیام کنند از همه لحاظ قدرت الهی بدون وصفی دارند که هیچکس توان مقابله با او را ندارد هرچند از لحاظ اسلحه وتجهیزات خیلی پیشرفته باشد
شبهه دیگر : متاسفانه بعضی از کافران تمامی احادیث بالا را به سخره گرفته اند وعنوان میکنند امام شیعیان که به قول آنها قرار است قیام کند وجهان را پر از عدل وداد کند ترس از مرگ دارد !! وکسی که ترسوست وخود را پنهان کرده چگونه میتوان چنین ادعایی در مورد او داشت که جهان را نجات میدهد ؟!!
پاسخ :
لازم به ذکر است که واژه ترس که در این احادیث شریفه تعبیر شده، غیر از ترسی است که در ذهن افراد ساده ‌لوح ترسیم می‌شود، این جا منظور از ترس آن حالت پیش‌بینی و پیشگیری است که صاحبان مسئولیت خطیر باید داشته باشند و هرگز خود را در معرض کشته شدن قرار ندهند. بدیهی است که برای اولیای خدا کشته شدن در راه هدف بسیار شیرین و گواراست ولی هرگز نباید خود را در معرض کشته شدن قرار دهند که خود نافرمانی است و باید مطیع فرمان خدا باشندواز خطر دوری کنند اگرچه باکی از کشته شدن ندارند چنانچه برای ما جایز نیست که نماز را پیش از فرارسیدن وقتش انجام دهیم ویا را روزه واجب را پیش از ماه رمضان بگیریم . برای آنها هم جایز نیست جانشان را پیش از موعد مقرر تقدیم کنند مسولیت امام چون مسئولیت پیامبر خطیر است او نمی تواند حتی یک لحظه پیش از فرا رسیدن فرمان خدا قیام کند او نمیتواند برای خوشنودی شیعیان شتابزده ،یا پاسخگویی به افراد منکر وفضول ،در کار خود شتاب کند آنان که امروز دم از یار ویاوری امام زمان (عج) میزنند وعنوان میکنند چراامام ظهور نمیکند بسیاری از آنها اگر خود علیه حضرت حیله نکنند حداقل از یاری آن حضرت سرباز میزنند فرو ریختن کاخهای استعمار ورژیمهای ستمگر به این آسانی نیست که عده ای گمان میکنند !!!
پس این ترس نه به آن معناست که آن حضرت از شهادت و کشته شدن در راه خدا هراس دارد، بلکه آن حضرت چون واپسین ذخیره الهی در زمین است و آن حکومت و جهانی که در تمام ادیان وعده داده شده، فقط به دست او تحقق می‏یابد، بنابراین خداوند باید به هر وسیله، او را تا روز موعود حفاظت کند، و حکمت الهی نیز بر پنهان زیستی او تعلق گرفته است. و این پنهان‌زیستی با ویژگی‏های خاصّ خود، درباره برخی از پیامبران علیهم السلام ـ هنگامی که بر جان خویش بیم داشتندـ اتفاق افتاده بود.حضرت ادریس مدت 20 سال برای ترس از امت گمراه خودکه قصد جانش را کرده بودند غیبت نمود(28) همچنین در قرآن در باره حضرت موسی علیه السلام به صراحت از این ترس پرده برداشته، می‌فرماید: فَأَصْبَحَ فِی الْمَدینَةِ خائِفاً یَتَرَقَّبُ ... ؛(29) صبح گاهان در شهر، بیمناک و در انتظار] حادثه ای[بود...». و آن گاه که آن پیامبر بزرگ الهی، قوم خود را خطاب قرار داده، می‌فرماید: ففرَرْتُ مِنْکُمْ لَمَّا خِفْتُکُمْ فَوَهَبَ لی‏ رَبِّی حُکْماً وَ جَعَلَنی‏ مِنَ الْمُرْسَلینَ؛(30) و چون از شما ترسیدم، از شما گریختم، تا پروردگارم به من دانش بخشد و مرا از پیامبران قرار داد. با این که حضرت موسی علیه السلام از پیامبران اولوالعزم است، اما خداوند او را خائف و ترسان وصف کرده است. البته این هیچ منافاتی با کمالات معنوی آن پیامبر بزرگ الهی ندارد، زیرا خویشتن از خطر نابودی و کسب آمادگی برای پیروزی, نه فقط برخلاف حکم عقل نیست که همان حکم عقل است.وبرای این بود که فرصتی پیش آید که بتواند حق را احقاق نموده وباطل را ریشه کن سازد (31) و نیز می‌توان به پنهان شدن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در بعضی زمان‌ها اشاره کرد(32)
مثلا پیامبر (ص) از ترس جان خود در تحت حمایت عموی بزرگوارش حضرت ابوطالب در شعب ابوطالب مخفی شد(33) یا پیامبر اسلام از مکه به مدینه مهاجرت کرد و در غار پنهان شد تا مشرکان مکه او را نکشند. ونمونه های بسیاری دیگر ..روی همین بیان همواره غیبت ها از ترس سرچشمه گرفته ولی پیشتر گفتیم که منظور از ترس ،ترس شخصی وفرار از قتل نبوده بلکه ترس وواهمه امام (عج) از این است که مبادا نقصی در پیاده کردن برنامه ووظیفه خیطرش پیش آید
پس دیدیم که مهمترین دلیل پنهان شدن پیشوایان دین از مردم حفظ جانشان بوده است تا در زمان مناسب دوباره به بیان دستورهای خداوند مشغول شوند البته امام چون ولی خدا است، جان خود را برای حفظ دین می‌خواهد. اگر شهادت به حفظ دین کمک کند چون امام حسین علیه السلام قیام می‌کند ولی اگر کشته شدن او نتیجه‌ای برای دین نداشته بلکه بقاء او لازم باشد چون پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم که صلح حدیبیه را پذیرفت جان خود را محفوظ می‌دارد
.از آن رو که حضرت مهدى (علیه السلام) آخرین امام معصوم است وهمچون امامان گذشته نیست که اگر کشته شد، امامى دیگر جانشین او شود. اگر امام زمان(ع) کشته می‏شد، زمین از حجت خدا خالی می‏گردید،(34)که با فلسفه وجودی آخرین امام و حکمت خلقت و تحقق وعده الهی (که حکومت صالحان در زمین است) منافات دارد.
او باید بماند تا آن زمان که شرایط لازم براى حکومت جهانى اسلام و قرآن پیش آید. قیام نماید و دنیا را از عدل و داد پر کند، مردمی که طى بیش از دو قرن ثابت کردند که هر امامِ هدایت را، یا به شمشیر یا به زهر، از بین میبرند، بیگمان اگر حضرت مهدى(علیه السلام)غیبت نمیکرد، او را نیز به سرنوشت پدران بزرگوارش دچارمیکردند. خصوصاً ملوک بنی عباس که از مدتها قبل، توطئه ها کردند و در مقام کشتن او بر آمدند و با توجه به همین دسیسه ها بود که خداوند عزوجلّ حتّى ولادت حجّت خویش را بصورت پنهان قرار داد. ذکر این حکمت نشان میدهد که تا زمان حتمى شدن قیام، هر زمان دیگرى، خطر کشته شدن امام(علیه السلام) را به همراه دارد و کشته شدن امام(علیه السلام)، کشته شدن پیام اوست، کشته شدن اسلام است که خدا هرگز به آن رضایت نخواهد داد.
شیخ طوسی بعد از بیان روایاتی چند درباره فلسفه غیبت می‌نویسد :
«آن چه از اخبار درباره حکمت و فلسفه غیبت آمده است، مانند امتحان شیعه و غیره، حکمت و فلسفه غیبت نیست، بلکه به عنوان اثر و نتیجه غیبت برای شیعیان است، سبب و فلسفه غیبت همان ترس از شهادت امام‌مهدی به وسیله دشمنان است»(35)

3- برعهده نداشتن بیعت ظالمان:
در برخی از روایات اسلامی آمده است که علّت و حکمت غیبت امام مهدی(علیه السلام) این است که آن حضرت ناچار نشود با طاغوتهای زمان خود بیعت کند و سازش با حاکمان جور کند او به وسیله ی غیبت از یوغ بیعت با طاغوت های زمان آزاد می شود و بیعت با هیچ حاکمی را بر عهده ندارد، تا بتواند در زمان قیام خود آزادانه تلاش کند. دیگر امامان، به دلیل آماده نبودن زمینه برای قیام و نداشتن یاور از روی تقیه، حکومت ها را به رسمیت می شناختند، و مجبور به قرارداد ظاهری با ستمگر زمان خود بودند ولی امام مهدی(علیه السلام)مأمور به تقیه نیست و به همین جهت با حکومت ها و طاغوت های زمان بیعت نمی کند او مأمور است وقتی می‌آید، قیام کند و زمین را از عدل و داد پر کند. و بایستی بر عهده‌اش قراردادی نباشد تا هر لحظه ای که شرایط آماده شد، ظهور کند و مجبور به پیمان شکنی نشودومجبور نشود به دلیل بیعتی که دارد ملاحظه برخی را بکند . اگر غیبت آن حضرت نباشد، این امر شدنی نیست چون اگر آن حضرت پیش از رسیدن وقت، قیام و ظهور کند به دلیل آماده نبودن شرایط قیام ناچار بود برای حفظ جان خود ویاورانش در طول تاریخ حیات طولانی با استفاده از روش تقیه حکومت‌های غیر مشروع را در ظاهر به رسمیت بشناسد زیرا حکومت‏ها وجود امام زمان را تحمل نکرده از او بیعت می‏خواستند، همان گونه که حکومت‏های عصر ائمه(ع) از امامان بیعت گرفتند در حالی که استفاده از روش تقیه به رغم این‌که برای امامان قبلی جائز بود، با فلسفه وجودی امام مهدی(ع) سازگار نیست،ومیدانیم که بیعت تعهد آور است (36) بیعت با حکومت‏های ظالم نوعی مشروعیت بخشیدن به حکومت‏ها بوده و تعهد به وجود می‏آورد که امام باید از آنها اطاعت کنند کسی که آمده تا ظلم و جور را ریشه‌کن کند، چگونه می‌تواند برای مدت‌های طولانی در زیر سایه ظلم و ظالمان زندگی کند و مشروعیت آن را بپذیرد، بنابراین امام مهدی (ع) غایب شد تا به هیچ ذلتی تن در ندهد و در برابر هیچ ظالمی سر فرو نیاورد و به پیمان هیچ حاکم غیر مشروعی گردن ننهد .بیعت در اصطلاح پیشوایان معصوم (ع) پیمانی است که به موجب آن نتوان با ستمگران به نبرد برخاست که بعد از امام حسین (ع) همه امامان به مقتضیات حکمت الهی، چنین پیمانی را به گردن داشتند. اما حضرت مهدی(ع) اگر ظاهر و آشکار بود، مجبورسکوت در مقابل ستمگری ستمکاران و ترک نبرد با آنان بود، در حالی که او برای ریشه‌کن کردن ستم و ستمگر آفریده شده است. از این‌رو حکمت اقتضا نمود که او از دیده‌ها پنهان باشد، تا جانش در امان بوده و سکوتش به معنای تایید ستمگران نباشد. (37)
امام زمان(ع) هیچ رژیمی را، حتی از روی تقیه، به رسمیت نمی‏شناسد. او مأمور به تقیه از هیچ حاکم و سلطانی نیست و تحت حکومت و سلطنت هیچ ستمگری درنخواهد آمد. لازم به ذکر است که برنامه مهدی موعود، با سایر ائمه اطهار علیهم السلام تفاوت دارد. ائمه علیهم السلام مامور بودند که در ترویج و انذار و امر به معروف و نهی از منکر تا سر حد امکان کوشش نمایندتمام هم وغم آنها تحکیم مبانی عقیدتی مردم وآشناکردن آنها با تفسیر قرآن وسنت پیامبر (ص) بود ، ولی سیره و رفتار حضرت مهدی علیه السلام متفاوت با آنان بوده و در مقابل باطل و ستم، سکوت نکرده با جنگ و جهاد، جور و ستم و بی دینی را ریشه کن می نماید. اصلاً اینگونه رفتار از علائم و خصائص مهدی موعود شمرده می شود به بعضی از امامان که گفته می شد: چرا در مقابل ستمکاران قیام نمی کنی؟ جواب می دادند: این کار به عهده مهدی ماست.به بعضی از امامان اظهار می شد: آیا تو مهدی هستی؟ جواب می داد: مهدی با شمشیر جنگ می کند و در مقابل ستم ایستادگی می نماید ولی من چنین نیستم. به بعضی عرض می شد: آیا تو قائم هستی؟ پاسخ می داد: من قائم به حق هستم، لیکن قائم معهودی که زمین را از دشمنان خدا پاک می کند، نیستم. از اوضاع آشفته جهان و دیکتاتوری ظالمین و محرومیت مومنین شکایت می شد، می فرمودند: قیام مهدی مسلم است، در آن وقت اوضاع جهان اصلاح و از ستمکاران انتقام گرفته خواهد شد. مومنین و شیعیان هم به این نویدها دلخوش بودند و هر گونه رنج و محرومیتی را بر خود هموار می کردند.اکنون با این همه انتظاراتی که مومنین بلکه بشریت از مهدی موعود دارند، آیا امکان داشت که آن جناب با ستمکاران عصر بیعت و پیمان خویش وفادار بماند و در نتیجه هیچ وقت اقدام به جنگ و جهاد نکند، زیرا اسلام عهد و پیمان را محترم شمرده و عمل به آن را لازم دانسته است. از این رو در احادیث تصریح شده که یکی از اسرار غیبت و مخفی شدن ولادت حضرت صاحب الامر علیه السلام این است که ناچار نشود با ستمکاران بیعت کند تا هر وقت خواست، قیام کند و بیعت کسی در گردنش نباشد.آری او شمشیر برنده خداست وبرای نابود کردن ستمگران آفریده شده
این وجه، در احادیث زیادى مطرح گردیده است، به طورى که شیخ صدوق در کمال الدین باب چهل چهار (علة الغیبة) یازده حدیث را نقل کرده است
واینک برخی از روایت که به این علت میپردازند :
1- امیرمؤمنان علیه السلام می‏فرماید:« ان القائم منا اذا لم تکن لاحد فی عنقه بیعة فلذلک تخفی ویغیب شخصه:همانا هنگامی که قیام ما می‌کند، بیعت احدی بر گردن او نیست و به همین علت است که ولادتش پنهان نگه داشته می‌‏شود و شخص او غایب است».(38) عین همین حدیث هم ازامام جواد (ع)وامام باقر(ع) نقل شده(39)
2- امام حسن مجتبی علیه السلام فرموده اند :« ما منّا احد الّا و یقع فی عنقه بیعة لطاغیة زمانه الّا القائم الّذی یصلّی روح الله عیسی بن مریم خلفه فانّ الله عزّوجلّ یخفی ولادته و یغیب شخصه لئلّا یکون لاحد فی عنقه بیعة: آیا ندانستید که هیچ یک از ما ائمه نیست، مگر این که بیعت با ستم گری بر گردن او قرار می‌‏گیرد؛ به جز قائم عجل الله فرجه که عیسی بن مریم علیهما السلام پشت سرش نماز می‏گزارد. پس به درستی که خداوند متعال ولادتش را مخفی و شخصش را پنهان می‏سازد تا هنگامی که قیام می‏کند، بیعت هیچ کس برگردنش نباشد».(40) این حدیث از امام صادق (ع)هم نقل شده است (41)
3- امام زین العابدین(ع) فرموده اند:« القائم منا یخفی علی الناس ولادته حتی یقولوا:لم یولد بعد ،لیخرج ولیس لاحد فی عنقه بیعة :قائم ما ولادتش از توده مردم مخفی میشود تا جائیکه گروهی گویند متولد نشده است هنگامی ظهور میکند که کسی رادر گردن او بیعت نباشد » (42) این حدیث از امام جواد (ع) هم روایت شده است (43)
4- امام صادق علیه السلام فرمود: « یقوم القائم و لیس لاحد فی عنقه عهد ولا عقد ولا بیعه: قائم ما در حالی ظهور می کند که در گردن او برای احدی عهد و پیمان و بیعتی نیست.» (44)

5- در این باره از امام رضا (ع) روایت شده در پاسخ این پرسش که چرا امام مهدی (ع) از دیده‌های شیعیان‌اش پنهان است؟ فرمودند:
« لان امامهم یغیب عنهم لئلا یکون فی عنقه لاحد بیعة اذا قام بالسیف : امامشان از آنها غایب میشود (برای آن حضرت غیبت واقع میشود)، تا بیتی بر گردنش نباشد وروزی با شمشیر قیام می کند.» (45)

6- امام زمان (عج) در توقیعی که در پاسخ به سؤال "اسحاق بن یعقوب" مرقوم کرد و توسط "محمد بن عثمان" نائب دوم ایشان انتشار یافت درباره‏ى علت غیبت چنین نوشته اند:
« واما علة الغیبة فان الله یقول : یا ایها الذین امنو لا تسالوا عن اشیاء ان تبددلکم تسوکم ،انه لم یکن احد من آبائی علیهم السلام الا وقد وقعت فی عنقه بیعة لطاغیة زمانه وانی اخرج حین اخرج ولا بیعة لاحد من الطواغیت فی عنقی :در خصوص علت غیبت پرسش کرده بودید. خداوند در قرآن کریم می‏فرماید: «ای اهل ایمان!از چیزهایی سؤال نکنید که اگر برای شما روشن شود، ناراحت می‏شوید».(46) بدانید که هرکدام از پدران من، بیعت یکی از طاغوت‏های زمان خویش را برگردن داشتند، ولی من وقتی قیام می‏کنم، بیعت هیچ یک از گردن کشان و طاغوت‏های زمان را برگردن ندارم»(47)

                                                     ادامه دارد ....



پی نوشتها ومنابع :
1- شیخ طوسی الغیبة ص 85
2- بحارالانوارمجلسی ج 53 ص115 والزام الناصب ص 61 به نقل از عیون الاخبار وروزگار رهایی ص 183
3- الکافی،کلینی ج ۱، ص ۵۸۰؛ الارشادشیخ مفید ؛ ج ۲، ص ۳۳۹٫
4- قرآن سوره مائده آیه 101
5- قرآن سوره قصص آیه 68.
6- محمد باقر مجلسی، بحالارانوار، (تهران: المکتبة الاسلامیة، چ 4، 1362)، ج 51، باب 1، ص 73، حدیث 18.وج 52 ص 91 ،اعلام الو.ری ص 399،الزام الناصب ص 126 از امام صادق (ع)،بشارة الاسلام ص 18 ،المهدی ص 146 ،ینابیع الموده ج 3 ص 109 و164و169، المحجة البیضاء ج 4ص 337
7- بحارالانوار ج 51 ص 132 و279 ،الزام الناصب ص 66 ،منتخب الاثر ص206 ،محجة البیضاء ج 4 ص 338 ،اعلام الوری ص 401 ،الامام المهدی ص 88
8- المهدی ص 160 از امام صادق (ع)
9- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 91 حدیث 4. شیخ صدوق، ، ج 2، ص 158، ب 49، ح 11و کمال الدین، ج 2، ص 481، باب 44 (علة الغیبة)، ح 11; علل الشرایع، ج 1، ص 287، ح باب 179.; منتخب الاثر، باب 28 (فی علة غیبته)، ص 330، ح 1.الزام الناصب ص،126
10- قرآن سوره مائده،آیه 101
11- الاحتجاج، ج 2، 285; کمال الدین، ج 2، ص 485، ب 45، ح 4، بحارالانوار، ج 52، ص 92، ح 7.
12- مجله حوزه، ویژه امام زمان، ص 360؛ مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ص 670
13- کتاب الغیبه نعمانی، ص 202
14- بحارالانوارمجلسی ، ج 52، ص 92
15- وفیات الأعیان، ج ۴، ص ۱۷۶٫
16- کتاب الغیبه، نعمانی، ص 203
17-رجوع شود به بحار الانوار، ج 52، باب عله الغیبه، ص 98ـ90
18- الغیبة، شیخ طوسی ص ۱۳۴٫
19- علل الشرایع، ج 1، ص 284، باب 179، ح 1; بحارالانوار، ج 52، ص 90، ح 1. وج 53 ص 115
والزام الناصب ص 61 به نقل از عیون الاخبار
20- منتخب الاثرص 243،اعلام الوری ص 385والزام الناصب ص 67
21- بحارالانوار ج 52 ص 98،الزام الناصب ص 127 وتحف العقول ص 229
22- شعراء آیه 21 ،بحارالانوار ج 52 ص 281 و292 ،غیبت نعمانی ص 91 ،الزام الناصب ص 57 وبشارة الاسلام ص 249
23- بحارالانوار، ج 52، ص 91، ح 5 شیخ کلینی کافی ص 340 ،شیخ طوسی الغیبة ص 329 ،شیخ صدوق کمال الدین ج 2 ص 342 باب 44و. ص233، باب48. ح7 و ج 11، ص 482. علل الشرایع، ص 243، باب 179، ح 8. ،غیبت نعمانى ص 177، باب 10 (فصل چگونگی غیبت آن حضرت)، ح 21.
24-غیبت نعمانی ص 176، باب 10، (فصل چگونگی غیبت آن حضرت) ح 18، 19 و 20; همان، ص 172، باب 10 (فصل غیبت آن حضرت و فصول آن) ح 6; کمال الدین، ج 2، ص 481، باب 44، ح 7، 8، 9 و 10; همان، ص 346، باب 33، ح 32; کافی، ج 1، ص 378، باب فی الغیبة، ح 5; و همان، ص 379، ح 9، ص 382، 18 و 29; بحارالانوار، ج 52، ص 91، ح 5; همان، ص 96، ح 16; همان، ص 97، ح 17، 18، 19 و 20; همان، ص 98، ح 21 و 22.
25- الزام الناصب ص 68 وروزگار رهایی ص 197 تالیف کامل سلیمان ترجمه علی اکبر مهدی پور
26- اصول کافی ج 1 ص 337 ،بشارة الاسلام ص 116 و146 ،غیبت شیخ طوسی ص 202 ،اعلام الوری ص 405 و437 ،ینابیع المودة ج 3 ص 116 ،المهدی ص 169 ،منتخب الاثر ص 205و295وبحارالانوارج 52ص 91
27- الزام الناصب ص 10وروزگار رهایی ص 199
28- رجوع شود به الزام الناصب ص 82
29- سوره قصص آیه 18
30- سوره شعرا, آیه 21. جالب توجّه این که در پاره‌ای روایات آمده است که حضرت مهدی علیه السلام نیز هنگام ظهور خطاب به مرد م، همین آیه را تلاوت خواهد کرد.ر.ک: نعمانی, الغیبة, ص174.
31- الزام الناصب ص 83
32- سوره توبه آیه 40
33- الزام الناصب ص 84
34- غیبت نعمانی، ص 203
35- غیبة شیخ طوسی
36- رجوع شود به کمال الدین، ج1، ص581، باب29، ح2..
37- کامل سلیمان، 76، ص 186
38- کمال الدین وتمام نعمه ج1 ص 303 ،اعلام الوری طبرسی ص 426 و400،الامام المهدی ص 80
39- بشارة الاسلام ص 52از امام جواد (ع) ومنتخب الاثر ص 251 از امام باقر (ع)
40- شیخ صدوق کمال الدین ج 1 ص 315 طبرسی احتجاج ج 2 ص 289 ،بحارالانوار محمد باقر مجلسی، ، ج 51، ص 132و279 ،الزام الناصب ص 66 ،منتخب الاثر ص 206 ،محجة البیضاء ج 4 ص 338 ،اعلام الوری ص 401،الامام المهدی ص 88 کامل سلیمان، یوم الخلاص، ص 101
41- المهدی ص 160 از امام صادق (ع)
42- بحارالانوار ج 51 ص 135 ،منتخب الاثر ص 287 ،کشف الغمه ج 3 ص 312،اعلام الوری ص 402
43- بشارة الاسلام ص 52 از امام جواد (ع)
44- اصول کافی، ج 1، ص 342 .غیبت نعمانی ص 89 و100 ،المهدی ص 160 ، منتخب الاثر ص 266,289 ، کتاب الحجة، باب فی الغیبة، ص 384، ح 27; مرآة العقول، ج 4، ص 58، ح 27.، عهد و عقد و بیعت از نظر معنا با هم متقارب و نزدیک هست و گویا هم دیگر را تاکید می کنند. محتمل است که مراد از عهد، وعده با خلفای جور باشد. بدین معنا که آن ها را رعایت، مراعات کند. یا این که مراد، ولایت عهدی باشد، همانند امام رضا ( علیه السلام) و مراد از عقد، پیمان مصالحه و آتش بس باشد، همانند امام حسن ( علیه السلام) و مراد از بیعت، اقرار و اعتراف ظاهری به خلافت غیر باشد. مرآة العقول، ج 4، ص 58.
45- کمال الدین و تمام النعمه، ص ۴۸۰٫الزام الناصب ص 82
46- مائده آیه 101
47- شیخ طوسی کتاب غیبة ص 290 و177 ،شیخ صدوق کمال الدین وتمام النعمة ج 2 ص 483 ح، الاحتجاج علی أهل اللجاح، ج ۲، ص ۴۷۱٫، مجله حوزه ویژه امام زمان(ع) ص 378.بحارالانوار ج 52 ص 92 وج 53 ص 181 ،الزام الناصب ص 130 ،منتخب الاثر ص 267 ،اعلام الوری ص 424 ،کشف الغمه ج 3 رص 323 والامام المهدی ص 252