سیمای موعود درادیان - تنها منجی

تنها منجی

سیمای موعود درادیان
نویسنده : منتظر ظهور - ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢۸
 

                                                سیمای موعود در ادیان :
از روزگار کهن ، داستان ظهور مصلح ،در آخرالزمان وانتظار ظهور منجی ،عقیده ای است که در کیشهای آسمانی یهودیت (جودائیسم )،زردشتی (زوراستریانیسم ) ومسیحیت ومدعیان نبوت عموما ودین مقدس اسلام
خصوصا به عنوان یک اصل قبول شده است ودرباره آن درمباحث تئولوژیک مذاهب آسمانی ،رشته تئولوژی بیبلیکان ،کاملا شرح وبسط داده شده است
همان گونه که می دانید مهدویت از واژه هایی است که کارکرد اختصاصی آن به حوزه اسلام و مسلمانان مربوط می شود و این واژه برگرفته از روایات اسلامی در این خصوص است.(1)
لیکن در میان پیروان ادیان و مذاهب جهان با اسامی مختلف و گوناگونی مطرح است که در ضمن بحث روشن خواهد شد چرا که این اندیشه (موعود) از خصایص بشری است(2) و همة ادیان معروف موعود دارند(3)


پدیده ظهور منجی بزرگ که با خروج خود، عدل و قسط، گشایش و آسایش را در مقطع پایانی تاریخ حیات انسان، به ارمغان خواهد آورد و به ستم و تجاوز ظالمان در پهنه کره خاکی پایان خواهد بخشید و دولت کریمه عدل پرور و دادگستری را بنیان خواهد نهاد، عقیده ای است که پیروان ادیان سه گانه ابراهیمی و بخش چشم گیری از سایر ملل بدان ایمان داشته و دارند.(4) در تمام ادیان و مذاهب مختلف جهان اعم از وثنیت ، کلیمیت ، مسیحیت ، مجوسیت ، اسلام و... از مصلحى که در آخر زمان ظهور خواهد و به جنایتها و خیانتهاى انسانها خاتمه خواهد داد و شالوده حکومت واحد جهانى را، بر اساس عدالت و آزادى استوار خواهد کرد، گفتگو شده است . یهودیان مانند مسیحیان- که به بازگشت عیسی (ع) معتقدند- به ظهور یک منجی می اندیشند و همان گونه که زرتشتیان در انتظار رجعت بهرام شاه اند، نصرانیان حبشی نیز چشم به راه ظهور پادشاه خود تئودور موعود هستند و هندوها نیز به خروج ویشنو دل بسته اند و مجوسی ها به زنده بودن هوشیدراعتقاد راسخ دارند و بودایی ها منتظر باز آمدن بودا و اسپانیایی ها مترقب بزرگ خود رودریک اند و اقوام مغول هم رهبر خود چنگیز را منجی بزرگ می شمارند. درمصر باستان نیز ایده ظهور منجی هم رواج داشته است، همان گونه که در متون کهن چینی نیز دیده شده است. (5)
شوق آتشین باز آمدن یا آمدن منجى موعود، قرن ها است بشر وامانده از عدالت، معنویت و آزادى را بى قرار ساخته است. هرچند افق نگاه مردمان، گونه هاى مختلفى به انتظار بخشیده است ، اما این واژه در معناى عام خود یکى از مشترکات بشر وانسان معاصر به حساب مى آید. در این میان، ادیان ابراهیمى به این مسأله اهمیتى ویژه مى دهند; چرا که ظهور موعود در هر یک از این ادیان به مفهوم تشکیل حکومت و سرورى بر دیگران است. درکنار این حقایق تکان دهنده، تصریحات قابل توجهی ازنوابغ مغرب زمین و اندیشمندان آن دیار می یابیم. مبنی بر این که جهان در انتظار مصلح کبیری است که سر رشته امور را به دست خواهد گرفت و جامعه بشری را زیر یک پرچم و به دنبال یک هدف، گرد هم خواهد آورد(6). مانند فیلسوف شهیر انگلیسی برتراند راسل که می گوید: دنیا چشم به راه مصلحی است که همگان را در سایه یک پرچم و یک شعار متحد سا زد.(7)متفکر دیگر ،پروفسور آلبرت اینشتاین تئوری پرداز نظریه نسبیت با اشاره به یکی از رهاوردهای دولت کریمه منجی موعود اینگونه اظهار نظر میکند :فرارسیدن آن روزی که در جای جهان صلح وصفا حکومت کند وهمه اعضای جامعه بشری با یکدیگر دوست وبرادر باشند دیری نخواهد پایید (8) در این میان سخن متفکر نامدار انگلیسی برنارد شاو شایان توجه است وی درکتاب خود« بشر وابرمرد»به ظهور یک مصلح بشارت میدهد در این زمینه استاد بزرگ عباس محمود عقاد مینویسد : به نظر ما ابرمرد مورد نظر شاو،صرفا یک فرضیه وامر ناشدنی نست وفراخوانی بشر به سوی چنین مصلحی توسط شاو از حقیقتی ثابت وواقعیتی اصیل ریشه گرفته است (9)
اساساً میان مسلمانان و دیگر پیروان ادیان و ملل مختلف، در اصل اعتقاد به ظهور یک منجی در آخر الزمان هیچ گونه اختلافی نیست، هر چند در مصداق آن میان مسلمانان و دیگران اختلافاتی وجود دارد.
اگر چه غیر از قرآن مجید، همه کتابهاى آسمانى دستخوش تحریف شده اند، لکن باز جملاتى از دستبرد دیگران مصون مانده است که در آنها از آمدن مهدى موعود و مصلح جهان و بنیانگذار حکومت واحد جهانى گفتگو شده است ، و چون این مطلب به صورت پیشگویى و مربوط به آینده است ، و مضامین آنها در قرآن مجید و اخبار متواتر و قطعى اسلامى وارد شده است ، از این رهگذر مسلم مى شود که این عبارت ها از منطق وحى سرچشمه گرفته و از دستبرد انسانها در طول تاریخ مصون و محفوظ مانده است .
البته توجه و اهتمام پیروان ادیان به موضوع موعود (مهدویت) به ضعف و قوت آنان بستگی دارد یهودیان پس از سقوط دولتشان به وسیلة بختنّصر و مسیحیان پس از تشکیل دولتشان به وسیلة قسطنطین بیشتر منتظر موعود بوده اند و میان مسلمانان شیعیان اثنی عشری که دلالت نداشته اند از اهل سنت که دست داشته اند بیشتر منتظر بوده اند(10)
اینک ما متن قسمتى از نویدهاى مهدى موعود را از کتب مقدسه یهودیان ، مسیحیان ، زرتشتیان و سایر کتابهایى که در میان پیروان خود به عنوان کتاب آسمانى شناخته شده ، نقل مى کنیم تا اصالت مهدویت و جهانى بودن اعتقاد به ظهور مهدى (علیه السلام ) روشن گردد.

موعود در اسلام :
مهدویت و موعود اسلامی و به ویژه موعود شیعی دوازده امامی در میان موعود باوری ادیان از ویژگی ها و جایگاه برجسته ای برخوردار است و آن دین که هدف اصلی از بعثت انبیاء کامل کردن شرایط برای رشد و تکامل آزادانه و آگاهانه انسان ها بوده که به وسیلة قرار دادن وحی الهی در دسترس مردم تحقق یافته و همچنین کمک به رشد عقلانی و تربیت روحی و معنوی افراد مستعد از همین شمار است به هر حال انبیاء در صدد تشکیل جامعه ایده آل بر اساس خدا پرستی و ارزشهای الهی و گسترش عدل و داد در سراسر زمین بوده اند و هر کدام در حد امکان قدمی برداشته اند که برای بعضی شرایط تشکیل حکومت جهانی فراهم نشده است البته خدای متعال در کتابهای آسمانیش وعدة تحقق حکومت الهی را در پهنه زمین داده است: در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتیم بندگان شایسته ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد.(11)
با توجه به این که امامت متمم نبوت و تحقق بخش حکمت خاتمیت است می توان نتیجه گرفت که این هدف به وسیلة آخرین امام تحقق خواهد یافت و این همان مطالبی است که در روایات متواتری که دربارة حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ وارد شده مورد تأکید قرار گرفته است(12)
خلاصه سخن این که مهدویت به لحاظ ماهیت و کارکرد گونه های مختلفی دارد که برخی به لحاظ ماهیت موعود شخصی است مثل مسیح برای مسیحیان و برخی به لحاظ کارکرد انحصاری قوم مدار است مثل موعود یهودیت و صهیونیسم و برخی به لحاظ آرمان موعود مقطعی است زرتشت و بالاخره برخی به لحاظ کارکد، فراگیر، و آرمان رو به آینده است مثل موعود اسلامی که موعودی جهان شمول نیز هست(13)
مهدى موعود یکى از مسائل بسیار حیاتى اسلام به شمار مى رود و با سایر عقاید و احکام اسلامى پیوند ناگسستنى دارد.
آیات متعددى در قرآن مجید وارد شده است که پیشوایان دینى به مهدى موعود تفسیر کرده اند و در ضمن صدها حدیث ، مشخصات آن حضرت را بیان نموده اند که از حوصله این کتاب بیرون است
در لابلاى روایات متواترى که از حضرت رسول اکرم (صلى الله علیه وآله ) و سایر پیشوایان دین صادر شده است ، کلیه اوصاف و تمام جزئیات زندگى مصلح جهانى و پایه گذار حکومت واحد جهانى بیان شده است .
احادیث وارده درباره ((امام زمان (علیه السلام ))) از طریق شیعه و سنى بیرون از شمار است ، از این رهگذر ما فقط فهرست قسمتى از آنها را در زیر از نظر خوانندگان گرامى مى گذرانیم :
1- در 293 حدیث تصریح شده که او فرزند ((امام حسن عسکرى (علیه السلام ) است .
2- در 90 حدیث تصریح شده که او نوه ((امام هادى (علیه السلام ))) و نبیره ((امام جواد (علیه السلام ))) است .
3- در 95 حدیث وارد شده که وى چهارمین فرزند ((حضرت رضا (علیه السلام ))) است .
4- در 199 روایت آمده که او پنجمین فرزند ((امام کاظم (علیه السلام ))) است .
5- در 202 حدیث وارد شده که او ششمین فرزند ((حضرت صادق (علیه السلام ))) است .
6- در 103 حدیث وارد شده که او هفتمین فرزند ((حضرت باقر (علیه السلام ))) است .
7- در 185 خبر آمده که او هشتمین فرزند ((حضرت سجاد (علیه السلام ))) است .
8- در 308 حدیث تصریح شده که وى نهمین فرزند ((حضرت حسین (علیه السلام ))) است .
9- در 214 حدیث وارد شده که او دهمین فرزند ((حضرت على (علیه السلام ))) است .
10- در 192 روایت آمده که وى از اولاد ((حضرت فاطمه (علیه السلام ))) است .
11- در 48 حدیث تصریح شده که وى همنام حضرت پیامبر (صلى الله علیه وآله ) است .
12- در 136 حدیث تصریح شده که او دوازدهمین امام و آخرین پیشوا است .
13- در 91 حدیث به غیبت طولانى آن حضرت تصریح شده است .
14- در 7 حدیث کیفیت انتفاع مردم از آن حضرت در زمان غیبت بیان شده است .
15- در 51 حدیث سیرت و صورت او توصیف شده است .
16- در 47 روایت تصریح شده که در عصر او اسلام دین جهانى خواهد شد. و آیه شریفه لیظهره على الدین کله تحقق خواهد یافت .
17- در 123 روایت وارد شده که او شخصا عدالت اجتماعى را در روى زمین برقرار مى کند.
18- در 293 حدیث از تولد آن حضرت گفتگو شده است .
19- در 657 حدیث درباره ظهور و علائم ظهور بحث شده است .
20- در 318 روایت عمر طولانى آن حضرت مطرح شده و در برخى از آنها تصریح شده که عمر شریفش به قدرى طولانى مى شود که جز مؤ منان راستین ، کسى در اعتقاد خود استوار نمى ماند.
متن 3692 روایتى که فهرست آنها در بالا گفته شده ، به اضافه 25155 روایت دیگر که پیرامون آن حضرت در منابع شیعه ، از پیشوایان معصوم (علیه السلام ) به دست ما رسیده است ، در کتاب نفیس ((منتخب الاثر)) آمده است .
مؤ لف این کتاب ، که از شخصیتهاى برجسته جهان تشیع و مقیم حوزه علمیه قم مى باشد روایات مربوط به امام زمان (علیه السلام ) را تا جایى که توانایى داشته ، از کتابهاى معتبر و مدارک دست اول شیعه استخراج ، و در این کتاب گرد آورده است .
در این کتاب جمعا 6207 روایت با ذکر ماءخذ از 154 کتاب معتبر نقل شده است .

ما سخنان بسیاری از (ع) وپیامبر بزرگ اسلام وهمچنین قرآن کریم داریم که موضوع موعود در آن سخن رفته است که تفصیل بیشتری میخواهد ودر بحثی جداگانه به آن میپردازیم

یک شبهه :
آیا در قرآن کریم نامی از حضرت مهدی برده شده است و آیا در قرآن کریم حرفی از انتظار و اینکه منتظر واقعی کیست و باید دارای چه ویژگی هایی باشد، به میان آمده است؟

پاسخ :
ابتدا با ذکر یک مقدمه به فراز اول از سوال می پردازیم.
مقدمه: قرآن کریم برای معرفی شخصیت ها به مقتضای حکمت و بلاغت از سه روش استفاده نموده است که ذیلا بیان می شود.
1- معرفی با اسم: اولین راه این است که شخصیت مورد نظر را با اسم معرفی می نماید، به طور مثال «و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل»؛(14)
محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ نیست جز پیامبری که قبل از او نیز پیامبرانی بوده اند.
2- معرفی با عدد: در این مورد به عنوان نمونه قرآن نقبای بنی اسرائیل را اینگونه معرفی نموده است. مانند: «و بعثنا منهم اثنی عشر نقیباً»؛(15)
و از ایشان دوازده پیشوا برانگیختیم.
3- معرفی با صفت و ویژگی: قرآن پیامبر را با این شیوه نیز معرفی نموده است، مانند آیه «الذین یتبعون الرسول النبی الامّی»(16)
؛ همانان که از این فرستاد پیامبری که درس نخوانده پیروی می کنند و حضرت علی ـ علیه السّلام ـ را هم با صفاتش معرفی شده است، مانند آیه «انما ولیکم الله ورسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون»؛(17)
ولی شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده اند، همان کسانی که نماز برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.

این قسم اخیرکه معرفی با صفات است شاید بهترین راه معرفی باشد، زیرا این نوع معرفی راه را بر سود جویان می بندد چون نام قلابی می توان درست کرد، اما تخلق به صفات، عملاً کار آسانی نیست و قابل جعل نمی باشد. لذا در سورة بقره می بینیم که خداوند متعال بعد از آن که طالوت را به اسم معرفی می کند بلافاصله وی را با صفات و نشانه نیز معرفی می نماید تا جلوی هرگونه اشتباه احتمالی گرفته شود. در آنجا که می فرماید: «انّ الله قد بعث لکم طالوت ملکا»؛(18)
در حقیقت خداوند طالوت را بر شما به پادشاهی گماشته است. بعد می فرماید: «و قال لهم نبیهم ان آیة ملکه...»؛(19)
و پیامبرشان به ایشان گفت در حقیقت نشانة پادشاهی او این است که ..
قرآن کریم در معرفی اشخاص از سه روش استفاده نموده است و بهترین روش معرفی اشخاص با صفات و ویژگی ها است. حال سوال این است که قرآن کریم حضرت مهدی (عج) را چگونه معرفی می کند.
با مراجعه به قرآن مجید در می یابیم که نامی از حضرت مهدی (عج) در این کتاب آسمانی به صراحت بیان نشده است. همان گونه که از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ و سایر ائمه معصومین نامی به میان نیامده است و عدم تصریح به اسم براساس مصالحی است که خداوند علیم و حکیم بر آن آگاه است و اما باید اذعان داشت که تصریح به اسم تنها راه معرفی اشخاص نیست، بلکه از راه های دیگری مانند معرفی به صفات هم می توان بهره برد. حضرت ولی عصر (عج) هم با برخی صفات و ویژگی ها و کارها شناسانده شده است. خداوند تبارک و تعالی می فرماید: «و لقد کتبنا فی الزّبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون»؛(20)
و همانا نوشته ایم در زبور پس از ذکر که زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد.
حافظ قندوزی سلیمان حنفی به اسناد خویش از امام محمد باقرو امام صادق ـ علیه السّلام ـ دربارة این آیه می گوید: عباد صالح که در این آیه آمده است حضرت مهدی (عج) و اصحاب او می باشند (21).
به طور کلی اندیشه مهدویت ریشه در کلام الهی دارد که همان حقیقت رسیدن نهایی جامعه بشری به عدالت در تمامی ابعاد است. به گفته محققان و پژوهشگران این عرصه بیش از دویست و پنجاه آیه دربارة حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ و بیش از پانصد روایت از پیامبرگرامی اسلام و ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ در تأویل و تفسیر این قسم از آیات بیان شده است.(22)
و اما راجع به فراز دوم سوال که آیا در قرآن کریم از انتظار و صفات منتظران سخنی به میان آمده است یا خیر.
در پاسخ به این نکته باید توجه داشت که انتظار فرج و وظایف منتظران نیز ریشة قرآنی دارد و اندیشه ای است مشتمل بر عنصر خوش بینی نسبت به آینده و اندیشة پیروزی نهائی حق بر باطل و غلبة قطعی صالحان و پرهیزگاران و کوتاه شدن دست ستمکاران و جباران که در اینجا به یک مورد از آن آیات اشاره می کنیم.
فقل انما الغیب لله فانتظروا انی معکم من المنتظرین؛(23)
پس بگو جز این نیست که غیب خدا را است پس منتظر باشید همانا من نیز با شما از منتظران می باشم.
حافظ قندوزی حنفی به اسناد خویش از امام صادق ـ علیه السّلام ـ درباره این آیه می گوید غیب حجت قائم (عج) در این آیه می باشد.(24).

و اما منتظر واقعی کیست و دارای چه ویژگی هایی می باشد؟


شاید از بعضی آیات بتوانیم پاسخ این سوال را بدهیم که قرآن کریم نیز دربارة منتظران و ویژگی های آن سخنی به میان آورده است، به طور نمونه به یک آیه اشاره می کنیم: «یا ایها الذین آمنوا اصبرو و صابروا و رابطو و اتقّوا الله لعلکم تفلحون»؛(25)
ای کسانی که ایمان آورده اید شکیبایی کنید و پایداری ورزید و مرزبانی کنید و خداترس باشید. امام باقر در همین راستا می فرمایند، در انجام واجبات الهی و دستورات دینی شکیبا باشید و در مقابل دشمنان ثابت قدم و استوار ایستادگی کنید و همواره مرزبان پیشوای موعودتان حضرت مهدی باشید(26)

موعود در مسیحیت :
آیین مسیحیت درحدود دویست وپنجاه فرقه ومذهب راشامل می شود که کاتولیک ، پروتستان وارتودوکس معروفترین فرقه درآیین مسیحیت است
اندیشه موعود در مسیحیت به سه گونه نمودار گشته است
1- در یک پرده همان اندیشه موعود یهودی است که در آن عیسای ناصری (حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ ) نقش مسیح نجات بخش را ایفا می کندکسی که با آمدنش جهان که میراث یهودیان وحق کامل آنها است را به بنی اسرائیل تقدیم میکند
2- در پردة دیگر با نوید رجعت عیسی به مثابه داور جهان در آخر الزمان نمایشگر سنخ دیگری از اندیشه موعود است
3- و در چهره سوم سخن از شخص دیگری است که خود عیسی مسیح وعده آمدنش را می دهد کسی که چونان «تسلی دهنده» و «روح راستی» می آید و بر مسیح جلالت می بخشد و بر او شهادت می دهد مسیحیان این را همان روح القدس می دانند و معتقدند که اندک زمانی پس از مسیح ظهور کرد و همو هماره بر کلیسا حکم رانده است
بر اساس بشارات فراوانی که درکتاب انجیل آمده است، حضرت مسیح (ع) به دنبال قیام حضرت قائم(ع) در فلسطین آشکار خواهد شد وبه یاری آن حضرت خواهد شتافت وپشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد، تا یهودیان و مسیحیان وپیروان وی تکلیف خویش را بدانند و به اسلام بگروند وحامی حضرت مهدی(ع) گردند.
از این رو، در آخرین روزهای زندگی- و شاید در طول دوران حیات- به یاران و شاگردان خود، توصیه ها و سفارش های بسیاری درباره بازگشت خود به زمین نموده و آنان را در انتظارگذارده وامر به بیداری و آمادگی فرموده است .
آنچه در خور اعتنا است که هم اینک بخشى از جهان و مسیحیت با تکیه بر وعده هاى توراتى ـ انجیلى و فن آورى موجود در دنیاى غرب به گونه اى خاص به تأویل و تفسیر آخرالزمان اندیشه انتظار مى پردازد و با ارائه نگاهى جنگ طلبانه، تمامى اهرم هاى خود را براى تحمیل نظریه خویش به کار مى برد.
اندیشه بازگشت عیسى(علیه السلام) یکى از باورهاى غالب جامعه مسیحیت است. این شوق و انتظار، در بخش هاى قدیمى تر عهد جدید مانند رساله اول و دوم پولس به تسالونیکیان به خوبى منعکس گشته است. اما در رساله هاى بعدى مانند رساله هاى پولس به تیموتاؤس و تیطس، همچنین رساله هاى پطرس به بعد اجتماعى مسیحیت توجه شده است. این مسأله از آن جا ناشى مى شد که عیسویان با گذشت زمان پى بردند که بازگشت مسیح(علیه السلام)برخلاف تصور آنان نزدیک نیست. هرچند اقلیتى از آنان بر این عقیده باقى ماندند که عیسى به زودى خواهد آمد و حکومت هزارساله خود را تشکیل خواهد داد; حاکمیتى که به روز داورى پایان خواهد یافت. از همین رو، از دیر باز گروه هاى کوچکى به نام هزاره گرا در مسیحیت پدید آمده اند که تمام سعى و تلاش خود را صرف آمادگى براى ظهور دوباره عیسى در آخرالزمان مى کنند. البته، وجود آیاتى در انجیل این حالت انتظار را تشدید مى کند و با اشاره به عدم تعیین وقت ظهور، آن را ناگهانى معرفى مى کنند. به عنوان مثال، در انجیل متّا از زبان عیسى این گونه نقل شده است: "شما نمى توانید زمان و موقع آمدن مرا بدانید; زیرا این فقط در ید قدرت خداست. هیچ بشرى از آن لحظه (زمان ظهور) آگاهى ندارد حتى فرشتگان، تنها خدا آگاه است." یا آن که در انجیل لوقا به نقل از مسیح چنین آمده است: "همیشه آماده باشید; زیرا که من زمانى مى آیم که شما گمان نمى برید."
همانگونه که دیدیم روشن نگه داشتن چراغ انتظار در لابه لاى انجیل به چشم مى خورد
مسیحیت ضمن تأکید بر غیرمنتظره بودن بازگشت عیسى، هدف از این بازگشت را ایجاد حکومتى الهى در راستاى حکومت الهى آسمان ها ارزیابى مى کند. علاوه بر این، ظهور مسیح یگانه راه حل براى ادامه حیات و زندگانى برشمرده مى شود و عیسى منجى انسان ها و پادشاهِ پادشاهان معرفى مى گردد. وى براساس سخنان دانیال نبى، نظام اجتماعى، اقتصادى، سیاسى، تربیتى و مذهبى جهان را عوض خواهد کرد و جهانى بر مبناى راه و روش خدا بنا مى کند. مسیحیان همچنین علاماتى براى ظهور عیسى بن مریم قایل مى باشند

برنا با یکی از حواریون حضرت عیسی (ع) بود که در انجیل خود صریحا به آمدن پیامبر اسلام با نام فارقلیط یعنی (احمد) ستاینده تر ،کسی که خدا را بیشتر از دیگران ستایش کرده است (27) اشاره کرده و بسیاری از حقایق از جمله : صعود حضرت عیسی را به آسمان نقل نموده است ومطالب مدون گشته این کتاب موافقت بسیاری با اخبار قران کریم در باب حضرت مسیح دارد ولی متاسفانه عده ای با انجیل برنابا مخالفت کرده و آن عده برای حفظ موقعیت خود باعث شدند تا این کتاب مقدس مورد تصویب کلیسا واقع نشود.(28)
در انجیل برنابا نویدهاى حضرت مهدى (علیه السلام ) به صراحت آمده است ، ولى نظر به این که مسیحیان آن را معتبر نمى دانند در اینجا فقط نویدهاى موجود در اناجیل معتبر رامى آوریم :

1- انجیل متی:
عیسی در جواب ایشان گفت: زنهارکسی شما را گمراه نکند. آن روز که بسا به نام من آمده خواهند گفت که من مسیح هستم و بسیاری را گمراه خواهند کرد. و جنگ ها واخبار جنگها را خواهید شنید. زنهار مضطرب مشوید، زیرا که وقوع این همه لازم است لیکن انتها هنوز نیست، زیرا قومی با قومی ومملکتی با مملکتی تفاوت خواهند نمود وقحطی ها ووباها و زلزله ها در جای ها پدید آید. و فوراً پس از مصیبت آن امام، آفتاب تاریک گردد و ماه نور خود را ندهد وستارگان از آسمان فرو ریزند، وقوَت های افلاک متزلزل گردد. آن گاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد، ودر آن وقت جمیع طوایف زمین سینه زنی کنند وپسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوت وجلال عظیم آید... اما از آن روز و ساعت هیچ کس اطلاع ندارد حتى ملائکه آسمان... لهذا شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتى که گمان نبرید پسر انسان مى آید (29)
((اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائکه مقدس خود آید، آنگاه بر کرسى جلال خود خواهد نشست . و جمیع امت ها در حضور او جمع شوند و آنها را از همدیگر جدا مى کنند، به قسمتى که شبان میش ها را از بزها جدا مى کند و میش‌ها را بر دست راست و بزها را بر چپ خود قرار دهد. آن گاه پادشاه به اصحاب طرف راست گوید: بیایید ای برکت یافتگان از پدر من ! و ملکوتی را که از ابتدای عالم برای شما آماده شده است، به میراث گیرید)).(30)

2- انجیل مرقس:

آنگاه پسر انسان را ببینید که با قوت جلال عظیم بر ابرها مى آید، در آن وقت فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهاى زمین تا به اقصاى فلک فراهم خواهد آورد.
از آن روز وساعت، غیر از پدر، هیچ کس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم، پس برحذر و بیدارشده دعا کنید، زیرا نمی دانید که آن وقت کی می شود. مثل کسی که عازم سفر شده خانه خود را واگذارد وخادمان خود را قدرت داده، هر یکی را به شغلی خاص مقرر نماید ودربان را امر فرماید که بیدار بماند . پس بیدار باشید زیرا نمی دانید که در چه وقت صاحب خانه می آید. در شام یا نصف شب یا بانگ خروس یا صبح . مبادا ناگهان آمده شما را خفته یابد . اما آن چه به شما می گویم به همه می گویم، بیدار باشید. (31)

3- انجیل لوقا:
کمرهای خود را بسته، چراغ های خود را افروخته بدارید. وشما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می کشند، که چه وقت از عروسی مراجعت کند، تا هر وقت آید ودر را بکوبد، بی درنگ برای او بازکنند. خوشا به حال آن غلامان که آقاى ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد... پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمی برید پسر انسان می آید (32)
«و در آفتاب و ماه و ستارگان علاماتی خواهد بود و بر زمین، تنگی و حیرت از برای امت‌ها روی خواهد نمود، به سبب شوریدن دریا و امواجش. و دل‌های مردم ضعف خواهد کرد از خوف و انتظار آن وقایعی که بر ربع مسکون ظاهر می‌شود، زیرا قوت آسمان متزلزل خواهد شد. و آن گاه پسر انسان را خواهند دید که بر، ابری سوار شده با قوّت و جلال عظیم می‌آید»(33)

4- انجیل یوحنا :
نویدهاى جالب و جامعى درباره رسول اکرم (صلى الله علیه وآله ) و حضرت مهدى (علیه السلام ) دارد.
وپدر قدرت بخشیده است که داوری هم بکند، زیراکه پسر انسان است واز این تعجب مکنید، زیرا ساعتی می آید که در آن جمیع کسانی که در قبور می باشند آواز او را خواهند شنید وبیرون خواهند آمد، هرکه اعمال نیکوکرد برای قیامت حیات، وهرکه اعمال بد کرد به جهت قیامت داوری. (34)

5- مکاشفه یوحنا :
وعلامتی عظیم در آسمان ظاهر شد . زنی که آفتاب را در بر دارد وماه زیر پای هایش وبر سرش تاجی از دوازده ستاره است. و آبستن بوده، از درد و عذاب زاییدن فریاد برمی آورد. وعلامتی دیگر در آسمان پدید آمد که اینک اژدهای بزرگ آتش گون که او را هفت سر وده شاخ بود وبر سرهایش هفت افسر، ودمش ثلث ستارگان آسمان را کشیده آن ها را بر زمین ریخت واژدها پیش آن زن- که می زایید- بایستاد تا چون بزاید فرزند او را ببلعد. پس پسر نرینه را زایید که همه امت های زمین را به عصای آهنین حکم رانی خواهد کرد وفرزندش به نزد خدا وتخت او ربوده شد....(35)
«و دیدم آسمان را گشوده و ناگاه اسبی سفید که سوارش امین و حق نام دارد و به عدل داوری و جنگ می‌نماید و چشمانش چون شعله آتش، و بر سرش افسرهای بسیار و اسمی مرقوم دارد که جز خودش هیچکس آن را نمی‌داند و جامه خون آلود ـ سرخ ـ در بر دارد و نام او را کلمه خدا می‌خوانند. ولشکرهایی که در آسمانند بر اسب‌های سفید، و به کتان سفید و پاک ملبس از عقب او می‌آمدند. و از دهانش شمشیری تیز بیرون می‌آید تا به آن امت‌ها را بزند و آن‌ها را به عصای آهنین حکمرانی خواهد نمود... و دیدم فرشته‌ای را در آفتاب ایستاده که به آواز بلند تمامی مرغانی را که در آسمان پرواز می‌کنند ندا کرده می‌گوید: بیایید و به جهت ضیافت عظیم خدا فراهم شوید تا بخورید گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جبّاران را...».(36)
با اندکی تأمل آمد درجملات مذکور، این نتیجه به دست می آید که شخص مورد بشارت در مکاشفه یاد شده، بزرگترین مولود جهان انسانیت، حضرت مهدی(ع) است که در زمان نامعلومی از پشت پرده غیبت با شمشیر ظاهر شده وبا عصای آهنین بر بشریت حکومت می کند (37)
در جای دیگر آمده :
«وآن مولود به منظور حفاظت قطعی از دستبرد اهریمنان ،برای یک زمان ودوزمان ونصف زمان ،از نظر پنهان شد »(38)


6- سفر رویا :
محقق اهل سنت سعید ایوب ،در کتاب خود المسیح الدجال ( دجال لقب فرد کذابی است که درآخرالزمان ادعای عیسویت میکند)چنین آورده است :
کعب میگوید :در کتب پیامبران آمده است که در کردار مهدی هیچ عیب ونقصی نیست .سپس خود خود سعید ایوب در پی نوشت آن مینویسد :
شهادت میدهم که این مطلب را به همین صورت در متون مقدس اهل کتاب یافته ام اهل کتاب اخبار وروایات مهدی را چونان اخبار جد بزرگوارش رسول الله (ص) دنبال کرده اند .اخبار سفر رویا از بانویی یاد میکند که از نسل وی 12 مرد به وجود می آید سپس از بانویی دیگر نام میبرد که دوازدهمین مرد را به دنیا می آورد واز نسل آن بانوی نخستین است واز احاطه خطرها به این خانم خبر میدهد (خطرها را به زبان نماد ورمز اژدها نامیده است ) عبارت سفر چنین است :
«اژدها درمقابل آن بانوی دلیر ومقاوم ایستاد تا هرگاه فرزندش به دنیا آید ،او راببلعد » (39) یعنی حکومت وقت در نظر داشت این نوزاد را بکشد .
همچنین حوادث پس از تولد طفل را بارکلی اینگونه تفسیر میکند :
«هنگامی که تهدیدها وخطرها برآن خانم هجوم آورد ،خداوند طفل را به سرعت از وی بگرفت وجداساخت»
یعنی خداوند این طفل را از منظر مردم پنهان کرد وهمین سفر بازگو میکند که مدت غیبت او هزارودویست وشصت روز خواهد بود واین رقم به زبان نمادین بیانگر مدتی است که برای اهل کتاب اسراری را دربر دارد آنگاه بارکلی درباره عموم افرادی که از نسل آن بانویند میگوید :
تهدیدها وخطرها جنگ سختی را علیه نسل آن بانو تدارک خواهد دید همانگونه که در سفر آمده است :
«پس اژدها برآن بانوخشم گرفت ورفت تا کارزار عظیمی علیه بقیه نسلی که از وی باقیمانده بودند وپاسداری از وصایاودستورات الهی را برعهده داشتند به راه اندازد »(40)

7- رساله پولس به رومیان :
پولس، رساله های متعددی داشته است، که در رساله اش به رومیان می نویسد: زیرا یقین می دانم که دردهای زمان حاضر نسبت به آن جلالی که در ما ظاهر خواهد شد، هیچ است... و آن که برای حکمرانی امت ها مبعوث شود، امید امت ما بر وی خواهد بود. (41)

8- کتاب اعمال رسولان:
و چون دین را گفت، وقتی که ایشان همی نگریستند بالا برده شد وابری او را از چشمان ایشان در ربود. وچون به سوی آسمان چشم دوخته می بودند، هنگامی که ا و می رفت ناگاه دو مرد سفید پوش نزد ایشان ایستاده، گفتند: ای مردان جلیل چرا ایستاده به سوی آسمان نگرانید؟ همین عیسی که از نزد شما به آسمان بالا برده شد باز خواهد آمد، به همین طوری که او را به سوی آسمان روانه دیدید. (42)

9- سفرارمیا:
ابو محمد الاردنی نویسنده عرب زبان از سفر ارمیا چنین نقل میکند :
ای اسب ها به فراز آیید وارابه ها را از جای برکنید ،باید که سلحشوران به پاخیزند ،کوش وقوط آن دو سپر گیر ولودیان آن کمانکشان ،امروز روز آن آقاست که صاحب الامر سپاهیان است ،امروز روز انتقام است ،انتقام از دشمنان وبدخواهان وی ،امروز شمشیر میخورد وسیر میشود ....زیرا برای آن سرور –سالار سپاهیان – در سرزمین شمال ونزد رود فرات ،یک قربانی مهیا گشته است (43)

حضرت عیسی از آینده خبر می دهد:
با توجه به آنچه در شرح موعود دردین مسیحیت آوردیم، اکنون نوبت آن است تا با توضیح جمله ای از انجیل یوحنا، باب 16، عدد 7- که از دسته جملات تحریف شده کتاب مقدس محسوب میشود - به استمداد آیات قرآن، نتیجه گیری کنیم :

حضرت عیسی می گوید:
« و بسیار چیزهای دیگری نیز دارم که به شما بگویم، لکن الان طاقت تحمل آن را ندارید، ولیکن چون روح راستی آید شما را به جمیع راستی ها هدایت خواهد کرد... او مرا جلال خواهد داد، زیرا آنچه از من است، خواهد گرفت و به شما خواهد داد».
در این جمله اولا ً،حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه السلام، بشارت تعالیم معارف و حقایق عمیقی را توسط روح راستی، در آینده پس از خود می دهد، که تا بحال بخاطر کم ظرفیتی شاگردان و پیروانش از گفتن آنها ابا کرده است و ثانیا ًاز ظهور عظمت و جلالت خود با آمدن روح راستی به آن ها خبر می دهد.

این روح راستی کیست؟
اگر شما به اصل کتاب " انجیل یوحنا " که توسط شخص یوحنا و نه حضرت عیسی (ع) و به زبان یونانی نوشته شده، دقت کنید؛
به جای کلمۀ روح راستی لفظ پریکلیطوس را می بینید که در ترجمۀ سریانی آن با لفظ پارقلیطا آمده است و این دو لفظ یونانی و سریانی در عربی به معنی احمد و درفارسی به معنای بسیار ستوده شده می باشد؛ که این تفاوت الفاظ در ترجمه های مختلف کتاب مقدس، به خاطر آن است که مترجمین اسم خاص احمد ، را که حضرت عیسی با استناد قرآن- « وإذ قالَ عیسی ابن مریمَ یا بنی إسرائیل إنی رسولُ اللهِ إلیکُم مصدقا ًلِما بینَ یدیّ من التوراةِ و مبشرا ًبرسولٍ یأتی من بعدی اسمُهُ أحمَدُ فلما جاء هم بالبیناتِ قالوا هذا سحرٌ مبینً ». سورۀ صف، آیه6
و به عقیدۀ دانشمندان مسلمان(44) به همین لفظ اشاره کرده بود، ترجمه کردند و بعد هم که متوجه شدند مسلمانان از این معانی، در جهت تأیید دین مقدس اسلام بهره می بردند؛
چرا که این جملات بشارت به ظهور اسلام و پیامبر اکرم (ص) در کتاب مقدس است، لذا به تحریف این لفظ که صراحت در نام شریف رسول اکرم (ص) دارد، دست زده و این اسم خاص را ترجمه کردند و به جای احمد کلمه روح راستی یا بسیار ستوده را قرار دادند، در حالی که در هیچ زبانی اسم خاص ترجمه نمی شد، مثلا ًهیچ گاه آقای علی .. یا آقای حسن .. را به آقای بلند مرتبه ... یا آقای نیکو ... ترجمه نمی کنند و این خیانتی بزرگ در ترجمه محسوب می شود، چرا که شخص مورد نظر- که اسمش با ترجمه ذکر شده - هیچ گاه شناخته نخواهد شد و البته مقصد و هدف اصلی تحریف کنندگان کتاب مقدس نیز، همین بود که پیروان حضرت عیسی مسیح (ع)، نام شریف رسول خدا (ص) را نشناسند و به این وسیله از بشارت ظهور اسلام توسط حضرت عیسی (ع) مطلع نگردند...

منظور از کلمه پسر انسان در انجیل وملحقات آن چیست ؟
همانگونه که دیدیم
« پسرانسان» نامی آشنا در انجیل متی و مرقس و لوقا است.
« پسرانسان» نامی نمادین از وجود مصلح جهان در آخر الزمان است که در انجیل مقدس نوید ظهورش داده شده.
« پسرانسان» همان موعود تورات و انجیل و زبور و زرتشت و بودا و اسلام است.
« پسرانسان» ظهور خواهد کرد و از ساعت وظهورش هیچکس حتی ملائکه آسمان اطلاع ندارند.

آیا تصور می کنید این جمله از قرآن است یا از انجیل؟ یا از هر دو؟
حضرت عیسی (ع) «انجیل متی باب 24 شماره 27-44» می فرماید:
« همچنانکه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می شود ظهور« پسرانسان» نیز چنان خواهد شد.... آنگاه علامت پسرانسان در آسمان پدید می گردد و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه زنی کنند و « پسرانسان» را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوّت و جلال می آید اما از آن روز و ساعت هیچکس اطلاع ندارد حتی ملائکه آسمان، لهذا شما نیز حاضر باشید زیرا در ساعتی که گمان نبرید « پسر انسان» می آید.»
تمامی این جملات منطبق بر روایات اسلامی و آیات قرآن درباره حضرت مهدی (عج) است.

اول آنکه:« در روایات پیشوایان اسلام از حضرت علی بن ابیطالب و حضرت حسین بن علی (ع) به عنوان انسان یاد شده است که طبعا چون حضرت ولیعصر(عج) فرزند حضرت علی بن ابیطالب و فرزند سید الشهداء حسین بن علی علیهم السلام است « پسرانسان» می باشد.
دوم آنکه:« ظهور حضرت مهدی (عج) برای همۀ کره زمین است، همچنانکه انجیل می فرماید:« ظهور پسر انسان مانند برقی که از مشرق تا مغرب ساطع می گردد خواهد بود.»
سوم آنکه:« چنانکه انجیل فرمود، در روایات پیشوایان اسلام نیز آمده است که علامتی برای ظهور حضرت مهدی (عج) در آسمان آشکار می شود، از امام صادق (ع) نقل شده که به نام آن حضرت و پدرش از آسمان ندا داده می شود(45)
و فرمود: جبرئیل در آسمان با صدایی که همه خلائق می شنوند ندا می کند:« امر خداوند فرا رسید پس در آن عجله نکنید.»
چهارم آنکه:« از امام صادق (ع) نقل شده است: « جمعی از اصحاب حضرت مهدی (عج) بر ابر سوار می شوند» چنانکه در انجیل فرمود:« و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوّت و جلال می آید».
پنجم آنکه: طبق آیات قرآن و روایات نقل شده که از پیشوایان اسلام لحظه ظهور حضرت مهدی (عج) به هیچ عنوان مشخص نبوده و کاملا ًمخفی می باشد و از آن به ظهور ناگهانی تعبیر شده است، از امام باقر(ع) نقل شده که دربارۀ این آیۀ شریفه « آیا نمی نگرند که آن ساعت به طور ناگهانی به سراغشان خواهد آمد»(46) فرمود:«منظور ظهور حضرت مهدی (عج) است که به طور ناگهانی قیام خواهد فرمود.» (47)
آنچه مسلم است آن است که ظهور ناگهانی برای آن است که دوستان از حالت غفلت خارج شده، با خود بگویند هر روز ممکن است امام زمان (عج) ظهور کند پس به گونه ای باشیم که او از ما راضی بوده تا بتوانیم آن بزرگوار را راضی کنیم و نیز دشمنان چون از آن ساعت و روز آگاه نیستند غافل گیر خواهند شد.
مشابه موارد فوق در اناجیل دیگر نیز آمده است.
ذکر این نکته ضروری است که :
توضیح این که کلمه پسر انسان مطابق نوشته مستر هاکس آمریکایى در کتاب خود قاموس کتاب مقدس 80 بار در انجیل و ملحقات آن (عهد جدید) تکرار شده که فقط 30 مورد آن با حضرت عیسى (علیه السلام ) قابل تطبیق مى باشد.(48)
و 50 مورد دیگر از نجات دهنده اى سخن مى گوید که در آخر زمان ظهور خواهد کرد، عیسى نیز با او خواهد آمد و او را جلال خواهد داد و از ساعت و روز ظهور او جز خدا کسى اطلاع ندارد. و او کسى جز حضرت مهدى (علیه السلام ) نمى باشد.

صفات و خصوصیات موعود آخرالزمان در کتاب مقدّس انجیل وملحقات آن:
۱) در انجیل یوحنا باب 14 شمارۀ 16 آمده:
«من از پدر خواهم خواست و تسلی دهندۀ دیگر به شما عطا خواهد کرد تا همیشه با شما بماند یعنی روح راستی که جهان نمی تواند او را قبول کند زیرا که او را نمی بیند و نشناسد امّا شما او را می شناسید زیرا با شما می ماند و در میان شما خواهد بود».

۲) در انجیل یوحنّا باب 15 شمارۀ 27 می گوید:
«لیکن چون تسلی دهنده که او را از جانب پدر نزد شما آید یعنی روح راستی که پدر صادر می گردد او بر من شهادت خواهد داد و شما نیز شهادت خواهید داد».

۳) در انجیل متی باب 24 شمارۀ 27میگوید:
«هم چنانکه برق از مشرق ساطع شده تا به مغذب ظاهر می شود ظهور پسر انسان نیز چنان خواهد شد...».

۴) در انجیل مرقس باب 1۳ شمارۀ ۲۶ می گوید:
«آنگاه پسر انسان را ببینید که با قوت و جلال عظیم بر ابرها می آید در آن وقت فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهای زمین تا اقصای فلک فراهم خواهد آورد...».

۵) در انجیل لوقا باب 12 شمارۀ 40 می گوید:
« پس شما نیز مستعد باشید زیرا در ساعتی که گمان نمی برید پسر انسان می آید».

صفات و خصوصیات موعود آخرالزمان درکتاب قرآن:
بسیاری از مفسرین معتقدند که تا بیش از صد آیه در قرآن داریم که به وجهی ناظر بر وجود مقدس امام عصراست؛
درجایی از سورۀ انبیاء آیه 105 می فرماید:
« لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون» این آیه می تواند تفسیرا ناظر بر وجود مقدس ایشان باشد.
درسوره عصر آیه 1می فرماید: « والعصر . ان الانسان لفی خسر...» تاویلا ناظر بر وجود ایشان است.
باید متذکر شویم که قرآن در بسیاری موارد تنها به بیان کلیات می پردازد و جزئیات را باید با توجه به روایات اهل بیت(ع) دریافت چرا که خود پیامبر (ص) نیز قرآن و عترت را همیشه در کنار یکدیگر دانسته است.
پس نیجه میگیریم که اسلام و مسیحیّت متفقاً با هم وعدۀ این حکومت را به بشریت داده و حتی متذکر شده اند که شخصی به نام «مهدی»، و یا «قائم»، و یا «روح راستی»، یا «تسلی دهنده»، یا «روح خدا»، و یا «پسرانسان» (که همه اینها نام یک شخص است) می آید و جامعه بشری را اصلاح می کند و این حکومت جهانی را مستقر خواهد کرد(49)

شبهه
نقش حضرت عیسی (ع) به عنوان یک پیامبر در زمان قیام امام زمان (ع) چیست ؟ در حالی که مسیحیان به مهدی موعود اعتقادی ندارند ومیگویند حضرت عیسی (ع) آخرین پیامبر ومنجی خواهد بود؟

پاسخ :
ذکر این نکات ضروری است که :
1- حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ پیامبر الهی بوده است و در دوران رسالتش به پیروانش کمک و یاری می‌کرد و بیماران را شفا می‌داد(50)
بعد از عروج او به آسمان،(51) مسیحیان درباره عیسی بن مریم ـ علیه السّلام ـ ، عقیدة دیگری پیدا کردند که قرآن کریم در آیاتی عقیدة آنان را مطرح کرده و به نقد آنها پرداخته است.(52)
2- تمام شرایع آسمانی لباسهای مختلف بر اندام دین واحد (توحید) بوده و خدا جز یک دین، دین دیگری را تشریع نکرده است. البته مقصود این نیست که تمام ادیان آسمانی در هر زمانی شایستگی پیروی دارند، بلکه با اعتراف به وحدت دین، یادآور می‌شویم که شرایع کاملاً مختلف بودند و شرایع سماوی متناسب با استعدادها و شایستگی‌های امتها در ادوار مختلف تاریخ تنظیم و تشریع شده‌اند و در حقیقت هر یک از این شرایع کلاسهایی بوده است که می‌بایست بشر، برای تکامل خود در آنها آموزش ببیند و آخرین کلاس برای آخرین امت همان شریعتی است که به وسیلة پیامبر گرامی عرضه شده است.
3- پیروان حضرت مسیح که قایل به رسالت پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیستند و حضرت مسیح را آخرین پیامبر خدا می‌دانند، در حالی که مسیح پیامبر بعد از خویش را معرفی کرده و نام او را بیان نموده است. قرآن می‌فرماید: «به یادآور زمانی را که عیسی فرزند مریم به بنی اسراییل گفت: من فرستادة خدا به سوی شما هستم، تصدیق کنندة توراتی هستم که پیش روی من قرار دارد و بشارت دهنده‌ام به پیامبری که پس از من می‌آید و نام او احمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ است».(53) این بشارتها درکتب مسیحیان هم مشاهده میشود
هر گاه یک چنین تنصیص بدون شک و تردید بر فردی منطبق گردد، حجت بر همگان تمام است و باید او را به عنوان پیامبر زمان خود بپذیرد که متأسفانه مسیحیان نپذیرفته است
4- مقام ولایت بالاتر از مقام نبوت است
5- فقط تعداداندکی از پیامبران هم به نبوت رسیدند وبعد از آن به مقام ولایت (همانند حضرت ابراهیم (ع))
6- اگر مقام نبوت بالاتر بود همه پیامبران ابتدا به ولایت میرسیدند بعدبه نبوت، که در تاریخ وکتب آسمانی عکس آن را مشاهده میکنیم وآنهم فقط در مورد چند پیامبر که تعدادشان اندک است
پس در مقام ولایت مطلقه الهی مهدویت با مقام نبوت اولولعزمی حضرت عیسی (ع) چنین استنباط میشود که حضرت مهدی مقام شافع تر وبلند تر دارد ، دوازدهمین امامی که پیامبران به ولادتش در آینده خبر میدادند.
سلیم بن قیاس هلالی نقل میکند : که راهبی مسیحی حضرت علی را بعد از بازگشت از جنگ صفین ملاقات میکند راهب به علی عرض میکند که در انجیل این نکته را یافته که جانشینان حضرت محمد (ص) دوازده نفرند ،آخرین آنها زمین را از عدالت لبریز میسازد وعیسی در نماز به او اقتدا خواهد کرد(54)
جالب است که در قرآن آمده است: (وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ);(55) و او، سبب آگاهى به روز قیامت است (نزول عیسى، گواه نزدیکى روز رستاخیز است) هرگز، در آن تردید نکنید و از من پیروى کنید که این راه مستقیم است. این آیه، به آمدن حضرت عیسى در آخرالزمان، تعبیر و تفسیر شده است، لکن روایات زیادى داریم که دلالت دارند بر این که هنگام ظهور حضرت مهدى (عج) حضرت عیسى(علیه السلام) در پشت سر آن حضرت نماز خواهند خواند و براى نصرت او تلاش خواهد کرد. جابر بن عبدالله مى گوید:
از پیامبر(صلى الله علیه وآله) شنیدم که مى فرمود: حضرت عیسى، نازل مى شود و امیر مسلمانان (حضرت مهدى (عج)) مى گوید: «بیا با تو نماز بگذاریم.». مى گوید: «نه; بعضى از شما، امام و امیر بعضى دیگرید و این، احترامى است که خدا به این امّت گذاشته است.».(56)
باز از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نقل شده که فرمود: «از ذرّیه ى من، مهدى (عج) وقتى قیام کند، حضرت عیسى براى نصرت او مى آید و در پشت سراو نماز مى خواند.».(57)
ابی سعید خدری روایت کرده که پیغمبر (ص) فرمود : از ما است آن کسی که عیسی عقبش نماز میخواند(58)
روایات اسلامى نیز بر آمدن مسیح(علیه السلام)صحه مى گذارند. از جمله آن که، پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرمودند: "سوگند به آن که جانم به دست او است، به طور یقین عیسى بن مریم به عنوان داورى عادل و پیشوایى دادگر در میان شما فرود خواهد آمد."
مفسران در تفسیر آیه 159 سوره نساء، آن را با بازگشت حضرت مسیح در آخر الزمان مرتبط مى دانند و این آیه را در همین رابطه ارزیابى مى کند. به هر حال، مسأله فرود آمدن مسیح و بازگشت وى در آخرالزمان، از موضوعات مشترک اندیشه انتظار نزد مسلمانان و مسیحیان است. البته، اسلام در این رابطه منجى موعود را مهدى(علیه السلام)معرفى نموده، او را پیشواى آخرالزمان تلقى مى کند: "چگونه خواهید بود، آن گاه که عیسى بن مریم در میان شما فرود آید و پیشواى شما از خود شما باشد." یا آن که در روایتى دیگر از امام باقر(علیه السلام)نقل شده است: "پیش از قیامت (عیسى) به دنیا فرود مى آید و هیچ کس از ملت یهود و مسیحى نمى ماند مگر آن که پیش از مرگ به او ایمان آورد و آن حضرت پشت سر مهدى نماز مى گذارد."
بى گمان بر هر پژوهشگر آگاه روشن است که روایات اسلامى و اعتقادات مسیحى در رابطه با مسأله ظهور بسیار به هم نزدیک هستند. مقایسه خبرهاى رسیده از روایات اسلامى در رابطه با پیشرفت غیرقابل تصور علوم در زمان ظهور ، ایجاد رفاه اجتماعى ، علایم ظهور و سایر موارد با آنچه آمد به روشنى این مدعا را ثابت مى کند.
این مسأله به خودى خود مى تواند زمینه هاى گفتوگو و هم اندیشى بین انتظار اسلامى و مسیحى را فراهم آورد. ناگفته نماند که حتى در برخى از انجیل هاى مورد پذیرش گروهى از پروتستان ها، به روشنى از ظهور نجات دهنده اى صحبت به میان مى آید که از فرزندان پیامبر عربى است: مسیح در وصایاى خود به شمعون پطرس مى فرماید: "اى شمعون! خداى من فرمود، تو را وصیت مى کنم به سید انبیا، که بزرگ فرزندان آدم و پیغمبران امى عربى است. او بیاید، ساعتى که فرج قوى گردد و نبوت بسیار شود و مانند سیل جهان را پرکند."
کی مژده میبرند به عیسی که العجل!
سوی نماز شد به زمین مقتدای تو

با توجّه به این که در آن زمان، حجّت خداوند در میان مخلوقات عالم، حضرت مهدى (عج) است، بر همه واجب است که از او پیروى کنند، نه از کس دیگر. شاهد بر این، بیانى است که مرحوم طبرسى در تفسیر مجمع البیان فرموده اند. ایشان آورده است که حضرت عیسى در وقت خروج حضرت مهدى (عج) نزول مى کند و در این زمان، همه ى ملل، ملّت واحده که همان ملت اسلام حنیف و دین ابراهیم است، میگردند(59) بنابراین، تفاوتى میان دعوت این دو بزرگوار نیست. علاوه بر آن که امامت و رهبرى امّت، بر عهده ى حضرت مهدى (عج) است و حضرت عیسى(علیه السلام) با آن حضرت، همراه و همگام خواهد بود و براى برپایى حکومت دینى، به دعوت و ارشاد مردم مى پردازند (60)

موعود در یهودیت :
آیین یهودخودراپیروان حضرت موسی کلیم (ع) می دانند .ـ حضرت موسی درحدود 1350 سال قبل ازمیلاد مسیح درزمان سلطنت رامسیس دوم متولدشدودرزمان سلطنت منفتاح پسررامسیس به رسالت مبعوث گردید ، آیین دارای کتاب مقدسی همچون تورات است وکتب دیگری هم نزدیهودیان مورداستنادمی باشد ازجمله : کتب انبیای بنی اسرائیل که شامل هفده کتاب است که به نبوات هفده گانه معروف می باشد . جمع کتب مقدسة یهود 39 کتاب است وازجمله : 5 سفرتورات ، 17 کتاب نبوات ،‌12 کتاب داوری ،‌5 کتاب سرودوشعروامثال که مربوط به انبیای مختلف است البته چندی ازاین کتب درنزدسامری ها اعتبارندارد (61).
درآیین یهودودربین آثاردینی آنان موعودنیزبه چشم می خورد وباتأمل درمجموع آنچه درآثارمقدس یهودآمده ، چهرة سه موعودترسیم می شود : حضرت مسیح (ع) ، حضرت محمد (ص) ، حضرت مهدی (ع) .
یهودیان درموعود خود مسیح ومحمد (ص) رانپذیرفتند لیکن از دست موعود سوم رها نخواهند گشت این است که درروایات آمده است که جماعتی از یهودیان گرد دجال را میگیرند وبا ظهور مهدی وفرود آمدن عیسی وکشته شدن دجال آنان نیز قتل عام میشوند
گفتنی است در آیین یهود مسیح حکایتگر شخصیت پرجذبه ای بوده است که باید می آمد تا پادشاهی اسرائیل را احیاء کند خصایص او در یهودیت عبارتند از پادشاهی مسح شده، دین مداری عادل، پیامبر آخر الزمان از نسل داود(62)
بنابر باور یهود آن گاه که مسیح بیاید در پادشاهی خدا بر زمین مستقر می شود و همه ملت ها به اورشلیم باز خواهند گشت بدین سان یهودیت انتظار قدیمی را تجربه می کند اما در این اواخر جریانات پیشرو یهودی کمتر بر اندیشه مسیح شخصی گردن می نهند و برخی محافل یهودی برپایی حکومت اشغالگر اسرائیل را به مثابة آغاز رهایی به زنان سوی مسیح می دانند و از طرفی بسیاری از اسرائیلی های سکولار اصولاً هر مشکل از امید به مسیح آینده را رد می کنند(63) یهودیان در حال حاضر به موعود مسیح به دلایلی اعتقاد ندارند که یکی از دلایلشان این است که عیسی فرزند داود نیست
به هرحال ، چون یهودیان به حضرت مسیح ایمان نیاورده اند بالطبع موعود آنان هنوزظهورنکرده است با این حساب انتظاردریهودیت کیفیتی ویژه می یابد ، چون این قوم به حضرت مسیح وحضرت محمد (ص) نگرویدند ، پس مسألة انتظارباید برای آنان حساس ونگران کننده باشد .

1- تورات و بشارت موعود :
درکتاب تورات که ازکتب آسمانی به شمار می رود و هم اکنون در دست اهل کتاب و مورد قبول آن ها است، بشارات زیادی از آمدن موعود و ظهور مصلحی جهانی در آخرالزمان آمده است.

2- در زبور حضرت داود(ع) :

که تحت عنوان مزامیر درلابلای کتب "عهد عتیق " آمده، نویدهایی درباره ظهور حضرت مهدی (ع) به بیان های گوناگون داده شده است و در 35 بخش از مزامیر 150 گانه، اشاره ای به ظهور مبارک آن حضرت ونویدی از پیروزی صالحان بر شریران وتشکیل حکومت واحد جهانی وتبدیل ادیان ومذاهب مختلف به یک دین محکم و آیین جاوید، موجود است . (64) و جالب این که مطالبی که قرآن کریم درباره ظهور حضرت مهدی (ع) اززبور نقل کرده است عیناً در زبور فعلی موجود و از دستبرد تحریف وتفسیر مصون مانده است. قرآن کریم چنین می فرماید: ولقد کتبنا فی الزبور من بعده الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون (65) ما علاوه بر ذکر تورات در زبور نوشتیم که درآینده بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد. مقصود از ذکردر آیه شریفه، تورات موسی (ع) است که زبور داود(ع) پیرو شریعت تورات بوده است . طبق روایت متواتر اسلامى ، از طریق شیعه و سنى ، این آیه مربوط به ظهور حضرت مهدى (علیه السلام ) مى باشد. قرآن کریم این مطلب را از زبور نقل مى کند و عین همین عبارت در زبور موجود است ، اینک متن زبور:
در زبور آمده است:... زیرا که شریران منقطع می شوند. اما متوکلان به خداوند وارث زمین خواهند شد (66) اسم او ابداً بماند، اسمش مثل آفتاب باقی بماند، در او مردمان برکت خواهند یافت وتمامی قبایل او را خجسته خواهند گفت، بلکه اسم ذوالجلال او ابداً مبارک باد وتمامی زمین از جلالش پر شود، دعای داوود پسر یسئ تمام شد. (67)
و در فصل دیگرى مى فرماید:
((... قومها را به انصاف داورى خواهد کرد. آسمان شادى کند و زمین مسرور گردد. دریا و پرى آن غرش نمایند. صحرا و هر چه در آن است به وجد آید. آنگاه تمام درختان جنگل ترنم خواهند نمود به حضور خداوند. زیرا که مى آید، زیرا که براى داورى جهان مى آید. ربع مسکون را به انصاف داورى خواهد کرد. قومها را به امانت خود)).(68)
نویدهاى حضرت مهدى (علیه السلام ) در زبور بسیار فراوان است و در بیش از 35 بخش از مزامیر 150 گانه ، نوید ظهور آن حضرت موجود است ، طالبین مى توانند به متن مزامیر در عهد عتیق مراجعه کنند.

3- در ((سفر پیدایش )) چنین مى خوانیم :
((خداوند بر ابراهیم ظاهر گشته گفت : به ذریت تو این زمین را مى بخشم ، تمام این زمین را که مى بینى به تو و ذریه تو تا به ابد خواهم بخشید... به سوى آسمان بنگر و ستارگان را بشمار، هرگاه توانى آنها را شمرد... ذریت تو نیز چنین خواهد بود... من هستم یهوه که تو را از کلدانیان بیرون آوردم تا این زمین به ارثیت تو بخشم )).(69)
((و نام تو بعد از این ((ابرام )) خوانده نشود بلکه نام تو ((ابراهیم )) خواهد بود که تو را پدر امت هاى بسیار گردانیدم تو را بسیار بارور نمایم ، و امت ها از تو پدید آورم و پادشاهان از تو به وجود آیند. و عهد خویش را در میان خود و تو، و ذریت بعد از تو استوار گردانم . که نسلا بعد نسل عهد جاودانى باشد...
اما در خصوص اسماعیل تو را اجابت فرمودم ، اینک او را برکت داده بارور گردانم ، و او را بسیار کثیر گردانم ، دوازده رئیس از وى پدید آیند و امتى عظیم از وى به وجود آورم ... از ابراهیم امتى بزرگ و زورآور پدید خواهد آمد و جمیع امتهاى جهان از او برکت خواهند یافت )).(70)

3- درکتاب اشعیای نبی:
که یکی از پیامبران پیرو تورات است، بشارات فراوانی درباره ظهور موعود آمده است: ونهالی ازتنه یسی (یسی به معنای قوی، پدر حضرت داود و نوه "راعوت " است، و به طوری مشهور بود که داود را پسر یسی می نامیدند در صورتی که خود داود شهرت و شخصیت عظیمی داشته و از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل بوده است. (71) بیرون آمده، شاخه ای از ریشه هایش خواهد شگفت وروح خداوند بر او قرار خواهد گرفت... ... گرگ با بره سکونت خواهد کرد،، و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله با شیر و پروارى با هم ، و طفل کوچک آنها را خواهد راند... و در تمامى کوه مقدس من ، ضرر و فسادى نخواهند کرد، زیرا که جهان از معرف خداوند پر خواهد شد مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد وبه جهت مظلومان زمین، به راستی حکم خواهد نمود... کمربند کمرش عدالت خواهد بود وکمربند میانش امانت...) (72)
((بلکه نسلى از یعقوب و وارثى براى کوههاى خویش از یهود به ظهور خواهم رسانید. و برگزیدگانم ورثه آن و بندگانم ساکن آن خواهند شد.و اما شما (خطاب به یهود) که خداوند را ترک کرده و کوه مقدس را فراموش نموده اید، و مائده به جهت بخت مهیا ساخته و شراب ممزوج به جهت اتفاق ریخته اید، پس شما را به جهت شمشیر مقدر ساختم . و جمیع شما براى قتل خم خواهید شد... و اورشلیم را محل وجد خواهم نمود و از قوم خود شادى خواهم کرد و آواز گریه و آواز ناله بار دیگر در او شنیده نخواهد شد)).(73)

ذکر این نکته لازم است که: منظور ازنهالی که از تنه یسی خواهد رویید ممکن است یکی از چهار نفر: حضرات داود، سلیمان، عیسی و مهدی (ع) باشند ولی دقت و بررسی کامل آیات مذکور نشان می دهد که منظور از این نهال، هیچ یک از آن پیامبران نیستند، بلکه همه آن بشارت ها ویژه قائم آل محمد(ع) است، زیرا حضرت داود وسلیمان فرزندان پسری یسی ، وحضرت عیسی (ع) نواده دختری وی، و مهدی (ع) نیز از جانب مادرش، جناب نرجس خاتون- که دختر یشوعا، پسر قیصر، پادشاه روم و از نسل حضرت داود، و مادرش از اولاد حواریون حضرت عیسی (ع) بوده، ونسب شریفش به (ع) شمعون صفا، وصی حضرت عیسی (ع) می رسد نواده دختری یسی می باشد. (74)

4- درکتاب یوئیل نبی :
در کتاب بوئیل نبی که از پیامبران پیرو تورات است، بشارت ظهور حضرت مهدی(ع) و نزول حضرت عیسی(ع) و محاکمه اسرائیل در آن روز سرنوشت ساز، چنین آمده است:
آن گاه جمیع امت ها را جمع کرده، به وادی یهوشافاظ (نام صحرای است در نزدیکی بیت المقدس که اکنون وادی قدرون نامیده می شود .(75) فرود خواهم آورد و در آن جا با ایشان درباره قوم خود ومیراث خویش، اسرائیل را محاکمه خواهم نمود. زیرا که ایشان را در میان امت ها پراکنده ساخته وزمین مرا تقسیم نموده اند وبر قوم من قرعه انداخته وپسری در عوض فاحشه داده و دختری به شراب فروخته اند تا بنوشند (76)

5- درکتاب عاموس نبی (77) وهوشع نبی (78):
نیز از نزول حضرت عیسی (ع) وداوری آن حضرت سخن به میان آمده است.

6- درکتاب زکریای نبی:
در کتاب زکریای نبی که یکی از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل و از انبیای پیرو تورات است، بشارت ظهور آن یگانه منجی عالم چنین آمده است:
: اینک روز خداوند می آید وغنیمت تو در میانت تقسیم خواهد شد . وجمیع امت ها را به ضد اورشلیم برای جنگ فراهم خواهد کرد وشهر را خواهند گرفت وخانه ها را تاراج خواهند نمود و زنان را بی عصمت خواهند کرد، و نصف اهل شهر به اسیری خواهند رفت، و بقیّه قوم از شهر منقطع خواهند شد.
... وخداوند بیرون آمده با آن قوم ها مقاتله خواهد کرد چنان که در روز جنگ مقاتله نمود... و آن یک روز معروف خداوند خواهد بود... ویهوه خدا بر تمامی زمین پادشاه خواهد بود و در آن روز یَهْوة واحد خواهد بود و اسم او واحد»(79) .
در این جا لازم است این نکته را توضیح دهیم که در کتب عهدین (یعنی تورات و انجیل) کلمه «خداوند» بیشتر در مورد حضرت عیسی(ع) به کار می‌رود، که در این جا نیز چنین شده است. و جالب این که در این فراز بشارت که از تورات نقل کردیم، محل فرود آمدن حضرت عیسی و یوم الله بودن آن روز و جهانی شدن اسلام و سقوط رژیم اشغالگر قدس دقیقاً با روایات اسلامی مطابقت دارد.

7- درکتاب حزقیال نبی :
در این کتاب در مورد واقعة ظهور و سرنوشت اسرائیل و جهانی شدن آیین توحید، و اجرای احکام و حدود الهی در آن عصر درخشان، چنین آمده است:
و اما توای پسر انسان خداوند یهوه چنین می فرماید: که به هر جنس مرغان وبه همه حیوانات صحرا بگو: جمع شوید وبیایید ونزد قربانی من که آن را برای شما ذبح می نمایم فراهم آیید.
قربانی عظیمی که بر کوه های اسرائیل، تا گوشت بخورید و خون بنوشید. و خداوند یهوه می گوید: که بر سفره من از اسبان وسواران وجباران وهمه مردان جنگی سیر خواهید شد. ومن جلال خود را در میان امت ها قرار خواهم داد و جمیع امت ها داوری مرا که آن را اجرا خواهم داشت ودست مرا که بر ایشان فرود خواهم آورد، مشاهده خواهند نمود..... (80)
باید توجه داشت که منظور از پسر انسان مانند کلمه مسیح ، حضرت عیسی (ع) نیست بلکه مراد از آن، حضرت مهدی (ع) است، زیرا در انجیل بیش از هشتاد بارکلمه پسر انسان آمده است که تنها در سی مورد آن حضرت مسیح (ع) اراده شده است(81)

8- درکتاب حَجئ نبی(کتاب حَگَی ء):
نیز بشارت ظهور آمده است:
« یهوه صبایوت چنین می گوید: یک دفعه دیگر آسمان ها وزمین ودریا وخشکی را متزلزل خواهم ساخت وتمامی امت ها را متزلزل خواهم ساخت و فضیلت جمیع امت ها خواهد آمد ... این خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت... جلال آخر این خانه از جلال نخستینش عظیم‌تر خواهد بود، و در این مکان سلامتی را خواهم بخشید» (82)
که در آن به تشکیل حکومت واحد جهانی اشاره شده است.
ودر جای دیگر گفته شده :
«تمامی امم رابه هیجان می آورم ومرغوب همگی طوایف خواهم آمد وپرکنم این خانه رااز جلال ،امر خدای لشکرهاست » (83)

9- درکتاب صفنیای نبی :
همچنین آمده است در این کتاب که یکی از کتب انبیای پیرو تورات است، بشارت ظهور موعود چنین آمده است::... «...خداوند در اندرونش عادل است و بی انصافی نمی‌نماید. هر بامداد حکم خود را روشن می‌سازد و کوتاهی نمی‌کند، اما مرد ظالم حیا را نمی‌داند. امت‌ها را منقطع ساخته ام که برج‌های ایشان خراب شده است و کوچه‌های ایشان را چنان ویران کرده‌ام که عبور کننده نباشد. شهرهای ایشان چنان منهدم گردیده است که نه انسانی و نه ساکنی باقی مانده است. و گفتم: کاش که از من می‌ترسیدی و تأدیب را می‌پذیرفتی... .
بنابر این، خداوند می‌گوید: برای من منتظر باشید تا روزی که به جهت غارت برخیزم زیرا که قصد من این است که امت‌ها را جمع نمایم و ممالک را فراهم آورم تا غضب خود و تمامی حدّت خشم خویش را بر ایشان بریزم، زیرا که تمامی جهان به آتش غیرت من سوخته خواهد شد زیرا که در آن زمان، زبان پاک به امت‌ها باز خواهم داد تا جمیع ایشان اسم یهوه ـ خدا ـ را بخوانند و به یک دل او را عبادت نمایند» (84)

10- نیز درکتاب دانیال نبی:
در کتاب دانیال نبی نیز بشارت ظهور منجی مطابق بشارات انبیای گذشته، چنین آمده است:
«... امیر عظیمی که برای پسران قوم تو ایستاده قائم است، خواهد برخاست. و چنان زمان تنگی خواهد شد که از حینی که امتی به وجود آمده است تا امروز نبوده، و در آن زمان هر یک از قوم تو، که در دفتر مکتوب یافت شود رستگار خواهد شد. و بسیاری از آنانی که در خاک زمین خوابیده اند بیدار خواهند شد، اما اینان به جهت حیات جاودانی و آنان به جهت خجالت و حقارت جاودانی. و حکیمان مثل روشنایی افلاک خواهند درخشید، و آنانی که بسیاری را به راه عدالت رهبری می‌نمایند مانند ستارگان خواهند بود تا ابد الآباد.
اما تو ای دانیال ! کلام را مخفی دار و کتاب را تا زمان آخر مُهر کن. بسیاری به سرعت تردد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گردید ... خوشا به حال آن که انتظار کشد»(85) .
در این بشارت نکات چندی وجود دارد که برخی از آن‌ها را به طور اختصار توضیح می‌دهیم:
1. شخص مورد بشارت که در نخستین فراز بشارت مزبور به عنوان «ایستاده» از او تعبیر شده است، قائم آل محمد(ع) است که بزرگ‌ترین نماینده انبیای الهی است، و دعوت تمام پیامبران خدا را یکجا در حکومت حقّه خود آشکار ساخته، آیین الهی را بر سرتاسر کره خاکی حکم فرما می‌نماید.
2. منظور از «زمان تنگی»، زمان بیدادگری‌ها، سختی‌ها، فشارها، ظلم و ستم‌هایی است که قبل از ظهور آن حضرت در سراسر جهان پیدا می‌شود، چنان‌که در روایات اسلامی آمده است:
یملأ الأرض قسطاً و عدلا کما ملئت جوراً و ظلماً.
3. منظور از: «آنانی که در خاک زمین خوابیده اند»، گروهی از اموات می‌باشند که در دولت حضرت مهدی(ع) زنده می‌شوند، و برخی از آنان از یاران آن حضرت می‌گردند و در رکاب حضرتش می‌جنگند و برخی دیگر به سزای اعمال ناشایست خود می‌رسند.
در این زمینه، روایات بسیاری از ائمه معصومین(ع) رسیده است که ما به جهت اختصار از ذکر آن‌ها خودداری می‌نماییم، و علاقمندان می‌توانند به کتاب‌هایی که دربارة «رجعت» نگاشته شده، مراجعه فرمایند.

11- کتاب حبقوق نبى:
6- ((اگر چه تاخیر نماید، برایش منتظر باش ، زیرا که البته خواهد آمد و درنگ نخواهد کرد... بلکه جمیع امت ها را نزد خود جمع مى کند و تمامى قومها را براى خویشتن فراهم مى آورد)).(86)

12- کتاب نِبُوئِت هَیِِلد (وحی کودک ):
اگر به این کتاب استناد کنیم به مطالب بسیاری درباره ظهور پیامبر (ص) وبه قسمتهایی از تاریخ واحوال پیامبر (ص) وحوادث مربوط به بعثت وپاره ای از علائم آخرالزمان ورجعت واشاراتی به شخصیت حضرت حجته بن الحسن عسکری وحتی اشاراتی در مورد واقعه عاشورا دست خواهیم یافت (87)
نظر به این که متن نویدها گویا بود توضیحى ندادیم و براى اختصار به نمونه هاى یاد شده اکتفا کردیم ، براى توضیح بیشتر مى توانید در ((عهد عتیق )) به کتاب هاى اشعیاء نبى (فصل 1 و 455) زکریا نبى (فصل 14) صفنیاء نبى (فصل 3) سلیمان نبى (فصل 2) حجى نبى (فصل 2) اول سموئیل (فصل 2) دوم سموئیل (فصل 12 و 32) و حزقیال نبى (فصل 21) مراجعه فرمائید.

شبهه
وقتی یهودیان به موعود مسلمانان اعتقاد ندارند پس سرنوشت آنها در زمان ظهور چه میشود ؟

پاسخ :
درمورد امام زمان (ع) از پیامبر(ص) نقل شده که فرمود: « وی تورات و انجیل را از سرزمینی که انطاکیه نامیده می‌شود، بیرون می‌آورد». همچنین حضرت رسول(ص) فرموده اند : «صندوق مقدّس، از دریاچة طبریّه به دست وی آشکار می‌شود و یارانش آن را آورده و در پیشگاه او در بیت‌المقدّس قرار می‌دهند و چون یهودیان آن را مشاهده نمایند، جمعیّت زیادی از آنها اسلام می‌آورند که حدود سی‌هزار هستند». (88)
یکی از دشمنان خطرناک حضرت مهدی(ع) و یارانش، یهود است؛ خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: «همانا شدیدترین مردم، در دشمنی با آنان که ایمان آورده‌اند، یهودیان و مشرکان هستند».(89)
چنان‌که از بعضی روایات استفاده می‌شود، سفیانی ـ سخت‌ترین دشمن امام زمان(ع) ـ از جانب غربی‌ها و یهود حمایت می‌شود. اساساً سفیانی را برای حمایت از مرزهای اسرائیل و سرکوب نیروهای انقلابی، روی کار می‌آورند تا اربابان او از خطر حملة سپاه خراسانی و یاوران مهدی(ع) ـ که برای آزادی قدس، به حرکت آمده‌اند ـ در امان باشند. در آیاتی از سورة مبارکة اسراء چنین آمده است: «ما به بنی‌اسرائیل در کتاب (تورات) اعلام کردیم که دوبار در زمین، فساد خواهید کرد و برتری‌جویی بزرگی خواهید نمود ٭ هنگامی که نخستین وعده فرا رسد، گروهی از بندگان پیکارجوی خود را بر ضدّ شما می‌انگیزیم (تا شما را سخت در هم کوبند؛ حتّی برای به دست آوردن مجرمان)، خانه‌ها را جستجو می‌کنند و این وعده‌ای است قطعی ٭ سپس شما را بر آنها چیره می‌کنیم و شما را به وسیلة دارایی‌ها و فرزندانی کمک می‌کنیم و نفرات شما را بیشتر قرار می‌دهیم ٭ اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی می‌کنید؛ و اگر بدی کنید باز هم به خود می‌کنید و هنگامی که وعدة دوم فرا رسد، (آنچنان بر شما سخت خواهند گرفت که) آثار غم و اندوه در صورت‌هایتان ظاهر می‌شود؛ داخل مسجد (الاقصی) می‌شوند همان‌گونه که بار اوّل وارد شدند؛ و آنچه را زیر سلطة خود می‌گیرند، درهم می‌کوبند».(90)
امام صادق(ع) در تفسیر «بندگان پیکارجوی خود را بر ضدّ شما می‌انگیزیم» فرمودند: «آنان کسانی هستند که خداوند، قبل از ظهور قائم، آنها را برمی‌انگیزد و آنان، دشمنی از دشمنان آل پیامبر را فرا نمی‌خوانند مگر اینکه او را به قتل می‌رسانند».(91)
عیاشی در تفسیر خود، از امام باقر(ع) روایت کرده که حضرت، پس از تلاوت آیة «بعثنا علیکم عباداً لنا» فرمودند: «او، قائم و یاران اویند که دارای قوّت و نیروی زیادی هستند». (92) از امام صادق(ع) نقل شده که آن حضرت، آیة شریفة فوق را تلاوت فرمود؛ یکی از یاران عرض کرد: فدایت شوم! اینها چه کسانی هستند؟ حضرت سه مرتبه فرمود: «به خدا قسم! آنان اهل قم هستند».(93)
بنا به ظاهر روایات موجود در منابع شیعه و سنّی، مراد از نبرد مسلمانان با یهود در آخرالزّمان، همین نبرد است؛ چنان‌که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرمودند: «قیامت برپا نمی‌شود، مگر آنکه بین مسلمانان و یهود، کارزاری رخ می‌دهد؛ به گونه‌ای که مسلمانان، همة آنها را به هلاکت می‌رسانند، تا جایی که اگر شخصی یهودی (محارب) در پشت صخره یا درخت، پنهان شود، آن سنگ و درخت به صدا درآید و گوید: ای مسلمان! این یهودی (محارب) است که در پناه من مخفی شده، او را هلاک کن!».(94)
از روایات یادشده به دست می‌آید که خداوند، به وسیلة ایرانیان، زمینة ظهور را فراهم می‌کند و مقاومت یهودیان محارب در برابر مسلمانان، در چند نوبت است که نابودی نهایی یهودیان محارب، به دست حضرت مهدی(ع) است.
بیرون آوردن تورات اصلی، از غار انطاکیه و کوهی در شام و فلسطین و دریاچة طبریّه، توسط حضرت مهدی(ع) و استدلال آن حضرت بر یهودیان نیز، نمونه‌ای از برخوردهای فرهنگی است که در مقام ارائة برهان، از آن استفاده می‌شود. از پیامبر(ص) نقل شده که فرمود: «تورات و انجیل را از سرزمینی که انطاکیه نامیده می‌شود، بیرون می‌آورد».(95)
حضرت رسول(ص) فرمود: «صندوق مقدّس، از دریاچة طبریّه به دست وی آشکار می‌شود و یارانش آن را آورده و در پیشگاه او در بیت‌المقدّس قرار می‌دهند و چون یهودیان آن را مشاهده نمایند، جمعیّت زیادی از آنها اسلام می‌آورند که حدود سی‌هزار هستند».(96)

موعود در آیین زرتشت :
کتاب زردشتیان اوستا(97)نام دارد که حدود هشتصدسال پس اززردشت تدوین یافت درآیین زردشت موعودهایی معرفی شده که آنان راسوشیانس می نامند ، این موعودهاسه تن بوده اند ازجمله : مهمترین آنان ، آخرین ایشان است که اوراسوشیان پیروزگرمی خوانند .(98)
سوشیانس پیروزگربه منزلة کریشنای برهمنان ، بودای پنجم بوداییان ، مسیح یهودیان ، فارقلیط ( منظورازفارقلیط حضرت محمدمصطفی (ص) است فارقلیط به معنای احمدمی باشد که حضرت عیسی (ع) بشارت ظهورایشان رادرآخرالزمان نوید دادند واین نوید درسورة صف آیة 6 آمده است .) عیسویان ومهدی مسلمانان است .در این آیین موضوع موعود رهاننده با مفهوم سوشَینت از ریشه «سو» به معنای «سود رساننده» گره خورده است این مفهوم فی الجمله اشاره به کسانی است که به نوبت در رأس هر هزاره می آیند و پلیدی را ریشه کن و جهان را نو می کنند مهم ترین ایشان آخرینشان است(99)
و اندیشه منجی موعود زرتشتیگری از سرچشمه هایی چون نوید شکست منش بد از منش خوب، دروغ از راست به دست خرداد و امرداد جریان می یابد. در این جا لازم است که بگوییم در سنت متأخر زرتشتی این آموزه را به اخرت شناسی پیوند می دهند به گونه ای که ظهور منجی به جریانات روز محشر و داوری در هم آمیخته است گویا قیامت در همان زمان و در همین زمین برپا می شود
در منابع زرتشتیان تصریحات بسیاری به ظهور حضرت مهدی (ع) شده است که قسمتی از آن ها را در این جا می آوریم:

1- در کتاب بُندهش : که از متون متأخر زرتشتیان است پس از یاد کردن اوضاع مردمان به هنگام ظهور سوشینت می گوید: «پس از آن سوشینت مردگان را بر می خیزاند...» آن گاه به تفصیل به جریان داوری می پردازد.(100) .

2- درکتاب زند: که ازکتب مقدسه زرتشتیان است، درباره انقراض اشرار و وراثت صلحا می گوید: لشکر اهریمنان با ایزدان، دایم در روی خاکدان محاربه وکشمکش دارند وغالباً پیروزی با اهریمنان باشد، امَا نه به طوری که بتوانند ایزدان را محو ومنقرض سازند، چه در هنگام تنگی از جانب اورمزد که خدای آسمان است به ایزدان که فرزندان اویند یاری می رسد و محاربه ایشان نه هزار سال طول می کشد.
آنگاه پیروزی بزرگ از طرف ایزدان می شود و اهریمنان را منقرض می سازند، وتمام اقتدار اهریمنان در زمین است و در آسمان راه ندارند، و بعد ازپیروزی ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان، عالم کیهان به سعادت اصلی خود رسیده، بنی آدم بر تخت نیکبختی خواهند نشست (101)

3- در زند و هومن یسن(بهمن یشت) :
قسمتى از پیشگوئیهاى دیگر زرتشت ، درباره ظهور و علائم ظهور در ((بهمن یشت )) به تفصیل آمده است
((بهمن یشت )) که ((زندو هومن یسن )) نیز نامیده مى شود، شامل یک رشته رویدادهایى است که راجع به آینده ملت و آیین ایران است ، که اهورامزدا وقوع آنها را به زرتشت پیشگویى مى کند. این کتاب توسط صادق هدایت از متن پهلوى به فارسى کنونى ترجمه شده است . در این کتاب زرتشت از ظهور شخصیت فوق العاده ای بنام سوشیانس،- نجات دهنده بزرگ- خبر داده و درباره نشانه های ظهور وی چنین می گوید. نشانه های شگفت انگیزی در آسمان پدید آید که به ظهور منجی جهان دلالت می کند وفرشتگانی از شرق و غرب به فرمان او فرستاده می شوند، وبه همه دنیا پیام می فرستند .. آنگاه به مقاومت شریران در برابر او اشاره کرده نوید مى دهد که سرانجام همگى در برابر او سر تعظیم فرود مى آورند.
. سوشیانس دین را به جهان رواج دهد، فقر وتنگدستی را ریشه کن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فکر و همگفتار و همکردارگرداند. (102)
لازم به یاد آوری است که اعتقاد یه ظهور سوشیانس در میان ملت ایران باستان به اندازه ای رایج بوده است که حتی در موقع شکست های جنگی وفراز ونشیب های زندگی با یادآوری ظهور چنین نجات دهنده مقتدری، خود را از یأس ونا امیدی نجات می دادند. (103)

4- گات ها یکی از بخشهای اوستا :
در بخش گات ها که یکی از بخش های چهارگانه اوستاست، در صفحات 24 و 98 نویدهایی درباره ظهور حضرت مهدی (ع) وسیطره جهانی آن حضرت آمده است:...
وهنگامی که سزای این گناهکاران فرا رسد، پس آنگاه ای مزدا کشورت را بهمن در پایان برپا کند، از برای کسانی که دروغ را به دست های راستی سپرند، وخواستاریم از آنانی باشیم که زندگی تازه کنند ... کی ای مزدا بامداد روز فراز آید، جهان را دین راستین فرا گیرد، با آموزش های فزایش بخش پر خرد رهانندگان، کیانند آنانی که بهمن به یاری شان خواهد آمد، از برای آگاه ساختن، من تو را برگزیدم ای اهورا بهمن را نماینده توانایی و منش نیک وراستی وپارسایی دادار اهور مزدا، تفسیر کرده ا ند (104)

5- یسنا :
قسمت دیگرى از پیشگوئیهاى زرتشت در مورد سوشیانس را در ((یسنا)) فصل هاى 3، 12 و 16 مى خوانیم

6- زنده بهمن یسن:
در آخر فراز از کتاب ((زنده بهمن یسن )) که شرح و تفسیر ((اوستا)) مى باشد، از ظهور مصلح جهانى و منتهى شدن حکومت آن حضرت به رستاخیز سخن گفته شده:
((پس ((سوشیانس )) آفرینش را دوباره پاک بسازد و رستاخیز و تن پسین باشد)).(105)
در بخش واژه نامه ((زند بهمن یسن )) در شرح و تفسیر واژه : ((سوشیانس )) آمده است :
((سوشیانس : آخرین نجات بخش دین زرتشتى )).(106)

7- جاماسب نامه :
جاماسب حکیم درزمان « کشتاسب » زندگی می کرده است ، وی درعلم نجوم بسیارماهر بوده است وکتابی به نام « جاماسب نامه » نگاشته است . دراین کتاب براساس میزان علم نجوم جدولها ونقشه هایی راکشیده است واززمان خودش تازمان حضرت آدم به طریق قهقرایی عقب رفته است وخصوصیات افراد وحوادق رابیان کرده است . سپس حوادث آینده را اززمان خودش تا قیامت بصورت جدول رسم نموده ووضعیت ها راتوضیح داده است . درباره حوادث اینجا هم مطالبی بیان کرده است تا اینکه به حساب موازین نجومی به وجودمقدس امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) وبه حالات آن حضرت می رسد .
جا ماسب درکتاب معروف خود جاماسب نامه به نقل از زرتشت می گوید: پیغمبر عرب، آخر پیغمبران باشد.
که در میان کوه های مکه پیدا شود، وشتر سوار شود وقوم او شتر سواران خواهند بود، وبا بندگان خود چیز خورد، وبه روش بندگان نشیند، واو را سایه نباشد وازپشت سر، مثل پیش رو ببیند. دین او اشرف ادیان باشد وکتاب او باطل گرداند همه کتاب ها را ... واز فرزندان دختر آن پیغمبرکه خورشید جهان وشاه زنان نام دارد، کسی پادشاه شود در دنیا به حکم یزدان، که جانشین آخر آن پیغمبر باشد در میان دنیا که مکه باشد ودولت اوتا به قیامت متصل باشد وبعد از پادشاهی او، دنیا تمام شود... همه جهان را یک دین کند ودین گبری وزرتشتی نماند، وپیغمبران خدا وحکیمان وپری زادان ودیوان ومرغان وهمه اصناف جانوران وابرها وبادها ومردان سفیدرویان در خدمت او باشند... (107)
باز در جاماسب نامه مى خوانیم :
اوغیبت طولانی دارد ووقتی ظاهرمی شود آثارغریبه ای ازاوبروز می کند درمکه ظاهرمی شود دود یعنی شیطان رامی کشد . سرکردگان شیاطین یعنی اسبان ، بستر و سروش رابه قتل می رساند ودجال راهم می کشد . اینها را به دست حضرت عیسی می کشد . جاماسب همچنین می نویسد : اوهفتادپیغمبررا زنده می کند ، یکی از آنها اشموعیل عابد رسولان بنی اسرائیل است که مراد از او همان اسماعیل صادق الوعد است که خدا درباره او می فرماید : واذکر فی الکتاب اسماعیل انه کان صادق الوعد و کان رسولا نبیا این پیامبران نظام عالم را منظم می کنند و اهل ظلم و جور و فساد را نابود می کنند.
باز در جاماسب نامه میخوانیم :
((مردى بیرون آید از زمین تازیان ، از فرزندان هاشم مردى بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق ، و بر دین جد خویش باشد، با سپاه بسیار، روى به ایران نهد و آبادانى کند و زمین را پر داد کند)).(108)
جاماسب در تعالیم خود مى گوید:
((پیامبر عرب آخرین فرستاده است که از میان کوه هاى مکه ظاهر شود... از فرزندان پیامبر شخصى در مکه پدیدار خواهد شد که جانشین آن پیامبر است و پیرو دین جد خود مى باشد... از عدل او گرگ با میش آب مى خورد و همه جهان به آئین ((مهر آزماى )) (محمد) خواهند گروید)).
هنگامى که ((گشتاسب )) در مورد کیفیت ظهور سوشیانس و چگونگى اداره جهان مى پرسد، جاماسب حکیم ، شاگرد زرتشت توضیح مى دهد:
((سوشیانس (نجات دهنده بزرگ جهان ) دین را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستى را ریشه کن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده ، مردم جهان را همفکر و هم گفتار و هم کردار گرداند)).(109)

شبهه :
وجود باورهای شبه مهدودیت در ادیان غیر الهی چه توجیهی دارد؟

فکر ظهور مصلح بزرگی که انسان را از دردها و محنت ها رهایی بخشد و به انسانیت مدد رساند در تمام نقاط عالم جریان دارد و بشریت در امتداد تاریخ با دیدن ناملایمات و فشارهای گوناگون به یک منجی که جریان تاریخ را عوض کند و دولت حق را پایه ریزی نماید باور دارد و معتقد است که با ظهور آن تمام تبعیض های طبیعی که بر بنیان پرهیزگاری، استوار نگشته است ریزش خواهد کرد(110)
و فکر ظهور یک رهایی بخشی که عدل و آسایش با ظهور آن در اخر الزمان به منصه ظهور خواهد رسید و عدل و برابری در دولت کریمه آن منجی شیوع خواهد داشت از جمله گزینه های ایمانی ادیان الهی و شعبه های غیر اللهی است همچنان که یهود بدان ایمان آورده و مسیحیت به برگشت عیسی معتقد است زردشتیان به آمدن بهرام و هندوان به رسیدن ویشنو و بودائیان به ظهور بودا و حتی مغول برای ظهور دیگر باره چنگیز به انتظارند(111)
هم چنان که این اعتقاد در مصریان قدیم و کتابهای چینیان نیز یافت می شود.(112)
بهر حال باور به موعود و منجی از خصایص اندیشه بشری است اما در این میان ادیان غیر الهی بلحاظ جهان بینی خود تصوری گوناگون از منجی دارند که در نتیجه مردمان هم بلحاظ ایدئولوژی خاص نگاه متفاوت به منجی دارند.(113)
بهر حال برای مصداقی گردن بحث خویش، به آرمان های چند دین غیر الهی که باورهای شبه مهدویت در آنها جاری است اشاره ای کوتاه می کنیم و تفصیل بیشتر را به مجال وسیع تری وا می گذاریم.

موعود در کتب مقدسه هندیان:
آیین هندوستان در حدود 1500سات قبلاز میلاد مسیح بنیاد نهاده شد که یکی ازپرطرفدارترین دین های جهان است دردین هندویی ، فرقه های متعددی وجوددارند ازجمله : دوفرقة اصلی خدایانی چون « ویشنو» خدای خالق و « شیوا » خدای منهدم کننده رامی پرستند وحداقل 59 فرقة‌ فرعی نیزنوعی خدای شخصی راستایش می کنند وبت پرستی درسرتاسرهندبه اشکال مختلف وجوددارد .
اندیشه موعود در این آئین با شخصیت کَلْکی شکل می گیرد(114) بنابر فکر هندویی جهان از چهار دورة رو به انحطاط تشکیل می شود در چهارمین دوره یعنی عصر کَلْکی سراسر جهان را ظلم و تاریکی فرا می گیرد ناشایستگان بر جان و مال مردم مسلط می شوند و دروغ، دزدی، رشوه، سایه سیاه خویش را بر دنیا می گسترادند. در پایان چنین دورانی آخرین تنزل(اَوَتارة) ویشنو که کَلْکی نام دارد ظهور می کند تا شرارت و ظلم را ریشه کن کند و عدالت و فضیلت را برقرار سازد.(115)
همانطور که گفتیم درآیین هندو ازنجات دهنده وموعودی به نام آواتارا سخن به میان آمده است ودرمنابع هندوها درکتاب اوپانیشاد مطرح شده است
در کتابهاى مقدسه اى که در میان هندیان به عنوان کتابهاى آسمانى شناخته شده و آورندگان آنها به عنوان پیامبر شناخته مى شوند، تصریحات زیادى به مهدى موعود شده است البته لازم به ذکر است که ما آورندگان اکثر این کتابهارا پیامبر نمیدانیم ومعتقدیم که بعضی از مطالب کتابهایشان برگرفته از کتب مقدس دیگر پیامبران باشد اما به جهت اهمیت موضوع موعود در جهان قسمتى از آنها در زیر از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد.

1- درکتاب اوپانیشاد :
که یکی ازکتب معتبره و از منابع هندوها به شمار می رود، بشارت ظهور مهدی موعود(ع) چنین آمده است: ((این مظهر ویشنو در انقضاى کلى یا عصر آهن ، سوار بر اسب سفیدى ، در حالى که شمشیر برهنه درخشانى به صورت ستاره دنباله دار، در دست دارد ظاهر مى شود و شریان را تماما هلاک مى سازد و خلقت را از نو، تجدید و پاکى را رجعت خواهد داد)). (116)

2- درکتاب باسک:
که ازدیگر کتب مقدسه آسمانی هندوهاست، بشارت ظهور حضرت ولی عصر(ع) چنین آمده است:
((دور دنیا تمام شود به پادشاه عادلى در آخرالزمان که پیشواى ملائکه و پریان و آدمیان باشد. و حق و راستى با او باشد، و آنچه در دریاها و زمین ها و کوه ها، پنهان باشد همه را به دست آورد و از آسمانها و زمین آنچه باشد خبر مى دهد، و از او بزرگتر کسى به دنیا نیاید)). (117)


3- درکتاب پاتیکل:
در کتاب پاتیکل که از کتب مقدسه هندیان می‌باشد و صاحب این کتاب از اعاظم کفره هند است و به گمان پیروانش، صاحب کتاب آسمانی است،او میتواند این مطالب را از کتاب مقدس دیگر پیامبران گرفته باشد بشارت ظهور مبارک حضرت مهدی(ع) چنین آمده است:
بشارت ظهور حضرت چنین آمده است: ((چون مدت روز تمام شود، دنیاى کهنه نو شود و زنده گردد و صاحب ملک تازه پیدا شود، از فرزندان دو پیشواى جهان ، یکى ناموس آخرالزمان و دیگر وصى بزرگتر وى که ((پشن )) ونام ملک تازه ((راهنما)) ، به حق پادشاه شود و خلیفه ((رام )) باشد و حکم براند، و او را معجزه بسیار باشد)).
(و دولت او بسیار کشیده شود، و عمر او از فرزندان «ناموس اکبر» زیاده باشد، و آخر دنیا به او تمام شود. و از ساحل دریای محیط و جزایر سراندیب و قبر بابا آدم(ع) و از جبال القمر تا شمال هیکل زهره، تا سیف البحر و اقیانوس را مسخر گرداند، و بتخانه «سومنات» را خراب کند. و «جگرنات» [جگرنات به لغت سانسکریت نام بتی است که هندوها آن را مظهر خدا می‌دانند] به فرمان او به سخن آید و به خاک افتد، پس آن را بشکند و به دریای اعظم اندازد، و هر بتی که در هر جا باشد بشکند)(118)

در این بشارت، شاید مقصود از " ناموس آخرالزمان " پیامبر اسلام باشد. پشن، نام هندی حضرت علی (ع) است ، "صاحب ملک تازه "، حضرت ولی عصر(ع) و ((راهنما)) به عربى ((هادى و مهدى )) مى باشد که هر دو از القاب حضرت امام زمان (علیه السلام ) است است وکلمه "رام " به لغت سانسکریتی، نام اقدس حضرت احدیت است. و اما «جگرنات» به لغت سانسکریتی، نام بتی است که هندوها آن را مظهر خدا می‌دانند

4- درکتاب وشن جوک :
در کتاب جوک که رهبر جوکیان هندو است و او را پیامبر می‌دانند، در باره بشارت ظهور حضرت بقیةالله(ع) و رجعت گروهی از اموات در دوران حکومت عدالت گستر آن حضرت، چنین آمده است:
«آخر دنیا به کسی برگردد که خدا را دوست می‌دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او «خجسته» و «فرخنده» باشد. خلق را، که در دین‌ها اختراع کرده و حق خدا و پیامبر را پایمال کرده اند، همه را زنده گرداند و بسوزاند، و عالم را نو گرداند، و هر بدی را سزادهد، و یک «کرور» دولت او باشد که عبارت از چهار هزار سال است، خود او و اقوامش پادشاهی کنند»(119)
فرخنده و خجسته در عربى به محمد و محمود ترجمه مى شود.

5- درکتاب دید:
که ازکتب مقدسه هندیان است آمده که: ((پس از خرابى دنیا، پادشاهى در آخرالزمان پیدا شود که پیشواى خلایق باشد و نام او ((منصور)) باشد. تمام عالم را بگیرد، و به دین خود در آورد و همه کس را از مؤ من و کافر بشناسد و هر چه از خدا بخواهد بیاورد)).(120)
همانطور که میدانیم منصور از القاب حضرت مهدى (ع) است . و آیه شریفه:
و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیّه سلطاناً فلا یسرف فی القتل إنّه کان منصوراً(121)
و هر کس مظلوم کشته شود، به سرپرست وی قدرتی داده ایم. پس [او] نباید در قتل زیاده‌وری کند، زیرا او یاری شده است.
به آن حضرت تفسیر شده، زیرا آن یگانه باز مانده حجج الهی، ولیّ خون مظلومان و منصور و مؤیّد از جانب خداوند است.

6- درکتاب دادتگ:
در کتاب دادتگ که از کتب مقدس برهمائیان هند است، بشارت ظهور مبارک حضرت قائم(ع) چنین آمده است: ((بعد از آن که مسلمانى بهم رسد، در آخرالزمان ، و اسلام در میان مسلمانان از ظلم ظالمان و فسق عالمان و تعدى حاکمان و ریاى زاهدان و بى دیانتى امینان و حسد حاسدان بر طرف شود و به جز نام از آن چیزى نماند...دست حق بر آید و جانشین آخر ((ممتاطا)) ظهور کند و مشرق و مغرب عالم را بگیرد و بگردد همه جا... و خلایق را هدایت کند)). (122)
ممتاطا در زبان هندى به معناى محمد است .

7- درکتاب ریگ و دا:
آمده است که: ((ویشنو)) در میان مردم ظاهر مى گردد... او از همه کس قوى تر و نیرومندتر است ... در یک دست ((ویشنو)) (نجات دهنده ) شمشیرى به مانند ستاره دنباله دار و دست دیگر انگشترى درخشنده دارد، هنگام ظهور وى خورشید و ماه تاریک مى شوند و زمین خواهد لرزید)).(123)
در اینجا منظور از ویشنو همان موعود است


8- درکتاب شاکمونی :
در کتاب شاکمونی که به اعتقاد کفره هند، پیغمبر صاحب کتاب است و می‌گویند: وی بر اهل خطا و ختن مبعوث بوده است، بشارت ظهور آخرین حجت خدا(ع) چنین آمده است:
"پادشاهی و دولت دنیا به فرزند سید خلایق دو جهان کشن بزرگوار تمام شود، و اوکسی باشد که برکوه های مشرق و مغرب دنیا حکم براند و فرمان کند، و بر ابرها سوار شود و فرشتگان، کارکنان او باشند و جن و انس در خدمت او شوند... دین خدا یک دین شود و زنده گردد و نام او "ایستاده " باشد و خداشناس باشد(124)

لازم به ذکر است که کشن در زبان هندی اسم حضرت محمد است در بشارت فوق، فرزند برومند وی را به نام «ایستاده» و «خدا شناس» نامیده، چنان که شیعیان او را «قائم(ع)» و مهدی(ع) می‌خوانند وهمانطور که میدانیم امام زمان (ع) هنگام ظهور ملائکه وجنیان بسیاری در خدمت او هستند.

9- در کتاب شابوهرگان :
کتاب مقدس مانویه ، ترجمه ((مولر)) نام ((خرد شهر ایزد)) آمده که باید در آخرالزمان ظهور کند و عدالت را در جهان بگسترد. همچنین در تعالیم مانى از مرد عظیمى بحث شده که 12 جانشین دارد و به وسیله آنها ارواحى که شایستگى دارند به بهشت مى روند.

10- گرگوار نهم :
آنچه در بالا از نظر خوانندگان گرامى گذشت قسمتى از نویدهاى کتب مقدسه هندیان درباره موعود جهانى بود، همه آنها با اختلاف عباراتى که داشتند، صریح تر از نویدهاى دیگر کتب مقدسه بودند.
به سال 1359 ش . توفیقى دست داد به صفحات هند سفر کردیم ، در ((کشمیر)) در مورد زبان سانسکریت جویا شدم ، معلوم شد که در دانشگاه ((سرى نگر)) دو تن استاد هستند، که بر زبان سانسکریت تسلط دارند. ترتیبى داده شد که چند ساعتى به خدمتشان رسیدم ، از آنها در مورد آینده جهان پرسیدم ، گفتند: آنچه در کتابهاى مذهبى ما موجود است این است که : ((یک مرد آسمانى در آخرالزمان ظهور مى کند، ظلم و ستم را از پهنه جهان ریشه کن مى سازد، حکومتى را بر اساس عدالت و آزادى در سطح جهان تاسیس مى کند، دیگر در جهان از جهل و شر و تبهکارى اثرى نمى ماند و همه انسانها در برابر او خضوع مى کنند و همه جهان زیر یک پرچم و تحت فرمان یک فرمانروا اداره مى شود...)).
همه اظهارات آنها دقیقا با اعتقاد ما پیرامون مصلح جهانى منطبق بود، از آنها خواستم که کتاب بالخصوصى را که حاوى این مطلب باشد براى من معرفى کنند، کتاب ((گرگوار نهم )) را معرفى کردند و متن سانسکریت آن را به من ارائه دادند و فرازهایى را از روى کتاب برایم خواندند و ترجمه کردند(125) .

موعود درآیین بودایی:
آیین بودایی 560 سال پیش از میلاد خضرت مسیح (ع ) به وجود آمد. آیین بودا ، آیینی است که به علت پرطرفداربودن ،‌ قدرت بین المللی به خودگرفت ، ولی همواره با این امرکه تفکربودایی به عنوان یک دین شناخته شود مخالفت شده است ، اگرچه آیین بودایی ازنظرپیروانش یک مذهب ،‌ ازمذاهب به شمارآید که صدهامیلیون پیرودارد ، کتاب بودائیان پی تاکاس وداماپادا درآیین بودایی مسألة انتظارمطرح است وشخصیت موردانتظاردراین آیین ، بودای پنجم می باشد .
اندیشه شبه مهدویت در این آئین هم با مفهوم مَیْتَرِیه تبیین می شود این واژه در سانسکریت به معنای مهربان است و در الهیات بودایی او را بودای پنجم و آخرین بودا از بودائیان زمینی می دانند که هنوز نیامده اما خواهد آمد تا همگان را نجات دهد و بودایی خویش را به کمال رساند.(126)

موعود درآئین کنفوسیوس:
کنفوسیوس شعار بازگشت به عصر فرزانه شاهان باستان را سرلوحه اندیشه های اصلاحی خویش قرار داده بود(127) و در اندیشه طرفداران این آئین گره خوردن به فرزانگی شاهان وجود دارد.


موعود درآئین دائو:
در بستر فرهنگی و دینی مردمان چین آئین دائو در کنار آئین کنفوسیوس و دیگر مکاتب فکری نقش آفریده است منتهی در آئین دائو رگه های روشن تری از منجی باوری و انتظار موعود را می توان بر شناخت. بر پایه متن «زندگی قدیس آخرالزمان و پروردگار طریقت» در یک سال جن ـ چن یعنی بیست و نهمین سال از دورة‌ شصت ساله که احتمالاً 392 باشد لی هونگ ظهور خواهد کرد تا جهانی نو پرپا کند(128)

موعود در ژاپن:
ژاپن نیز همچون چین فرهنگ و دیانتی چند گانه دارد و لذا دین شینتو و آئین بودا در هم آمیخته و درون مایة آرمان ها بیم ها و امیدهای آن ملت را ساخته اند به طوری که شماری از مذاهب منجی باوری در آنجا سر بر آورده اند. که مهم ترین آنها عبارتند از: کورزو میکو که شخصی به نام کاواته بونجیرو (1883 ـ 1814م) پایه گذار آن بود و نهضت تنریکیو که پرچم دار آن ناکایاما میکی (1878 ـ 1798م) است(129)

موعود در یونان باستان:
در فرهنگ و اندیشه یونان باستان نیز سخن از صلح و آرامش در پس جنگ ها و نوید حکومت جهانی مردی بوده است که خواهد آمد تا بر همه بشریت فرمان براند در 165 تا 168 پ.م، پیش گویان پیامبر سان یونانی از «شاهزاده ای مقدس» سخن می گوید که بر همة جهان تا ابد حکم خواهد راند و د رجای دیگر پادشاهی را نوید می دهد که در مشرق قیام می کند و صلح را برای همه بشریت به ارمغان می آورد(130)

موعود در ادیان سرخپوستی:
برخی معتقدند که شاید به سبب آشنایی نسبتاً کوتاه مدت جهان با دنیای سرخپوستان است که آنچه از اندیشه این مردم در باب آینده بشر و انتظارشان می دانیم از برخی داده های ناچیز دربارة همین چند قرن اخیر تجاوز نمی کند. در این دوران موعود باوری سرخ پوستان آفریقای مرکزی و جنوبی در پیوندی مستقیم با هجوم نظامی و فرهنگی غرب ومسیحی به آن سرزمین است سیزده سال پس از غلبه اسپانیا نهضت بومی تاکوی انکوی با هدف اخراج سفید پوستان و بازگرداندن نظام گذشته رخ داد. گرچه این نهضت ده سال بیشتر دوام نیاورد امّا چراغ امید به بازگشت نظام سابق را در دل آن مردم زنده داشت.(131) برناردباربرجامعه شناس آمریکائی دررساله « نهضت منجی گری » وجود چنین اعتقادی را، حتی درمیان سرخ پوستان آمریکائی نقل کرده می گوید :درمیان قبائل سرخ پوست آمریکائی ... این عقیده شایع است که روزی گردسرخ پوستان ظهورخواهدکرد وآنها رابه بهشت زمین رهنمون خواهدشد .

موعود در ادیان آفریقایی:
در مورد ادیان آفریقائی برخی از محققان بر این باورند که اطلاع ما از موعود باوری ادیان آفریقائی محدود به «مسیح گرائی» رواج یافته در همین یکی دو قرن اخیر است نهضت های جدید با چهره هایی که «مسیح جدید» تلقی می شوند شکل گرفتند و بیشتر این نهضت ها نوید عصر آزادی و بهره مندی از فرصت و مجال زندگی و خرد بسندگی را می دهند.(132)

با این بیان برای باورهای شبه مهدویت توجیهایی را این چنین می توان فهرست کرد:
1. تاثیر گذاری برخی از ادیان الهی در شماری از ادیان غیر الهی «همان گونه که در بررسی ادیان سرخپوستی و آفریقائی ذکر آن گذشت»
2. وجود ظلم و ستم هایی که بشریت را رنج می داد منجر به اتکا به وجود رهایی بخش شده است.
3. تحقق ایده آرمانشهری همچنان که در آئین های دائو و کنفوسیوس و ژاپن دیدیم.
4. برقراری عدالت و فضیلت و بستن طومار ناشایستگی.
5. اندیشه قوم مداری برتر همانگونه که ادیان آفریقائی بر این باورند.
6. زنده نگه داشتن امید به زندگی و بازگشت به روزهای شکوه مند گذشته همان گونه که در ادیان سرخپوستی شاهد بودیم.
7. بهره مندی از فرصت و مجال زندگی و خود بسندگی آنگونه که در ادیان آفریقایی مطرح است.

اشاره آخر:
همان گونه که در ابتداء یادآورد شدیم ادیان غیر الهی بلحاظ نگرش های مختلف به وجود مصلح برخی آن را قوم ـ مدار ـ برخی هم اجتماعی و جهانشمول ترسیم می کنند لیکن نکته ای که بایست بدان توجه کرد این است که اولاً آن مصلح بزرگ که جهان در انتظار اوست بی شک مهدی محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ است(133)
و ثانیاً از دیدگاه مکتب اسلام زمین از وجود حجت خدا خالی نیست گرچه در پس ابر غیبت باشد.(134) .


یک شبهه :
بحث منجی در تمام ادیان از جمله ادیان بشری وجود دارد. پس این احتمال وجود دارد که این اندیشه ساخته ذهن بشری باشد که در ادیان دیگر و از جمله اسلام نفوذ کرده باشد، اسلام در این باره چگونه پاسخ می‌دهد؟

این یک واقعیت است که عقیده به مصلح کل، یک فکر و عقیده جهانی بوده و اختصاص به یک ملت و یا مذهب و دین ندارد. بلکه تمام ادیان آسمانی در این عقیده مشترک‌اند. و پیروان همه ادیان معتقدند که در یک عصر تاریک و بحرانی، که جهان را فساد، بی‌دینی و بیدادگری فرا گرفته، نجات دهنده‌ای بزرگ طلوع می‌کند و به واسطه نیروی قوی فوق العادة غیبی، اوضاع آشفته جهان را اصلاح می‌کند. و خداپرستی را بر بی‌دینی غلبه می‌دهد. و همه در انتظار چنین موعود نیرومند غیبی به سر می‌برند. ولی در مصداق آن نظرهای گوناگونی وجود داشته و هر ملتی آن رابه لقبی مخصوص می‌شناسند.
امّا این که این اندیشه ساخته ذهن بشری باشد، یا این که از ادیان و ملل گذشته در اسلام نفوذ کرده باشد، بدور از واقعیت است. بلکه این یک وعده بر حق خداوند است که در نهاد بشری نهفته شده است. بدلیل اینکه:
1- اگر اندیشه بشری و دینی بر اساس آن استوار گردیده باشد، هیچ گاه بقاء و ثبات نخواهد داشت. زیرا در اثر تحولات بشری و نقض و ابرام‌‌های اندیشه دیگران بر آن، و زمینه رشد فکری بشر در عالم، خاصیت اولیه خود را از دست داده، کم کم رو به فراموشی سپرده می‌شود که نمونه بارز آن، دین فرعونی است که تاریخ و تجربه نشان داده که هیچ گونه اثر از آن در دنیای فعلی وجود ندارد تا تحت عنوان دین فرعونی مطرح باشد.
2. ایمان به ظهور مصلح دینی در عالم و برپا داشتن حکومت عدل الهی در تمام نقاط زمین، از اهداف همه انبیاء گذشته بوده و نسل به نسل آن را تقویت نموده‌اند(135)
و هم چنین، از اندیشه‌های ادیان معروف در جهان و ملل گذشته، بشارت به ظهور خاتم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و مصلح و منجی بشری در آخر الزمان که تحقق سعادت بشری در آن است داده شده است.(136)
و در طول تاریخ بشری علاوه بر بشارتهای انبیاء به مصلح کل ومنجی بشری، آرزوی همه انسانها بوده است. و حتی آنهایی که پایبندی به دین نداشته و گفتار انبیا را تکذیب می‌کردند، در لابلای گفتار و اندیشه‌های آنان نیز، وجود داشته و انتظار یک چنین مصلحی را داشته‌اند.(137)
3. ایمان به مصلح موعود، خواستة فطری همه انسانهاست. و همه انسانها فطرتاً قایل به کمال بوده و در جستجوی آن می‌باشند. و همه انسانها، فطرتاً عدالتخواه بوده و از ظلم و جور بیزارند و حاجتی بشری که خواهان عدالت وکمال است، در نهاد هر انسان پوشیده بوده و در زمانهای گوناگون ابراز گردیده است. چنان که در این باره محققین دینی اینگونه می‌فرمایند:

الف. آیت الله سید محمد باقر صدر:

«کمال و دوری از نقض و تنفر از زشتی‌ها خواسته فطری همه انسانها بوده است. و بر اساس فطرت انسانی و وعدة بر حق خداوند، کمال نهایی و برچیده شدن ظلم کامل به وجود مبارک امام مهدی (عج) تحقق خواهد یافت. لذا همه انسانها اعم از موحد و غیرموحد، بر اساس آن نهاد خدادادی به دنبال تحقق یک چنین اندیشه بود، و در طول تاریخ بشری انتظار آن را کشیده‌اند. و این خواسته، خواستة نوع انسان بوده است، امّا در اسلام، جهت‌دار می‌گردد.»(138)


ب
. علامه طباطبایی (ره):

... از روزی که بشر در زمین سکنی گزیده، پیوسته در آرزوی یک زندگی اجتماعی مقرون به سعادت، و آن هم،به تمام معنی می‌باشد. و به امید رسیدن چنین روزی قدم بر می‌دارد. و این خواسته همان خواستن آدم تشنه است که فطرتاً قایل به آب بوده و اگر آب نبود تشنگی آن برطرف نمی‌شد. و یا اگر فطرتاً تمایل به بقای نسل بشر نبود، تمایل جنسی تصور نمی شد. از این رو، به حکم ضرورت و فطرت، آینده جهان روزی را دربرخواهد داشت که در آن روز جامعه بشری پر از عدل و داد شده و با صلح و صفا و همزیستی، غرق در فضیلت و کمال شوند و استقرار چنین وضعی به دست خود انسان خواهد بود. و رهبری چنین جامعه‌ای منجی جهان بشری و به لسان روایات مهدی (عج) خواهد بود. که موعود و منتظر همه ادیان و مذاهب گوناگون در جهان بوده است. و کسی که نجات دهندة بشریت است، در میان همه بشریت سخن به میان آمده و عموماً ظهور او را نوید داده‌اند. گر چند در تطبیق آن اختلاف دارند. ولی حدیث متفق علیه در میان امت اسلامی، قول رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ است که فرموده: «المهدی من ولدی».(139)


ج. آیت الله صافی گلپایگانی
حقیقت مهدویت، منتهی شدن سیری جوامع جهانی به سوی جامعه واحد، حکومت حق و عدل جهانی، رهبری ابرمرد الهی که موعود همه انبیاء و ادیان بوده و دوازدهمین وصی پیغمبر آخر الزمان تحقق می‌یابد، مطلوب هر فطرت و خواسته‌ هر وجدان انسانی است. اجماع امم و ملل بر این که پایان جهان، سعادت عمومی است و در دنبال آن تاریکیها، روشنایی است، این یک اصل فطری است که با سنت جهان و حرکت عالم و با بنیاد جهان که با حق استوار است موافق می‌باشد. این اندیشه اختصاصی، مخصوص انسان است، کافر و مؤمن نمی‌خواهد.(140)
بنابراین، اگر اندیشه مصلح کل و موعود امم و ملل، بر اساس حکمت الهی و وعدة بر حق و بر مبنای فطرت استوار نبود، هیچ گاه اندیشه بشری در تمام جوامع و ملل، اینگونه هماهنگ و بر مدار واحد نخواهد بود.

4. ایمان به مصلح جهانی در تفکر غیر دینی؛ چنان که در بیان بزرگان آمده است، اندیشه اصلاح جهانی مربوط به نوع انسان بوده و مختص مؤمنین و متدینان نیست. «برتراند راسل» که یک انسان غیردینی است می‌گوید: «عالم در انتظار مصلح است که همه را به وحدت دعوت نموده و در تحت یک پرچم و یک شعار فراخواند.»(141)

و هم چنین، انیشتاین نیز می‌گوید: «بعید نیست، روزی بر جوامع عالم بیاید که همه با صفا و سلام و محبت زندگی کنند.»(142)

5. بشارت‌های ادیان گذشته؛ دلیل دیگری در این جهت که اندیشه مصلح کل و یا مهدویت خلاق ذهن بشری نمی‌باشد، بشارت‌های ادیان گذشته است. بسیاری از کتب ادیان، بشارتهائی از پیغمبر خاتم ـ صلّی الله علیه و آله ـ داده است و وعده داده‌اند که سلسله نبوت در او پایان یافته و نبی و پیامبر دیگر، بعد از او نخواهد بود و قرآن کریم نیز این وعده‌ها را تأیید کرده و از جمله قول عیسی بن مریم ـ علیه السّلام ـ را اینگونه می‌فرماید: حضرت عیسی بن مریم ـ علیه السّلام ـ فرمود: «ای فرزندان اسرائیل، من فرستاده خدا به سوی شما هستم، آنچه از تورات در دست دارم تصدیق کنید. و بعد از خودم به رسولی بشارت می‌دهم که اسم او احمد است(143)
و همان گونه که ادیان گذشته و پیامبران الهی از نبی خاتم ـ صلّی الله علیه و آله ـ خبر داده و از اوصیاء او نیز بشارت داده‌اند که به نمونه آن اینگونه اشاره می‌گردد:
کتاب مقدس در متن عبری و در سفر تکوین آیات: 17 ـ 20 اینگونه می‌گوید: «وعدة باری تعالی خطاب به حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ : «محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ خاتم رسولان و ائمه دوازده گانه، اوصیاء او می‌باشد. او از صلب تو و از نسل اسماعیل به وجود خواهد آمد» (144)
و این بشارت گذشتگان، از زبان پیامبر گرامی اسلام که زبان وحی است، تأیید گردیده و منابع دینی اعم از تمام فرق مسلمین از آن خبر داده است. و ممکن است شبهه‌ای به وجود بیاید که کتب انبیاء گذشته تحریف شده است. فلذا، بشارت‌های آنان نیز اعتبار ندارند، پاسخ این است که تحریف، یک امر مسلم و قطعی است. ولی مواردی را که قرآن و یا رسول گرامی ـ صلّی الله علیه و آله ـ آن را تأیید کرده، این نیز امر قطعی دیگری است که آن گونه موارد، از تحریف مصون مانده است. والّا قرآن و یا رسول گرامی ـ صلّی الله علیه و آله ـ از عمل تحریف شده هیچ گاه خبر نداده و آن را تأیید نمی‌کند. و در ثانی، اگر تمام کتب آسمانی را تحریف شده بدانیم، کلام رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقض می‌گردد.
چون پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ در ابتدای رسالتش، رسالتش را استناد می‌کرد به بشارتهای انبیاء قبل از خودش، فلذا مواردی را که قرآن و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ خبر داده است. امر مسلم و قطعی خواهد بود.
بسیار روشن و بدیهی است که اشتراک چیزی در تمام ادیان الهی نشان صحت و واقعیت آن و آموزة الهی بودن آن است و هر آن‌چه الهی است مطابق فطرت انسان است. بنابراین، انتظار منجی در مکاتب بشری نشان از این واقعیت دارد. حال چگونه می‌شود با اشاره به اشتراک ادیان در انتظار منجی، عقیده به مهدویت شیعیان را اندیشه‌ای برگرفته از منجی‌گرایی در یهود و مسیحیت دانست. و حال آن‌که اندیشه ظهور و جهانی شدن دین اسلام در صریح قرآن آمده است و صدها روایت بر آن تأکید کرده است و همه مسلمین به آن اعتقاد دارند پس نمی‌توان اشتراک اسلام و سایر ادیان در اندیشه منجی‌گرایی را دلیل بر غیر اصیل بودن این فکر در شیعه و اسلام دانست.
بنابراین، اندیشه مصلح موعود و یا مهدی منتظر، یک اندیشه بشری و زاییدة ذهن ملل و جوامع نمی‌باشد وچنین نیست که این اندیشه زاییدة ذهن بوده و در اسلام نیز نفوذ کرده باشد. بلکه این اندیشه اگر در جوامع قبل از اسلام بوده بر اساس وعده الهی و حکمت حکیمانه او و بر مبنای فطرت بشری استوار بوده است. و این اندیشه فطری در زمانهای گوناگون بروز داده شده است. و علاوه بر آن، همة انبیاء گذشته و کتب آسمانی از آن خبر داده و به آن بشارت و وعده داده‌اند و قرآن کریم که کلام الهی و وحی منزل است، ریشه‌های این وعده الهی را بازگو نموده و با تأویل و تفسیر روایات عترت ـ علیهم السّلام ـ تبیین گردیده است.

به دلیل همین حضور در فرهنگهای گوناگون ودر عقاید وکتابهای امتهاوملتها ست که در یکی از زیارتهای امام زمان (ع) چنین آمده است :
سلام برمهدی که امتها از او سخن گفته اند ،همو که همه اقوام وملتها را متحد میکند وزیر یک پرچم گرد می آورد
همان کس که در طورچون دید نورش
نبی گفت :موسی ورست از شبانی
همان کس که نه نوح ماند ونه کشتی
نمی کرد اگر لطف او با بادبانی
همان کس که تاخاک راهش ببوسد
بود منتظر عیسی آسمانی
همان کس که بسپرد بر شخصش ایزد
همه خرج دخل جهان راه امانی
امام همامی که باشد ره او
صراطی که خوانی به سبع المثانی «حمد»
عدو ذوالفقارش چوبیند درخشان
دهد تن به آسیب برق یمانی
تو آل مظهر ایزد بی مثالی
که اندر جهان وفزون از جهانی

برای مطالعه بیشتردر مورد این موضوع به ادیان و مهدویت، محمد بهشتی * امامت و مهدویت، آیت الله صافی گلپایگانی* مجله الفکر الاسلامی، شماره 28 و 29، ربیع الثانی، 1418 ق* اهل بیت در کتاب مقدس، احمد واسطی* بشارات عهدین، شیخ محمد صادقی وبه سایت موعود ، شبکه امام مهدی و مجله موعود شماره 41-47مراجعه کنید

مقالات مرتبط دیگر (حتما بخوانید )

 
منابع وپی نوشتها :
1
- ر. ک: آموز عقاید آیت الله مصباح، ص 332، چاپ سوم 78، سازمان تبلیغات اسلامی.
2- . علی موحدیان عطاء، هفت آسمان فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب ش 12 و 13 سال سوم و چهارم زمستان 80 و بهار 81.
3- . حسین توفیقی، هفت آسمان، فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب، ش 22، سال ششم، تابستان 83.
4- عقیده شیعه دونالدسن ص 231 *السیاده العربیه ،فان فلوتن ،ص 107-132
5- المهدیه فی الاسلام سعد محمد حسن ص 43-44*الامامه وقائم القیامه ،دکتر مصطفی غالب ،ص 270
6- در انتظار ققنوس ص 43
7- المهدی موعود ودفع شبهات عنه ،سید عبدالرضا شهرستانی ص6
8- المهدی موعود ودفع شبهات عنه ،سید عبدالرضا شهرستانی ص 7
9- برناردشاو ،عباس محمود عقاد ،صص 124-125
10- حسین توفیقی، هفت آسمان، فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب، ش 22، سال ششم، تابستان 83. ص 2 ـ 102.
11- سورة مبارکه انبیا، 105
12- ر. ک: آموزش عقاید، آیت الله مصباح یزدی، ص 330، چاپ سوم، تابستان 78، ناشر شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی.
13-هفت آسمان، ش 12 و 13، ص 108 ـ 109.
14- آل عمران، 144.
15- مائده، 12.
16- اعراف، 157.
17- مائده، 55.
18- بقره، 247.
19- بقره، 248.
20- انبیاء، 105.
21- موعود قرآن، حسینی شیرازی، ترجمه موسسه امام مهدی، چ 1360، ص 75، به نقل از عقد الدرر مقدس شافعی، باب 7، ص 217.
22- معجم احادیث المهدی، شیخ علی کورانی، موسسه معارف اسلامی، چ بهمن 1375، ص 150.
23- یونس، 20.
24- . حسینی شیرازی، موعود قرآن، ترجمه مؤسسة امام مهدی، ص 54، به نقل از ینابیع الموده، قندوزی حنفی، ص 508
25- آل عمران، 200.
26- تفسیر برهان، ج 1، ص 334.
27- سوره صف ، ایه 6
28- اقتباس از کتاب شناخت تحلیلی ...ص 306
29- کتاب مقدس، انجیل متی ص 41 باب 24بندهاى 27، 30، 35، 37 و 45.
30- انجیل متى : فصل 25 بندهاى 31 - 32.
31- کتاب مقدس، انجیل مرقس، ص77 باب 13بندهاى 26، 27، 31 و 32.
32- کتاب مقدس انجیل لوقا، ص 116، باب 12بندهاى 35 - 36 و به همین مضمون انجیل لوقا: فصل 21 بندهاى 27، 33 - 36.
33- انجیل لوقا، باب 21، بندهای 27 ـ 25.
34- کتاب مقدس، انجیل یوحنا، ص 152، باب 5
35- کتاب مقدس، مکاشفه یوحنا ص 408، باب 12
36- کتاب مقدس، مکاشفه یوحنّای رسول، ص 417، باب 19، بندهای 18 ـ 11.
37- بشارت عهدین ص 265-267.
38- مکاشفه یوحنای الهی ،باب 12 ،آیات 14الی 15
39- سفر رویا 12/3 آدرس دقیقتر: کتاب مقدس ،عهد جدید ،مکاشفه یوحنای الهی ،باب 12 آیات 1-4
40- المسیح الدجال ،سعید ایوب ،صص 379- 380 (نقل از سفر رویا 12/13)
41- رساله پولس رسول به رومیان، ص 252 و 261باب 8 و 5
42- کتاب مقدس اعمال رسولان ص187 باب1
43- الکتاب المقدس تحت المجهر،ابومحمد الاردنی ،ص 155 (عبارت از سفرارمیا ،46/2-11 نقل شده است
44- به کتاب الحق و انیس العلام مراجعه شود.
45- المحجة فیما نزل فی القائم الحجة ص 209.
46- سورۀ زخرف آیۀ 66.
47- المحجة فیما نزل فی القائم الحجة ص 201.
48- قاموس مقدس : ماده ((پسر خواهر)) ص 219.
49- برگرفته از مقالات وبلاگ http://hosna.persianblog.ir/
50- حسین توفیقی، ادیان بزرگ جهان، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت) و مؤسسه فرهنگی طه و مرکز جهانی علوم اسلامی، چ پنجم، تابستان 81، ص 114.
51- بل رفعه الله إلیه و کان اللهُ عزیزاً حکیما؛ نساء 158
52- آل عمران، 59، 79 تا 80 و 64؛ نساء، 171؛ مائده، 17، 72 و 73 و 75؛ توبه: 30 ـ 31؛ مریم، 34 ـ 36، فرقان، 2
53- صف، 6.
54- هلالی کتاب سلیم بن قیس ص 7- 135
55- زخرف: 61
56- مجمع البیان، ج 9، ص 91
57- بحارالأنوار، ج 14، ص 349
58- کنزالعمال ج 8 ص 187
59- بحارالأنوار، ج 3، ص 236
60- منبع :http://www.andisheqom.com
61- شناخت تحلیلی اسلام و... ص 290- 289
62- هفت آسمان، ص 110 به نقل از معجم الادیا المسیحی، جان، کوربون.
63-همان، ص 111.
64- آخرین امید، داود الهامی ص 193
65- سوره انبیاء، آیه 105
66- عهد عتیق، کتاب مزامیر مزمور37 بندهاى 9-12 و 17-18.
67- همان، مزمور 72
68- کتاب مزامیر: مزمور 96 بندهاى 10-13.
69- سفر پیدایش : فصل 12 بند 7، فصل 13 بند 15 و فصل 15 بندهاى 5 - 8
70- سفر پیدایش : فصل 17 بندهاى 5 - 8 - 20 و فصل 18 بند 19.
71- قاموس کتاب مقدس. ص 951
72- تورات، کتاب اشعیای نبی، باب 11 بندهاى 1 - 10
73- کتاب اشعیاء نبى : فصل 65 بندهاى 9-13 و 18-20.
74- ظهور حضرت مهدی ا زدیدگاه اسلام، مذاهب وملل جهان هاشمی شهیدی، ص 312.
75- لغت نامه دهخدا ص 177
76- کتاب مقدس، کتاب بوئیل نبی، ص 1327، باب 3، بندهای 2 و 3.
77- تورا ت، کتاب عاموس نبی، ص1333 باب 4 بندهای 2 1 و 3 1
78- تورات، کتاب هوشع نبی ص 1314باب 5 بندهای 14 و 15
79- تورات کتاب زکریای نبی ص 1382 باب 4 1، بندهای ا- 10.
80- تورات کتاب حزقیال نبی ص 1265 باب 39، بند 7 1-23
81- قاموس کتاب مقدس، ماد ه پسر خواهرص 219).
82- کتاب مقدس کتاب حجی نبی ص 1367باب 2بندهای 6-9.
83- کتاب مقدس ،عهد عتیق ،کتاب حجی نبی ،باب 2 ،آیه 7
84- کتاب مقدس کتاب صفنیای نبی ص 1363باب 3، بندهای 5- 9
85-کتاب مقدس کتاب دانیال نبی ص 1309، باب12 بندهای 1 - 5 و 10 – 13
86- کتاب حبقوق نبى : فصل 2 بندهاى 3 - 5.
87- کتاب بشارات عهدین ص 71 به بعد
88- برگرفته از: حضرت مهدی(ع)؛ از ظهور تا پیروزی، سیّد حسین تقوی، صص 301 ـ 304. ماهنامه موعود شماره 101
89- سورة مائده (5)، آیة 83.
90- سورة اسراء (17)، آیات 4ـ7.
91- تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 138. ماهنامه موعود شماره 101
92- همان. 4
93- بحارالانوار، ج60، ص 216. ماهنامه موعود شماره 101
94- مسند احمد، ج 2، ص 417؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج 1، ص 312. ماهنامه موعود شماره 101
95- . بحارالانوار، ج 51، ص 25. ماهنامه موعود شماره 101
96- معجم احادیث الامام المهدی، ج 1، ص 344؛ الملاحم و الفتن، ص 69.
ماهنامه موعود شماره 101 برگرفته از: حضرت مهدی(ع)؛ از ظهور تا پیروزی، سیّد حسین تقوی، صص 301 ـ 304.
97- مرویست : به سال 330 قبل ازمیلاد به علت حملة اسکندرمقدونی آثارزردشت دچارحریق شده وبعدازچندین قرن درزمان ساسانیان ، موبدان زردشتی اوستای کنونی راازقطعات پراکنده پدیدآمده وبدون شک تغییرات بسیاری درآن وجوددارد ودیگرکتب درآیین زردشت عبارتند از : کتاب زند، جاماسب نامه ، داتستان دینیک ، زراتشت نامه
98- جاماسب نامه ، ص 121
99- ر. ک: هفت آسمان، ش 12 و 13، ص 119 ـ 120.
100- . همان، ص 121 به نقل از سوشیانت با سیر اندیشة ایرانیان دربارة موعود آخرالزمان، ص 109، علی اصغر مصطفوی
101- بشارت عهدین ص237
102- او خواهد آمد علی اکبر مهدی پور، ص 08 1 و 121 و 122).
103- ظهور حضرت مهدی (ع) از دیدگاه اسلام ، مذاهب و ملل جهان، هاشمی شهیدی ص 355
104- بشارات عهدین استدراکات، پس از مقدمه چاپ دوم ص 10 و 11.
105- زند بهمن یسن : ص 19.
106- همان مدرک : ص 150.
107- لمعات النور، ج 1 ص 23-25). بشارات عهدین ، محمد صادقی ،ص 273
108- بشارات عهدین ،محمد صادقی ،صص 237-243
109- جاماسب نامه : ص 121 و 122
110- ر.ک: حیاة الامام المهدی، باقر شریف الفرشی، ص 198،‌چ اول، 1417، ناشر دارالمؤلف.
111- ر.ک: المهدی المنتظر فی فکر الاسلامی، اسله المعارف الاسلامیه، مؤلف مرکز الرساله، ص 8، چ مهر قم، ؟؟ اول.
112- همان.
113- ر.ک هفت آسمان، فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب، سال سوم و چهارم، ش دوازدهم و سیزدهم، بهار 81-80، مقاله آقای علی موحدیان عطار، ص107
114- ر.ک هفت آسمان، فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب، سال سوم و چهارم، ش دوازدهم و سیزدهم، بهار 81-80، مقاله آقای علی موحدیان عطار، ص116.
115- همان مصدر، ص 117ـ 118.
116-. اوپانیشاد، ترجمه محمد داراشکوه (از متن سانسکریت)، ج 2، ص 637.
117- بشارات عهدین، ص 246؛ علائم الظهور کرمانی، ص 18؛ لمعات النور فی کیفیة الظهور، ج 1، ص 19، نور الانوار، ص 86، نور هفتم.
118- علائم الظهور کرمانی ص 17؛ لمعات شیرازی، ج 1، ص 18؛ نور الانوار، نور هفتم؛ بشارات عهدین، ص 246 به نقل از کتاب زبدة المعارف، ذخیرة الالباب و تذکرة الاولیاء.
119- بشارات عهدین، ص 272؛ علائم الظهور کرمانی، ص 18.
120- بشارات عهدین، ص 245؛ او خواهد آمد، ص66؛ علائم الظهور کرمانی، ص 18.
121- سورة اسرا، آیة 33، جهت اطلاع بیشتر به کتاب المحجّة، صص129ـ127 مراجعه فرمایید.
122- علائم الظهور کرمانی، ص 18؛ او خواهد آمد، ص 80.
123- او خواهد آمد، ص 65 به نقل از کتاب ریگ ودا، ماندالای 4 و 16 و 24.
124-
.بشارات عهدین ،محمد صادقی ،ص 242
125- او خواهد آمد علی اکبر مهدی پور ، ماهنامه موعود شماره 67 ، مهدویت در کتاب‌های مذهبی مقدس
سید اسدالله هاشمی شهیدی
126- ر.ک هفت آسمان، فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب، سال سوم و چهارم، ش دوازدهم و سیزدهم، بهار 81-80، مقاله آقای علی موحدیان عطار ص 123
127- ر.ک هفت آسمان، فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب، سال سوم و چهارم، ش دوازدهم و سیزدهم، بهار 81-80، مقاله آقای علی موحدیان عطار ص 116
128- هفت آسمان ص 124 ـ 125.
129- هفت آسمان ص 126
130- مصدر سابق ص 126
131- همان ص 127
132- همان، ص 128.
133- ر.ک: حیاة الامام المهدی، ص 198.
134- ر.ک: بحارالانوار علامه مجلسی، ج 30، ص 80، روایتی از امام علی (ع) می کنند که فرموده زمین از قائمی که حجت الهی است خالی نیست»
135- دکتر احمد امین، مهدی و مهدویت، ص 13، انتشارات مکتب الاسلام، تهران.
136- . آیت الله مرعشی نجفی، شهاب الدین، ملحقات احقاق الحق، ج 13، ص 621، انتشارات مرعشی.
137- صادقی، محمد، نصوص خاصة مهدی موعود، از «بشارت عهدین»، ص 270.
138- صدر، آیت الله سید محمد باقر، بحث حول المهدی، ص 7 ـ 8، انتشارات جامعه مدرسین.
139- علامه طباطبایی، محمد حسین، شیعه در اسلام، ص 150، انتشارات دار الکتب الاسلامی، تهران؛ همان، تفسیر المیزان، ج 15، ص 155، موسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت.
140- صافی گلپایگانی، لطف الله، امامت و مهدویت، ج 2، ص 139، جامعه مدرسین.
141- . شهرستانی، عبدالرضا، مهدی موعود و دفع شبهات، ص 65، موسسه اعلمی، بیروت.
142- همان، ص 7.
143- صف، 60.
144- واسطی، احمد، اهل بیت در کتاب مقدس، ص 105