ازدواج امام زمان (عج) قسمت چهارم - تنها منجی

تنها منجی

ازدواج امام زمان (عج) قسمت چهارم
نویسنده : منتظر ظهور - ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٤
 

ازدواج امام زمان (عج) قسمت چهارم

در مقالات قبلی نظرات مختلف در مورد ازدواج امام زمان (عج) را منجمله ماجرای جزیره خضرا  و روایاتی که نشان دهنده امر ازدواج امام زمان (عج) بودند را مورد بررسی قرار دادیم و ملاحظه کردیم که آنها برای اثبات امر ازدواج امام زمان (عج) در دوران غیبت به دلایل زیادی کافی و قاطع نبودند خصوصا که ملاحظه کردیم  احتمال جعلی بودن داستان جزیره خضرا بسیار فراوان است ....

در این مقاله به ادامه مبحث یاد شده میپردازیم و بقیه نظرات درمورد ازدواج  امام زمان (عج) را بررسی خواهیم کرد امید است که گزافه گویی نکرده و مورد رضایت حضرت ولی عصر (عج) باشد... ان شاء الله


قواعد کلی واستحباب ازدواج:

یکی از مهمترین دلایل موافقین با ازدواج امام زمان (عج) اعتقاد به سنت پیامبر بودن آن است در زیر نظریه کلی کسانی که براین  دیدگاه پای می‌فشارند را میخوانیم و میبینیم که آنها از آیات وروایات زیادی در این زمینه استفاده میکنند .

موافقین این امر عنوان میکنند :

امر ازدواج سنت پیامبر است ودوری از آن در شان امام بزرگوارمان نیست  و زن و فرزند داشتن حضرت با قواعد کلی روایات و ادعیه سازگار است.احکام کلی شریعت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم  ایجاب می‌کند که حضرت مهدی عجل الله فرجه  نیز مانند دیگر پیشوایان معصوم علیهم السلام تشکیل خانواده داده، از سنّت جد بزرگوار خود پیروی کند.(1) از طرفی اکنون که سالیان متمادى از عمر حضرت مهدى(علیه السلام) میگذرد، آیا می توان گفت: او مستحبّ مؤکّد را ترک، و مرتکب مکروه شده است؟ هرگز نمیتوان اینگونه نتیجه گرفت، چرا که او امام است، و در عمل به مستحبّات شرعى از همه مردم سزاوارتر است، پس او ازدواج کرده و داراى همسر میباشد.

 آیات وروایات ازدواج :

ازدواج حبّ مؤکّد و سنّتی نبوی است. پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) نسبت به امر ازدواج و ترویج آن تأکید داشته و امّت خود را به این امر تشویق و ترغیب می‌کردند و بارها فرموده‌اند: «نکاح کنید و با تشکیل خانواده بر تعداد خود بیافزایید، که من در روز قیامت به شما اگر چه فرزندی سقط شده باشد مباهات می‌کنم»(2) در احکام دین ازدواج سنّتی حسنه و مورد تأیید و عزوبت (همسر نداشتن و مجرّد بودن) مکروه است. ازطرفی ازدواج نکردن، اعراض از سنّت رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) است، چرا که آن حضرت(صلی الله علیه وآله وسلم)فرمود: «نکاح سنّت من است، و هر کس از آن اعراض کند از من نیست.»(3)یکتائی و بی‌همتائی ویژه ذات اقدس خداوند متعال است و بس، و همه موجودات عالم آفرینش، از ریز و درشت و از ذرّه تا کهک‌شان، زوج و جفت، نر و ماده، و مثبت و منفی آفریده شده‌اند.

مثلا در آیات زیر آمده است :

( سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا یَعْلَمُونَ )

؛ منزه است آنکه آفریده جفت‌ها را، همه آنها را، از آنچه می‌رویاند زمین و از خود ایشان و از آنچه نمی‌دانند. (4)

انسان هم در آفرینش، بصورت زوج و جفت، و با همتا و همانند آفریده شده، و راحتی و آسایش او از رهگذر ازدواج متناسب تأمین می‌گردد:

(وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ )

؛ از نشانه‌های خداوند آن است که برای شما از خودتان جفت‌هائی آفریده تا بیارمید با آنان، و نهاده در میان شما دوستی و مهربانی را. همانا در این نشانه‌هائی است برای کسانی‌که می‌اندیشند.(5)

این سنّت ازدواج با کشش و کوشش و ناز و نیاز در همه موجودات جریان دارد:

(فَهَلْ یَنظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِینَ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِیلًا)؛(6)

آیا جز شیوه پیشینیان را منتظرند که هرگز نیابی شیوه خدا را دگرگونی و هرگز نیابی شیوه خدا را بازگشتی.

همچنین روایات فراوانی در رابطه با ازدواج و فرزنددار شدن از معصومان علیهم‌السلام وارده شده است.

عَن اَبِی‌جَعفَر عَن رَسولِ ‌الله صَلی‌اللهُ ‌عَلیهِ‌ وَ الهِ قَالَ:

مَا بَنی بِناء فِی ‌الاِسلامِ اَحَبَّ اِلی‌اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ التَّزوِیج؛ بنائی محبوب‌تر از ازدواج در نزد خدا بینان‌گذاری نشده است. (7)

عَن اَبِی عَبدِاللهِ عَلیهِ ‌السَلام قَالَ رَسولُ ‌الله صَلَی‌اللهُ ‌عَلَیهِ وَ‌ اله:

مَن تَزَوّجَ اَحرَزَ نِصفَ دِینِهِ فَلیَتّقِ ‌اللهَ فِی النِصفِ الاخَرِ؛ هر کس ازدواج کند نصف دین خود را بیمه کرده، و باید با خویشتن‌داری نصف دیگر را نگه دارد. (8)

عَن اَبِی عَبدِ الله عَلیهِ ‌السَلام قَالَ اَمیرُالمُؤمِنِین عَلَیهِ ‌السَلام:

تَزَوّجُوا فَاِنَّ رَسولَ ‌اللهِ صَلَی‌اللهُ ‌عَلَیهِ وَ‌ الهِ قَالَ مَن اَحَبَّ اَنْ یَتبِّعَ سُنّتِی فَاِنَّ مِن سُنتّی التَزویجَ؛ ازدواج کنید زیرا پیامبر فرمود: هر که دوست دارد از روش من پیروی کند؛ باید بداند ازدواج روش من است.(9)

عَن اَبِی ‌عَبدِ الله عَلَیهِ ‌السَلام قَال النَبِی صَلَی ‌الله‌ُ عَلَیهِ وَ آلِه:

رَکعَتان یُصَلَّی‌هَا مُتَزَوِّجٌ اَفضَلُ مِن رَجُلٍ عَزَبٍ یَقومُ لَیلَهُ وَ یَصُومُ نَهارَهُ؛ دو رکعت نماز کسی که ازدواج کرده برتر است از روزه‌داری و شب زنده‌داری کسی که ازدواج نکرده است. (10)

عَن اَبِی‌عَبدِ الله عَلَیهِ ‌السَلام قَالَ رَسول‌ُ اللهِ صَلَی ‌اللهُ ‌عَلَیهِ وَ الِه: رَذّالُ مَوتَاکُم العُزّابُ، پست‌ترین مردگان شما عزب‌ها هستند.(11)‌

عَن مُحمَّدِ بنِ مُسلِم اَنّ اَبَا عَبدِ اللهِ عَلَیهِ ‌السَلام قَالَ اَنَّ رَسُولَ ‌اللهِ صَلَی‌ اللهُ ‌عَلَیهِ وَ الِه قاَلَ:

تَزَوَّجُوا فَاِنّی مُکاثِرٌ بِکُمُ الاُمَمَ غَداً یَومَ القِیَامَةِ حَتَّی اَنّ السِقْطَ لَیَجِئی محبنطاء عَلی بَابِ الجَنَّةِ فَیُقالُ لَهُ اُدخُل فَیَقُولُ لا حَتَّی یَدخُلَ اَبَوایَ الجنَّةَ قَبلِی، ازدواج کنید که من در فردای رستاخیر زیادی آمار شما را در میان امتّ‌ها خواستارم حتی آن جنین نارس سقط شده خشمگین می‌آید و بر در بهشت می‌ایستد. به او گفته می‌شود: وارد شو. پاسخ می‌‌‌دهد: وارد نمی‌شوم  تا پدر و مادرم جلوتر از من وارد شوند. (12)

میرزا حسین نوری از کسانی است که اعتقاد دارد امام زمان(عج) ازدواج کرده، فرزندانی دارند. این عالم بزرگ، در اثبات ادعای خود به جای استفاده از دلایل نقلی، از دلیل عقلی استفاده و در کتاب «النجم الثاقب» در پاسخ منکرین وجود اهل و عیال برای امام مهدی(علیه السلام) چنین استدلال نموده است:

«چگونه ترک خواهند کرد، چنین سنّت عظیمه جدّ اکرم خود را با آن همه ترغیب و تحریص که در فعل آن و تهدید و تخویف در ترک آن شده و سزاوارترین امّت در اخذ به سنّت پیغمبر، امام هر عصر است و تاکنون کسی ترک آن سنّت را از خصائص آن حضرت نشمرده است.»(13)

در کتاب دیگری به نام الشموس المضیئه، درباره ازدواج حضرت مهدی(عج) آمده است: «اگر در این زمینه هیچ نقل و روایتی وجود نداشت، فقط همین مطلب که ما می‌دانیم که آن حضرت، با وجود سن زیاد، از نظر جسمی جولانی قوی بنیه هستند و نیز می‌دانیم که آن حضرت به سنت پیامبر(ص) عمل می‌نمایند، در قبول این ادعا که آن جناب همسر و فرزندانی دارد، کافی است.»(14) مرحوم نهاوندی می‌گوید: بالجمله بعد از اعتقاد به زندگی و غیبت آن بزرگوار و استحباب تَناکُح و تناسل و منع ار رهبانیت و عُزوبَت؛ لابد آن حضرت را عیال و اولاد می‌باشد، و کثرت آن به سبب طول عمر چنانکه عادت اقتضاء می‌کند، باعث اختیار بلدی خاصّ است که خالی از غیر خواصّ باشد، تا ذکر آن حضرت چنانکه مقتضای حکمت غیبت است مستور بماند، و اولاد او هم به آسودگی خاطر زندگی کنند. پس گول این شبهات، مخور و انکار وجود بلاد آن بزرگوار را افسانه شمار. (15)

سخنان موافقین این امر راخواندیم پس به طور کلیموافقین این سخن دلیل مزبوررا به  طور خلاصه  شامل دو قسمت میدانند:

قسمت اوّل: ازدواج سنّت رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)، و امرى نیکو و مستحبّ شرعى است.

قسمت دوّم: امام زمان(عج) لزوماً به این سنّت و امر شرعى عمل میکند.

هر دو مقدّمه نیازمند بررسى و تأمّل است.

امّا استحباب ازدواج (16) همانطور که در بالا دیدیم .

از آیات و روایات فراوانى استفاده میشود مانند: آیه شریفه (فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَآءِ)(17)

و آیه (وَ‌أَنکِحُواْ الاْیَـمَى مِنکُمْ وَ‌الصَّــلِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَ‌إِمَآلـِکُمْ) زنان و مردان بدون همسر را به ازدواج یکدیگر درآورید و وسایل زناشویى بندگان و کنیزان نیکوکار را فراهم کنید. (18)

و همچنین احادیث زیادی در مورد آن سخن گفته اند و بر تولید نسل و بقاء آن توصیه شده و کثرت مسلمین مایه مباحات پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) شمرده شده است.
با توجّه به آیات و روایات فوق و وجود کلمات امر مانند «انکحوا» در آیات، و تشویق به ازدواج در روایات، و توصیه کردن در عمل به سنّت رسول خدا، فقهاى بزرگوار اسلام، استحباب شرعى ازدواج را استنباط کرده و بر طبق آن به استحباب(19)، و بعضى به استحباب مؤکّد فتوى داده اند، و برخى آن را در شرایطى واجب میدانند( 20)

و از سوى دیگر از عمومات و اطلاقات ادلّه استحباب ازدواج بدست میآید که :

اوّلا: ازدواج چه به صورت دائم و چه به صورت غیر دائم (موقّت) مستحب شرعى است.

ثانیاً: استحباب ازدواج مخصوص مشتاقان و کسانى که نیازمند به همسر میباشند نیست، بلکه شامل غیر مشتاقان و کسانى که در خود احساس نیاز به همسر نمیکنند نیز میباشد.(21)

چرا که علّت این حکم شرعى در اشتیاق به جنس مخالف و یا اطفاء (خاموش کردن) غریزه جنسى خلاصه نشده است، تا گمان شود ازدواج براى غیر مشتاقان استحباب ندارد، بلکه مواردى از قبیل: تکثیر نسل، و ابقاء نوع انسانى، و کثرت تعداد موحّدین، در استحباب شرعى ازدواج دخالت دارند.(22)

پس اگر ازدواج براى تأمین این اغراض هم باشد، از جهت شرعى مستحب است، و داراى مطلوبیّت شرعى است.

بدیهى است که استحباب ازدواج فقط مختصّ به ازدواج دائم نیست، بلکه شامل غیر دائم و مِلک یمین (کنیزان) نیز میشود.(23)

و به همین جهت اینگونه به نظر میرسد که تحقّق یک مرتبه از ازدواج در طول عمر براى عمل کردن به این مستحبّ شرعى کافى است، اگر چه بنا به عللى(24) بین زوج و زوجه جدایى حاصل شده باشد.

امّا با تأمّل در روایاتى که در آن عزوبت (همسر نداشتن) مکروه دانسته شده است حتّى براى مدّتى اندک(25) ، معلوم میشود که مقصود از استحباب ازدواج، استمرار آن تا پایان عمر است.

پس عمل کردن به استحباب ازدواج در صورتى کافى است که استمرار و دوام داشته باشد نه فقط صرف تحقّق آن، همانطور که این استحباب فقط به داشتن یک همسر نیست بلکه تعدّد آن نیز مستحب شرعى است.(26)

بنابراین در باره مقدّمه أوّل (ازدواج سنّت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)، و امرى مستحب است چنین نتیجه میگیریم:

1. ازدواج مستحب شرعى است، خواه نیاز به ازدواج باشد و خواه نباشد، خواه دائم و خواه موقّت.

2. این استحباب دوام و استمرار دارد، و شامل تمام عمر انسان میشود.

3. تعدّد همسر نیز مستحب شرعى است.

و امّا مقدّمه دوّم (لزوم عمل امام(علیه السلام) به امر شرعى و سنّت رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) ) در اذهان سؤالاتى را به وجود میآورد، از جمله اینکه:

با کثرت امور مستحبّى، آیا امام(علیه السلام) به همه آنها عمل میکند؟ یا اینکه از آن امور انتخاب کرده و گزینشى عمل میکند؟ آیا لزوم عمل به امور مستحب براى امام ضرورى است؟

بدون تردید امامان مانند پیامبران چون هدایت مردم را بعهده دارند، و رهبران الهى محسوب میگردند، همیشه در عمل به احکام الهى پیشقدم بوده اند، و اساساً رسالت آنان ایجاب میکرد که أوّل خودشان عامل به احکام الهى باشند، و از دستورات الهى سرپیچى نکنند، و در صحنه عمل براى دیگران الگو و نمونه باشند، لذا عمل نکردن به اوامرى که حکایت از محبوبیّت نزد خداوند دارد (خواه واجب و خواه مستحب) براى رهبران دینى مذموم است، و شأن و رسالت آنان اقتضاء دارد که آنها به دستورات واجب و مستحب عمل کنند، پس امام(علیه السلام) نیز به آنها عمل میکند.

بنابراین، دو نکته در لزوم عمل کردن امام به مستحبّات وجود دارد.

1. هدایت و رهبرى و الگوى کامل بودن براى مردم که ایجاب میکند امام در زندگى و معاشرت و در برخورد با دیگران به نحو احسن عمل کند، و در عمل به دستورات دینى (واجب و مستحب ) پیشقدم باشد.

2. اقتضاى شأن و منزلت انسان کامل ایجاب میکند که به مستحبّات عمل کند ولى نکته دوّم در رسیدن به مطلوب (امام پایبند به مستحبّات شرعى است، و سزاوارتر از دیگران است) کافى است.

با توجّه به دو مقدّمه هایى که گذشت، عدّه اى معتقدند که امام زمان(علیه السلام) در عصر غیبت حتما ازدواج کرده و صاحب همسر و فرزند است.

 نقد وبررسی  :

مخالفین این نظریه دیدگاههای مختلفی را عنوان کرده اند من جمله :

1ـ زندگی امام زمان(عج) از دیدگاه‌های مختلف با دیگر امامان متفاوت است، از جمله طول عمر حضرت که امری غیر معمول و بر خلاف سنت جاری در بین افراد بشر و از جمله دیگر انبیای الهی و سایر معصومان(ع) است؛ به ویژه آن که در روایات آمده است که امام با وجود عمر طولانی به ضعف، سستی و پیری مبتلا نشده، جوانی و شادابی ایشان همیشه حفظ می‌گردد به گونه‌ای که همیشه به صورت جوانی چهل ساله یا کم‌تر باقی می‌ماند.

شیخ صدوق روایتی را در کتاب کمال الدین بدین مضمون نقل کرده است: «اباصلت هروی از امام رضا(ع) پرسید: «نشانه‌های قائم در هنگام خروج، چیست؟ امام(ع) فرمود: از جمله نشانه‌های او این است که در حالی که سن زیادی دارد، از نظر چهره جوان است تا جایی که کسی که او را می بیند، می‌پندارد چهل سال یا کم‌تر دارد و به درستی از نشانه‌های او این است که با گذشت روزگار پیر نمی‌شود تا این که مرگش فرا رسد.»(27)

با توجه به این مساله که جسم مبارک حضرت، بر خلاف دیگران تحت تاثیر طبیعت نیست آیا نمی‌توان این احتمال را بیان کرد که غرایز حضرت نیز با سایر افراد بشر متفاوت است؟!!!

با در نظر گرفتن این احتمال، دیگر سخن افرادی مانند میرزا حسین نوری و مانند وی، در مورد ازدواج حضرت پذیرفتنی نیست. زیرا استدلال آنها بر اساس مقایسه حضرت با سایر معصومان بنا شده است. چنین مقایسه‌ای پیش از آن که به مسایل روحی و اعتقادی ارتباطی داشته باشد، به شرایط جسمی و غرایز طبیعی افراد مربوط است، در حالی که امام مهدی(عج) از این نظر با همه افراد تفاوت دارند.

2ـ گر چه این سخن که ازدواج سنت پیامبر اسلام(ص) است و امامان معصوم(ع) برای پیروی از سنت حضرت(ص) سزاوارتر از همه هستند ادعای درستی است اما این گونه نیست که ازدواج، تنها سنت پیامبر اسلام باشد، سایر انبیا نیز چنین رفتار کرده‌اند و ازدواج، از همان نخستین لحظات آفرینش آدم و حوا سنت بود. اما بعضی انبیا هم این سنت الهی را رعایت نکردند، و پیامبرانی چون یحیی(ع) و حضرت عیسی(ع) هرگز ازدواج ننمودند.(28)

پس برخی اولیا و انبیای الهی از سر حکمت، مصلحت و شرایط ویژه، ازدواج نکردند و هرگز به دلیل ترک مستحب سرزنش نشدند. برخی از دانشمندان، در مورد ازدواج نکردن حضرت یحیی(ع) این گونه سخن گفته‌اند: «خداوند در قرآن، حضرت یحیی(ع) را با ذکر این نکته که او خود را در حصار قرار داده و از زنان دوری گزیده، ستایش کرده است. این سخن نشان دهنده برتری این کار نزد خداوند است، چون ازدواج برای مشتاق به آن مستحب است. بنابراین در صورتی ترک ازدواج مورد ستایش قرار می‌گیرد که شخص هیچ اشتیاقی به ازدواج در خود احساس نکند. و بنا بر مصالحی آن را ترک کند (29)

3- از سویی دیگر، ازدواج پیامدهایی دارد و از جمله آن رعایت حقوق همسر است. رعایت این امر ممکن است برخی را از رسیدن به دیگر اهداف دینی بسیار مهم  باز دارد.

4- درست است که اقتضاى شأن و منزلت انسان کامل ایجاب میکند که به مستحبّات عمل کند، اما بدون تردید نکته أوّل در زمان غیبت امام(علیه السلام) موضوعیّت ندارد، زیرا امام(علیه السلام) در رأى و منظر مردم نیست، و امامت وى در باطن است، نه در ظاهر.(30).

5- اما نکته قابل توجّه ومهمتر از همه این است که این استحباب با مسئله بسیار مهمّ غیبت و فلسفه آن در تعارض است.

ازطرفداران ازدواج امام زمان (عج) می‌پرسیم اهمیت ازدواج که یک امر مستحب است بیشتر است یا امر بسیار مهم «امر به معروف ونهی از منکر»؟ به طور قطع پاسخ خواهند داد: امر به معروف مهمتر است. حال آیا امام عصرعلیه السلام  ازاین همه منکری که رخ می‌دهد خبر دارد یا خیر؟ به طور حتم می‌گویند: خبر دارد. پس چرا نهی از منکر نمی‌کند؟ خواهند گفت: با مقام غیبت حضرت در تعارض است. حال این پرسش پیش می‌آید که واجبی به این مهمّی در تعارض با غیبت ترک می‌شود، اما امر مستحب نه!

نه فقط امربه معروف، بلکه بسیاری از شئونات امام است که به دلیل غیبت ایشان به صورت موقت ترک می‌شود.

با این که در روایت نبوی آمده است: «فمن رغب عن سنّتی فلیس منّی»(31).اما معنای حدیث این است که کسی که با آن به مخالفت برخیزد از من نیست . و بر ما روشن است که هر کس به دلیل‌هایی نتوانست ازدواج کند، به این معنا نیست که با آن مخالف است. مثلا شخصی که به دلیل معلولیت جسمی ویاذهنی نمی تواند ازدواج کند به معنای این نیست که با امر ازدواج مخالف است !!!

پس همانطور که گفتیم غیبت امام زمان (عج) از سنت ازدواج اهمیت بیشتری دارد و ترک سنت ازدواج با مقام عصمت منافات دارد.(32) پس اثبات ازدواج ایشان به اثبات عدم المانع نیاز دارد، نباید برای ازدواج حضرت هیچ مانعی وجود داشته باشد و کسانی که ادعای ازدواج امام زمان را دارند، تنها به وجود مقتضی استدلال می‌کنند در حالی که ازدواج امام زمان با مانعی مهم یعنی غیبت رو به رو است. در برخی از روایات، فلسفه غیبت حضرت مهدی(عج) ترس از کشته شدن بیان شده است.

مثلا در روایتی منسوب به امام صادق(ع) آمده است: «برای امام زمان غیبتی است.» و وقتی راوی از علت آن پرسید امام(ع) با دست به شکم خود اشاره فرمود، کنایه از این که ممکن است کشته شود.(33)

در روایتی دیگر نیز آمده است: «در قائم ما سنت‌هایی از انبیای گذشته وجود دارد ... و سنتی که از موسی(ع) در او وجود دارد، خوف و غیبت است.»(34)

از روایات ذکر شده می‌توان نتیجه گرفت که یکی از دلایل غیبت امام زمان عدم دسترسی به آن حضرت و عدم شناخته شدن ایشان است. پس هر امری که با این دو سازگار نباشد، در زندگی حضرت نخواهد بود. ازدواج از اموری است که با مساله غیبت و ناشناس بودن حضرت سازگاری ندارد.

بنابراین،  فلسفه غیبت، دورى و پنهان بودن از مردم است تا اینکه صدمه و گزندى به او نرسد، و از شرّ دشمنان در امان بوده و هر چیزى که خلاف آن باشد، بر آن حضرت روا نیست، و ازدواج با این امر و فلسفه منافات دارد.

در نتیجه میتوان گفت: ازدواج کردن امرى است مستحب و پسندیده و مهمّ، و حفظ اسرار و پنهان زیستى و حفظ جان از گزند دشمنان امرى است اهمّ و مهمتر، و هر گاه امرى دائر شود بین مهمّ و اهمّ، عقل اهم را برمیگزیند.

به عبارت دیگر مصلحت اهمّ و فلسفه غیبت بیشتر است از مصلحت ازدواج، لذا فلسفه غیبت مانعى است براى ازدواج و میتواند از فعلیّت ازدواج جلوگیرى کند، و حال که ازدواج مانع دارد، ازدواج نکردن آن حضرت نمیتواند به عنوان اعراض از سنّت تلّقى شود، چون که وى اعراض نکرده، بلکه امر اهمّ را اختیار کرده است.

پس به طور کلی میتوان گفت چون  مسأله غیبت اهمّ است و ازدواج مهم ، ترک ازدواج با توجه به آن امر مهم تر اشکالى را ایجاد نمى کند و گاهى براى مصلحت بالاتر لازم وواجب نیز هست.

 

 یک شبهه:

با عنایت به دلیل فوق ممکن است برخى در مقام جواب بگویند: خوف از کشته شدن مانعی برای ازدواج نمی تواند باشد زیرا تنها دلیل غیبت نیست وعواملی دیگر مثل به دنیا آمدن مؤمنانى که در صلب افراد کافر هستند، امتحان الهى ، سرّى از اسرار الهى وغیره ... وجود دارند و با توجّه به موارد مذکور، و موارد دیگرى که به عنوان فلسفه غیبت شمرده شده است، نمیتوان فلسفه غیبت را فقط در خوف از کشته شدن دانست که با ازدواج آن حضرت منافات داشته باشد؟!!

 پاسخ :

در جواب این سخن باید گفت مواردی که به عنوان فلسفه‌ی غیبت از روایات قابل استفاده است که به چند نمونه‌ی آن اشاره شد، در عرض یکدیگر نیستند، به این معنا که اگر غیبت برای امتحان باشد، دیگر مسأله‌ی خوف و ترس از کشته شدن در آن نیست. بلکه اینها در طول یکدیگرند، لذا نمی‌توان با بیان موارد دیگر فلسفه‌ی غیبت قائل به ازدواج امام(علیه السلام) شد. چون در عین این که غیبت برای ترس از کشته شدن است، برای امتحان کردن بندگان و معتقدین به آن حضرت نیز می‌باشد که این هم جای استبعاد ندارد، به عبارت دیگر فرضیّه ترس از کشته شدن در تمام موارد دیگر نیز جاری است.



2- نظریه دوم :

امام زمان (عج) ازدواج نکرده وفرزندی هم ندارد :

برخى با استفاده از دلایل بالا ومقالات قبلی معتقدند که اساساً آن حضرت ازدواج نکرده است و همسراختیارکردن برای حضرت مهدی  علیه السلام  با فلسفه غیبت در تعارض است، و بسیار بعید است آن حضرت ازدواج کرده باشد.

وعلاوه بر دلایل قبلی سه  دلیل مهم را  برای خود بیان میکنند

1- روایاتى که با صراحت وجود فرزند را از آن حضرت نفى مى کند :

این عده، روایاتی را که بر ازدواج و فرزند داشتن امام (عج) دلالت دارند، ضعیف می‏شمرند و قابل استناد ندانسته‏اند. از سوی دیگر تمامی روایاتی که بیان شده دلالت بر وجود فرزند و همسر امام زمان (عج) دارد نشان دهنده این نیست که  امام زمان قبل از ظهور ازدواج نموده و فرزند دارد؛ یعنی این دسته روایات تنها دلالت بر همسر و فرزند داشتن امام زمان دارند، ولی اثبات نمیکنند امام قبل از ظهور زن و فرزند دارد. از سوی دیگر این روایات با آن دسته از روایات که داشتن فرزند و همسر را از امام نفی می‏کنند، تعارض دارد.

علامه محمّد تقی شوشتری درباره فرزنددار بودن امام زمان  عجل الله فرجه  نوشته است: «باید گفت: در هیچ خبری وارد نشده است که آن حضرت، پیش از ظهور فرزند داشته باشد، و در خصوص فرزنددار شدن آن امام، پس از ظهور هم اختلاف است».(35)

من جمله :

1-مسعودی در «اثبات الوصیة» نقل کرده: «در محضر امام رضا  علیه السلام ، علی‌بن حمزه، ابن سراج و ابن ابی سعید مکاوی وارد شدند. علی‌بن ابی حمزه آغاز به سخن کرده، گفت: برای ما از پدرانتان نقل شده که تمام وظایف امام پس از رحلت، به امامی مانند او منتقل می‌شود. امام رضا  علیه السلام به او فرمود: خبر بده مرا از حسین بن علی علیهما السلام امام بود یا نه؟ گفت: امام بود. حضرت فرمود: پس چه کسی جانشین او شد؟ عرض کرد: علی‌بن حسین علیهما السلام.این پرسش و پاسخ ادامه یافت تا این که ابن ابی حمزه گفت: «إنا روینا أن الإمام لا یمضی حتی یری عقبه»؛ برای ما روایت شده که امام درنخواهد گذشت تا این که جانشین و نسل خود را ببیند. امام رضا  علیه السلام  فرمود: «أما رویتم فی هذا الحدیث غیر هذا»؛ آیا در این روایت بیش از چیزی برای شما گفته نشده؟ گفت: نه. حضرت فرمود: « بلی و الله لقد رویتم فیه إلا القائم...»؛ بله، به خدا سوگند برایتان روایت شده "مگر قائم" .... ابی حمزه (با حالتی شبیه اعتراض) گفت: این قسمت در حدیث است؟! امام رضا  علیه السلام  فرمود: «ویلک کیف اجترأت علی بشی‏ء تدع بعضه»؛  «وای بر تو چگونه به چیزی که بخشی از آن را نادیده گرفته‌ای، بر من احتجاج کنی.(36)» عرض کرد فدایت شوم درست فرمودی شنیدم که جدت چنین گفت  . «لَا یَکُونُ الْإِمَامُ إِلَّا وَ لَهُ عَقِبٌ إِلَّا الْإِمَامُ الَّذِی یَخْرُجُ عَلَیْهِ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ علیه السلام فَإِنَّهُ لَا عَقِبَ لَهُ»؛ (37) افزون بر مسعودی، کشی در رجال خود(38)  و  شیخ طوسی در «اختیار معرفة الرجال»(39) . نیز این روایت را با اندکی تفاوت آورده‌اند. روشن است که این روایت، نه فقط داشتن فرزند برای حضرت مهدی  علیه السلام  را در دوران غیبت منتفی می‌داند، بلکه در تمامی عمر آن حضرت چنین می‌داند.. (40)

شیخ طوسی در کتاب الغیبه، نزدیک به همین مضمون را در روایتی دیگر آورده است: «حسن‌بن علی خزاز گفت: علی‌بن ابی حمزه وارد بر امام رضا  علیه السلام  شد. پرسید: آیا شما امام هستی؟ حضرت فرمود: آری. علی‌بن ابی حمزه گفت: از پدربزرگ شما جعفربن محمّد شنیدم که: امامی نیست مگر این که فرزندی دارد. امام فرمود: آیا فراموش کردی یا خود را به فراموشی زدی؟ این چنین که گفتی نفرمود، بلکه ایشان فرمود: «امامی نیست مگر این که فرزندی داشته باشد مگر امامی که حسین‌بن علی برای او خارج می شود(رجعت می‌کند). پس همانا او فرزندی نخواهد داشت. علی‌بن ابی حمزه گفت: راست فرمودی. این چنین فرمود جد بزرگوار شما.(41)

واضح است که مقصود، اشاره به رجوع امام حسین علیه السلام و خروج آن حضرت از قبر در زمان امام مهدی(عج) می باشد، چون در احادیث زیادی قبل از این روایت آمده است که امام حسین علیه السلام وقت وفات حضرت مهدی(عج) برای غسل دادن آن حضرت، برمی گردند.(42)

2-  روایاتی که ‏حضرت خضر را کسی معرفی کرده که وحشت تنهایی حضرت مهدی  علیه السلام  را در دوران غیبت، برطرف می‏سازد و حال اگر آن حضرت زن و فرزند داشت، نیازی به ملازم و همراه نبود. امام‏رضا  علیه السلام  فرمود: ««إِنَّ الْخَضِرَ شَرِبَ مِنْ مَاءِ الْحَیَاةِ فَهُوَ حَیٌّ لَا یَمُوتُ ... وَ سَیُؤْنِسُ اللَّهُ بِهِ وَحْشَةَ قَائِمِنَا علیه السلام فِی غَیْبَتِهِ وَ یَصِلُ بِهِ وَحْدَتَهُ»خضر  علیه السلام  از آب حیات نوشید و او زنده است... خداوند به واسطه او، تنهایی قائم ما را در دوران غیبتش به انس تبدیل کند و غربت و تنهایی‏اش را با وصلت او مرتفع سازد».(43)

3- در روایات فراوانی از آن حضرت با القاب فرید (تک) و وحید(یگانه) یاد شده است و این با زن و فرزندداشتن منافات دارد.(44)

4-دسته‏ای از روایات، همراهان حضرت را در دوران غیبت، فقط سی تن از یاران خاص ایشان ذکر کرده است، و سخنی از همراهی زن و فرزند ایشان با وی نکرده است. امام صادق  علیه السلام  در این باره ‏فرمود: «صاحب این امر از غیبتی ناگزیر است و در غیبت خود ناچار از گوشه‏گیری و کناره جویی از دیگران است و طیبه (مدینه)، خوش منزلی است و با وجود سی تن (به همراهی سی نفر) در آن جا وحشت و ترسی نیست».(45)

5- زنی که لیاقت و شایستگی و به اصطلاح هم کفو آن حضرت باشد وجود ندارد.

6- ازدواج امام(علیه السلام) با فلسفه غیبت سازگارى ندارد، زیرا لازمه ازدواج داشتن همسر و فرزند است، و این امر باعث میشود که حضرت شناخته شده و اسرارش فاش شود. از سوى دیگر غیبت به معناى خفاى شخص است، یعنى ناشناس بودن نه نامرئى بودن، در حالى که با ازدواج کردن شناخته میشود، و حد اقلّ شناخته شدن شناسایى وى توسط همسرش میباشد.

 

نقد وبررسی :

همانطور که دیدیم نظرات مختلفی در مورد ازدواج امام زمان (عج) وجود دارد

که هرکدام از آنها قابل تامل است برای نتیجه گیری سخنی از سید محمد صدر را می آوریم وبررسی میکنیم :

سیدمحمد صدر، در پاسخ به این پرسش که آیا امام زمان ازدواج کرده‌اند یا نه، چنین آورده است:

«این سخن از دو راه قابل پی‌گیری است: ابتدا از راه قواعد کلی و عامی که نزد ما پذیرفته شده و دوم از راه بررسی مفاد روایاتی که بر این مطلب دلالت دارند. از راه نخست نیز پاسخ مثبت یا منفی به پرسش بالا در گرو انتخاب یکی از دو وجهی است که در باب چگونگی غیبت آن حضرت مطرح می‌شود. حال اگر غیبت آن حضرت به معنای مخفی بودن جسم مبارک حضرت از دیده‌ها باشد به گونه‌ای که اگر در میان انبوه جمعیت باشد، آن‌ها ایشان را نمی‌بینند، اما حضرت مهدی(عج) آنها را می‌بیند، در این صورت، حضرت ازدواج نکرده‌اند و تا هنگام ظهور، مجرد خواهد زیست. این کلام گزافی هم نیست، زیرا ازدواج امری است که باعث ظاهر شدن و در انظار قرار گرفتن می‌شود و این همان چیزی است که حضرت باید از آن اجتناب کنند. این فرض که حضرت تنها برای همسر خود آشکار شده است و از دیگران مخفی خواهند بود، اگر چه امکان عقلی دارد، ولی بسیار بعید و فرض باطلی است. زیرا زنی که به این درجه از کمال رسیده است که امام مهدی(عج) هویت واقعی خود را از او مخفی نکرده، هیچ خطری از ناحیه او متوجه آن حضرت نمی‌گردد، به یقین یکی از یاران خاص آن حضرت بوده، از بالاترین درجات اطمینان بهره‌مند خواهد بود. چنین زنی در بین زنان عالم یافت نمی‌شود، چه رسد به این که بگوییم در هر عصری یک زن با این ویژگی وجود دارد. از سوی دیگر، اگر غیبت حضرت مهدی را به پوشیدگی عنوان آن حضرت بدانیم، بدین معنا که آن حضرت به صورت ناشناس در بین مردم زندگی می‌کنند، در این صورت، ازدواج آن حضرت با غیبت ایشان منافاتی نداشته، یکی از آسان‌ترین کارها است، زیرا ازدواج حضرت به صورت مخفی و با هویتی ناشناس صورت گرفته، همسر آن حضرت نیز در طول مدت عمر خود از هویت واقعی ایشان آگاه نخواهد شد. اگر هم به خاطر بعضی ویژگی‌های حضرت یا به خاطر پیر نشدن چهره ایشان، پس از گذشت سال‌های طولانی، به چاره‌اندیشی ساده‌ای مشکل را حل می‌کند، او را طلاق می‌دهد. یا از شهر محل زندگی خود با او، دور شده، به مکان دیگری کوچ کرده، و زندگی جدیدی را آغاز و دوباره ازدواج می‌کنند. اکنون که ثابت شد ازدواج حضرت در عصر غیبت ممکن است شاید بگوییم این امر تحقق یافته، آن حضرت در مدت غیبت کبری ازدواج کرده یا می‌کنند، زیرا تنها در این صورت است که به سنت موکد اسلام، یعنی ازدواج عمل شده و ایشان به پیروی از سنت اسلامی سزاوارتر هستند؛ به ویژه اگر معتقد شویم که معصوم(ع) تا جایی که ممکن است، به مستحبات عمل و مکروهات را ترک می‌کند. بنابراین، ممکن دانستن ازدواج آن حضرت، در عصر غیبت، ما را قانع می‌نماید که آن حضرت، در دوران غیبت، ازدواج کرده‌اند.(46)

هم چنین بعضی از نویسندگان دیگر نظیر سیدحسن ابطحی نیز چنین سخنانی را در کتاب‌های خود آورده‌اند.(47)

سخن بالا را خواندیم اما از دیدگاه محققان برخی از نکات سخنان شهید صدر تامل برانگیز است:

1ـ سخن شهید صدر در معنای غیبت به دو صورت ناشناسی (مردم او را می‌بینند ولی نمی‌شناسند) و ناپیدایی (جسم و شخص او دیده نمی‌شود) و بنا کردن مسأله‌ی ازدواج را بر ناشناسی، سخن جامع و فراگیری نیست، چون نمی‌توانیم به ناشناسی به تنهایی و یا به ناپیدایی آن حضرت قطع پیدا کنیم، چرا که ممکن است آن حضرت گاهی ناشناس باشد و گاهی ناپیدا، همانطور که این برداشت از روایات نیز قابل استفاده است.به نظر می‌رسد که ازدواج آن حضرت به صورت ناپیدایی امری ممکن باشد برخلاف شهید صدر که آن را غیر ممکن می‌داند، زیرا ناپیدایی امری همیشگی برای امام(علیه السلام) نیست، و از سوی دیگر همانطور که برای همراهان و خواصّ غائب نیست برای همسر خود نیز می‌تواند غائب نباشد.پس  آن چه ایشان دو نوع غیبت می‌دانند، بیش از یک نوع نیست؛ به این معنی که جمع بین هر دو نوع، ممکن به نظر می‌رسد؛ حضرت در بعضی از مواقع غیبتشان، از نوع اول و در مواقع دیگر، از نوع دوم بوده‌اند و در روایات نیز هر دو صورت غیبت ذکر شده است.(48)

2ـ شهید صدر معتقد است زنی که لیاقت و شایستگی و به اصطلاح هم کفو آن حضرت باشد در عالم وجود ندارد، صدور این سخن از ایشان جای تعجب است، اگر شایستگی را تنها به معنای عصمت بدانیم، سخن ایشان درست خواهد بود و در غیر این صورت، چگونه می‌توان ادعا کرد که زنی با فضیلت، شایسته و رازدار در بین این همه زن وجود ندارد؟! تنها در صورتی این حرف درست خواهد بود که رسیدن زن به جایگاه عظیم معنوی و کسب مقامات ایمانی غیر ممکن باشد و روشن است این گونه نیست و در طول تاریخ زنان با فضیلت و عالی مقام وجود داشته‌اند. در بین یاران ویژه مهدی(عp style= dir=ج) نیز پنجاه زن وجود دارد.(49)

از طرفی  زنان بافضیلت همیشه در طول تاریخ وجود داشته اند زنانی همچون حضرت مریم(علیها السلام) و آسیه همسر فرعون که در قرآن کریم الگوی دیگران شمرده شده‌اند(50) و یا مانند حضرت خدیجه همسر پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) بوده‌اند....پس در همه اعصار زنان با فضیلت یافت میشود آیا اینگونه زنان که لیاقت واقع شدن در زمره اصحاب خاص را دارند و محرم خیلی از اسرار هستند، لیاقت همسری آن حضرت را ندارند؟ چه مانعی دارد که امام(علیه السلام) از میان آنان زنی را به همسری برگزیند؟ همسری که راز دار آن حضرت باشد و هویت ایشان را افشاء نکند .
در روایات متعددی به این نکته اشاره شده است که گروهی از افراد مؤمن و پرهیزگار که از نظر مراتب معنوی رتبه های بلندی دارند در دوران غیبت امام مهدی ـ علیه‎ السلام ـ را همراهی می کنند. امام باقر ـ علیه‎ السلام ـ در این باره فرموده اند: «و ما بثلاثین من وحشة»امام مهدی ـ علیه‎ السلام ـ با وجود سی نفر تنها و بی مونس نخواهد بود.» بر این اساس اگر ارتباط و همراهی این گروه با آن حضرت به شناسایی ایشان در میان مردم منجر نمی شود ـ که نمی شود ـ پس این امکان هم وجود دارد که حضرت همسری از بین آنها داشته باشند و در عین حال به زندگی غایبانه ایشان هم لطمه ای وارد نشود به تعبیر دیگر همسر حضرت نیز از نظر مراتب معنوی حائز رتبه های بالایی باشند و امر حضرت را مخفی نگاه دارند.

3- این که گفته میشود که غیبت امام مهدی ـ علیه‎ السلام ـ غیبت شخص نیست غیبت شخصیت است یعنی اینگونه نیست که به شکل معجزه گونه بدن حضرت به چشم ها دیده نشود بلکه آن حضرت در میان انسان ها زندگی می کنند دیده می شوند و می بینند اما از آنجا که هویت ایشان بر مردم مخفی است دیده شدن آن حضرت به شناسایی شخصیتشان منجر نمی شود بنابراین این احتمال هم احتمال معقولی است که امام مهدی ـ علیه‎ السلام ـ ازدواج کرده باشند بدون اینکه همسر ایشان از هویت واقعی آن حضرت مطلع باشند و از این رو ازدواج امام مهدی ـ علیه‎ السلام ـ به شناخته شدن و در نتیجه به بر گردن گرفتن بیعت ظالمان منجر نخواهد شد.

و اینکه امامی که بنابر مصلحت الهی از نظرها غایب است به حکمت بالغه خدای بزرگ و قدرت او، قادر خواهد بود که نهان زیستی و چگونگی ارتباط با خانه و خانواده را هم از مردم پنهان سازد و اگر بر بالین مریضی از خانواده اش حاضر شد و یا کسی را دفن کرد به سبکی انجام وظیفه کند که دیگران متوجه نشوند که او امام عصر (عج) است.اما به اعتقاد موافقین عدم ازدواج امام زمان  شاید سخنان بالا سخن درستی باشند اما یک مشکل اساسی و مهم دارند

برخی محققان عنوان کرده اند که این مسأله افزون بر آن که دلیل محکمى ندارد اشکال اساسى آن این است که این همه اولاد و اعقاب بالاخره روزى در جست و جوى اصل خویش مى افتند و همین کنجکاوى و جست و جو مسأله را به جایى باریک مى کشاند که با فلسفه غیبت حضرت نمى سازد.

در این جا این یک مشکل دیگر هم پیش می‏آید که همسر حضرت مانند ایشان باید عمر طولانی داشته باشد، که بر عمر طولانی همسر حضرت دلیلی نداریم و یا این که بگوییم همسر حضرت بعد از مدتی از دنیا رفته است.(51)

داشتن فرزند معمولا همراه با شناخته شدن آن حضرت و روشن تر شدن وضع ایشان است، زیرا سال های اندک و بلکه بیست یا سی سال را می توان به صورت ناشناس، همراه همسر زندگی کرد، ولی دور بودن و ناشناخته ماندن از ذریه و فرزندان مشکل است، زیرا آن ها - یا لااقل برخی از آن ها - می خواهند پدر خود را بشناسند و حسب و نسب خود را بدانند و لذا پیوسته آن حضرت زیر نظرشان بوده و مورد شناسایی قرار می گیرد و لذا نمی تواند برای زمانی طولانی خود را از دیده ها مخفی نگاه دارد و کسی از راز او آگاه نشود. بعد از گذشت پنجاه و یا هفتاد سال، وقتی فرزندان ملاحظه کردند که آثار پیری در او ظاهر نشده و هم چنان جوان باقی مانده است، لااقل این احتمال به ذهن آن ها راه پیدا می کند که نکند وی حضرت مهدی علیه السلام است و فردی استثنایی است که باید درباره ی او تحقیق بیش تری بشود. این جست وجو و پی گیری خلاصه به نتیجه می رسد و احتمال شناخته شدن آن حضرت در میان هست و این مطلب با غیبت و پنهانی امام علیه السلام منافات دارد، و اگر همه ی اولادش مراقب و مواظب از او را چندین نسل پی گیری کنند به طور حتم وضع حضرت روشن خواهد شد.

یک فرض دیگر هم هست و آن، این که: حضرت مهدی علیه السلام با زن و فرزندانش زندگی می کند و به پیری می رسد و آثار پیری در او پدیدار می گردد، و آن گاه از دیده ها پنهان می شود و به طور معجزه آسا جوانی خود را باز می یابد و بار دیگر ازدواج جدیدی می کند و این وضع را همین طور ادامه می دهد.

این فرض بیهوده ای است و چندین اعتراض برآن وارد است که مهم ترین آن همین است که این مسئله با قانون معجزه منافات دارد، چرا که ازدواج کردن و اولاد داشتن، ارتباطی با هدایت مردم ندارد تا بدان جهت معجزه ای روی دهد.

4ـ سخن شهید صدر، درباره طلاق دادن زنان و انتساب چنان رفتاری به حضرت، آنهم به شکلی غیر منتظره پذیرفتنی نیست؛ چگونه ممکن است امام معصوم(ع) که از همه انسان‌ها پاییبندی بیشتری به احکام الهی وعدالت دارند، با همسران خود چنین رفتار کنند؟! آیا این گونه طلاق دادن زنان یا رها کردن ناگهانی آنها  خشنودی خداوند را در پی خواهد داشت؟!

ممکن است گفته شود که ازدواج موقت برای حضرت مهدی(عج) به صورت ناشناس، ممکن بوده و چنین مشکلاتی را به دنبال نخواهد داشت. در پاسخ باید گفت که با توجه به طول عمر امام مهدی(عج) ایشان چه تعداد از زنان را باید به عقد موقت خویش در آورند تا همسر داشته باشند و مشکلی از ناحیه آنان برای آن حضرت ایجاد نشود؟ از سوی دیگر، با توجه به مخفی بودن جا و مکان حضرت که در روایات بسیاری مورد تاکید قرار گرفته است، چگونه حضرت با زنان متعدد پیمان ازدواج موقت بسته، با آنان در ارتباط خواهد بود؟ نکته پایانی این که با وجود خصوصیات برجسته اخلاقی و جذابیت حضرت بسیار احتمال دارد که زنی، پس از اتمام مدت، بسیار دلبسته شده، تقاضای ادامه زندگی داشته باشد. در این صورت پاسخ امام(عج) چه خواهد بود؟

  

یک مساله  :

اما آن چه که راجع به فرمانروایی و حکومت فرزندان مهدی علیه السلام بعد از آن حضرت گفته می شود نیز مورد شک و تردید است.

شیخ مفید(ره) می گوید: بعد از حکومت حضرت مهدی علیه السلام برای هیچ کس حکومتی نخواهد بود مگر مطلبی که در روایتی آمده و حاکی از آن است که فرزندان حضرت، اگر خدا بخواهد، پس از او قیام خواهند کرد، ولی همان طور که ملاحظه می شود قیام فرزندان حضرت به طور قطع و جزم در روایت نیامده است، برعکس اکثر روایات دلالت دارند بر این که «مهدی امت از دنیا نخواهد رفت مگر چهل روز قبل از قیام قیامت که در این چهل روز فرج(52) و نشانه های خروج مردگان از قبور و برپایی قیامت برای رسیدگی به حساب خلایق خواهد بود. »(53)

عبارت مرحوم طبرسی هم تقریبا مشابه عبارت مفید (ره) است با این تفاوت که او در جمله ای می گوید: «در روایت صحیح وارد شده که بعد از حکومت قائم علیه السلام برای هیچ کس حکومتی نخواهد بود... .» (54)

و مرحوم بیاضی هم بعد از این که روایت نقل شده از ابن عباس و انس را توصیف به شاذ می کند- روایتی که ظاهرش بر حکومت بعد از مهدی علیه السلام دلالت دارد- می گوید: «دراکثر روایات آمده که آن حضرت فوت نمی کند مگر چهل روز قبل از قیامت و در این چهل روز حالت نابسامانی و نشانه های خروج مردگان برای رسیدگی به حساب آن ها آشکار خواهد بود. » (55)

ایشان هم چنین بعد از نقل روایتی با این مضمون که «بعد از ائمه اثناعشر، دوازده مهدی دیگر خواهد بود» می فرماید : «روایت قائل به دوازده مهدی بعد از دوازده امام، نادر و مخالف روایات صحیح و مشهور و متواتر است، چون روایات مشهور دلالت دارند براین که بعد از قائم آل محمد(عج) دولتی نخواهد بود و آن حضرت از دنیا فوت نخواهند کرد مگر چهل روز که در آن آشفتگی و نشانه های خروج مردگان و برپایی قیامت آشکار خواهد بود. »(56)

از طرفی لازم به ذکر است که اگر قرار بود دوازده مهدی دیگر داشته باشیم سلسله امامت به دوازده نفر ختم نمیشد و امامان بیشتری داشتیم خب این غیر ممکن است !!!!و هرکس چنین سخنی بگوید بیهوده گفته است

مرحوم حر عاملی نیز درباره ی روایات فوت حضرت مهدی علیه السلام قبل از چهل روز - که به آن اشاره شد- می فرماید: « خبر وفات حضرت مهدی علیه السلام چهل روز قبل از قیامت از طرق گوناگونی روایت شده که منابع آن، در حال حاضر پیش من نیست. »(57)

شاید مقصود حر عاملی(ره) روایاتی باشد با این مضمون که می گوید : «زمین از حجت خدا خالی نخواهد بود و حجت خدا از زمین قطع نخواهد شد مگر چهل روز قبل از قیامت. »(58)

علاوه بر آن می توان مضمون آن ها را با روایتی که از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده تأیید کرد، حضرت صلی الله علیه و آله در آن روایت می فرماید: « دوازده خلیفه بعد از من خواهند بود که همگی آن ها از قریش هستند. » از حضرت سؤال شد: «پس از آن چه خواهد شد؟ » فرمود: «پس از آن آشفتگی و نابسامانی خواهد بود. »(59)

به طور کلی از بعضی نقل ها روشن می شود که اعتقاد به این نکته جزء اعتقادهای شیعه بوده است؛ به عنوان نمونه، عبدالله بن جعفر حمیری می گوید: «من و شیخ ابوعمر- رحمه الله - نزد احمد بن اسحاق بودیم، پس احمد بن اسحاق با چشم به من اشاره کرد که از او درباره مسئله جانشینی سؤال کنم که من خودم در آن شک و تردید ندارم. اعتقاد و دین من این است که: زمین از حجت برداشته و درهای توبه بسته خواهد شد... .»(60)

و البته مقصود از حجت، امام علیه السلام می باشد همان طور که از سیاق این خبر و هم چنین روایت های دیگر به دست می آیدکه : زمین از حجت خالی نخواهد بود.(61).

و باز از جمله روایاتی که دلالت بر عدم وجود حکومت بعد از حضرت مهدی علیه السلام می کند روایاتی است که می گوید: اگر حتی دو نفر بر روی زمین باقی بمانند یکی از آن ها امام خواهد بود.(62)

بعد از ملاحظه مطالبی که گذشت ما نمی توانیم آن چه را که در مورد فرزند داشتن امام در روایت جزیره ی خضرا یا غیر آن گفته می شود تأیید کنیم یا به روایاتی که به عنوان «نادر و شاذ» توصیف شده اند اطمینان نماییم؛ روایاتی که می گویند: برای حضرت فرزندانی است که پس از او به حکومت خواهند رسید.

البته تردید ما در مورد فرزند داشتن حضرت قبل از ظهور، مستند به دو روایتی است که قبلا ذکر کردیم.

و تردید ما در مورد حکومت فرزندان آن حضرت بعد از او، به روایت سوم مستند است، مخصوصا با توجه به انکار قطعی بزرگانی که فرمودند: روایات صحیحی داریم که دلالت بر نفی وجود فرزند برای امام می کند.

 

نظریه سوم

ازدواج انجام گرفته, ولى اولاد ندارد:

عده‌ای به دلیل مواجهه با اشکالاتی که بر زن و فرزندداشتن حضرت ذکر شده، گمانه وسطی را برگزیده‌اند؛ به این بیان که حضرت به دلیل عمل به سنّت پیامبر ازدواج کرده، ولی به دلیل مصون ماندن از مشکلات فرزندداشتن، دارای فرزند نیست و معتقدند لازمه ازدواج، داشتن فرزند هم نیست که سؤال شود فرزندانش در کجا زندگی می‌کنند؟ بلکه ممکن است ازدواج کرده باشد ولی دارای فرزند هم نباشد و نداشتن فرزند نیز برای آن حضرت نقص نیست، چرا که وی می‌تواند صاحب فرزند شود، ولی به دلیل انجام مأموریت الهی و حفظ خود از شناسایی دیگران، می‌تواند با اختیار خود صاحب فرزند نشود.

شهید صدر، در ادامه، نتیجه می‌گیرد که: «آنچه از قواعد عالم به دست می‌آید، این است که حضرت مهدی(عج) به احتمال فراوان در دوران غیبت، ازدواج کرده‌اند، ولی فرزند ندارد. این امر به دو دلیل وجود کم و کاستی در ایشان یا همسرشان نیست، بلکه به این خاطر است که خدا چنین می‌خواهد یا به این دلیل است که حضرت مهدی(عج) به خاطر رازداری، نخواسته‌اند صاحب فرزند شوند.(63)

در پاسخ باید گفت علاوه بر تمامی مسائل ومشکلاتی که قبلا برای ازدواج همسر بیان کردیم
یکی دیگر از اشکالات سخنان صاحب کتاب «الشموس المضیئه» این است که تنها اختیار همسر سنت پیامبر(ص) به شمار می‌رود و فرزند داشتن در اختیار افراد نیست که در شمار سنت قلمداد شود. خداوند در قرآن فرمود: «ما بعضی از انسانها را عقیم قرار دادیم و پیامبر اسلام(ص) نیز با وجود زنان متعددی که داشتند تنها از دو تن از آنان صاحب فرزند شدند.» اگر گفته شود که امام معصوم از هر نقصی مبرا است و عقیم بودن نقص است، با این حال، اگر همسر امام(عج) نازا باشد، امام فرزندی نخواهد داشت، همان گونه که بیشتر همسران پیامبر نازا بودند و این امر برای معصوم نقص شمرده نمی‌شود. امام رضا(ع) نیز تا 47 سالگی صاحب فرزند نشدند و عده‌ای از افراد سست ایمان در امامت ایشان به شک و تردید افتادند. با این حال، مصلحت الهی در این بود که امام جواد(ع) در کودکی به امامت برسند و به همین دلیل، امام رضا(ع) در سال‌های پایانی عمر خویش، صاحب فرزند شدند و این موضوع نیز امتحانی برای مومنان به شمار می‌رفت.

پس چه بسا امام زمان (عج) نیز در دوران بعد از غیبت صاحب فرزند شوند ...

  

نظریّه چهارم : آیا سکوت بهتر نیست؟

گروهى دیگر می گویند نباید به اینگونه مباحث پرداخت و نهایتاً باید توقّف کرد، و در جواب این نوع سؤالات کلمه «نمیدانم» و «نمیدانیم» را بر زبان جارى می کنند، چرا که اصل ازدواج یا عدم ازدواج حضرت جزء اعتقادات ما نیست، زیرا در مباحث اعتقادى ما نیامده است که باید معتقد شویم به امام زمانى که ازدواج کرده یا نکرده است، این نوع موضوعات از مسائل شخصى است که معمولا در روایات نیامده و کسى هم به آن نپرداخته است، حتّى امام عسکرى(علیه السلام) نیز در رابطه با ازدواج فرزندش چیزى نفرموده است.

نگاه اجمالى به تاریخ غیبت صغرى و کبرى حاکى از وجود نداشتن چنین مسائلى است، و حتّى کسانى که توفیق لیاقت ملاقات با آن حضرت را یافته اند، هیچگونه سؤالى درباره ازدواج آن حضرت از آنها صادر نشده است، و غالباً به دلیل مشکلات فراوان یا نیازهاى مادّى و معنوى و یا پرسیدن مسائل علمی از این گونه سؤالات غافل بوده اند، گرچه اساساً سؤال نکردن از ازدواج طبیعى است چرا که خیلى اوقات پیش میآید که سالها با اشخاص و دوستان زیادى آشنا هستیم ولى لزومی نمیبینیم که از زندگى شخصى او سؤال کنیم، مثلا بگوییم آیا همسر دارید؟ اگر دارید دختر چه کسى است؟ آیا فرزند دارید؟ جنسیّت آنها چیست؟ و... لذا اساساً لزومی ندارد که از این گونه امور مطّلع شویم و این مسائل در زندگى ما نیز هیچ تاثیرى ندارد، و به دلیل اطّلاع نداشتن مورد مؤاخذه قرار نمیگیریم.

 

نقد وبررسی :

همانطور که قبلا نیز گفتیم درست است که اینگونه مسائل جنبه شخصى دارند، و دانستن یا ندانستن آن تأثیرى در زندگى ما ندارد، ولى امامان ما مانند انسانهاى عادى نبوده اند که بی تفاوت از کنارشان بگذریم، زیرا آنها هادیان و رهبران دینى و اجتماعى مردم هستند که طبق نصوص متعدّد از آیات و روایات، داراى مقام عصمت و مصونیّت از خطا و اشتباه می باشند.

لذا دوستان و شیعیان آن حضرت دوست دارند سیره و روش آن امام را در مسائل خانوادگى و شخصى نیز بدانند و به ابهامات و یا سؤالات احتمالى ذهن خویش پاسخى مناسب بدهند. و این مسأله مختص به امام مهدى(علیه السلام) نیست، همانطور که هنوز عدّه اى میپرسند: چرا امام حسن مجتبى(علیه السلام) با جعده ازدواج کرد؟ یا چرا امام جواد(علیه السلام) با امّ الفضل دختر مأمون یعنى کسى که قاتل پدرش بود ازدواج کرد؟ آیا از آنها فرزندى باقى ماند؟ و... امام عصر(علیه السلام) نیز ا ز این قاعده مستثنى نیست، بلکه قضیه برعکس است، و حساسیت در امام زمان(علیه السلام) که مهدى موعود است، و قیام خواهد کرد، و حکومت جهانى را تشکیل خواهد داد، و... بیشتر است. خصوصا این مساله زمانی بیشتر اهمیت پیدا میکند که در زمان حاضر بسیاری از افراد هستند که خود را همسر ویا از فرزندان حضرت معرفی میکنند و با سوءاستفاده از اعتقادات پاک عده ای از مردم داشته های مذهبی و معنوی وخصوصا مادی آنها را به تاراج میبرند !!!و ما هر از چند گاهی شاید این مساله در رسانه های خبری هستیم که مثلا در فلان نقطه از جهان شخصی با این ادعا سر تعداد زیادی از مردم را کلاه گذاشته و ثروت هنگفتی به جیب زده است !!

مثلا چند سال پیش من در مجله ای که کلا در همین موارد چاپ شده بود خواندم یک خانمی در فلان شهر ایران ادعا کرده هنگامی که در حمام بوده امام زمان پیش او آمده وعنوان کرده از او خوشش آمده ودر نهایت او را صیغه کرده و آن زن همان روز از ایشان باردار شده !!!!

واقعا چه میتوان گفت به جزء افسوس !!افسوس برای این زن که برای کتمان گناهی که با کس دیگری بوده و باردار شده شخصی به جز امام عصر خویش نیافته و صد افسوس دیگر برای اطرافیان آن زن که این تهمت ودروغ را باور کرده بودند و....

وصد افسوس بیشتر برای دولت که اجازه میدهد یک چنین اشخاصی در جامعه چنین ادعاهایی بکنند و برخورد جدی وبه موقعی با آنها نمیشود و برخوردی هم اگر باشد پس از وقتی است که کار از کار گذشته واین افراد مریدان بسیاری پیداکرده اند !!!!

وکاش موضوع به همین جا ختم میشد دشمنان اسلام ومهدویت با استفاده از همین مسائل وبزرگ کردن آن در اذهان عمومی سعی در تمسخر مساله اسلام و مهدویت داشته ودارند....

پس اگر مردم آگاهی بیشتری در این زمینه داشته باشند هرگز این گونه مسائل پیش نمی آید واز طرفی لازم است که هرکس اطلاعاتی داشته باشد تا بتواند در مقابل اینگونه افراد گمراه از حقانیت امام زمان (عج) دفاع کند ....

بنابراین، اساس بحث از زندگانى شخص آن امام مانعى ندارد، گرچه به علّت موقعیّت استثنایى وى که همان در غیبت به سربردن باشد، ما اطّلاع چندانى نداریم. و ناچاریم به همان مقدار از ادلّه و ظواهر و عمومات اکتفاء کنیم.

 

 نتیجه گیری و جمع بندی :

واقعیت آن است که نمی‏توان به طور قاطع گفت: امام زمان (عج) همسر و فرزند دارند. شاید بر همین اساس باشد که صاحبان اندیشه و تاریخ نگاران به طور قطع درخصوص داشتن و نداشتن همسر و فرزند امام زمان اظهار نظر نکرده‏اند.

دلایل نظریّه‌ی اوّل (قائلین به ازدواج آن حضرت) یا مخدوش است و رسا نیست و یا غالباً ناظر به زمان ظهور آن حضرت است و از بیان ازدواج وی در زمان غیبت ساکت است.
دلائل نظریّه‌ی (قائلین به ازدواج نکردن آن حضرت) که فلسفه‌ی غیبت یعنی ترس از کشته شدن بود، با احتمالات و ذکر موارد دیگر فلسفه غیبت و این که آن موارد در طول یکدیگرند، نتوانست مدّعای خود را به طور کامل و قطعی ثابت کند.

گفتنی است چه اخباری که داشتن فرزند را ثابت می کنند و چه احادیثی که نفی می کنند، ضعیف هستند و هیچ کدام یقین آور نمی باشند.(64)


دلیل نظریّه‌ی (قائلین به توقّف) که عدم اعتقادی بودن موضوع و عدم اطّلاع از مسائل شخص آن حضرت بود، با سیر تحقیقات علمی و اشتیاق شیعیان بر اطّلاع از این مسائل و پیدا کردن جوابی برای سؤالات و ابهامات ذهنی خود، سازگار نبود.
با توجه به مطالب مذکور، نمى‏توان یکى از این چند احتمال را قاطعانه پذیرفت و این به مقتضاى خرد ورزى است که در جایى که دلیل کافى براى اثبات یا انکار چیزى وجود ندارد، از ابراز حکم قطعى خوددارى گردد.

بنابراین از راه هایى که پیش روى ما است، نمى‏توان وجود زن و فرزندى را براى حضرت مهدى(عج)در زمان غیبت  ثابت نمود. نیز به دیگر پرسش هایى که در مورد زن و فرزند حضرت مهدى(عج) هست، نمى‏توان پاسخ قطعى داد.(65).

از طرفی  با توجه به این که اصل مسأله غیبت امام عصر (عج)، مستدل، حقیقی و منطقی است کتمان ماندن و بی پاسخ بودن چنین پرسش هایی، خدشه ای به موضوع نهان زیستی حضرت مهدی (عج) وارد نمی کند.(66)

آنچه که پیداست هرچند که ازدواج از سنت های مهم اسلامی است و ائمه بیش از هر کس بر اهمیت آن واقفند اما از طرف دیگر مساله غیبت حضرت مهمتر از آن است و چه بسا عظمت غیبت حضرت مستلزم آن باشد که حضرت با کسی ازدواج نکند. بنابراین به طور قطع نمی توان به این سؤال پاسخ داد بلکه باید گفت که: اگر ازدواج حضرت منافاتی با سایر مصالح مهمتر مثل مصلحت غیبت نداشته باشد ایشان قطعا به این سنت عمل کرده و می کنند اما در صورت وجود مصالح مهمتر، ایشان اهم را فدای مهم نخواهند کرد.

در مورد اینکه آیا حضرت در صورت ازدواج فرزندانی نیز خواهند داشت نیز دلیل محکمی وجود ندارد و نمی توان به طور قطع در این باره قضاوت کرد.

هرچند در بعضی از روایات، به امام زمان (عج) اهل و فرزند نسبت داده شده است. اما این روایات نمی تواند راهگشای ما در این مساله باشد زیرا اولا: بسیاری از آنها به لحاظ سندی دارای اشکال هستند و در نتیجه نمی توان به آنها اعتماد کرد. ثانیا: این روایات ثابت نمی کنند که آن حضرت در حال حاضر دارای همسر و فرزند باشند. بلکه شاید استناد به اهل و فرزند ایشان در آستانه ظهور یا بعد از ظهور باشد. لذا از این روایات نیز دلیل محکمی برای اثبات وجود همسر و فرزندان برای امام زمان (عج) بدست نمی آید.در هرصورت  آنچه مسلّم است اینکه از فرزندان حضرت‌مهدی ‌علیه‌السلام هیچ کدام امام نخواهد بود، و گرنه تعداد امامان معصوم بیش از دوازده تن می‌شود که بر خلاف ضرورت مذهب است. مرحوم شیخ طوسی در این خصوص می‌گوید:

هرکس بگوید که حضرت ولی‌عصرعجل‌الله تعالی‌فرجه فرزند امام دارد که تعداد امامان به سیزده برسد؛ سخن باطل گفته است.(67)‌

شاید فرزندان آن حضرت بطور ناشناس در میان مردم زندگی کنند، و به برکت روش و رفتار آنان، گروهی به آئین اسلام و راه راست تشیع گرایش یابند. چنانکه مرحوم آیة‌الله مرعشی نجفی بر آن معتقد بود.اما باز هم به دلایلی که گفته شد این امر بسیار بعید به نظر می آید به هرحال اگریک درصد  هم چنین احتمالی درست باشد مطمئنا وقطعا هیچکدام از آنها هویت واقعی خانواده خودرا دربین مردم افشا نمیکند تا به پول و مقام وثروت برسد !!!! وهرکس چنین سخنی بگوید مطمئن باشید دروغگویی بیش نیست وباید با او برخورد جدی شود .... ولی آنچه مشخص است فرزندان حضرتش باید زندگی و مرگ طبیعی داشته باشند، زیرا دلیلی بر دیرزیستی آنان نداریم.

از تحقیق پیش رو چنین دریافت می‌شود که علم و آگاهی در مورد ازدواج امام زمان(عج) مانند بسیاری از امور دیگر آن حضرت، تنها در نزد خداوند و معصومان(ع) است و بر اساس حکمت و مصلحت در دسترس افراد دیگر قرار نمی‌گیرد. گر چه جنبه نفی ازدواج حضرت در مقایسه با جنبه اثباتی آن، با دلایل قانع کننده‌تری روبرو است، اما احتیاط ما را بر آن می‌دارد تا در مورد این موضوع سخنی نگفته، درباره نفی و اثبات آن اظهار بی اطلاعی نموده، آن را به خداوند واگذار کنیم. اما هرکجا که لازم بود در این مورد به دفاع از امام عصر خویش بپردازیم  و اجازه ندهیم جاهلان به تمسخر و توهین امام زمان (عج) بپردازند ....
آنچه مهم است تفاوتی ندارد امام همسری داشته باشد یا خیر؛ در هر صورت اطاعت از او بر ما واجب است. چه فرقی می کند او مجرد باشد یا متأهل! در هر حال او امام است و زمانی که به فضل خداوند ظهور کند، تأهّل او از ملاکهای تشخیص بر حق بودن او نخواهد بود.

در خاتمه، باید اعتراف نمود که وجود مقدس حضرت بقیة‌الله‌ الاعظم ‌عجل ‌الله تعالی‌فرجه پر از راز و رمز، و از استثناهای آفرینش است که به‌ خواست خدای توانا مانند جریانات حضرت نوح و حضرت ابراهیم، و حضرت‌موسی و حضرت عیسی- سلام‌الله علیهم- مافوق فهم و تحلیل معمول است.

                                                                پایان 

 مقالات مرتبط دیگر 

منابع وپی نوشتها:

1- ر.ک: نجم الثاقب، ص402.

2- مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار،مؤسسه الوفاء، بیروت / 1404.
3- نوری طبرسی، میرزا حسین، نجم الثاقب، انتشارات مسجد جمکران، چ دوم / 77.
4- سوره  یس آیه  36.

5- سوره روم آیه  21.

6- سوره فاطر آیه  43.

7- وسائل‌الشیعه، ج 20، ص14، ح 24901.

8- وسائل‌الشیعه، ج 20، ص 17، ح 24908

9- همان، ح 24911.

10- همان، ص 19، ح 24914.

11- وسائل‌الشیعه، ج 20، ص 19.

12- جامع احادیث‌الشیعه، ج 20، ص 7؛ من لا یحضره‌الفقیه، ج 2، ص 242.

13- نوری طبرسی، میرزا حسین، نجم الثاقب، ص 403، انتشارات مسجد جمکران، چاپ دوم، بهار 77

14- سعادتپرور، علی، الشموس المضیئة، نشر احیاء کتاب، چ أوّل / 80، مترجم: سید محمدجواد وزیری.
15- العبقری الحسان، ج 2، ص134.

16- مکی عاملی، محمّد بن جمال، اللمعة الدمشقیة، 10 جلدی، دار العالم الاسلامی بیروت.

17- سوره  نساء آیه  3، دراین مورد رجوع شود به نجفی، محمّد حسن، جواهر الکلام.

18- سوره نور آیه 32 ، دراین مورد رجوع شود به طباطبایی یزدی، محمّدکاظم، عروة الوثقی.

19- تهرانی، آغابزرگ، الذریعة إلی تصانیف الشیعة، دار الاضواء، بیروت

20- قمی، عباس، مفاتیح الجنان، ناشران قم، چ أوّل.

21- باقی، محمدرضا، مجالس حضرت مهدی(علیه السلام)، نشر صدر، چ أوّل / 78.

22-  طوسی، محمّد بن حسن، الغیبة، انشتارات بصیرتی، چ دوم.

23- صدوق، محمّد بن علیّ، کمال الدین، نشر اسلامی 2 جلدی.

24- صدوق محمّد بن علیّ علل الشرایع، دار احیاء التراث العربی، چ دوم.

25- صدر، سیّد محمّد، تاریخ الغیبة الکبری، دار التعارف سوریه.

26- عیاشی، محمّد بن مسعود، تفسر القرآن، نشر علمیه قم.

27-عن ابی صلت الهروی قال: قلت للرضا علیه السلام: ما علامات القایم منم اذا خرج؟ قال: علامته این یکوون شیخ السن، شاب المنظر حتی ان الناظر الیه لحسبه ابن اربعین سنه او دونها، و ان من علاماته ان لا یهرم بمرور الایام و اللیالی حتی یاتیه اجله، شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 652، انتشارات نشر اسلامی. . حرّ عاملی، محمّد بن الحسن، وسایل الشیعه، مؤسسه آل البیت، قم / 1409.
28- آل عمران، آیه 39، در مورد یحیی، فرمود: سیدا و حصورا و نبیا من الصالحین.

29- جواهر الکلام،محمد حسن نجفی  ج 29، ص 19، به نقل از دیگران.

30- کلینی، محمّد بن یعقوب، اصول کافی، دار التعارف، لبنان

31- محمّد باقر مجلسی, بحار الانوار, ج100,ص220

32- مجله حوزه، ویژه‏نامه امام زمان (عج)، ص 54 - 55، با تلخیص.

33. ان للعالم غیبه قبل ان یقوم، قلت و لم: قال یخاف و او ما بیده الی بطنه.

34- فی القائم مناسنن من الانبیاء ... و اما من موسی فالخوف و الغیبه.

35- جزیره خضراء افسانه یا واقعیت؟، ص226، به نقل از: الاخبار الدخیلة، ج2، ص72.

36- ابوالحسن علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیة للامام علی بن ابیطالب علیه السلام ، ص 208.

37- شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص224

38-. محمّد بن عمر کشی، رجال کشی، ص 465.

39- شیخ طوسی، اختیار معرفة الرجال، ج2، ص764.

40- (اثبات الوصیّة) مسعودى /

41-. «لَا یَکُونُ الْإِمَامُ إِلَّا وَ لَهُ عَقِبٌ إِلَّا الْإِمَامُ الَّذِی یَخْرُجُ عَلَیْهِ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ علیه السلام فَإِنَّهُ لَا عَقِبَ لَهُ»؛ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص224.

42- الایقاظ من الهجعه، ص 404، 306و301.

43- شیخ صدوق, کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 385، ح 1.

44-  شیخ صدوق, کمال الدین و تمام النعمة، باب 26، ح 13.

45- «لابُدَّ لِصاحِبِ هَذَا الاَمْرِ مِنْ غَیْبَةٍ وَلابُدَّ لَهُ فى غَیبَتِهِ مِنْ عُزلَةٍ و نِعمَ المَنزِلُ طَیْبَةُ وَ ما بِثَلاثِینَ مِنْ وَحْشَةٍ»؛ شیخ کلینی، الکافی، ج 1، ص 340، ح 16؛ شیخ طوسی, کتاب الغیبة، ص 162؛ محمّد بن ابراهیم نعمانی, الغیبة، ص 188.

46-  صدر، سیدمحمد، تاریخ الغیبة الکبری، صص 61 و 62، انتشارات دارالتعاریف سوریه، با تلخیص و تصرف.

47- انوار صاحب الزمان، سیدحسن ابطحی، ص 158 ـ 151، انتشارات بطحاء، چاپ اول.

48- الف: سئل ابوالحسن الرضا عن القائم فقال: لا یری جسمه و لا یسمی باسمه. از امام رضا درباره حضرت مهدی سوال شد فرمود: «جسم او دیده و نام او برده نمی‌شود (گفتن نام او جایز نیست).» شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، باب 35، حدیث 2.

ب: محمدبن عثمان العمری رضی الله عنه قال: سمعته یقول: و ان الله صاحب هذا الامر لیحضر کل سنة الموسم فیری الناس و یعرفهم و یرونه و لا یعرفونه. محمد بن عثمان می‌گوید: «شنیدم از او (امام) که می‌گوید: «به خدا قسم صاحب این امر (امام زمان) هر سال در ایام حج حاضر شده و حج می‌کند. پس مردم را می‌بیند و می‌شناسد و مردم او را نمی‌بینند و نمی‌شناسند.» همان ص 240. موسسه نشر اسلامی.

49- یجی والله ثلاث مایه و بضعه عشر رجلا فیهم خمسون امرئه یجتمعون بمکه علی غیر میعاد، عیاشی، تفسیر عیاشی، ص 65، انتشارات حوزه علمیه قم

50- سوره تحریم، آیات 11 و 12.

51- مجله حوزه، ویژه‏نامه امام زمان (عج)، ص 54 - 55، با تلخیص.

52- عبارت بحارالانوار به نقل از ارشاد کلمه «هرج » دارد و همین طور است عبارت طبرسی و بیاضی

53- ارشاد، ص 366، بحارالانوار، ج 53، ص 145 به نقل از ارشاد، در الایقاظ من الهجعه، ص 397 نیز اشاره شده است.

54- اعلام الوری ، ص 466

55- الصراط المستقیم ، ج 2، ص 254؛ الایقاظ من الهجعه ، ص 397 به نقل از منبع قبلی.

56- اp style=لصراط المستقیم ، ج2، ص 152.

57- الا یقاظ من الهجعه ، ص 397.

58- کمال الدین ، ج 1، ص 229؛ المحاسن، برقی ، ص 236؛ الایقاظ من الهجعه، ص 296، به نقل از کمال الدین.

59- خصال ، ج 2، ص 474-470؛ الایقاظ من الجهعه ، ص 395.

60- کافی، ج 1 ، ص 265؛ الایقاظ من الهجعه، ص 392.

61- بحارالانوار، ج 23، ص 2-56، باب الضطرار

62- بحارالانوار، ج 23، ص 2-56، باب الضطرار.

63- سیدمحمد صدر، تاریخ الغیبه الکبری، صص 63 ـ 64، انتشارات دار التعارف (لبنان).

64-  امینی دادگسترجهان، ص 216 و امامت و مهدویت، ج3،‌ص 25 ـ 34.

65- براى اطلاع بیشتر رجوع شود به چشم به راه مهدى، جمعى از نویسندگان

66-  اصافی گلپایگانی، امامت و مهدویت، ج3، ص 25، چاپ سپهر، انتشارات حضرت معصومه ـ سلام الله علیها ـ، جاپ آذر ماه 1377.

67- غبیت، شیخ طوسی، ص 137.