اس ام اس شهادت حضرت فاطمه (س) - تنها منجی

تنها منجی

اس ام اس شهادت حضرت فاطمه (س)
نویسنده : منتظر ظهور - ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۸
 

 

اس ام اس واشعار شهادت حضرت فاطمه (س)

1- یا رب ز فشار درب بی تاب شدم 

ا ز ضربت سیلی عدو خواب شدم

هوش از سر من ربوده درد پهلو

اما ز غریبی علی آب شدم

سروده ی حبیب الله موحد

 

 


2- فاطمه یعنی شرف،یعنی حجاب 

فاطمه فخر زنان، روز حساب

فاطمه یعنی رضای کردگار

شاهکار خلقت پروردگار

 3- عمریست دلم گشته هلاکت زهرا 

دست من و آن دامن پاکت زهرا

بنما کرمی که بار دیگر ای گل

صورت بنهم به روی خاکت زهرا

سروده ی حبیب الله موحد

 4- در حریم فاطمیّه مرغ دل پر می زند 

ناله از مظلومی زهرای اطهر می زند

السلام علیک یا فاطمة الزهرا

 5- یا فاطمه از اشک ترا می خواهیم 

بیمار تو هستیم و دوا می خواهیم

هر کس پی حاجتی رود بر در دوست

ما از تو برات کربلا می خواهیم

سروده ی حبیب الله موحد

 6- دیدار بقیع ز آرزویم نرود 

من فاطمیم ز خلق وخویم نرود

عمریست غلام در گه زهرایم

 یا رب مددی که آبرویم نرود

سروده ی حبیب الله موحد

7- در زیر لگد دو چشم من سوی تو بود 

گیسوم پریشان تو و موی تو بود

با پهلوی بشکسته تو دیدی حیدر

زهرا همه جا همیشه پهلوی تو بود

سروده ی جواد حیدری

8- الا طلیعه ی کوثر سفر بس است بیا

غروب غربت مادر سفر بس است بیا

بیا که چشم به راهت نشسته خاک بقیع

به جان فاطمه دیگر سفر بس است بیا

 9- یا فاطمه از غصه کبابم کردی 

چون شمع تو قطره قطره آبم کردی

یک شهر سلام بی جوابم کردند

از چیست تو این گونه جوابم کردی

سروده ی حبیب الله موحد

10- ای سینه پصاف و ساده ی من به فدات

این قامت ایستاده ی من به فدات

تا اینکه بمانی و همیشه باشی

یک سوم خانواده ی من به فدات

سروده علی اکبر لطیفیان

11- جاهلان خیال بافتند

فرق شیعه را شکافتند

زخم شیعه را نمک زدند

قفل بر در فدک زدند

تاب دیدنت نداشتند

داغ بر دلت گذاشتند

تیر و قلب عاشق آه آه

سیلی و شقایق آه آه

12- یا رب به میان شعله وآتش و دود 

بگرفته فلک ز دست من بود و نبود

با ضرب لگد پهلوی یارم بشکست

پوشیده دو دیده از جهان یاس کبود

سروده ی حبیب الله موحد.

13- ای بتول پاک السلام 

قلب چاک چاک السلام

حاصل جوانی علی

ماه ارغوانی علی

لحظه ای درنگ کن بمان

وقت ناتوانی علی

بی تو سر بلند می کنند

دشمنان جانی علی

بی تو سجده می کند به خاک

روح آسمانی علی . . .

 14- یا علی خرابم از غمت

سوختم کبابم از غمت

زخم کهنه را نمک زدند

همسر تو را کتک زدند

15- ای تو مهر آب فاطمه

اسوه ی حجاب فاطمه

یاس پرپر علی بمان

سایه ی سر علی بمان

قوت دل علی نرو

از مقابل علی نرو . . .

 16- مرو مادر دلم طاقت نداره

دلم بعد از تو خیلی بی قراره

مگه بابام علی شب های بی تو

 سرم رو روی زانوهاش بذاره . . .

 17- منم زینب که بی دلدار مانده ست 

 به قلبم خون به چشمم خار مانده ست

نگاهم خیره می ماند همیشه

به آن خونی که بر دیوار مانده ست . . .

18- دیدی زده بالای دری پرچم زهرا 

 بی اذن مشو وارد بزم غم زهرا

ایام، تعلق به گل یاس گرفته

افراشته بنگر همه جا پرچم زهرا . . .

 19- یا امیر المؤمنین روحی فداک

آه را در دل نهان کردی چرا ؟

ماه را در گل نهان کردی چرا ؟

یا علی جان تربت زهرا کجاست ؟

یادگار غربت زهرا کجاست ؟

تا ز نورش دیده را روشن کنم

بر مزارش شعله ها بر تن کنم . . .

 20- زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت 

 توحید انعکاس نمایانتری نداشت

جز در مقام عالی زهرا فنا شدن

ملک وجود فلسفه دیگری نداشت . . .

21- گیرم که خانه خانه ی وحی خدا نبود 

آتش به بیت ام ابیها روا نبود

آن بانویی که حرمت قرآنی اش سزا ست

در کوچه اش تهاجم اعدا سزا نبود

حالا چه وقت مجلس شورای رهبر است

حیدر مگر خلیفه ی دین خدا نبود

 22- دوای مردمان خسته، هیزم

کلیدِ خانه‌های بسته، هیزم

چگونه، تسلیت دادند او را

به جای دسته گل با دسته هیزم؟

شهادت گل یاس در کویر ناسپاس بر عاشقان با احساس تسلیت باد . . .

 23- دانی که چرا سرشک محبوس علی است ؟ 

 یا آه چرا به سینه مانوس علی است ؟

یک مرد نبوده است بگوید نامرد

این زن که تو میزنی ناموس علی است

 24- آب! بسوزد دلت

خاک! شود خاک عزا بر سرت

باد! پریشان شوی

چشم! الهی که بباری فقط

پیش نگاه شما ،  مادر خورشید سوخت . . .

25- ای آن که شما اهل جفا و شررید 

از مردم بت پرست نامردترید

در خانه مرا شبیه محسن بکشید

از خانه علی مرتضی را نبرید

 سروده ی جواد حیدری

26- دل از غم فاطمه توان دارد؟ نه 

 وز تربت او کسی نشان دارد؟ نه

آن تربت گم گشته به بَرْ زوّاری

جز مهدی صاحب الزمان دارد؟ نه

27- دل غریب من از گردش زمانه گرفت

 به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت

شبانه بغض گلوگیر من کنار بقیع 

 سراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفت

 28- دنبال جنازه ات اگر می نالم

آهسته تر از مرغ سحر می نالم

دیشت سر بالین تو اشکم می ریخت

امشب به غریبیِّ پدر می نالم

 29- در این صحرا چو لاله داغ دارم 

به دل سوز غمی جانکاه دارم

مدینه، دیدی از بیداد گردون

ز کف دادم همه دار و ندارم؟

 30- آن شب که ابوتراب با قلب حزین 

بسپرد تن اُم ابیها به زمین

دانی که چرا خاک ز دستش افشاند

یعنی که تمام هستی ام بود همین!

 31- شب است و ماه، بارِ خویش بسته

سکوت نُه فلک در هم شکسته

کنار قبر زهرا زار و خسته

علی بر خاک ها تنها نشسته

 32- دادم دل شب غسل و نمودم کفنش

در خاک سپردم منِ دل خون، بدنش

تشییع کنندگان زهرا آن شب 

من بودم و زینب و حسین و حسنش

 33- در این غوغای غمگین زمانه

تو را می خواست شب، بی آشیانه

تو خار چشم دنیا بودی ای گُل 

فدک بود و زمین بود و بهانه

 34- ز کف دادم چراغ لاله ام را 

کنم پنهان ز دشمن ناله ام را

نه دست خود کفن کردم شبانه

تن زهرای هجده ساله ام را

 35- مدینه در وطن تنهاترینم 

«ولی اللّه»ام و خانه نشینم

ز سوز داغ زهرای جوان مرگ

 شرر خیزد ز آه آتشینم

  36- مدینه از چه این سان بی قراری

تو هم از داغ زهرا سوگواری

مدینه دیده ای جز زینب من

کند یک چار ساله خانه داری

 37- امشب دل سنگ کوچه ها می گرید

 یک شهر خموش و بی صدا می گرید

تشییع جنازه غریب زهراست

تابوت به حال مرتضی می گرید

  38- سوزنده تر از داغ تو، داغی نَبُود

 پژمرده تر از تو، گل به باغی نبود

روشنگر دل هایی و اما افسوس 

 بر گمشده قبر تو، چراغی نبود

39- ای خاکِ درِ تو تاجِ سرها زهرا 

 وی قبر تو مخفی ز نظرها زهرا

تا باب شفاعت تو باز است چه غم؟

 گر بسته شود تمام درها زهرا

  40- گُل بوته باغ مصطفی زهرا بود

 آلاله داغ مرتضی زهرا بود

خورشیدِ بلندْ در شبستان وجود

 سرچشمه رحمت خدا زهرا بود

  41-آن روز که پهلوی تو از کینه شکست

 دل های مُحبّان تو در سینه شکست

تصویر تو را دِل علی آینه بود

اندوه تو سنگی شد و آیینه شکست

  42- دریغ آن زهره زهرا کجا رفت؟

 دریغ آن بضعه طاها کجا رفت؟

روم پرسم من از شب زنده داران

که زهرا نیمه شب تنها کجا رفت

43-  ما گوشه نشینان غم فاطمه ایم

محتاج عطا و کرم فاطمه ایم

44- حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود 

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

45- بر عالمیان رحمت رحمان زهراست 

در هر دو جهان سرور نسوان زهراست

نوری که دهد شاخه ی طوبی از اوست

کوثر که خدا گفته ، به قرآن زهراست

46- سر فصل کتاب آفرینش زهراست

روح ادب وکمال و بینش زهراست

روزی که گشایند در باغ بهشت

مسئول گزینش و پذیرش زهراست

 47- دیدم که ازپس در ، پهلوی من شکسته است 

فریاد من در آنجا ، علی علی علی بود

بر روی سینه ی من ، با میخ در نوشتند

این جرم گفتن علی علی علی بود

من هم زخون سینه ، بر روی در نوشتم

تنها گناه زهرا ، علی علی علی بود

 48- الا ای چاه ! یارم را گرفتند 

گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند

میون کوچه‌ها با ضرب سیلی

همه دار و ندارم را گرفتند

49- یا علی خرابم از غمت 

سوختم کبابم از غمت

زخم کهنه را نمک زدند

همسر تو را کتک زدند

 50- هر سینه که دوستدار زهراست 

آشفته و بی قرار زهراست

گنجینه ی هفت آسمان ها

در سینه ی خون نگار زهراست

از شرح کرامتش همین بس

عالم همه وامدار زهراست

 51- ای کاش فدک این همه اسرار نداشت 

 ای کاش مدینه در و دیوار نداشت

فریاد دل محسن زهرا این بود

 ای کاش در سوخته مسمار نداشت

کاش قلبم به قبرش راه داشت

کاش زهرا هم زیارتگاه داشت

 52- فاطمیه قصه گوی رنجهاست 

 فاطمیه تفسیر سوز مرتضی ست

فاطمیه شعر داغ لاله است

قصه ی زهرای ۱۸ ساله ست

فاطمیه شرح دیوار و در است

دفتر در مقام سخت زینب پرور است . . .

 53- زهرا که شهید گشت بی جرم و گناه 

هست از غم او، سینه ی عالم پر آه

خدا کجا و سیلی خوردن

لا حول و لا قوه الا بالله . . .

 54- دیدی زده بالای دری پرچم زهرا 

 بی اذن مشو وارد بزم غم زهرا

ایام، تعلق به گل یاس گرفته

افراشته بنگر همه جا پرچم زهرا . . .

 55- هرچه باشد من نمک پرورده ام 

 دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

حج من بی فاطمه بی حاصل است

 فاطمه حلال صدها مشکل است . . .

 56- فرزند آن بشکسته پهلو خواهد آمد 

 با رمز یاالله و یا هو خواهد آمد

والفجر یعنی شیعیان وقتی نمانده

 با ذو الجناح و ذوالفقار، او خواهد آمد

 57- پیغمبری که عمری غمخوار امتش بود 

روی کبود زهرا (س) اجر نبوتش بود؟

 58- هر سینه که دوستدار زهراست 

 آشفته و بی قرار زهراست

گنجینه ی هفت آسمان ها

در سینه ی خون نگار زهراست

از شرح کرامتش همین بس

عالم همه وامدار زهراست

 59-ای تو مهراب فاطمه 

اسوه ی حجاب فاطمه

یاس پرپر علی بمان

سایه سر علی بمان

قوت دل علی نرو

از مقابل علی نرو  . . .

60- سوز دل سیاهم دیگر اثر ندارد 

بس که گناه کردم اشکم ثمر ندارد

ای کاش قبل مردن یار از سفر بیاید

او عزم انتقام زهرا مگر ندارد . . .

 61- چرا شب غم ما را سحر نمی آید

چرا ز یوسف زهرا خبر نمی آید

عزیز فاطمه! یکدم بیا به محفل ما

مگر به مجلس مادر، پسر نمی آید . . .

 62- تو را از جان و دل باشم خریدار 

بیا ای یوسف زهرا(س) به بازار

بیا و انتقام مادر خویش

بگیر از دشمن بد اختر خویش

از آنهایی که حقش غصب کردند

عدو را جای حیدر نصب کردند

خدایا دل نازنین زهرای اطهر را بواسطه ی ظهور فرزندش شاد بگردان . . .

 63- عادت به روضه کرده دلم روضه خوان کجاست

صاحب عزای فاطمه، آن بی نشان کجاست

قربان اشک روز و شب چشم خسته ات

مولا فدای مادر پهلو شکســــته ات

 64- ناموس خدا ، دخت نبی ، همسر حیدر

ام الحسین ، شلفعه ی خلق به محشر

این غم نرود از نظر ما که ز کین شد

نیلی رخت از سیلی آن شوم بد اختر

یا رب تو غذابش بنما بیشتر از پیش

آنکس که به پهلوی وی از کینه زدی در

 65- بریزم اشک غم ، از دیده بر رخسار مادر جان

بنالم در عزایت بادل افکار مادر جان

یه یاد آرم از آن ساعت که با پهلوی بشکسته

کشیدی ناله در بین در و دیوار مادر جان

از آن غصب فدکوز بردن حیدر سوی مسجد

مرا دیگر نباشد طاقت گفتار مادر جان . . .

 66- گل من که رنگش نیلی نبود 

 جواب محبت که سیلی نبود . . .

 67- سرفصل کتاب آفرینش زهراست

روح ادب وکمال و بینش زهراست

روزی که گشایند در باغ بهشت

مسئول گزینش و پذیرش زهراست

 68- باد پاییزی اگر برگ خزان را می برد

مهر زهرا هم گناه شیعیان را می برد . . .

 69- تا که پرسیدم ز منطق، عشق چیست

در جوابم اینچنین گفت و گریست

لیلی ومجنون همه افسانه اند

عشق تفسیری ز زهرا (س)وعلیست(ع)

 70- یا علی رفتم بقیع اما چه سود

هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود

یا علی قبر پرستویت کجاست

آن گل صدبرگ خوشبویت کجاست

هر چه باشد من نمک پرورده ام

 دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

 71- بر حاشیه برگ شقایق بنویسید 

گل تاب فشار در و دیوار ندارد . ..

  72- خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

ای که بستی راه را در کوچه ها بر فاطمه

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

 73- دکتر شریعتی:

خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست.

نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.

«فاطمه، فاطمه است»

 74- در خانه آه دارد علی

عشق پهلو شکسته داردعلی

آن پسر جان داد فدای مادرش

حسن حسین داغ مادر دارند یاعلی . . .

 75- سبد سبد بیارید گلهای نیلوفری رو 

بیاید عزا بگیریم روزای بی مادری رو

بگید چاووش بخونه غم از دلا امون برده

بگید حجله بیارند آخه مادر جوون مرده

 76-ز آن روزی که سیلی خورد زهرا 

سیه شد روزگار اهل معنا

شنیدم زعارفی که می فرمود

حکم فرج را کند زهرای سیلی خورده امضا . . .

 77- کشته شد محسن آنان که تماشا کردنند

سند تیر به اصغر زدن امضاء کردنند . . .

 78- ما گوشه نشینان غم فاطمیه ایم

محتاج عطا و کرم فاطمیه ایم

عمری است که از داغ غمش سوخته ایم

 79- دیدم که ازپس در پهلوی من شکسته است

فریاد من درآنجا علی علی علی بود

بر روی سینه من با میخ در نوشتند

این جرم گفتن علی علی علی بود

من هم زخون سینه بر روی در نوشتم

تنها گناه زهرا علی علی علی بود

 80- بعد از این خورشید می ماند غریب 

 می تراود از لبش ام یجیب . . .

 81- از مشرق قلبم رسیده فاطمیه 

 رخت عزایم کو ، رسیده فاطمیه . . .

 82- یا فاطمه"س" من عقده دل وا نکردم

گشــتم ولی قبـــــر تو را پیـــدا نکردم

چشـــم انتــظارم، مـــهدی"عج"بیاید

تــا تـــربـتــت را پــیــــــــدا نــمـــایـــد

 83-  کوچه های غربت و غم قحطی یک مرد بود

خانه مان در غارت بی غیرتی نامرد بود

دست مادر را گرفتم تا سوی مسجد رویم

ناگهان آتش گرفتم دست مادر سرد بود

شهادت اولین مدافع ولایت تسلیت باد

84- سردار بدر و خیبر، دیگر ز پا فتاده

دستی به دوش سلمان، دستی به سر نهاده

مهدی بیا کمک کن، جد مطهرت را

بیرون ببر زخانه، تابوت مادرت را

 85- دانی که چرا صورت زهرا شده نیلی؟

می خواست رخش پیش عدو زرد نباشد

ای کاش یکی بود در آن کوچه و می گفت

آن کس که به زن حمله کند، مرد نباشد

 86- بعد از تو ای آشنای غم بی ترانه ام

رفتی و دلشکسته ترین در زمانه ام

چشمم سیاه گشته به راه اجل مگر

گم کرده بعد رفتن تو راه خانه ام

 87- این همه خون روی زمین مال چیست؟

سر تو با این درو دیوار چیست؟

جان به فدای تو و معشوق تو

این رخ نیلی تو از بهر چیست ؟

 88- برد در شب تا نبیند بی نقاب

ماه نورانی تر از خود، آفتاب

برد در شب پیکری همرنگ شب

بعد از آن شب، نام شب، شد ننگ شب

 89- چرا شب غم ما را سحر نمی آید

چرا ز یوسف زهرا خبر نمی آید

عزیز فاطمه! یکدم بیا به محفل ما

 مگر به مجلس مادر، پسر نمی آید . . .

 90- یا علی قبر پرستویت کجاست؟

آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟

 91- ای دختر آفتاب ای همسر ماه

ای آنکه تو را ستاره ها خاطر خواه

این ذره به درگاه تو آورده پناه

 92- من با که گویم این که بهارم خزان شده

ماهم به خاک تیره غربت نهان شده

بانوی بی نشان که به هرسو نشان زاوست

رفت از برم به قامت همچون کمان شده

 93- دیدم که ز دل خدا خدا می کردی

شکوه ز جفا به مصطفا می کردی

ای کاش شبی پس از دعای همگان

از بهر شفای خود دعا می کرد

 94- رنگ رخسارت خبر می دهد از سر ضمیر

چه کسی روی کتاب عمر تو «پایان» نوشت

95- مکن مخفی به سینه آه، مادر

مرا کن از غمت آگاه ،مادر

مشو راضی پس از تو زنده باشم

گل خود را ببر همراه ،مادر

 96- بانو نمی یابیمت ، اما کنار تو گریه مرسوم است ، مگر می توان پهلوی تو بود و

شکسته نبود . نام خود را خصم ، داغ ننگ زد / دید بار شیشه داری ، سنگ زد

 97- حضرت زهرا (س) فرمود: خدایا مرا فارغ کن که تمام توجه ام به آن باشد که برای آن خلق شده ام.

 98- نیکی به پدر و مادر، موجب ایمنی از خشم الهی است . (حضرت زهرا -س )

 99- حضرت محمد (ص) :

فاطمه پاره تن من است . هر که او را بیازارد ، مرا آزرده خاطر کرده است

و هر که او را شاد کند ، مرا نیز خوشحال نموده است . . .

100- چرا پس بوی غربت یا رب از این خانه می آید

صدای شستن فردی از این کاشانه می آید

چرا هر قدر می خواهم بتابم سوی آن حجره

سیه ابری به رخسارم چنان بیگانه می آید

چرا آه ابرمردی بگوش آید که ای اسما

مریز آب روان دستم به زخم شانه می آید

مگر پهلو شکسته بانویی را میدهد غسل آن شه مردان

که آوای دلش این نیمه شب مستانه می آید

 101- دلها شده دوباره پریشان مادرت 

آقا  بیا به مجلس ما جان مادرت

روزی فاطمیه ی ما را زیاد کن

دست شماست سفره ی احسان مادرت

در فاطمیه بیعت خود تازه می کنیم

تا که شویم باز مسلمان مادرت

تصدیق می کنیم که تطهیرمان کنی

شاید شویم سائل و مهمان مادرت

وقتی برای آمدنت کم گذاشتیم

گشتیم شیعیان پشیمان مادرت

ای مرد انتقام کتک خورد ه ها ببین

افتاده ایست پشت در خانه مادرت

آبادتر شدند حرم های اهل بیت

غیر از مزار خاکی پنهان مادر ت

 سروده ی جواد حیدری

 102- شکر حق

شکر می گویم خدا را خلقتم زهرایی است

شد گواهم اشک جاری طینتم زهرایی است

گر نگاهی هم نمایم دست من خواهد گرفت

من نخواهم شد ذلیل وعزتم زهرایی است

فاطمیّه از محرم بیشتر جلوه کنم

برجهان تاثیر دارم قدرتم زهرایی است

من حسینی بودنم را خرج مادر می کنم

شاهدم باشد خود او هیئتم زهرایی است

عاشقی گفتا قبر می خواهم چکار

بی نشانم کن  ببینم تربتم زهرایی است

مادری اش روز محشر تازه گل خواهد نمود

تازه می فهمم خدایا قیمتم زهرایی است

شد به یک سیلی تمام چهره های ما کبود

غصه هایم گریه هایم غربتم زهرایی است

آن زمانی که زند تکیه به کعبه مهدی اش

فاش می گوید به عالم دولتم زهرایی است

سروده ی جواد حیدری

 103- حرمت بانو 

گیرم که خانه خانه ی وحی خدا نبود

آتش به بیت ام ابیها روا نبود

آن بانویی که حرمت قرآنی اش سزاست

در کوچه اش تهاجم اعدا سزا نبود

در آستان خانه ی او دود بهر چیست

آل رسول تازه مگر در عزا نبود

احمد مگر سلام به او بارها نداد

زهرا مگر زاهل همین هل اتا نبود

پرداخت شد بهای رسالت عجب چه زود

پس بیعت ولای علی بی بها نبود

حالا چه وقت مجلس شورای رهبر است

حیدر مگر خلیفه ی دین خدا نبود

ای قوم این همه عجله از برای چیست

مولا مگر به غسل رسول خدا نبود

در کار خیر این همه رای خلاف چیست

حالا که وقت شبهه و چون و چرا نبود

در شهرتان همایش نا مردی از چه روست

بازوی دین سزای غلاف جفا نبود

نامردی است ضربه به گل بی هوا زدن

آیا هجوم سیلی تان بی هوا نبود؟

حتی صدای سیلی تان تا بقیع رفت

این کار غیر زاده ی قوم دغا نبود

این ماجرا حماسه ی زهرا شناسی است

کوثر مگر شناسه ی خیر النسا نبود

سروده ی محمود ژولیده

 104- بار سنگین 

ای خدا صبر بده در غم بی مادر ی ام

سخت لبریز شده عاطفه ی دختر ی ام

مادرم کو که کِشد دست نوازش به سرم

یا مرا هم ببرد یا کند از غم بری ام

خانه داری شده کار من طفل معصوم

نیست ای مادر من تجربه ی مادری ام

زیر بار غم سنگین تو من می میرم

گر تسلی ندهی یا نکنی دلبری ام

فضه فکر من و فکر حسنین است ولی

من غم خانه نشین دارم و از خود بری ام

تربت مخفی تو هست همه دلخوشی ام

همه آرامشم این است که من کوثری ام

گل بستر نظرم را به خودش جلب کند

تا زیادم نرود زخم تو ای بستری ام

با نگاه در و دیوار شود پایم سست

پشت در زائر قبر پسر آخری ام

کاشکی رنگ در خانه عوض می گردید

من خودم سوخته از این در خاکستری ام

ای خدا شکر که بابا و برادر دارم

وای از آن دم که سر نیزه کند سروری ام

زیر خورشید سرت محمل بی سایه رود

تابشی کن که نبینند به بی معجری ام

 سروده ی محمود ژولیده

105- شادی‌ قلب رسول مصطفی 

ذوالفقار را در نیام مرتضی

مادری تو بر تمام اهل بیت

خاک پایت سرمه اهل بهشت

ای ‌طلوع روشنی ‌چون آفتاب

از سر این چاکرانت رخ متاب

یا علی‌ جان تربت زهرا کجاست؟

یادگار غربت زهرا کجاست؟

می پرم گاهی به گلزار بقیع

می ‌نشینم پشت دیوار بقیع

من چو قطره گریه ای بر فاطمه

تو کجایی ‌ای ‌امید فاطمه

تو مدد کردی‌ نمودم شاعری

نوکر زهرا بگردان فاطری

کی شوی زائر به قبر فاطمه

خدمتی ‌بگردان بر شعر فاطمه

شعری ‌از حسین مظاهری کلهرودی

یا فاطمه (س) جان

یاریمان کن در انتظار روزی که فرزندت بیاید

و انتقام صورت نیلی ات را بگیرد، ثابت قدم بمانیم . . .