تدابیر امام حسن عسکری (ع) درباره یگانه فرزندش - تنها منجی

تنها منجی

تدابیر امام حسن عسکری (ع) درباره یگانه فرزندش
نویسنده : منتظر ظهور - ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٩
 

ولادت امام زمان (ع) و پیش بینی امام حسن عسکری (ع)وتدابیر ایشان :
همانگونه که قبلا اشاره کردیم عده بسیاری عنوان کرده اند که امام حسن عسکری (ع) عقیم بوده اند وفرزندی نداشته اند وحتی برخی پارا فراتر گذاشته ووجود مقدس امام زمان را منکر میشوند مثلا سنی مذهبان میگویند امام زمان هنوز به دنیا نیامده !!!!ودر آینده متولد میشود !!!!
یکی از راههای اثبات وجود یک فرد شهادت شاهدان ولادت است که مهمترین آنها والدین آن فرد میباشند
پس ما سخنان مهمترین شاهد ولادت امام زمان (ع) را بررسی میکنیم یعنی امام حسن عسکری (ع) پدر بزرگوار ایشان


* پیشگویی امام عسکری علیه السلام به ولادت مهدی علیه السلام درآینده :
الف : امام حسن عسکری (ع) به عثمان بن سعید عمری میفرماید : زمین از حجت الهی تا روز رستاخیز خالی نماند وهرکه بمیرد وامام زمانش رانشناسد به مرگ جاهلی مرده است
در جای دیگر میفرمایند :این حق است چنانچه روز روشن حق است از امام سئوال کردند : ای زاده رسول خدا (ص) حجت وامام پس از شما کیست ؟امام فرمود :پسرم محمد ،او امام وحجت پس از من است هرکه بمیرد واورا نشناسد به مرگ جاهلی مرده است

1 : افزون بر انبوه روایاتی که از امامان پیشین، به ولادت آن حضرت بشارت داده بود، در روایت آمده است که امام حسن عسکری علیه السلام ، به دنیا آمدن فرزندی را برای خود نوید می دادند: (( ...سیرزقنى الله ولدا بمنه و لطفه )) «به زودی خداوند به بزرگواری و کرمش به من فرزندی ارزانی خواهد داشت».(1)

2- امام حسن عسکری (ع) در ایام زندانی بودنش در زندان معتضد عباسی کمی پیش از تولد حضرت مهدی (ع) به یکی از هم زندانی هایش فرمود :
«انی والله سیکون لی ولد یملا الارض قسطا وعدلا :به خداسوگند، به زودی خداوندبرای من پسری عنایت خواهد فرمود ،که زمین را پر از عدل وداد خواهد نمود » (2)
امام حسن عسکری (ع) این سخن را برای وقت گذرانی با رفیق زندانی خود نفرمود بلکه برای اینکه حجت برای یک نفر تمام شود وبه موقع از زبان او برای دوست ودشمن نقل گردد
و نیز از آن حضرت نقل شده است که در بشارتی به همسر بزرگوار خود، حضرت نرجس علیها السلام چنین فرمود: «در آینده‌ای نزدیک، باردار به فرزندی خواهی شد؛ نامش محمّد است، و او قائم پس از من است».(3)

3- فضل بن شاذان از محمد بن عبد الجبار روایت مى کند که گفت : به محضر سرورم امام حسن عسکرى (علیه السلام ) عرض کردم : اى پسر رسول خدا، جانم به فدایت باد، من دوست دارم بدانم بعد از شما امام و حجت خدا بر بندگان کیست ؟ فرمود:
ان الامام و حجه الله من بعدى ابنى ، سمى رسول الله و کنیه الذى هو خاتم حجج الله و آخر خلفائه :
((امام و حجت خدا بعد از من فرزند منست ، که همنام رسول خدا و هم کنیه آن حضرت است ، او پایان بخش حجج الهى و آخرین خلیفه از خلفاى پروردگار است )).
پرسیدم : مادرش چه کسى خواهد بود، اى پسر رسول خدا؟ فرمود:
من ابنه ابن قیصر ملک الروم ، الا انه سیولد، و یغیب عن الناس غیبه طویله ثم یظهر:
((از دختر پسر قیصر، نوه امپراطور روم ، آگاه باش که او در آینده اى نزدیک متولد مى شود، مدتى بس طولانى در پشت پرده غیبت از مردم عزلت مى گزیند، سپس ظاهر مى شود)).(4).
این حدیث قبل از تولد حضرت بقیه الله - ارواحنا فداه - از امام حسن عسکرى (علیه السلام ) صادر شده و شخصیت مورد اعتماد و استنادى چون فضل بن شاذان آن را در کتاب گرانقدر ((اثبات الرجعه )) درج کرده ، و میان فضل بن شاذان و امام حسن عسکرى ، فقط یک واسطه است ، و او محمد بن عبدالجبار است ، که شیخ طوسى بر وثاقتش تاکید نموده است .(5)
و از آن‌جایی که ایشان در سخن خود راست گو هستند، شکی نیست که آن چه خبر داده‌اند، تحقق یافته است.

4- حکیمه خاتون درمورد شب نیمه شعبان گفته است:
که ابومحمد کسی رانزد من فرستاد که عمه جان امشب پیش ما افطار کن که امشب خدای تبارک وتعالی حجت خود را به دنیا خواهد آورد »...پرسیدم مادرش کیست :فرمود :نرجس (6)

* خبر دادن امام عسکری علیه السلام از ولادت یافتن مهدی عجل الله فرجه :

در احادیث بسیاری نقل شده است، آن‌گاه که امام حسن عسکری علیه السلام ، وعدۀ الهی را تحقق یافته دید، ولادت فرزند خود را به یاران ویژه تصریح فرموده‏اند.
1- امام حسن عسکری (ع) پس از ولادت فرزندش به یارانش فرمود : « سپاس خدایی راکه مرااز دنیا بیرون نبرد تا دیدار فرزند وجانشینم را به من نصیب گردانید ...خدایش در دوران غیبت نگهدار اوست ...آنها گمان میکردند که میتوانند مرابکشند واین نسل مبارک راقطع کنند خداوند گفتارشان راتکذیب کرد خداراسپاس اینک این فرزند من است که بعد از من پیشوای شما وحجت خدا درمیان شماست » (7)
2- احمدبن اسحاق ـ باوفای خاندان رسالت ـ می‌گوید از امام عسکری علیه السلام شنیدم که فرمود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یُخْرِجْنِی مِنَ الدُّنْیَا حَتَّی أَرَانِی الْخَلَفَ مِنْ بَعْدِی أَشْبَهَ النَّاسِ بِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم خَلْقاً وَ خُلْقاً یَحْفَظُهُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِی غَیْبَتِهِ ثُمَّ یُظْهِرُهُ فَیَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً» «سپاس از آن خدایی است که مرا از دنیا نبرد تا آن که جانشین مرا به من نشان داد. او از نگاه آفرینش و اخلاق، شبیه‌ترین مردم به رسول خداست. خدای تعالی او را در غیبتش حفظ فرماید سپس او را آشکار کند و او زمین را پر از عدل و داد فرماید، هم چنان که از جور و ستم پر شده باشد».(8)

3- در روایتی دیگر احمد بن اسحاق بن سعد اشتری از صحابه خاص واز موثقین امام حسن عسکری ،نقل میکند که به قصد زیارت امام حسن وبرای اینکه بپرسم که وصی وجانشینش چه کسی خواهد بود به نزد ایشان رفتم حضرت پیش از آنکه سؤال کنم فرمود ای احمد بن اسحاق خداوند زمین را از اول خلقت آدم تاکنون خالی از حجت نگذاشته وبعداز این هم نخواهد گذاشت تاروز قیامت ،وبه وسیله همین حجت است که بلا را از زمین دور کرده وباران رحمت خود به آن با ریده وبرکات خود از زمین خارج میسازد احمدبن اسحاق میگوید :گفتم :یابن رسول الله پس امام وخلیفه بعد از شما که خواهد بود ؟ امام فورابرخواست وداخل یکی از اتاقها شد وطولی نکشید که بیرون آمد درحالیکه فرزندی به دوش داشت که صورتش مثل ماه شب چهارده میدرخشید وفرمود ای احمد بن اسحاق اگر نه این بود که تودرنزد خداوحجج الهی محترم ومکرمی ،هرآینه این فرزندم راکه همنام وهم کنیه پیغمبراست به تونشان نمیدادم این کسی است که زمین را پراز عدل وداد خواهد کرد بعد از آنکه آکنده از ظلم وستم شده باشد ای احمد بن اسحاق مثل او مانند حضرت خضروذوالقرنین است بحق خدا غیبتی خواهد کرد که درآن غیبت جزافرادی که آنها را وضع ابرجاداشته وتوفیق دعا برای تعجیل ظهور به آنها کرامت کرده است همه هلاک خواهند شد احمد بن اسحاق میگوید عرض کردم :مولای من آیاعلامتی هست که قلب من مطمئن وآرام گیرد ؟:یک مرتبه دیدم خود بچه بازبان عربی فصیح فرمود :منم بقیه الله درروی زمین ومنم انتقام گیرنده از دشمنان خدا،وبعداز این ای احمد بن اسحاق اثری از من مجوی (9)

4- در روایت صحیحه ای از محمد بن یحیی العطار از احمد بن اسحاق از ابوهاشم جعفری چنین نقل کرده :
ابى هاشم جعفرى مى گوید:
(( قلت لاءبى محمد(ع ) جلالتک تمنعنى من مساءلتک فتاءذن لى ان اساءلک ؟ فقال : سل . قلت : یا سیدى هل لک ولد؟ فقال نعم ، فقلت فان حدث بک حدث فاءین اساءل عنه ؟ قال : بالمدینة .))
به امام حسن عسکرى (ع ) عرض کردیم : پرسشى دارم ، ولى بزرگوارى شما مانع پرسیدن من است . اجازه مى دهید آن را مطرح سازم ؟ امام فرمود: بپرس . گفتم : سرورم ، آیا شما را فرزندى هست ؟ فرمود: آرى . گفتم : اگر پیش آمدى شد کجا مى توان او را یافت ؟
فرمود: مدینه .(10)

5- در روایتی از علی بن محمد از محمد بن علی بن بلال اینگونه نقل شده :
از طرف ابومحمد دوسال قبل از شهادت حضرتش به من پیغامی رسید که از جانشین بعد از خود مرا مطلع ساخت وباردیگر سه روز پیش از شهادتش پیغام دیگری به من رسید که در آن مرا از جانشین خویش آگاه کرد (11)
لازم به ذکر است که مقصود از علی بن محمد ادیب فاضل وثقه ، جناب ابن بلال است وابن بلال هم در وثاقت وبزرگی مشهورتر از آتش برفراز بلندی است چنان چه امثال جناب ابوالقاسم حسین بن روح به وی مراجعه میکردند ومتخصصین علم رجال همگی این مطلب را پذیرفته اند(12)

6- امام حسن عسکری (ع) نامه ای را به احمدبن اسحاق مینویسد که : برای ما فرزندی متولد شد ،پس باید پیش تو پوشیده واز تمام مردم مکتوم ومخفی باشد زیرا ماظاهر نمیکنیم اورا مگر مگر برای نزدیکترین خویشان وعزیزترین موالیان وشیعیان او ،دوست داشتم اورا به تومعرفی کنم تا خداوند تورا به وسیله او شاد وخوشحال کند همان طور که مارا به وجود او خوشحال وشاد کرد والسلام (13)

7- ابو غانم خادم مى گوید: خداوند به ابو محمد عسکرى (ع) پسرى عطا فرمودکه نامش را محمد گذارد و سه روز پس از ولادتش، طفل را به اصحاب ویاران خود نشان داد و فرمود: این ولى امر شما پس از من است، او خلیفه من بر شماست " او همان کسى است که گردن ها در انتظار اوکشیده خواهد شد و هنگامى که زمین از ظلم و ستم پرگردد، او قیام کرده و آن را از عدل و داد پر خواهد ساخت "

8- زبیری (زبیربن بکاربن عبدالله بن مصعب بن ثابت بن عبدالله بن زبیر بن عوام )از علمای بسیار مشهور اهل تسنن در زمان امام حسن عسکری (ع) بود ودر انساب عرب تسلطی به کمال داشت متوکل عباسی اورابرای تعلیم وتربیت اولادش به سامره آورد زبیر زمانی که درسامره بود نسبت به علوییون وخصوصا شخص امام حسن عسکری (ع) عداوت میورزید وشدیدا به علم وحسب ونسب حضرت وشهرت او رشک میبردوهمین باعث نابودیش وفروافتادن به پرتگاه شیطان شد حسادت او آن قدر شدید شد تاجاییکه امام راتهدید به قتل کردوگفته بود که باکشتن وی نسل امام قطع خواهد شدتا بدینوسیله آرزوهای شیعیان به یاس تبدیل شود ووعده های امامان دروغ از آب درآید او در میان مردم به بدگویی امام میپرداخت وعنوان میکرد امام عقیم است اما پس چندی به قتل رسید وبه سزای اعمالش رسید
شیخ صدوق درکتاب کمال الدین از معلی بن محمد روایت نموده که گفت : از امام حسن عسکری (ع) نقل شده که چون زبیری به قتل رسید فرمود :این است پاداش کسیکه نظر رحمت حق رانسبت به اولیائش دروغ دانست وگفته بود مراخواهد کشت وفرزندی نخواهم داشت که جانشین من باشد ولی اودید که خود کشته گشت وخداوند فرزندی به نام (م ح م د ) به من موهبت کرد(14) این روایت درغیبت شیخ طوسی هم آمده است
ذکر این نکته ضروری است که به دلیل شهرت زبیری در میان سنی مذهبان وعدم رویت فرزند امام بسیاری از مردم حرف اوراکه گفته بود امام عقیم است قبول کردند(حسادت با انسان چه میکند !!)

9- تاریخ مینویسد که امام حسن عسکری (ع) در شب میلاد حجت خدا یک نفر قابله از زنان صالح غیر شیعه دعوت کردتا به هنگام تولد آن مهر تابان حضور داشته باشد مولود را به چشم خود ببیند ودر میان افراد مورد اعتماد از غیر شیعه خبرراپخش کند تا درمیان اهل سنت نیز جای شک وتردید نماند (15)
گفته میشود که امام (ع) به این قابله چند برابر اجرت معمول پول داد واز اوخواهش کرد که این خبر را پوشیده دارد البته امام میدانست که آن زن خبر راشایع خواهد کرد وبرای همین او را دعوت کرد ولی میخواست با اصرار وپافشاری برکتمان آن ،اهمیت موضوع را به او بفهماند (16)
10- از طرفی امام حسن عسکری (ع) جانشین خود را به چهل نفر از شیعیان مورد اعتماد نظیر حسن بن ایوب ،علی بن بلال ،احمد بن هلال ، وعثمان بن سعید معرفی کرد آن حضرت به ایشان گفت دیگر قادر به رویت او نخواهند بود ودستور داد تادر طول غیبت امام دوازدهم از عثمان ،نماینده او اطاعت کنند(17)

یک شبهه :
چراامام حسن عسکری فرزندنش را فقط به عده خاصی نشان داد ؟

میدانیم که امام حسن عسکری (ع) دووظیفه بسیار مهم در مورد مساله غیبت داشتند
1- اثبات وجود مهدی (ع) دربرابر تاریخ وامت اسلامی وشیعیان
2- حفظ جان امام زمان در مقابل طاغوتیان ودشمنان
پس برامام لازم است که جومحیط را درنظر گرفته وتبلیغات خود را نسبت به وجود ایشان ویانشان دادن مهدی (ع) رامخصوص افرادی میکند که از نظر ایمان قوی واز نظر عقیده خالص واز نظر اراده آهنین باشند که مبادا در برابر فشارهای حکومت تسلیم شوند باید وی رابه افرادی معرفی کند که تشخیص داده حاضرند جان خود را فدای اجرای اوامر امام (ع) نموده وجریان راکاملا مخفی نگه دارند واگرخواستند موضوع را برای کسی بگویند خوب اورابشناسند آنگاه خبر را به وی بگویند برای این منظور بود که امام نقشه هایی ترسیم کرده وفرزند گرامیش را سخت از توده مردم وحتی از قشر دوستان ویاران هم مخفی نگه میداشت مگربرای آنهایی که به ایمان واراده نیرومند آنها معتقد بود

* پیش بینی امام حسن عسکری درمورد تردید مسلمانان به وجود مقدس فرزندش امام زمان (ع):
امامان معصومند وعلم الهی دارند وچه خوب امام حسن عسکری از آینده خبر داشت ومیدانست عده ای بی شرمانه او را عقیم میخوانند ومنکر امام عصر میشوند
مثلا
الف : امام حسن عسکری (ع) به حکیمه خاتون فرموده بودند :
عمه چون من وفات کنم وشیعیان درباره بودونبود این طفل دچارتردیدشوند ،توبودن اورا به دوستان موثق مااعلام کن !معهذا لازم است که مطلب نزد تو وآنها پنهان باشد ،زیرا خداوند خواسته است که او رااز نظرها پوشیده دارد وکسی اورانبیند تا هنگامیکه جبرئیل امین اسب اوراآماده گرداند وخداوند به وسیله او کار جهان رااصلاح فرماید در کمال الدین آمده است که محمد بن عبدالله مطهری گفت : بعد از رحلت امام حسن عسکری (ع) به خدمت حکیمه خاتون رسیدم تا درباره امام زمان که مردم درموردش اختلاف نظر داشتند سئوال کنم چون به خدمتش رسیدم فرمود :ای محمد !خداوند زمین رااز وجود حجت خالی نمی گذارد واین منصب بزرگ رابعد از امام حسن وامام حسین (ع) به دوبرادر نداد (منظور حکیمه خاتون این بود که جعفر کذاب برادر امام حسن که ادعای امامت میکند دروغگو است )
ب :امام حسن عسکری (ع) فرموده اند :
گویا باچشم خود میبینم که بعد از من در مورد جانشین من به اختلاف افتاده اید ،آگاه باشید که هرکس به همه امامان بعد ازپیامبر اکرم (ص) اعتراف کند ولی پسرم را انکار نماید همانند کسی است که به همه پیامبران اعتراف نموده ،رسالت پیامبراکرم (ص) را انکار نماید زیراکه اطاعت آخرما چون انکار اول ماست(18)

* عقیقه امام حسن عسکری برای فرزندش :
کسى که صاحب فرزند مى شود، گوسفند یا شترى را مى کشد وگوشت آن را میان فقرا و فامیل تقسیم مى کند تا به وسیله آن بلایا و مرگ را از فرزند خود دور نماید . این عمل را عقیقه گویندکه در اسلام بر آن تاکید شده است (19)
وقتى حضرت مهدى (ع) به دنیا آمد، اما م حسن عسکرى (ع)، نزدیک ترین صحابه خود- عثمان بن سعید- را به حضور طلبید و به او دستور داد که ده هزار رطل (20)
نان و ده هزار رطل گوشت خریده و در میان بنى هاشم تقسیم نماید وبرای هریک از اصحاب یک گوسفند ضبح شده فرستاد ویکی از اصحاب رامامور توزیع صدقات کرد (21)
و براى تعدادی از کسانى که در خارج سامراء هستند، گوسفند زنده مى فرستد تا به نیت عقیقه حضرت مهدى (ع) ذبح کرده و بخورند. دوگوسفند براى ابراهیم بن ادریس مى فرستد و مى نویسد: این گوسفندها را ذبح کن و به عنوان عقیقه مولایت بخور و برادرانت را دعوت کن و اطعام بده (22)
براى یکى دیگر از شیعیانى که در خارج از سامراء بود، چهارگوسفند مى فرستد و مى نویسد : این چهارگوسفند را به عنوان عقیقه پسرم مهدى (ع) ذبح کن و بخور، و به هرکس از شیعیان ما دسترسى داشتى، اطعام کن (23)
هنگامى که محمد بن ابراهیم کوفى به محضر امام حسن عسکرى (ع) شرفیاب مى شود، امام شمارى از افرادى را که براى آن ها گوسفند ذبح شده فرستاده و فرموده که عقیقه پسرم مهدى (ع) است، نام مى برد. (24)
میبینیم که امام حسن برای فرزندش قربانی میکند اما جوانب احتیاط رارعایت کرده وقربانی ها را به طور غیر مستقیم بین مردم پخش میکند تا جاسوسان به این عمل او شک نکنند وبه یاران بسیار نزدیکش میفرماید که علت قربانی عقیقه فرزندم است
پس اگر امام حسن عقیم بوده وفرزندی نداشته چه دلیلی داشته که این همه عقیقه بدهدوالکی بگوید فرزندم به دنیا آمده پرواضح است که امام (ع) میخواهد بشارت ولادت با سعادت حجت خدا در هرخانه ای از خانه های شیعیان پخش ونشر شود
همانگونه که دیدیم امام حسن عسکری (ع) با تمام قدرت در پخش ونشر خبر ولادت درمیان همه شیعیان درداخل وخارج سامرا تلاش نمود :
1- جناب حکیمه خاتون را که بانوی باعظمتی بود وسرآمد بانوان شیعه در عصر خود بود رادعوت میکند که نیمه شعبان را در خاندان امامت سپری کند وشاهد عینی آن مهر تابان باشد
2- قابله ای از غیر شیعه دعوت میکند که گواه ولادت آن حجت خداباشد تا حجت برعده ای از صالحان اهل سنت تمام شود که همین بانو موجب شیعه شدن تعدادی از افراد خانواده اش شد
3- مولود مسعود را در مناسبتهای گوناگون به افراد مورد اعتماد از یاران وشیعیان عرضه مینمود تا حجت خدارا با چشم خود ببینند وسخن دشمنان را درحق اوباورنکنند
4- حجت خدا را درجمع شیعیان حاضرمیکند که درحضور پدر پرسشهای آنان راپاسخ دهد ،اموال آنها رادریافت کند ودرمیان آنها داوری کند
5- نامه های فراوانی به شهرهای دوردستی چون مدینه ،بصره وقم ارسال میکند ودر آنها شیعیان خالص را به ولادت حجت خدا بشارت میدهد
6- گوشت ونان فراوان خریداری کرده به عنوان عقیقه در میان شیعیان تقسیم میکند
7- گوسفندانی را به خارج سامرا می فرستد تا به عنوان عقیقه فرزندش ذبح کرده اطعام نمایند
8- درفرصتهای گوناگون از فرزندش سخن میگوید ویاران را به قبول واطاعت او دعوت میکند
و.......

آیا به نظر شما باز هم جای تردیدی باقی میماند ؟
آیا امام حسن عسکری (ع) این کارها را بیهوده انجام میداده وعقیم بوده وفرزندی نداشته است ؟
وای برهرکسی که اینگونه فکرکند زیرا تهمت دروغ به امامش بسته و عصمت اورا زیر سئوال برده !!!درحالی میدانیم که عقیم بودن نقص وعیب است
در حالی که امامان معصومند وعاری از هرنقص وعیب بدنی ومعنوی
چگونه عده ای نام مسلمان برخود میگذارند درحالی که تهمت دروغ به امامشان میزند استغفرالله

مقالات مرتبط دیگر ( حتما بخوانید )

منابع وپینوشتها :
1- . محمّد باقر مجلسی ، بحار الانوار، ج50، ص313.
2- نور الابصار ص 167 ،غیبت شیخ طوسی ص 123 ، کشف الغمه جلد 3 ص 293 والامام المهدی ص 278
3- شیخ صدوق, کمال‏الدین و تمام النعمة، ج2، ص408، ح4.
4- اثبات الهداه : ج 3 ص 569 (حدیث 679)، مختصر اثبات الرجعه - مخطوط - حدیث نهم ، کفایه المهتدى - مخطوط - حدیث 28، گزیده کفایه المهتدى : ص 133، کشف الحق : ص 15 و 149، مستدرک وسائل : ج 12 ص 280
5- رجال شیخ طوسى : ص 423 و 435
6- غیبت شیخ طوسی ص 141 ،اعلام الوری ص 394 ،منتخب الاثر ص 341 ،ینابیع الموده جلد 3 ص 36 ،المهدی ص 109 ،مثیرالاحزان ص 295،الامام المهدی ص 123 والزام الناصب ص 94
7- بحارالانوار جلد 51 ص 161،منتخب الاثر ص 343 وغیبت شیخ طوسی ص 134 و139
8- شیخ صدوق, کمال‏الدین و تمام النعمة، ج2، ص408، ح4. اعلام الوارى : ص 291، کفایه الاءثر: ص 291.
9- کتاب منتخب‏الاثر، ص 345، بشاره الاسلام ص 167 ، کشف الغمه ج 3 ص 316 ،اعلام الوری ص 412 ، المحجةالبیضاء ج 4 ص 339 ، ینابیع المودة ج 3 ص 339 ، الزام الناصب ص 69 و104 و142 ، غیبت شیخ طوسی ص 146 ،الام المهدی ص 134 وروزگار رهایی علی اکبرمهدی پور ص 161
10- الکافی ج 1 باب 76 ص 328 ح2
11- اصول کافی ج 1 باب 76 ص 328 ح 1
12- در انتظار ققنوس
13- کمال الدین خطی،بحار الانوار ج 51 ص 16 وجلد 52 ص23 ،منتخب الاثر ص 344 والامام المهدی ص 128 وروزگار رهایی ص 162
14- بحارالانوار جلد 51 ص 4،اعلام الوری ص 414 وارشاد شیخ مفید ص 329
15- غیبت شیخ طوسی ص144 ،بحارالانوار جلد 51 ص 293 ،الزام الناصب ص 101 وینابیع الموده ج 3 ص 36 و113
16- روزگار رهایی ،علی اکبر مهدی پور ص 149
17- الغیبه ص 2- 231، کمال الدین ص 435 ،خبر کامل آن افراد را در رجال نجاشی ص 41و 203 و323 مطالعه فرمایید
18- منتخب الاثر صفحه 226،بحارالانوارجلد 51ص 160 ،واعلام الوری ص 412
19- 1.مفاتیح الجنان باب ششم
20- هر رطل عراقى برابر 84 مثقال است.
21- کمال الدین ص431.،منتخب الاثر ص 341 ،بحارالانوار جلد 51 ص 5 والامام المهدی ص 127
22- غیبة طوس ص 148
23- یوم الخلاص ص 67. ،غیبت شیخ طوسی ص 148 ،الامام المهدی ص 126 ،بحارالانوار جلد 51 ص 22ومنتخب الاثر ص 343
24- کمال الدین، ص 432