دلایل وفلسفه غیبت امام زمان (عج) قسمت دوم - تنها منجی

تنها منجی

دلایل وفلسفه غیبت امام زمان (عج) قسمت دوم
نویسنده : منتظر ظهور - ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٩
 

دلایل وفلسفه غیبت امام زمان (عج) قسمت دوم :

در قسمت قبل تعدادی از دلایل وفلسفه غیبت ذکر شد واینک ادامه مبحث قبل :

4 - امتحان وآزمایش مردم :

چنان که مى دانیم یکى از سنتهاى ثابت الهى آزمایش بندگان و گزینش صالحان و پاکان است، واصولا یکى از حکمت هاى آفرینش انسان، آزمودن اوست به طورى که صحنه زندگى همواره صحنه امتحان و آزمایش است تا بندگان از این راه در پرتو ایمان و استقامت و تسلیم خویش در پیروى از اوامر خداوند تربیت یافته و به کمال برسند و استعدادهاى نهفته آنان شکوفا گردد این سنت در تمام امت های گذشته نیز اجرا شده است.واین موضوع در قرآن نمایان است هنگامی که خداوند متعال می فرماید:« احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون و لقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین: آیا مردم خیال می کنند که همین که گفتند ایمان آوردیم رها شده و دیگر امتحان نمی شوند، کسانی را که قبل از آنها بودند، آزمایش کردیم تا خداوند راستگویان و دروغ گویان را مشخص کند» (1)  

با توجه به این آیه، خداوند متعال در هر زمان و دوره ای، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار می دهد تا مومنین واقعی از متظاهرین به دین و ایمان مشخص شوند. امتحان الهی در هر زمان، متفاوت و متناسب با رشد و کمال عقلی مردم آن زمان است. در دوران غیبت کبری، با غایب شدن حجت خدا، مردم به استقامت و پایداری نسبت به دین امتحان می شوند تا منتظرین واقعی از غیر واقعی تمیز داده شده و هر کدام پاداشی در خور موفقیت در این امتحان به دست آورند.


از همین روی  مسئله ابتلا و آزمایش نیز در پارهای از روایات به عنوان فلسفه غیبت امام زمان مطرح گردیده است برمبنای روایات، امتحان در زمان غیبت حضرت مهدی از شدیدترین امتحانات است.(2)  زیرا به واسطه غیبت مرتبهِ ایمان اشخاص و تسلیم بودن آنها در برابر تقدیر الهی ظاهر می‌شود و همچنین در زمان غیبت به واسطهِ حوادث و فتنه هایی که روی می دهد شدیدترین امتحانات از مردم به عمل می‌آید. عدم تحقق ظهور حضرت به اذن الهی است و شخص منتظر در هر مقداری که دوران غیبت به تأخیر افتد هرگز نومیدی به او راه پیدا نمی کند و شک و وسوسه در دلش رخنه نمی‌کند و این نکته هیچ منافاتی با حالت انتظار و پیش‌بینی ظهور حضرت در هر سال بلکه در هرماه یا هر روز ندارد

صبر و تحمل مشقات غیبت و تردید نداشتن در آن، از آزمایش هاى سخت است. چنان که شیخ طوسى مى فرماید: « بنا به فرموده ى پیشوایان اسلام، آزمایش به وسیله ى غیبت حضرت مهدى، از سخت ترین آزمایش هاى الهى است.» (3)

از آن‌جایی که این نوع آزمایش به دلیل حضور نداشتن ظاهری امام، بسیار مشکل و طاقت‌فرسا است، در تکامل انسان‏ها نقش بسیار مهمّی دارد و با این آزمایش، خوب از بد جدا شده، دوستان حقیقی مشخص می شوند. این سختی از دو جهت است:

الف ) از جهت اصل غیبت، که چون بسیار طولانی شود، بسیاری از مردم دستخوش شک و تردید می‏گردند.

ب) از جهت سختی‏ها و فشارها و پیشامدهای ناگوار که در زمان غیبت به وجود می‏آید. سختی‏ها به گونه‏ای هستند که حفظ ایمان و استقامت در دین، کاری سخت می‏گردد.(4) کسانی از امتحان الهی سربلند بیرون می‏آیند که دچار تردید نشوند.

مرحوم کلینی با اختصاص بخشی از کافی به این موضوع با عنوان «التمحیص و الامتحان» برخی از این روایات را آورده است(5)

1- پیامبر اسلام- صلى الله علیه وآله - ضمن حدیث مفصلى مى فرماید: « ذلِکَ الَّذى یَغیبُ عَنْ شیعَتِهِ وَ أَوْلِیائِهِ غَیْبَهً لا یَثْبُتْ فیها عَلَى الْقَوْلِ بِاِمامَتِهِ اِلاّ مَنِ امَْحَنَ اللّهُ قَلْبَهُ لِلاْیمانِ او (امام زمان - علیه السلام -) کسى است که از یاران و شیعیانش غایب مى شود، غیبتى که در آن غیبت کسى در اعتقاد به امامت حضرت ثابت نمى ماند، مگر کسى که خدا قلبش را به ایمان آزموده باش» .
.
» (6)

 

2-امام على( علیه السلام) مى فرماید:
« اما و اللّه لاقتلنّ انا و ابناى هذان، ولیبعثنّ اللّه من ولدى فى آخر الزمان یطالب بدمائنا، و لیبعثنّ عنهم تمییزاً لأهل الضلاله حتى یقول الجاهل: ماللّه فى آل محمد من حاجه: به خدا قسم من، و این دو فرزندم (حسن و حسین) شهید خواهیم شد، خداوند در آخر الزمان مردمى از فرزندانم را به خونخواهى ما بر خواهد انگیخت و او مدتى غایب خواهد شد تا مردم آزمایش شوند و گمراهان جدا گردند، تا جایى که نادان مى گوید: خداوند دیگر نیازى به آل محمد ندارد » (7)

 

3- از امام علی(ع) نقل شده است که حضرت دلیل غیبت را غربال انسان هاى صالح از گمراه و دانا از نادان مى داند(8)

4- امام علی (ع) فرموده اند :« ان امرنا صعب مستصعب ،لا یحتمله الاملک مقرب ،او نبی مرسل،او عبد امتحن الله قلبه للایمان ولا یعی حدیثناالاحصون حصینة ،اوصدورامینة اواحلام رزینة :امرماسخت دشوار است کسی نمیتواند آنراتحمل کند مگرفرشته مقرب یا پیامبر مرسل ویا بنده ای که خداوند دلش را با ایمان آزموده است واحادیث مارا فرانمیگیرد جز دلهای محکم وسینه های امین ومغزهای کامل »(9)  شبیه همین حدیث از امام صادق (ع) نیز نقل شده است

5- امام علی (ع) فرموده اند :« برای قائم غیبتی است که مدتش بسیار طولانی است گویی شیعیان را به چشم خود میبینیم که همچون گوسفند بی شبان به دنبال چراگاهی میگردند ونمی یابند آگاه باشید کسی که آنروز بر دین خود ثابت قدم باشد قلبش از طولانی شدن غیبت امامش به قساوت نمیگراید ودرروز رستاخیز در بهشت بامن ودرمقام من میباشد »(10)


6-  امام حسین- علیه السلام - مى فرماید: « له غیبه یرتدّ فیها اقوام و یثبت على الدّین فیها آخرون... أما انّ الصابر فى غیبته على الأذى و التکذیب بمنزله المجاهد بالسیف بین یدى رسول اللّه(صلى الله علیه وآله): براى امام مهدى - عجل الله تعالی و فرجه شریف - غیبتى است. در این غیبت برخى از دین بر مى گردند و برخى ثابت قدم مى مانند، هر کس در این غیبت صبر کند و بر مشکلاتى که از سوى دشمنان ایجاد مى شود استقامت کند، به قدرى از اجر خداوند بهره مند مى گردد که انگار در کنار پیامبر- صلى الله علیه وآله - با شمشیر با دشمنان جنگیده است.»(11)

 7- حضرت صادق (ع) فرموده اند :«والله لتکسرن کسر الزجاج ! وان الزجاج لیعاد فیعود کما کان والله لتکسرن کسر الفخار وان الفخار لایعود کما کان !...:  به خدا قسم شما شیعیان همچون شیشه شکسته می‌شوید و شیشه را بعد از شکستن می‌توان ذوب کرد و به صورت نخست برگرداند. به خدا قسم شما مانند سفال شکسته می‌شوید و سفال بعد از شکسته شدن دیگر به صورت اول برنمی‌گردد. به خدا قسم شما امتحان می‌شوید و غربال خواهید شد تا بندگان در غربال مانده و غیرنیکان بیرون بریزند چنان‌که دانه تلخ از میان گندم جدا می‌شود. »(12)

8-  امام صادق- علیه السلام - فرمود: « ان اللّه عزوجلّ یحبّ أنْ یمتحن الشیعه : ; خدای عزّوجلّ دوست دارد شیعه را امتحان کند (غیبت امام مهدی(عج) امتحان پیروان و شیعه است).» (13)

9- امام صادق (ع) فرموده اند :« هیهات، هیهات، لا یکون فرجنا حتى تغربلوا، ثم تغربلوا ثم تغربلوا،لا والله مایکون ما تمدون الیه اعینکم حتی تمحصوا ،لا یکون ماتمدون الیه اعینکم حتی یشقی من یشقی ویسعد من یسعد ; به خدا سوگند هرگز چنین نیست آنچه چشم انتظارش هستید هرگز واقع نمیشود تا غربال شوید وامتحان شوید ،نه به خدا قسم ،آنچه چشم انتظارش هستید وقوع نمی یابد تا هنگامی که آنکه شقی هست شقاوت خود را ظاهر سازد وآنکه سعادتنمند است سعادتش آشکار گردد  ».(14)  

10- امام صادق (ع) فرموده اند :« ان القائم تمتد غیبته لیصرح الحق عن محضه ویصفو الایمان من الکدر بارتداد من کانت طینته خبیثة من الشیعة الذین یخشی علیهم النفاق اذا احسوا بالاستخلاف والتمکین والامن المنتشر فی عهد القائم (ع): غیبت قائم (عج) به طول می انجامد تا حق روشن گردد وایمان محض از تیرگی خالص شود وهرکه از شیعیان سرشت ناپاک دارد وبیم آن هست که اگر از امکانات وسیع وامن وامان گسترده در عهد قائم (عج) آگاه شود از در نفاق درآید ،به ارتداد گراید ،وبا ارتداد آنها خالص وناخالص از یکدیگر جدا شود...»  (15)

11- امام صادق ـ علیه السلام ـ خطاب به جمعی از اصحاب خود که درباره حکومت بر حق «اهل بیت» گفتوگو میکردند، فرمود: «به خدا سوگند! آن چه در انتظارش هستید، واقع نخواهد شد مگر پس از ناامیدی، و به خدا سوگند این کار رخ نخواهد داد، مگر آنکه شما از این یکدیگر شناخته شوید و مورد آزمایش قرار گیرید تا آنکه سعادتمند به سعادت برسد و شقاوتمند به شقاوت.» (16)

12- حدثنا زرارة بن اعین، «قال: سمعت الصادق جعفر بن محمد صلى الله علیه و آله یقول: «ان للقائم غیبة...» ثم قال علیه السلام: «وهو المنتظر الذی یشک الناس فی ولادته. فمنهم من یقول: اذا مات ابوه، مات ولاعقب له. ومنهم من یقول: قد ولد قبل وفاة ابیه بسنتین; لان الله عزوجل یحب ان یمتحن خلقه فعند ذالک یرتاب المبطلون:  
زرارة بن اعین گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى‏فرمود: «همانا براى قائم (پیش از آن که قیام کند) غیبتى است.» . سپس فرمود: «او، منتظرى است که مردم; در ولادت‏; به شک و تردید مى‏افتند و بعضى مى‏گویند: «زمانى که پدرش (امام حسن عسکرى علیه السلام) رحلت کرد، فرزندى براى او نبود» و بعضى گویند: «دو سال قبل از وفات پدرش; متولد شده است‏» ; زیرا، خداوند عزوجل، محققا، امتحان خلقش را دوست مى‏دارد و در آن هنگام، باطل جویان، شک و تردید مى‏کنند »  این حدیث که وجه غیبت را، امتحان مردم دانسته که مطابق با آیات خداوند و تعلیمات دینى است(17)  

13- امام صادق (ع) درباره شدت سختی آزمایش‌های این دوران فرموده اند : « إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَیْبَةً الْمُتَمَسِّکُ فِیهَا بِدِینِهِ کَالْخَارِطِ لِلْقَتَاد :برای صاحب این امر غیبتی است. هر کس در آن زمان دینش را نگه دارد مانند کسی است که خار قتاد را با دست خود بتراشد...»(18)

 

14- امام صادق (ع) فرموده اند :

« لیغیبن عنهم حتی یقول الجاهل مالله فی آل محمد حاجة : به خدا سوئگند در پشت پرده غیبت نهان میشود تا نادانها بگویند خدا نیازی به آل محمد ندارد »(19)

 

15- امام کاظم علیه السلام فرمود: «اذا فقد الخامس من ولد فاللّه اللّه فى أدیانکم لا یزیلکم أحد عنها، یا بنىّ إنّه لا بدّ لصاحب هذا الامر من غیبه حتى یرجع عن هذا الامر من کان یقول به، إنّما هى محنه من اللّه عزوجل امتحن بها خلقه : وقتی پنجمین فرزندم غایب شد مواظب دین خود باشید تا هیچکس شما را از آن بیرون نکند برای قائم ما غیبتی خواهد بود که گروهی از پیروان او از دین خود برمی‌گردند، این غیبت آزمایشی است که خداوند با آن بندگانش را امتحان می‌کند.(20)


16- امام موسى بن جعفر- علیه السلام - مى فرماید: « انّما هى من اللّه ـ عزّوجلّ ـ امتحن بها خلقه: غیبت امام مهدى - عجل الله تعالی و فرجه شریف - خود مایه امتحان بندگان خداوند بزرگ است. » (21)

پس دیدیم که خود غیبت به عنوان عامل آزمایش مطرح و در برخی دیگر، غیبت آن حضرت زمینه ساز آزمایش مردم معرفی شده است.روشن است کسانی در این امتحان بزرگ، سربلند خواهند بود که دارای مرتبه والایی از ایمان و عمل صالح باشند و کسانی که دراین امور دچار نقصان باشند، بیشتر در معرض لغزش و سقوط هستند امام صادق  علیه السلام  تبلور این حقیقت را چنین بیان کرده است: «و این‌‏گونه ‏است ‏که غیبت ‏قائم، طولانی خواهد بود تا این که حقِّ محض آشکار گردد و ایمان از کدورت‏ها و پیرایه‏ها صاف و زلال گردد، و این آشکارشدن با بازگشت افرادی از پیروان ظاهری اهل بیت علیهم السلام که دارای سرشت ناپاکی هستند، یعنی همان‏ها که ترس نفاق بر آنها می‏رود، صورت می‏گیرد»(22) .

 

5- اجراى سنن انبیا علیهم السلام در باره‏ى حضرت مهدى (عج):

نهان زیستی و غیبت پیشوایان دین از سنت‌ها و روش های خداوند است و در زندگی برگزیدگانی چون: ادریس، الیاس، موسی، عیسی و خضر علیهم السلام اتفاق افتاده است.واین سنت خداوند است وتغییری در آن رخ نمی دهد وطبق روایات یکی از دلایل غیبت امام زمان (عج) همین اجرای سنت الهی است

1- امام باقر(ع) فرموده اند :« هی والله السنن القذة بالقذة ،ومشکاة بمشکاة ، ولا بد یکون فیکم ما کان فی الذین من قبلکم ،ولو کنتم علی امر واحد کنتم علی غیر سنة الذین من قبلکم ...: به خدا سوگند آن سنت خداست وموبه مو اجرا خواهد شد هرآنچه در میان امتهای پیشین واقع شده بدون تردید در میان شمانیز واقع خواهد شد واگر جز این بود شما بر خلاف اقوام قبلی میشدید در صورتیکه سنت خدا تغییر ناپذیر است ...»(23)

 

2- حدثنا عن حنان بن سدیر، عن ابیه، عن ابى عبدالله علیه السلام، قال: «ان للقائم منا غیبة یطول امدها.» . فقلت له: «ولم ذاک،  یابن رسول الله؟» . قال: «ان الله عزوجل ابى الا ان یجرى فیه سنن الانبیاء علیهم السلام فی غیباتهم، وانه لابد له - یاسدیر - من استیفاء مدد غیباتهم. قال الله عزوجل: «لترکبن طبقا عن طبق‏»  ; اى سننا على من کان قبلکم.» حنان بن سدیر، از پدرش از امام صادق علیه السلام روایت کند که فرمود: «براى قائم ما، غیبتى است که مدت آن به طول مى‏انجامد.» . گفتم: «اى فرزند رسول الله آن، براى چیست؟» . فرمود: «خداوند عزوجل، مى‏خواهد درباره‏ى او، سنت‏هاى پیامبران علیهم السلام را در غیبت‏هایشان جارى سازد. اى سدیر! گریزى از آن نیست که مدت غیبت‏هاى آن‏ها به سر آید. خداوند عزوجل فرمود: همانا، همه‏ى شما پیوسته از حالى به حال دیگر منتقل مى‏شوید» ; یعنى، سنت‏هاى پیشینیان، درباره‏ى شما هم جارى است»(24)  


3- همچنین امام صادق (علیه السلام) دراین مورد فرموده اند : «وجه الحکمة فى غیبته، وجه الحکمة فى غیبات من تقدّمه من حجج اللّه تعالى ذکره: وجه حکمت در غیبت او، همان وجه حکمت در غیبتهایى است که توسط حجّتهاى الهى پیش از او صورت گرفته، به عبارت دیگر میتوان وجه غیبت حضرت مهدى (علیه السلام) را استمرار همان سنّت حکیمانهاى دانست که در ادوار گذشته تاریخ به غیبت بسیارى از انبیاء و اولیاء انجامیده است» (25)

 

3-  باز هم امام صادق(علیه السلام) فرموده اند : «إنّ سنن الانبیاء(علیهم السلام)بما وقع بهم من الغیبات حادثة فى القائم منّا اهل البیت حذوالنّعل بالنّعل و القذّة بالقذّة: سنتهاى پیامبران نسبت به غیبتهایى که براىشان پیش آمد، همگى به طور تمام و کمال در مورد قائم ما اهل بیت، اتفاق می افتد.»(26)

 

6- خالى شدن صلب‏هاى کافران از مؤمنان :
1-  ابن مسرور، عن ابن عامر، عن عبدالله بن عامر، عن ابن ابی عمیر، عمن ذکره، عن ابی عبدالله علیه السلام قال: قلت له: «ما بال امیرالمؤمنین علیه السلام لم یقاتل مخالفیه فى الاول؟» . قال: «لایة فی کتاب الله عزوجل «لو تزیلوا لعذبنا الذین کفروا منهم عذابا الیما،(27)  

 قال: قلت: «وما یعنی بتزایلهم؟»  قال: «ودائع مؤمنین فی اصلاب قوم کافرین، وکذالک القائم علیه السلام، لن یظهر ابدا حتى تخرج ودایع الله عزوجل، فاذا خرجت ظهر على من ظهر من اعداء الله عزوجل جلاله، فقتلهم: ابن ابى عمیر، از امام صادق علیه السلام نقل مى‏کند که از اباعبدالله (امام صادق علیه السلام)  پرسیدم: «چرا امیرالمؤمنین علیه السلام در ابتداى امر، با مخالفان خود کارزار و جنگ نکرده؟» . فرمود: «به جهت آیه‏اى که در کتاب خداوند عزوجل بوده: «اگر مؤمنان و کفار (در مکه) از هم جدا مى‏شدند، همانا کافران را عذاب دردناکى مى‏کردیم.» گوید: گفتم : مقصود از «تزایلهم (جدا شدن) چیست؟» . فرمود: «مقصود نطفه‏هاى مؤمنانى است که در صلب‏هاى کافران به ودیعت گذاشته شده‏اند  همین طور قائم هم مادامى که ودایع خداوند عزوجل آشکار نشده، ظهور نخواهد کرد. پس وقتى مؤمنان از صلب‏هاى کافران، آشکار شدند، او نیز ظهور مى‏کند و بر دشمنان خداوند عزوجل غلبه یافته و آنان را مى‏کشد»(28) .
شیخ صدوق، در کتاب علل الشرایع این روایت را به سند دیگر از ابراهیم کرخى، از امام صادق علیه السلام نقل کرده است
امام صادق بر اساس این حدیث فرموده اند :

« به موجب این آیه، خداوند در اصلاب مردم کافر و منافق ودیعتهایى دارد که همان فرزندان صالح هستند و از نسل آنان پدید مىآیند، از این رو على(علیه السلام) آن پدران را نمیکشت تا آنکه ودیعتهاى الهى خارج شوند. بعد از خروج آن ودایع بود که بر هرکس از آنان غلبه می یافت او را مىکشت. و چنین است قائم ما اهل البیت که ظهور نمی کند تا آنکه همه نسلهاى پاک و مؤمن که ودیعتهاى خدایند، ظاهر شوند. آن زمان است که ظهور می کند و بر هرکس غلبه یابد می کشد.»(29)  

 

7- عدم وجود یارویاور (تربیت یاران باوفا برای ظهور):

یکی از علت های غیبت امام زمان علیه السلام، نبود انصار و اصحاب جهت یاری رساندن به آن حضرت است علاوه بر حضرت مهدی که رهبری و امامت را برعهده داراست، وجود یاران فداکار و مخلصی که نه سختی‌های دوران ظهور وقیام و نه آسایش و رفاه دوران حاکمیت نتواند ایشان را از ایفای مسئولیت‌های سنگین وانجام رسالت خویش بازدارد، ضروری است. اما اگر یاران آن حضرت افرادی سست اراده و ضعیف الایمان باشند یا چنین حکومت جهانی تحقق نخواهد یافت و یا در صورت تحقق، با گذشت اندک  زمانی دچارفساد و انحراف خواهد شد،تا زمانیکه این یاران تربیت نشوند ظهور اتفاق نمی افتد  از روایات مختلف این نکته برداشت می شود که تعداد یاران حضرت مهدی علیه السلام 313 نفر می باشد که با تولد و رشد آنها، یکی از موانع ظهور مرتفع می گردد.در روایات خصوصیات بارز یاران امام زمان (عج) آمده است که از ذکر آنها در اینجا به دلیل اختصار صرف نظر میشود

 

8- تنبیه و تنبه مردم(علت غیبت خودمان هستیم ):

 نکته مهمی که در این بحث باید بدان پرداخت این است که میان قابلیت‌ها و شایستگی‌های ذاتی مردم برای پذیرش امام معصوم (ع) و میزان حضور او در جامعه ارتباطی متقابل وجود دارد، به هر اندازه که جامعه شایستگی و لیاقت خود را از دست داده و از ارزش‌های الهی فاصله بگیرد، امام معصوم (ع) نیز که یکی از تجلیات رحمت الهی به شمار می‌آید، از جامعه فاصله گرفته و از حضور خود در جامعه می‌کاهد، چرا که رحمت الهی در جایی فرود می‌آید که سزاوار رحمت باشد. (30) وقتی مردم ارزش پیامبر و امام را ندانند و دستورهای آنان را انجام ندهند و مخالف گفتار آنان رفتار کنند، خداوند حق دارد او را از مردم بگیرد تا در روزگار پنهان بودنش ارزش او را بفهمند و برای آشکار شدن امام تلاش کنند. مانند ماهی تا وقتی که درون آب است ارزش آب را نمی‌داند ولی وقتی از آب بیرون می‌افتد تازه می‌فهمد چه نعمتی را از دست داده است و برای به دست آوردن آن تلاش می‌کند.
غییت، امری است که ریشه‏ها و زمینه‏های آن را یاید قیل از وقوعش، در رفتار انسان‏ها یافت. اگر یا تدیر و تحقّق این جست و جو انجام پذیرد، ما را یه حقیقت غییت رهنمون خواهد ساخت.علت غیبت را میتوان در گناهان مردم وخشم خدا بر آنها جستجو کرد
 
واقعیّت، این است که غییت، یک امر دفعی و ناگهانی نیوده است، یلکه مفهومی از غییت، یه طور تدریجی، در طول تاریخ جریان داشته است و سرانجام، در یک نقطه از تاریخ، نمود فیزیکی و عملی یافته است.

اگر به رفتار و اعمالی که در زمان ائمه انجام گرفته، نظر کنیم، می‌بینیم که غیبت و اختفای امام مهدی (ع)در برابر فشارهای خلفاو پیروانشان بر امامان معصوم اجتناب‌ناپذیر بوده است. فشارهای خلفا و اتباعشان از زمان امام جواد (ع) بیشتر شد. این فشارها در زمان امام یازدهم به اوج خود رسید. در این هنگام خواست خداوند به غیبت امام مهدی(ع) تعلق گرفت.     

ازسوی  دیگر می‌بینیم این غیبت طولانی می‌شود ، چون  اکثریت  مردم دنیا تحمل عدالت را ندارند و در جایی که منافعشان به خطر می‌افتد، حاضر نیستند از حق وحقیقت پیروی کنند.

پس میبینیم که خداى تبارک و تعالى به دنبال امتحانى طولانى در کیفیت برخورد مسلمانان با اولیاى الهى وجود شریف حضرت مهدى(علیه السلام) را، در پس پرده غیبت قرار داد. از آن رو که مىدانست اگر در چنین شرایطى او را ظاهر گرداند، از اکثر مردم، تعدّیات و تجاوزات مختلفى در حق او صورت خواهد گرفت که به موجب آن، مستحق عقوبات الهى خواهند شد. پس ولىّ خود را از دیدگان مردم پنهان داشت تا بدین وسیله وجود و حضور او که چشمه رحمت است، مایه نقمت نگردد.
1- امام علی(ع) در منبر کوفه فرمود:«  زمین، از حجت الهی خالی نمی‏ماند، ولی خداوند به خاطر ظلم و جور و اسراف مردم بر خودشان ، آنها را از وجود حجت بی‏بهره می‏سازدو آنها را از دیدار او کور خواهد ساخت.» (31)  

2-     امام علی (ع)  یعد از پیروزی یر نهروانیان، آنان را یه جنگ یا معاویه طلیید، یهانه آوردند و تخلّف کردند تا آن جا که امام (علیه‏السّلام) فرمود:
 
« لَوَدَدْتُ أنّی لَمْ أَرَکُم و لَمْ أعرفکم؛(9) ای کاش شما را ندیده یودم و نمی‏شناختم! یارالها! مرا از اینان یگیر و یَدان را یرایشان یگمار و آنان را از من یگیر و قهر از آنان را یه من عنایت کن.»(32)

3-  العطار، عن ابیه، عن الاشعرى، عن احمد بن الحسین بن عمر، عن محمد بن عبدالله، عن مروان الانباری،. قال: خرج من ابى جعفر علیه السلام: «ان الله اذا کره لنا جوار قوم نزعنا من بین اظهرهم: مروان انبارى گوید: از ابوجعفر (امام باقر علیه السلام) نامه‏اى رسید که نوشته بود: «همانا، خداوند، اگر ناخوش بدارد و دوست نداشته باشد که ما، در مجاورت و کنار قومى باشیم، ما را از میان آن‏ها بیرون مى‏برد» (33)   

4-  محمد بن یحیى، عن جعفر بن محمد، عن احمد بن الحسین، عن محمد بن عبدالله، عن محمد بن الفرج; (34) قال: کتب الى ابوجعفر علیه السلام: «اذا غضب الله تبارک وتعالى على خلقه نحانا عن جوارهم» محمد بن فرج گوید: ابوجعفر (امام جواد علیه السلام) به من نوشت: «هنگامى که خداوند تبارک و تعالى، بر خلق‏اش خشم کند، ما را از میان‏شان دور مى‏کند.» . (35)

در این حدیث اشاره شده که خشم خدا، به جهت تنبیه و تنبه مردم است تا قدر شناس باشند.

4- امام صادق(علیه السلام) فرمود:
و البته خداوند مى دانست که اولیایش به تردید مى افتند و اگر مى دانست که آنها به تردید نمى افتند، حجت خود را چشم بر هم زدنى از آنان مخفى نمى داشت.(36)  

 

5- امام عصر (ع) در بیان تاخیر ظهور می‌فرماید:

«اگرچه شیعیان ما که خداوند توفیق طاعتشان  دهد، در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند، همدل می‌شدند، میمنت ملاقات ما از ایشان به تاخیر نمی‌افتاد و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان می‌گشت، دیداری بر مبنای شناختی راستین و صداقتی از آنان نسبت به ما.» (37)


6- حضرت مهدى (علیه السلام) در بیان کیفیت بهره بردن از وجود ایشان در دوران غیبت مىفرمایند: «و امّا وجه الانتفاع بى فى غیبتى فکالانتفاع بالشمس اذا غیّبها عن الابصار السحاب». «امّا چگونگى بهرهورى از من در دوران غیبتم چونان بهره بردن از خورشید است زمانى که ابرها آن را از دیدگان، مستور مىدارند.» (38)

طبق این کلام شریف، وجه غیبت خورشید را باید در وجود ابرها جستجو کرد. خورشید به خودى خود عین ظهور است و یکسره نور افشانى و درخشش دارد. این ابرها هستند که چهره جان فروز آن را از دیدگان مخفى مىکنند. و بدین گونه است نهانى آخرین خورشید ولایت و امامت حضرت مهدى (علیه السلام) که در ذات خویش جز مهربانى و لطف و عنایت نسبت به عباد اللّه ندارد. امّا مردم با گناهان خود و با عدم آمادگى براى قبول حکومت الهى او، سبب پنهان ماندن او در پس پرده هاى سیاه ابر غیبت می باشند

بنابراین می‌توان گفت علت اصلی غیبت امام عصر(ع) آماده نبودن اجتماع بشری برای پذیرش وجود پربرکت ایشان و عدم لیاقت مردم برای بهره‌گیری از نعمت حضور امام معصوم در میان خودشان است.

 

9- عدم آمادگی جامعه جهانی برای پذیرش قیام و حکومت حضرت:

یکی دیگر از علل غیبت امام زمان (عج) را میتوان عدم آمادگی مردم وجهان برای پذیرش  قیام آن حضرت ذکر کرد بر این اساس یکی از علل مهم غیبت امام زمان(ع) عدم آمادگی مردم است. عدم آمادگی از جهات مختلف می‏تواند باشد: برخی وظایف و تکالیف الهی خویش را انجام نمی‏دهند؛ بعضی از امام اطاعت نکرده و جایگاه امام زمان خویش را نمی‏شناسند؛ برخی به مخالفت امام زمان(ع) برمی‏خیزند؛ عده‏ای نیز از رشد فکری برخوردار نیستند و گروهی هنوز به دیگر حکومت‏ها دل بسته‏اند و...ظهور حضرت مهدى - عجل اللّه تعالى فرجه - به عنوان «خاتم الاوصیا» و منجى بشریت و کسى که در کره زمین دین اسلام را بر تمامى دین ها پیروز مى گرداند، قطعاً به زمینه و آمادگى جهانى نیازمند است قانون عرضه و تقاضا در جوامع بشری همواره و در همه جا جاری است و عرضه، مطابق تقاضا می باشد، در غیر این صورت نظام زندگی به هم خورده و تعادل خود را از دست می دهد. این قانون تنها جنبه اقتصادی ندارد بلکه در مسائل اجتماعی نیز جاری است.بدون تقاضا، عرضه بی فایده است. نیاز به رهبر و پیشوا برای جامعه نیز از این فایده و قانون مستثنی نبوده و در قالب استعداد و آمادگی مردم تحقق پیدا می کند. تشکیل حکومت جهانی و ایجاد جامعه آرمانی، نیاز به آمادگی عموم مردم دارد و این آمادگی نیاز به رشد فکری و اصلاحات اجتماعی و سیاسی دارد که با مرور زمان به وجود می‏آید، زیرا انسان‏ها باید ظلم و ستم‏های‏حکومت ظالمان را تجربه کنند و بدانند که حکومت‏های موجود، حکومت‏های آرمانی نبوده و جامعه‏ای که آنها در آن زندگی می‏کنند، جامعه مطلوب نیست. می‏بایست مردم از تمام حکومت‏ها خسته شده و قطع امید کنند و فقط منتظر امام باشنددر دوران غیبت، مردم جهان به تدریج برای ظهور آن مصلح حقیقی و سامان دهنده وضع بشر، آمادگی عملی و اخلاقی پیدا می کنند. از سوی دیگر حکومت جهانی امام زمان(ع) براساس خدا محوری، عدالت گرایی و قانون گرایی شکل می‏گیرد که پذیرش آن نیاز به زمینه سازی دارد؛ زیرا پذیرش چنین حکومتی را مخالفان و جموداندیشان برنمی‏تابند.روش آن حضرت مانند روش انبیاء و اولیاء گذشته نیست تا مبتنی بر اسباب و علل عادی و ظاهری باشد، بلکه روش او در رهبری بر جهان بر مبنای حقایق و حکم به واقعیات، و ترک تقیه و مسامحه نکردن در امور دینى و احقاق حقوق و برقرارى عدالت واقعى و اجراى تمام احکام اسلامى است. معلوم است  که انجام این امور نیاز به تکامل علوم و معارف و ترقی و رشد فکری و اخلاقی بشر دارد، به طوری که قابلیت برای حکومت واحد جهانی در راستای تحقیق احکام الهی فراهم باشد و جامعه بشری به این مطلب برسد که هیات های حاکمه با روش های گوناگون نمی توانند از عهده اداره امور برآیند، و مکتب های سیاسی و اقتصادی مختلف دردی را درمان نمی کنند، اجتماعات و کنفرانس ها و سازمان های بین المللی و طرح ها و کوشش های آنها به عنوان حفظ حقوق بشر نمی توانند نقشی را ایفاء کنند و از تمام این طرح ها که امروز و فردا مطرح می شود مایوس شود. وقتی اوضاع و احوال اینگونه شد و مردم از تمدن منهای دین، معنویت و انسانیت به ستوده آمدند و تاریکی و ظلمت جهان را فرا گرفت، ومردم از  حکومتها و سیاستهای مبتنی بر آرا و اندیشههای گسسته از وحی و مدیریت و رهبری الهی مأیوس و ناامید گردیده  ظهور یک مرد الهی در پرتو عنایت حق، مورد استقبال مردم جهان قرار می گیرد وهمه ملتها از نظر روحی و فکری پذیرای چنان حکومتی با چنان رهبری میشوند . در این شرایط ، پذیرش جامعه از ندای روحانی یک منادی آسمانی بی نظیر خواهد بود، زیرا در شدت ظلمت و تاریکی، درخشندگی نور نمایان تر می گرددو مردم .برای آمدن منجی کل و امام عدل و فضیلت، لحظه شماری نمایند در چنین شرایطی است که اراده و خواسته ملتها مجال هر گونه توطئهای را از قدرتهای شیطانی میگیرد و حجت خدا با تکیه بر مشیت خدا و به پشتوانه خواست عمومی ملتها میتواند، حکومت عدلگستر خویش را برپا نماید. بنابراین مى توان فقدان آمادگى جهان را یکى از فلسفه ها و حکمت هاى غیبت امام مهدى - عجل اللّه تعالى فرجه - بر شمرد.(39)

 پس غییت، حاصل رفتارها و عملکرد یشریّت یوده است و تغییر و اصلاح این رفتارها، می‏تواند خود، مهم‏ترین عامل ظهور یاشد.
یه عیارت دیگر، ظهور، یا تغییر و دگرگونی فکری و عملی ما صورت می‏گیرد؛ چرا که ((إنّ الله لایغیّر ما یقوم حتّی یغیّروا ما یأنفسهم))(40)؛. خداوند، سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‏دهد مگر اینکه خود را تغییر دهند.
نکته‏ای که نیاید فراموش کنیم، این است که گرچه غییت، سلی نعمت ظهور و دیدار امام است و در واقع، اثر یی توجّهی‏ها و غفلت‏های یشریّت یوده است، امّا از یُعد دیگر، مقدّمه‏ی یک کمال است؛ چرا که غییت، می‏تواند مقدّمه‏ی یک احساس نیاز در مردم یاشد.
ینایراین، غییت، می‏تواند احساس نیازی را در یشر زنده کند که اگر واقعی یاشد، همان مفهوم انتظار است. انتظار، هیچ چیزی جز احساس یک عطش و حرکت یرای رفع آن نیست. هر چه‏قدر که جوامع یشری، پیچیده‏تر می‏شوند، این نیاز و عطش، خود را ییش‏تر نشان می‏دهند.
در واقع، انتظار، مرحله‏ای از کمال یشر است که مقدّمه‏اش، نیاز، واقعیّت‏اش، تلاش و حرکت یرای دست یایی یه راه هدایت و اطاعت آن است. یه همین دلیل است که انتظار را ((افضل العیادة)) نامیده‏اند. (41)

 

10- خالی نماندن زمین از حجت:

حضرت علی علیه السلام فرمود: "لا تخلواالارض من قائم بحجة الله" هیچگاه زمین از کسی که قائم به امر الهی باشد خالی نخواهد ماند.از سنت های دائمی الهی این است که از آغاز آفرینش، بشر را تحت سرپرستی یک راهنما و رهبر قرار داده است و برای هر قوم و ملتی رسولی فرستاده تا آن رسول، مردم را از عذاب الهی بترساند و وصی و خلیفه و جانشین و امام پس از او نیز همان سیره و روش پیامبر را عمل کرده و مردم را به اهداف الهی نزدیک کرده است.

امام صادق علیه السلام می فرماید: « اگر در دنیا دو نفر وجود داشته باشند، یکی از آنها امام و حجت خدا است» (42)

باز می فرماید: « آخرین کسی که از این دنیا خواهد رفت، امام است و او حجت خدا بر خلق است و باید او آخرین نفر باشد که از دنیا می رود، برای این که کسی بدون حجت و رهبر نماند تا با خدای احتجاج کرده، شکایت نماید که تکلیف خود را در دنیا نمی دانسته است» (43)

با توجه به روایات فوق و بررسی دوران زندگی امامان معصوم علیه السلام که هیچ کدام با مرگ طبیعی از دنیا نرفتند، اگر آخرین حجت الهی نیز غایب نمی شد و در میان مردم حضور عادی می داشت، یقیناً به سرنوشت امامان دیگر دچار می شد، و مردم برای همیشه از فیض الهی محروم می اگر هریک از پدران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به شهادت می‌رسیدند، امامی بود تا جانشین او شود ولی با توجه به اینکه امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف آخرین فرد از پیشوایان معصوم برای هدایت انسانها است اگر در زمانی که شرایط آماده نیست آشکار شود مانند پدرانش به شهادت می‌رسد و زمین از حجت خدا خالی می‌ماند.

 شیخ مفید می‌نویسد:«  اگر هریک از پدران او هنگام ظهور به شهادت می‌رسیدند با حکمت الهی علیه السلام خالی نبودن زمین از حجت خدا منافات نداشت و جانشینی جای او می‌نشست ولی اگر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آشکار شود خونش را می‌ریزند و با حکمت خداوند منافات دارد.»(44)  خداوند متعال با حکمت بالغه اش آخرین حجت خود را به وسیله غیبت، حفظ و صیانت نموده تا زمین از حجت حق خالی نماند.

در این زمینه احادیث بسیاری وجود دارد برای اطلاع بیشتردر این زمینه  به مقاله ارتباط امام زمان وجهان هستی  در وبلاگ تنها منجی مراجعه  کنید

یک شبهه : اختلاف روایات در علت غیبت را چگونه می‌توان توجیه کرد؟

موارد متعددی از موضوعات وجود دارد که در آیات و روایات ، آثار و حکمتهای گوناگونی برای آنها مطرح شده است . این آثار چون مثبت یکدیگر می باشند لذا بیانگر زوایا و ابعاد آن موضوع می‌باشند . مثلاً پیرامون نماز که ارزشمندترین عمل عبادی است مباحث مختلفی وارد شده است : انسان را از فحشا و منکر باز می دارد ، معراج مؤمن است ، باعث بالا رفتن و اوج گرفتن متقی می شود ... آیا کسی می تواند بگوید : چون آثار متعدد گفته شده است پس اصل نماز مورد پذیرش نیست ؟ امر غیبت امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) نیز چنین است . بیان عوامل و آثار مختلف مربوط به اصل غیبت نه تنها نافی اصل غیبت نیست، بلکه مثبت آن بوده و ابعاد گوناگون این امر بزرگ را بیان می کند .

در منابع شیعی در مورد علت وقوع غیبت برای وصی دوازدهم پیامبر اسلام روایات متعددی آمده است که هر کدام از جهت و حیثیت خاصی به علت این واقعه می پردازند، بنابر این با اینکه متعدد هستند اما تضاد و اختلافی با هم ندارند .

طبق روایت امام صادق (علیه السلام) علت اصلی غیبت بیان نشده است زیرا افراد ظرفیت فهم و پذیرش آن را ندارند . از این روایت مشخص می شود مواردی که در سایر روایات به عنوان علت غیبت بیان شده است علت اصلی نیست بلکه حکمت است و تنها برای روشن شدن نسبی علت غیبت بیان گردیده اند تا قبو ل چنین حادثه عظیم و دردناکی برای شیعیان کمی آسان تر و قابل پذیرش‌تر شود .وقتی روایات را بررسی میکنیم متوجه میشویم که تمامی آنها غیبت را از زاویه ای مهم مورد بررسی قرار داده اند وهیچ کدام نفی کننده دیگری نیست

معلوم می شود بین روایات علت غیبت هیچ گونه اختلاف و تعارضی نیست و همه روایات سیر واحدی را نشان می دهند و هر روایتی به مرحله ای از این سیر اشاره می نماید و کسی که اهل دقت نباشد ممکن است در مراجعه اول گمان کند روایات با هم اختلاف دارند . پس نه روایات و نه علمای شیعه در علت غیبت اختلافی ندارند .

البته طبیعی است که در این سیر هر عالمی بنا به قرانتی که می یابد مرحله ای را پر رنگ‌تر و قوی‌تر بداند و در مورد آن بیشتر بحث و تأکید کند زیرا در سیر واحد بودن علل ، مساوی بودن آنها را نمی‌رساند و کسی چنین ادعایی ندارد . مثلاً چنانکه گفتیم شیخ طوسی بر خوف بیشتر تأکید دارد اما این به معنای منکر بودن سایر علل نیست تا تعارض یا اختلافی ایجاد شود بلکه بحث دریافتن عنصر محوری غیبت است . در پایان تذکر این نکته نیز لازم است که بعضی از موارد نقل شده در روایات فوائد و آثار غیبت است نه علت و سبب آن ، مانند امتحان مردم یا خالی شدن اصلاب کافران از مؤمنان و روایات نیز آنها را به عنوان علت بیان نداشته‌اند.

 

 

نتیجه گیری :

1- علت و فلسفه واقعى غیبت حضرت ولى عصر عجل اللّه تعالى فرجه الشریف یکى از رازهاى الهى است، جز خداوند و پیشوایان معصوم- علیهم السلام - کسى نسبت به آن اطلاع کافى و کامل ندارد.
با این حال طبق بیان معصومین- علیهم السلام - راز اصلى غیبت آن حضرت عبارت است از:
2-  فراهم نبودن شرایط ظهور، براى تحقق بخشیدن به آرمانى بزرگ (گسترش عدل و قسط جهانى و به اهتزاز در آوردن پرچم توحید در تمام کره خاکى). این آرمان بزرگ نیاز به گذشت زمان و شکوفایى عقل و دانش بشر و آمادگى روحى بشریت دارد، تا جهان به استقبال آن امام عدل و آزادى رود. طبیعى است اگر آن حضرت پیش از فراهم شدن مقدمات در میان مردم ظاهر شود، سرنوشتى مانند دیگر امامان (شهادت) یافته و قبل از تحقق آن آرمان بزرگ دیده از جهان برخواهد بست.
3- محفوظ ماندن از شرّ جباران و ستمگران استوحفظ جان.
4- آزمایش مردم و اندازه پایبندى و پایدارى آنان به دین و ولایت: غیبت آن حضرت سبب مى شود تا نفاق پنهان عدّه اى آشکار شود ایمان حقیقى محبّان و شیعیان واقعى امام- علیه السلام - از افراد ناخالص و سست ایمان جدا و پاک شود و در یک جمله مؤمن از منافق معلوم گردد.

5- عدم وجود یاران باوفا  6- خالی نماندن زمین از حجت خدا 7- برعهده نداشتن بیعت ظالمان 8- خالى شدن صلب‏هاى کافران از مؤمنان 9- اجرای سنت الهی

 

 مقالات مربط  با امام زمان

 

منابع وپی نوشتها :

1- - سوره عنکبوت، آیه 2

2- ر ک صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 101

3- طوسى، الغیبة، ص 3. و ص 203، 207. ، ر.ک: مهدى (علیه السلام) آخرین سفیر، ذبیح اللّه محسنى کبیر، ص 251 الى 267.

4- کتاب الغیبه، ص 204؛ کتاب الغیبه، نعمانی، ص 154

5-  کمال الدین و تمام النعمة، ص ۴۸۱٫

6- صافى گلپایگانى، منتخب الاثر (تهران، مرکز نشر کتاب، 1373 هـ ق) ص 101، فصل 1، باب 8، ح 4.، معجم احادیث الامام المهدى - عجل الله تعالی و فرجه شریف -، ج 3، ص 421 و بحار الانوار، ج 52، ص 101

7-  الغیبه، نعمانى، ص 141.

8- اعلام الوری بأعلام الهدی، ص ۴۱۸، کشف الغمة، ج ۳، ص ۲۳۴٫
9- بحارالانوار ج 53 ص 70 و81 وج 52 ص 318 ،الزام الناصب ص 12 ،بشارة الاسلام ص 67 ،ینابیع المودة ج 3 ص 204واصول کافی ج 1 ص 401

10- بحارالانوار ج 52 ص 96 ،منتخب الاثر ص 269 وعیون الاخبار ج 1 ص 213

11- بحارالانوار، ج 51، ص 133، باب 3، حدیث 4.
12- غیبة شیخ طوسی  ص 206 ،غیبت نعمانی ص 110 ،بشارة الاسلام ص 40 و129 ،الزام الناصب ص 79 ،بحارالانوار ج 52 ص 101 ،منتخب الاثر ص315

13- الکلینى، الکافى، بیروت: دار الاضواء)، ج 1، ص 337 باب فى الغیبه، حدیث 5.

14-مجلسى،بحارالانوار،ج51،ص113،الزامالناصب ص 79

15- منتخب الاثر ص 261 ،غیبت شیخ طوسی ص 108 ،بحارالانوار ج 51 ص 222 ،بشارة الاسلام ص 147 ،المهدی المنتظر ص 30 ،المهدی ص 171 وینابیع المودة ج 3 ص 79 و117

16- . اصول کافی، ج 1، ص ۴۳۱٫ کتاب الحجه، باب التمحیص و الامتحان، روایت 6

17- این حدیث با اندکی اختلاف در کتابهای دیگر با همین مضمون آمده ، کافی، ج 1، ص 326، باب فی الغیبة، ح 2 و ح 3; مرآة العقول، ج 4، ص 34، ح 2; همان، ص 35، ح 3، بحارالانوار، ج 52، ص 95، ح 10; علل الشرایع، ص 286، ح 4. مانند حدیث علی بن جعفر از برادر خود امام کاظم علیه السلام; کمال الدین، ج 2، ص 346، ب 33، ح 32 و 351، باب 34، ح 1; کافی، ج 1، ص 376، باب فی الغیبة، مرآة العقول، ج 4، ص 34. ،الارشاد…، ج ۲، ص ۳۳۹، کشف الغمة، ج ۳، ص ۲۳۵؛ کمال الدین و تمام النعمة، ص ۲۸۶٫

18-   قتاد، درختی است که خارهای بسیاری مثل سوزن تیز و محکم دارد. ؛ کلینی, کافی, ج1, ص335

19- بحارالانوار ج 52 ص 101

20-  اصول کافی، شیخ کلینی ج1، ص326، ح2.، شیخ طوسى، کتاب الغیبه، ص 204، نعمانى، الفقیه (تهران، مکتبه الصدق) ص 154.( ؛ نعمانی, الغیبة، ص 154، ح 11 ) ، مجلسى، بحارالانوار (تهران، المکتبه الاسلامیه، 1393 هـ ق) ج 51، ص 150، باب 7، حدیث 1. . ابراهیم امینی، دادگستر جهان، ص 149، شیخ صدوق, علل الشرایع، ج 1، ص 244

21- الغیبه، شیخ طوسى، ص 204، الکافى، ج 1، ص 336.
22- شیخ طوسی, کتاب الغیبة، ص 170، شیخ صدوق, کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 355 

23- بحارالانوار ج52 ص 110 ،روزگار رهایی ترجمه علی اکبر مهدی پور ،ص 191
24- علل الشرایع، ج 1، ص 245، باب179 ح 7; کمال الدین، ص 481. هر دو کتاب، از شیخ صدوق است. بحارالانوار از هر دو نقل کرده است. بحارالانوار، ج52، ص90، باب20، ح3، منتخب الاثر از بحار و آن از عیون اخبار الرضا نقل می کند. ص 326، ح 18.

25-

26-

27- فتح: 25.

28- علل الشرایع، ج 1، ص 147; بحارالانوار، ج 52، ص 97، ح 19.ینابیع الموده ج 3 ص 84 ،الامام المهدی ص 56 ،الزام الناصب ص 30 و127،بشارة الاسلام ص 256 ومنتخب الاثر ص 290 

29- علل الشرایع، ح 1، ص 147.

30- شفیعی سروستانی، 85، ص 83

31- کافی، ج 2، ص 164، ر. ک مکیال المکارم، ص 160. ،

32- نهج‏الیلاغه،خ25

33- سلسله سند علل الشرایع: حدثنا احمد بن محمد بن یحیی العطار، عن ابیه، عن محمد بن احمد بن یحیی عن احمد بن الحسین بن عمر، عن محمد بن عبدالله، عن مروان الانباری علل الشرایع، ج 1، ص 285، باب 179، ح 2; بحارالانوار، ج 52، ص 90، ح 2. ظاهرا روایت از امام جواد علیه السلام است.

34- محمد بن الفرج الرخجی، من اصحاب الرضا علیه السلام، ثقة. قال الشیخ و العلامه. و ذکره الشیخ ایضا فی اصحاب الجواد علیه السلام والهادی علیه السلام، و قال النجاشی: انه روی عن ابی الحسن موسی علیه السلام. و روی المفید فی الارشاد ما یدل علی مدحه و علو منزلته. وسائل، ج 20، ص 339 و مرحوم خویی در کتاب معجم، ج 17، ص 132، فرموده: «ایشان، از امام جواد نقل کرده اند.» . پس معلوم می شود که مقصود از ابوجعفر علیه السلام، (امام جواد) است. و احتمال می رود مراد محمد بن الفرج کوفی باشد که از اصحاب امام صادق علیه السلام است.  

35- کافی، ج 1، ص 343، باب فی الغیبة، ح 31; مرآة العقول، ج 4، ص 61، ح 31.

36- شیخ صدوق، همان، ج 2 ص 7، ح 10

37-

38-

39-  ر.ک: لطف الله صافى، امامت و مهدویّت، ج 3، ص 143ـ150.

40-   رعد: 11

41- منتخی الأثر، فصل‏10، یای 2، ح 16.

42- علامه حائری، الزام الناصب، ص 4، ر.ک زندگانی حضرت صاحب الزمان، ص 164.

43- علامه حائری، الزام الناصب، ص 4، ر.ک زندگانی حضرت صاحب الزمان، ص 164.

44- فصول العشره فی الغیبه، فصل9، ص116.