شاهدان ولادت امام زمان (عج) - تنها منجی

تنها منجی

شاهدان ولادت امام زمان (عج)
نویسنده : منتظر ظهور - ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢
 

                                                شاهدان ولادت امام زمان (عج)
همانگونه که قبلا نوشتیم عده بسیاری منکر وجود مقدس امام زمان (ع) میشوند مثلا بسیاری از سنی مذهبان میگویند که امام زمان(عج) هنوز به دنیا نیامده اند ودر آینده متولد میشوند عده ای میگویند امام حسن (ع)عقیم بوده وفرزندی نداشته است (استغفرالله )
به هر حال یکی از دلایلشان عدم رویت امام زمان (ع) و عدم وجود شاهد است ما برای این دسته از افراد که فقط بهانه شان همین امر است برای اثبات وجود امام زمان (عج ) نام شاهدان ولادت ایشان وکسانی که ایشان را (از زمان تولد تا پایان دوران غیبت صغری ) ملاقات کرده اند می آوریم


*شهادت امام حسن عسکری به ولادت امام (ع) :
در این مورد قبلا صحبت کرده ایم وچه کسی میتواند بر صحت گفته های امام حسن عسکری امام وپیشوای مسلمین شک کند!!!

*شهادت حکیمه خاتون (س) به ولادت امام زمان (ع) :
گزارش دقیق میلاد نور یزدان ، حضرت مهدى صاحب الزمان در منابع حدیثى شیعیان ، از شاهدان عینى به دور از حدس و گمان ، آمده است که در راس همه آنها گزارش لحظه به لحظه حکیمه خاتون مى باشد.
حکیمه دختر امام جواد، خواهر امام هادى ، و عمه امام حسن عسکرى (علیه السلام ) مى باشد که به دو فضیلت بس والا اختصاص یافته است :
1 - شرف تعلیم و تربیت حضرت نرجس خاتون به امر امام هادى (علیه السلام )، که شرح آن در زندگینامه نرجس خاتون (س) بیان شد

2- افتخار حضور در مجلس تولد نور یزدان به امر امام حسن عسکرى (علیه السلام )، که قبلا ذکر گردید
از دیگر فضائل این بانوى مجلله این است که دعاى معروف به «حرز امام جواد (ع)»از طریق ایشان روایت شده است .(1). لازم به ذکر است که حکیمه خاتون از زنان بسیار بلند مرتبه در امر اسلام هستند ومقام والایی داشتند حتی در راستی سخن ایشان دیگر شاهدان عینی گواهی داده اند چنانچه وقتی یکی از یاران امام عسکری (ع) از عقبه خادم در مورد نقل حکیمه خاتون در مورد ولادت میپرسد او کاملا صحبتهای آن بانو را تایید میکند :
موسى - راوى حدیث - مى گوید: از عقبه خادم نیز پرسیدم ، گفت : «آنچه حکیمه گفته ، همه راست و درست است ».(2)
البته این حدیث را(تولد امام زمان ) با اندک تفاوتى شیخ طوسى ، طبرى ، خواند میر و قندوزى با اسناد جداگانه روایت کرده اند.(3)
امام حسن عسکری روزی درمورد امام زمان به حکیمه خاتون میفرمایند :
«عمه جان او در کنف حمایت وتحت عنایت ورعایت حضرت پروردگار است ،تا روزی که خداوند اذن ظهور دهد .عمه جان هنگامی که من از دنیا رفتم وشیعیانم دچار اختلاف شدند ،به افراد مورد اعتماد از آنها داستان ولادت رابازگوی ولیکن باید این داستان پیش تو وآنها پوشیده ومخفی بماند که خداوند ولی خودش را از دیدگان مردمان غایب خواهد کرد واز بندگانش مکتوم نگه خواهد داشت کسی او را نخواهد دید تا روزی که جبرئیل رکاب اسبش رابرای او بگیرد . تا خداوند کاری راکه شدنی است ،انجام دهد»(4)


*شهادت جده مادر امام حسن عسکری (ع) :
دومین کسی که در این رابطه برای ما به شدت مطرح است، حضرت جده، مادر امام حسن عسکری(ع) است که پناه شیعیان در آن دوران بودایشان رابط امام زمان (ع) نیز بودند

*دیگر شاهدان عینى ولادت :
علاوه بر حکیمه شهادت گروه دیگرى از خدمتگزاران دودمان امامت بر ولادت آن نور یزدان در کتب حدیثى به تناسبهاى مختلف بیان شده است که به برخى از آنها در اینجا اشاره مى کنیم :

*شهادت قابله دیگرامام زمان (ع):
9 - قابله اى از اهل سنت ، که امام حسن عسکرى (علیه السلام ) براى مصالحى او را در شب ولادت آن مهر تابان دعوت کرده ، و او با نقل این واقعه موجب هدایت برخى از دشمنان این خاندان شده است (5)

*شهادت کنیزان وغلامان به رؤیت حضرت :
در جو خفقان آن روزگار امامان همواره درخانه خود غلامان وکنیزان بسیاری را آموزش میدادند تا درموقع مناسب بتوانند از آنها برای گسترش دین اسلام استفاده کنندواین یکی از بهترین روشهای ترویج فرهنگ اسلام باوجود تحت نظر بودن بود بسیاری از این خادمان نقش رابط بین امام ویاران باوفا راداشتند.
افرادى که در خانه امام حسن عسکرى (ع) مشغول خدمت بودند، به همراه برخى کنیزکان، از جمله کسانى بودند که امام مهدى (ع) را ملاقات کردند. مانند خدمتکار منزل ظریف خادم و خادمه ابراهیم بن عبدة نیشابورى که همراه آقاى خود به زیارت چهره مبارک امام (ع) نایل گشت و ابوالادیان خادم وابو غانم خادم ،فردى به نام عقید خادم و پیرزنى خادمه وکنیز ابو على خیزرانى که به امام عسکرى اش اهدا کرد، شهادت داده اند واز جمله کنیزانى که حضرت را ملاقات کردند نسیم و ماریه مى باشند. همچنین مسرور طبَاخ، غلام امام عسکرى (ع) نیز به دیدار امام زمان (ع) اعتراف کرده است و همه آنان مانند ابو غانم خادم شهادت داده اند. لازم به ذکر است که آنها خدمتگذاران معمولی نبودند که برای طمع مال دنیا خدمتگذار شده باشند بلکه شیعیان خالصی بودند که برای رسیدن به درجات عالیه در آن سرای ، وبرخی با داشتن زندگی خوب ومرفه خدمتگذاری در خاندان عصمت وطهارت را بر هر پست ومقام دیگر ترجیح میدادند تا بدین بهانه در میان آنهمه خفقان واختناق بیشتر توفیق کسب فیض از پیشگاه امام عظیم الشان (ع) داشته باشند به همین دلیل است که همگی سعادت تشرف به پیشگاه حضرت امام زمان (ع) را مکرر داشته اند وگرنه برادر امام حسن عسکری (ع) تا روز رحلت آن حضرت از تولد برادر زاده اش کوچکترین بویی نبرده بود !!
درزیر به نام تعدادی از شاهدان اشاره میشود :
1 - عقبه خادم ، به دیدار امام زمان (ع) نائل شده است وبه آن شهادت داده است

2 - عقید خادم ، که براى ابوالادیان و دیگران ، ولادت آن حضرت را شرح داده است .(6)

3- کنیزی به نام ماریه ، که در آن خانه خدمت مى کرد، و در روز ولادت ، آن حضرت را دیده است که با انگشت سبابه به سوى آسمان اشاره کرده مى فرماید:
الحمدلله رب العالمین ، و صلى الله على محمد و آله .(7)

4 - کنیزی به نام نسیم ، که آن نیز روز ولادت آن مهر تابان ، حضرتش را در حال سجده مشاهده کرده ، که انگشت سبابه اش را به سوى آسمان بالابرده مى فرماید: الحمدلله رب العالمین ، و صلى الله على محمد و آله ... وی همچنین نقل کرده که در روز دهم ولادتش به محضر آن مهر فروزان رسیدم ، عطسه کردم ، حضرت فرمود : ((یرحمک الله ))خدای تورا بیامرزد
بسیار خوشحال شدم که امام در حق من چنین فرمود سپس فرموده : ((آیا در مورد عطسه تو را نوید دهم ؟ آن تا سه روز امان از مرگ است .(8)

5 - ابو على خیزرانى ، کنیزى را به امام حسن عسکرى (علیه السلام ) اهدا کرده بود، که بعد از شهادت امام حسن عسکرى به هنگام هجوم ماموران به خانه امام ، او به خانه ابوعلى پناه برده ، شرح جالبى از ولادت آن کعبه خوبان را به ابوعلى بیان کرده است .(9)

6- ابو غانم خادم غلام امام حسن عسکری (ع) میگوید :
« حضرت صاحب الزمان درگهواره بود که به محضرش شرفیاب شدم فرمود : « صندل قرمز پیش من بیاور» (صندل یک چوب هندی بسیار معطری است که که از آن تسبیح میسازند)وقتی آوردم فرمود :« مرا میشناسی ؟» گفتم آری شما مولای من وفرزند مولای من میباشید فرمود «آنرانپرسیدم » گفتم منظور خود را بیان فرمایید فرمود «من خاتم اوصیاء هستم خداوند به وسیله من بلا را از اهل وشیعیانم دفع میکند » (10)
وی همچنین میگوید : خداوند به ابو محمد عسکرى (ع) پسرى عطا فرمودکه نامش را محمد گذارد و سه روز پس از ولادتش، طفل را به اصحاب ویاران خود نشان داد و فرمود:« این ولى امر شما پس از من است، او خلیفه من بر شماست او همان کسى است که گردن ها در انتظار اوکشیده خواهد شد و هنگامى که زمین از ظلم و ستم پرگردد، او قیام کرده و آن را از عدل و داد پر خواهد ساخت » (11)
به این امر عقید خادم وپیرزنی خادمه و کنیز ابوعلی خیزرانی (که به امام حسن عسکری (ع) اهداکرده بود ) شهادت داده اند (12)

7- ابو نصر خادم ، که در کنار گهواره اش حضور مى یابد، امام مى فرماید: «مرا مى شناسى ؟». مى گوید: «بلى شما سرور من و فرزند سرور من هستید» مى فرماید «این را نپرسیدم »، سپس مى فرماید:« انا خاتم الاءوصیاء، و بى یدفع الله عزوجل ، البلاء عن اهلى و شیعتى : من خاتم اوصیا هستم ، خداوند به وسیله من بلا را از خاندان و شیعیانم دفع مى کند.».(13)

8- یکى از کنیزانى که به هنگام ولادت آن مهر فروزان حضور داشت مى گوید:
هنگامى که مولاى ما دیده به جهان گشود، نورى از او ساطع گردید که همه اقطار جهان را روشن ساخت .
در آن هنگام پرندگان نقره فامى دسته دسته از آسمان فرود آمدند و بالهاى خود را بر سرو صورت و پیرک نوزاد سائیدند، و سپس به سوى آسمان پر گشودند.
چون مشاهدات خود را به امام حسن عسکرى (علیه السلام ) عرض کردم ، تبسمى کردند و فرمودند:
تلک ملائکه السماء، نزلت لتتبرک بهذا المولود، و هى انصار اذا خرج باءمر الله عزوجل :
«اینها فرشتگان آسمانند، که براى تبرک جستن از این مولود فرخنده فرود آمده اند، و چون به امر پروردگار ظهور کند، اینها یاورانش ‍خواهند بود.»(14)

9- ابولادیان خدمتگزار حضرت امام حسن عسکری (ع) بود و نامه های آن جناب را به شهرها می بردکه پس ازشهادت امام فرزند ایشان را برای نماز بر پیکر پدر مشاهده میکند متن کامل آن در کتب آمده است (15)

10- یکی از کنیزان امام به نام صقیل نقل میکند که امام حسن عسکری (ع) چند لحظه پیش از رحلتش خطاب به فرزند بزرگوارش فرمود :«ترامژده باد فرزندم !که تو صاحب الزمان هستی ،تو مهدی هستی ،تو حجت خدا برروی زمین هستی ،تو فرزند وجانشین من هستی »(16)
قابل ذکر است که برخی مورخان او را به اشتباه همان نرجس خاتون (س) مادر امام زمان میدانند ومعتقدند در هنگام شهادت امام نرجس خاتون زنده بوده است الله اعلم

11-ابونصر ظریف از غلامان امام حسن عسکری (ع) میگوید :
«هنگامی که حجت خدا به دنیا آمد ،همه دودمان امامت خوشحال ومسرور شدند وچون بزرگ شد به من دستور داده شد که هر روز همراه گوشت ،یک عدد استخوان مغز دار هم خریداری کنم وگفته میشد که مغز استخوان برای مولای کوچک ماست »(17)
همچنین گفته میشود ابو نصر خادم، حضرت مهدى (علیه السلام) را در گهواره ملاقات نموده است.(18)

12- مسرور خادم(آشپز) غلام امام حسن عسکری (ع) نیز به دیدار امام زمان (ع) اعتراف کرده (19)

شهادت یاران بسیار نزدیک امام حسن عسکری (ع) ودیگران برولادت امام زمان (عج) :

1- شیخ حرّ عاملی؛ می‏گوید: «کلینی ودیگران به سندهایشان نقل کرده‏اند که جماعت زیادی امام زمان (ع) را بعد از ولادتش ملاقات کردند که از آن جمله عبارتند از: محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر،حکیمه دختر محمّد بن علیّ عموی پدرش، ابوعلی بن مطهر،خادم ابراهیم بن عبده، ابو عبداللَّه بن صالح، ابراهیم بن ادریس،جعفر بن علی عمویش، عمرواهوازی، ظریف خادم، فارسی، مدائنی ودیگران».(20)

2 - حمزه بن ابوالفتح ، از یاران امام که به حسن بن منذر گفت : «بشارت ، بشارت ، دیشب در دودمان امامت مولودى به دنیا آمد، که به فرمان امام این راز باید مکتوم بماند.»(21)
3- امام یازدهم(ع) پس از تولد امام مهدی(عج) به برخی از یاران خاص دستور دادند برای مولود جدید گوسفندی عقیقه کنند و به گروهی از شیعیان بدهند.همانند عثمان بن سعید وعقیقه

4- حسن بن حسین علوی(عسکری) معروف به ابوالفضل ، از نواده هاى امام حسن مجتبى (علیه السلام )، که به محضر امام حسن عسکرى (علیه السلام ) مى شتابد و میلاد مسعود آن خورشید فروزان را تبریک مى گوید.(22)

5 - گروهى از شیعیان حسن عسکرى (علیه السلام )، در سومین روز ولادت آن قبله موعود و کعبه مقصود، عده اى ازشیعیان مورد اعتماد را گرد آورد و آن مهر فروزان را برآنها نشان داد و فرمود:
هذا صاحبکم من بعدى ، و خلیفتى علیکم ، و هو القائم الذى تمتد الیه الاءعناق بالانتظار، فاذا المتلاءت الاءرض جورا و ظلما، خرج فملاءها قسطا و عدلا:
«این جانشین من در میان شما، و صاحب شما بعد از من است . او همان قائم - (علیه السلام ) - است که در انتظارش گردنها کشیده مى شود، هنگامى که زمین پر از ظلم و ستم شد او ظاهر مى شود و آن را پر از عدل و داد نماید.»(23)

6- احمد بن اسحاق بن سعد اشتری از صحابه خاص واز موثقین امام حسن عسکری ،نقل میکند که به قصد زیارت امام حسن وبرای اینکه بپرسم که وصی وجانشینش چه کسی خواهد بود به نزد ایشان رفتم حضرت پیش از آنکه سؤال کنم فرمود« ای احمد بن اسحاق خداوند زمین را از اول خلقت آدم تاکنون خالی از حجت نگذاشته وبعداز این هم نخواهد گذاشت تاروز قیامت ،وبه وسیله همین حجت است که بلا را از زمین دور کرده وباران رحمت خود به آن با ریده وبرکات خود از زمین خارج میسازد» احمدبن اسحاق میگوید :گفتم :«یابن رسول الله پس امام وخلیفه بعد از شما که خواهد بود ؟» امام فورابرخواست وداخل یکی از اتاقها شد وطولی نکشید که بیرون آمد درحالیکه فرزندی به دوش داشت که صورتش مثل ماه شب چهارده میدرخشید وفرمود« ای احمد بن اسحاق اگر نه این بود که تودرنزد خداوحجج الهی محترم ومکرمی ،هرآینه این فرزندم راکه همنام وهم کنیه پیغمبراست به تونشان نمیدادم این کسی است که زمین را پراز عدل وداد خواهد کرد بعد از آنکه آکنده از ظلم وستم شده باشد ای احمد بن اسحاق مثل او مانند حضرت خضروذوالقرنین است بحق خدا غیبتی خواهد کرد که درآن غیبت جزافرادی که آنها را وضع ابرجاداشته وتوفیق دعا برای تعجیل ظهور به آنها کرامت کرده است همه هلاک خواهند شد» احمد بن اسحاق میگوید عرض کردم :«مولای من آیاعلامتی هست که قلب من مطمئن وآرام گیرد ؟»:یک مرتبه دیدم خود بچه بازبان عربی فصیح فرمود :«منم بقیه الله درروی زمین ومنم انتقام گیرنده از دشمنان خدا،وبعداز این ای احمد بن اسحاق اثری از من مجوی» (24)

7- کامل بن ابراهیم مدنی از بزرگام مفوضه بود وبعدا به برکت ولی عصر (ع) هدایت اوروزی برای پرسیدن سئوالاتی نزد امام حسن عسکری میرود در خانه کنار دری که پرده ای در آن آویزان بوده مینشیند بادی می آید وپرده کنار میرود وآن هنگام ولی عصر راکه کودکی تقریبا چهار ساله بوده مشاهده میکند بعد امام حسن عسکری تمام سوالات او را بدون اینکه از او بپرسد جواب میدهد ودر آخر عنوان میکند« برای چه نشسته ای که پرسشهایت را حجت خدا بعد از من پاسخ گفت» کامل بن ابراهیم بلند میشود در حالی که به برکت وجود امام زمان عقیده اش اصلاح شده بود متن کامل جریان او در کتابها آمده است (25)

8- عمرواهوازی هم کسی بود که امام حسن عسکری فرزندش را به او نشان داد وفرمود «هذا صاحبکم »(26)

9- امام حسن عسکری (ع) چند روز قبل از شهادتشان درمجلسی که چهل نفر از صحابه وارادتمندان مخلص که من جمله محمد بن عثمان عمری ،معاویه بن حکیم ومحمدبن ایوب ین نوح در آن جمع بودند فرزند خود رابه آنها نشان داد وفرمود :این امام شما است بعدازمن وخلیفه است برشما،از وی اطاعت کنید وبعداز من ازهم جداومتفرق نشوید که سرانجام درگرداب عقاید گوناگون هلاک خواهید شد سپس برای توجه آنها اضافه کرد این تنها فرصتی است که برای دیدار شما از مهدی (ع) پیش آمده وبعداز امروز دیگر اورانخواهید دید(27)
در میان چهل نفر یاد شده، محمد بن عثمان، على بن بلال، محمد بن معاویه بن حکیم، حسن بن ایوب بن نوح و ... که از شخصیت هاى برجسته و مورد اعتماد شیعه بودند، نیز حضور داشتند
حدیث فوق را مرحوم شیخ طوسی در کتاب الغیبة نقل می‌کند و اسم احمد بن هلال را نیز که در این جمع 40 نفر بوده است آورده است
در بحارالانوار همین حدیث نقل شده است. راوی می‌گوید وقتی از امام بعد ایشان سؤال کردیم، بعد از ساعتی ناگهان پسری مثل قرص ماه و شبیه‌ترین مردم به امام عسکری ظاهر شد. سپس امام (ع) فرمود: «هذا امامکم من بعدی»
در نقل بحارالانوار، اسم علی بن بلال نیز آورده شده است

10- یعقوب بن منقوش :
ازگواهان ولادت امام عصر(ع) بوده است. وی مى گوید:« به محضر امام حسن عسکرى(ع) شرفیاب شدم. امام بر فراز سکَویى در صحن خانه نشسته بود و درکنار آن حضرت پرده اى آویخته بود». عرض کردم: «مولاى من صاحب این امر- بعد از شما- کیست؟»فرمود: « پرده را کنار بزن. پرده راکنار زدم، کود کى بیرون آمد و روى زانوى پدر بزرگوارش نشست.
امام خطاب به من فرمود: «این- فرزندم- صاحب این امر است. آن گاه خطاب به فرزندش فرمود: تا وقت تعیین شده، داخل خانه شو. حجت خدا وارد خانه شد. آن گاه امام خطاب به من فرمود: اى یعقوب نگاه کن، ببین چه کسى در خانه هست؟ وارد خانه شدم وکسى را در آن جا نیافتم »(28)
امام حسن عسکرى(ع) این گونه شیعیان را به غیبت حضرت بقیة الله تمرین مى دهد تا با آن انس بگیرندوبرایشان توجیه شود

11- در روایت ابو سهل نوبختی که از متکلمان بوده و گرایش معتزلی داشته تصریح به رویت امام زمان شده
ابوسهل نوبختی می گوید خدمت امام حسن عسکری (ع) رسیدم در هنگام بیماری حضرت ، که به همان بیماری از دنیا رحلت فرمود. در نزد آن حضرت بودم که به خادم خود فرمود : «ای عقیه ، برای من آب جوشانیده و دارو بیاور». پس جوشانید و صیقل ، مادر حضرت حجه (عج) ، آن را برای امام حسن (ع) آورد. همین که پیمانه را به دست آن جناب داد و خواست بیاشامد ، دست مبارکش لرزید و قدح به دندانهای نازنینش خورد.
پیمانه را پایین گذاشت و به عقیه فرمود : «داخل این اتاق می شوی ، کودکی در حال سجده می بینی ، او را نزد من بیاور». ابوسهل می گوید که عقیه گفت : من برای پیدا کردن آن طفل داخل شدم . ناگاه به نظرم به کودکی افتاد که سر به سجده نهاده بود و انگشت سبابه خود را به سوی آسمان بلند کرده بود. بر آن جناب سلام کردم . نماز خود را مختصر کرد و چون تمام کرد ، عرض کردم : مولای من می فرماید شما نزد وی بروید». در این هنگام ، مادرش صیقل آمد و دستش را گرفت و او را به نزد پدرش امام حسن (ع) برد.
ابوسهل می گوید چون آن کودک به خدمت امام حسن (ع) رسید ، سلام کرد و من به او نگاه کردم . دیدم که رنگ مبارکش روشن است و موی سرش پیچیده است و بین دندانهایش فاصله است . همین که امام حسن (ع) نگاهش به کودکش افتاد ، گریست و فرمود : «ای سید اهل بیت ! مرا آب بده ، همانا من به سوی پروردگار خود می روم .» آن آقازاده آن پیمانه آب جوشانیده را با دارو به دست خویش گرفت و پدر را سیراب کرد .
چون امام حسن عسکری (ع) آب را آشامید ، فرمود : «مرا برای نماز مهیا کنید». پس در کنار آن حضرت دستمالی افکندند و آن کودک پدر خود را یک مرتبه وضو داد و بر سر و قدمهای او مسح کشید ، پس امام حسن عسکری (ع) به وی فرمود : «بشارت باد تو را ای پسرک من ، تویی مهدی و حجت خدا بر روی زمین ، و تویی پسر من و منم پدر تو ، تویی محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب (ع) ، پدر تو رسول خدا (ص) است و تویی خاتم ائمه طاهرین و بشارت داد به تو رسول خدا (ص) و نام و کنیه داد تو را ، و این عهدی است به من از پدرم و از پدرهای پاک تو ». آنگاه امام حسن عسکری (ع) در همان وقت وفات کرد . (29)

12- عیسی بن مهدی جواهری میگوید :
به پیشگاه کعبه مقصود وقبله موعود شرفیاب شدم آنچنان از شوق دیدار مدهوش شدم که پنداشتم عقل از سرم پریده است حضرت بقیة الله فرمود :
«ای عیسی اگر تکذیب منکران نبود به تو افتخار دیدار نمیدادیم ،که میگویند کجاست ؟از کی هست ؟ کجامتولد شده ؟چه کسی اورادیده ؟ چه نشانه هایی از او دیده اید ؟ چه خبرهایی از او به شما رسیده است ؟ چه معجزاتی از او سر زده است ؟ ای عیسی !آنچه دیدی به دوستان ما بازگو کن ولی هرگز به دشمنان ما نگو که از این کرامتها محروم گردی »(30)

13- ابراهیم بن محمد تبریزی میگوید :
« روز رحلت حضرت امام حسن عسکری (ع) در سامراوارد دودمان امامت شدم جنازه آنحضرت را آوردند وما 39 نفر بودیم که یک کودک به ظاهر 10 ساله بیرون آمد عبای خود را به سر مبارکش کشیده بود هنگامی که در صحن خانه ظاهر شد ،همه ما پیش از آنکه او را بشناسیم ،در مقابل شکوه ،هیبت ،عظمت ووقارش بی اختیار به پا خواستیم در برابر جنازه ایستاد وهمگی در پشت سرش صف کشیدیم وبه امامت او بر پدر بزرگوارش نماز خواندیم چون از نماز فارغ شد به یکی از اطاقهای منزل وارد شد که از غیر آن بیرون آمده بود »(31)
عین همین مطلب از زبان یکی دیگر از حاضران به نام احمدبن عبدالله هاشمی نیز نقل شده است(32)

14- کسانی که برجنازه امام حسن عسکری نماز خواندند وامام زمان (ع) را به چشم خود دیدند وبه این امر شهادت داده اند 39 نفر هستند که اسامی برخی از آنها : ابراهیم بن محمد تبریزی ،احمد بن عبدالله هاشمی ، ابولادیان ، ابوسهل ،اسماعیل بن علی نوبختی ، ابوالحسن ،ضراب اصفهانی ، راشد اسد آبادی ، ابوراجح حمامی ، کامل بن ابراهیم ، رشیق صاحب المادرای و...

15- گروهی از شیعیان قم رهسپار سامراء شدندودر پی جریاناتی پس از شهادت امام حسن عسکری (ع) با امام زمان ملاقات میکنند وبه دیدن او شهادت داده اند متن کامل این ماجرا درکتب آمده است (33)

16- محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر(ع) که از شخصیتهای برجسته اهل بیت بود میگوید : «فرزند دلبند حضرت امام حسن عسکری (ع) را در میان دومسجد دیدم که جوانی نورس بود »(34)
17- محمد بن ادریس ازکسانى است که شاهد تولد حضرت مهدى(ع)بوده است. وی مى گوید: حجت خدا را پس از رحلت امام حسن عسکرى (ع) دیدم و بر سر و صورتش بوسه زدم (35)

18- ابراهیم بن ادریس :از جمله کسانى است که از تولد حضرت، اطلاع یافته واز آن خبر داده است. وى فرمود: من پس از رحلت یازدهمین امام نور، فرزند گرانمایه اش حضرت مهدى (ع) را که گویا جوانى بیست ساله بود، زیارت کردم وپیشانى و دست مبارک او را بوسه باران ساختم.
عبدالله بن صالح میگوید :« حضرت بقیة الله را در مقابل حجرالاسود دیدم که مردم به طرف حجرالاسود هجوم میبردند واو میفرمود : «به این مامور نیستند »(36) یعنی آنها مامور نیستند که اینچنین برای استلام حجر هجوم کنند ومزاحم طواف دیگران باشند

19- زهری میگوید:« حضرت بقیة الله (عج) را دیدم که جمال دل آرای او نیکوترین صورتها وعطر ساطع از وجود شریفش خوشبوترین عطر در جهان بود جز این جملات کوتاه با من سخن نگفت فقط فرمود « ملعون است ملعون است کسی که نماز عشاء را به قدری تاخیر بیندازد که ستاره ها در هم فرو رود ملعون است ملعون است کسی که نماز صبح را به قدری تاخیر بیندازد که ستاره ها کلا ناپدید شود »(37)

20 - شخص دیگری از فارس به قصدتشرف وخدمتگذاری به خدمت امام میرودحضرت هم به وی اجازه میدهند کهوارد خانه شود وهمانجا بماند ،آن مرد میگوید من درخانه امام بودم وهمراه خدمتگذاران از بازار برای خانه چیز میخریدم وجضرت به من دستور داده بودند هروقت زنان درخانه نیستند بدون اجازه وارد شو ،روزی بدون اجازه وارد شدم که یکمرتبه حضرت صدازدند حرکت مکن جای خود باش جرات نداشتم که برگردم ویا وارد شوم بعداز مدتی کنیزی آمد که چیزی در دست داشت ولای پارچه پیچیده بود وبه من گفت وارد شو وارد شدم آنگاه حضرت کنیز را صدازدند وفرمودند بیا وپرده از روی آنچه دردست داری بردار وقتی که روی اورا بازکرد دیدم بچه است که صورتش میدرخشد حضرت فرمودند این است صاحب شما آنگاه به کنیز دستور داد که اوراببر ،بعدازآن اوراندیدم تا پس از شهادت پدرش (38) به علاوه صدها خوشبخت دیگرى که در طول پنج سال - بعد از ولادت تا شهادت پدر بزرگوارش - به محضر آن نور سرمدى تشرف یافته اند، که فهرست چهل نمونه از آنها را در مقدمه جزیره خضرا آورده شده است .(39)

21- عثمان بن سعید عمروی وکیل امام هادی وامام حسن عسکری (ع) ونخستین سفیر حضرت ولی عصر در غیبت صغری میباشند
وقتى حضرت مهدى (ع) به دنیا آمد، اما م حسن عسکرى (ع)، نزدیک ترین صحابه خود- عثمان بن سعید- را به حضور طلبید و به او دستور داد که ده هزار رطل (40)
نان و ده هزار رطل گوشت خریده و در میان بنى هاشم تقسیم نماید وبرای هریک از اصحاب یک گوسفند ضبح شده فرستاد ویکی از اصحاب رامامور توزیع صدقات کرد (41)
و براى تعدادی از کسانى که در خارج سامراء هستند، گوسفند زنده مى فرستد تا به نیت عقیقه حضرت مهدى (ع) ذبح کرده و بخورند. دوگوسفند براى ابراهیم بن ادریس مى فرستد و مى نویسد: این گوسفندها را ذبح کن و به عنوان عقیقه مولایت بخور و برادرانت را دعوت کن و اطعام بده (42)

22- سعدبن عبدالله قمى در زمان حیات امام حسن عسکرى (علیه السلام) با جمعى براى زیارت امام حسن (علیه السلام)به سامرا رفتند، در طرف راست امام کودکى را مشاهده نمودند که مانند ماه درخشان بود. پرسیدند: این کیست؟ فرمود: مهدى قائم آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم)است.(43)

23- سیماء که یکی از رجال خلیفه بود وهمواره مترصد فرصتی بود که به حضرت ولی عصر (ع) آسیب برساند میگوید :
« به خانه امام عسکری وارد شدم در خانه را شکستم ویک عدد تبرزین درآنجا یافتم وبرداشتم پس ناگهان با حضرت مهدی روبرو شدم که به من فرمود در خانه من چه میکنی ؟ گفتم جعفر خیال میکند که پدرت فرزندی نداشت اگر خانه مال تو باشد من برمیگردم ....»(44) این داستان توسط نسیم خادم نیز روایت شده

شهادت وکلای امام مهدی ومطلعین از معجزات ایشان به ملاقات آن حضرت :
اسامی شاهدان ولادت رادر قالبی دیگر نام میبریم وکلاء وغیر وکلاء ....
شیخ صدوق اسامى افرادى راکه وکلاى امام بوده ویا به معجزات امام آگاه بوده وایشان را زیارت کرده اند، ذکرکرده است جالب اینکه آنها از نقاط وشهرهای متفاوتی هستند وبا اندک تاملی میتوان دریافت که اینان از جهت تعداد به حد تواتر رسیده اند خصوصا با توجه به تفاوت چشمگیر مناطق جغرافیایی سرزمین های آنها ،هم دستی وتوافق بردروغ پراکنی وجعل خبرشان محال است . که نام هاى برخى از ایشان عبارتند از:

الف ) وکلاء :
1- از بغداد: عمرى و فرزندش، حاجز، بلالى و عطار:
2- ازکوفه: عاصمى
3- از اهواز: محمد بن ابراهیم بن مهزیار
4- از قم: احمد بن اسحاق
5- از همدان: محمد بن صالح
6- از رى : بسامى، اسدى( یعنى محمد بن ابو عبدالله کوفى)
7- از آذربایجان : قاسم بن علاء
8- از نیشابور: محمد بن شاذان.

ب ) غیر وکلاء :
1- از بغداد: ابوالقاسم بن ابو حلیس، ابو عبدالله کندى، ابو عبدالله جنیدى، هارون قزاز، نیلى، ابوالقاسم بن دبیس،
ابو عبدالله بن فروخ، مسرور طباخ غلام ابوالحسن(ع) ،احمد و محمد دو فرزند حسن و اسحاق کاتب از بنى نوبخت و ...
2- از همدان : محمد بن کشمرد، جعفر بن حمدان و محمد بن هارون بن عمران
3- از دینور: حسن بن هارون، احمد بن اخَیه و ابوالحسن
4- از اصفهان: ابن باشاذالة
5- از صیمره: زیدان
6- از قم : حسن بن نضر، محمد بن محمد، على بن محمد بن اسحاق وپدر وى وحسن بن یعقوب
7- از رى : قاسم بن موسى وپسرش، ابو محمد بن هارون، على بن محمد، محمد بن محمد کلینى وابو جعفر رفاء
8- از قزوین: مرداس وعلى بن محمد
9- از نیشابور: محمد بن شعیب بن صالح
10- از یمن: فضل بن یزید، حسن بن فضل بن یزید، جعفرى، ابن اعجمى وعلى بن محمد شمشاطى
11- از مصر: ابو رجاء وغیر او
12- از نصیبین: ابو محمد حسن بن وجناء نصیبى

لازم به ذکر است که شیخ صدوق اسامی افرادی راکه از مناطق شهرزور ،فارس ،قابس ومرو بوده اند وبه شرف زیارت حضرت نائل گشته اند را هم ذکر کرده است که همگی به دیدن امام زمان (ع) شهادت داده اند (45)

شاهدان ملاقات نواب اربعه با امام زمان (ع) :
در تاریخ نام عده بسیاری گفته شده که از طریق واسطه ( نواب اربعه ) پی به وجود مقدس آن حضرت برده اند و بسیاری از آنها خود هم امام را مشاهده کرده اندآنها شهادت داده اند که امام زمان وجود داشته ودر دوران غیبت صغری رابطانی داشته است که این خود جوابی است برای کسانی که ادعا دارند نواب اربعه ساخته شیعیان است و چه کسی به وجود آنها شهادت میدهد؟!در حالی که حتی امامی هم وجود نداشته است !!
ما در این بخش تعدادی از این شاهدان را نام میبریم علاقمندان میتوانند به کتبی که این روایات در آنها نقل شده مراجعه کنندوشرح واقعه را جویا شوند :
1- ابراهیم بن ادریس ابواحمد(46)
2- ابراهیم بن عبدة نیشابوری (47)
3- ابراهیم بن محمد تبریزی (48)
4- ابراهیم بن مهزیار ابواسحاق اهوازی (49)
5- احمد بن اسحاق بن سعد اشعری (50)
6- احمد بن حسین بن عبدالملک ابوجعفر ازدی (یا اودی )(51)
7- احمد بن عبدالله هاشمی از فرزندان عباس به همراه 39 نفر دیگر(52)
8- احمدبن هلال ابو جعفر عبرتائی (که غالی وملعون گشته وبا او عده ای همراه بودند از جمله علی بن بلال ،محمد بن معاویة بن حکیم ، حسن بن ایوب بن نوح وعثمان بن سعید عمری تا چهل مرد(53)
9- احمد بن محمد بن مطهر ابوعلی (از اصحاب امام هادی وامام عسکری (ع) )(54)
10- اسماعیل بن علی نوبختی ابوسهل (55)
11- ابوعبدالله بن صالح (56)
12- ابومحمد حسن بن وجناء نصیبی (57)
13- ابوهارون (از مشایخ محمد بن حسن کرخی ) (58)
14- جعفر کذاب ( عموی امام زمان (ع) که حضرت رادوبار زیارت کرده است )(59)
15- حکیمه خاتون دختر امام جواد (ع) (60)
16- الزهری (یا الزهرانی که جناب عمری نیز با وی همراه بوده است )(61)
17- رشیق صاحب المادری (62)
18- ابوالقاسم الروحی (63)
19- عبدالله سوری (64)
20- عمر.واهوازی (65)
21- علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی (66)
22- علی بن محمد شمشاطی (فرستاده جعفربن ابراهیم یمانی ) (67)
23- کامل بن ابراهیم مدنی(68)
24- ابو عمرو عثمان بن سعید عمری (69)
25- محمد بن احمد انصاری ابو نعیم زیدی (به همراه وی ابوعلی محمودی ، علان کلینی ، ابوهیثم دیناری ، ابوجعفر احول همدانی و سید محمد بن قاسم علوی عقیقی که برسی تن بالغ میشوند )(70)
26- سید موسی محمد بن اسماعیل بن امام کاظم (ع) (که سالخورده ترین سادات در زمان خویش بود ) (71)
27- محمد بن جعفر ابو عباس حمیری ( در راس هیاتی از شیعیان شهر قم ) (72)
28- محمد بن حسن بن عبیدالله تمیمی زیدی معروف به ابو سورة (73)
29- محمد بن صالح بن علی بن محمد بن قنبر بزرگ غلام امام رضا (ع)(74)
30- محمد بن عثمان عمری (که با اجازه امام حسن عسکری (ع) به همراه چهل تن امام رادیدند(75)
وغیره.....

یک شبهه
آیا صرف شهادت چند زن من جمله حکیمه خاتون میتواند موجب اثبات وجود امام باشد ؟
آیا میتوان به گفته چند زن قبول کرد که امام زمان متولد شده است واین مسخره نیست که شیعیان ومسلمانان این مطلب رااینگونه قبول میکنند؟

پاسخ :
اولا ما درتاریخ صدر اسلام زنانی داریم که از نظر مقام ومنزلت از هزاران مرد بهترند مثلا بانو فاطمه زهرا(س) ویا حضرت زینب(س) وغیره...حکیمه خاتون وجده مادر امام حسن عسکری(ع) چنانچه در تاریخ میخوانیم از زنان بلند پایه آن روزگار هستند که کسی در سخنان آنان شک ندارد
از طرفی مگر زن چه اشکالی از نظر خلقت دارد که نباید به گفته این آقایان به درستی سخن آنها اکتفا کرد وچون زن هستند ومردی شاهد ولادت نبوده باید حرف آنها را دروغ پنداشت در حالی که خود امام حسن عسکری (ع) هم شاهد ولادت است ( به قول آقای استاد علی اکبر مهدی‌پور) در جواب اینگونه افراد
البته ادب ایجاب می‌کند که مسئله را پوشیده عرض کنم و بگویم وقتی این آقا ویا خانم x که نمیخواهیم اسمشان برده شود می‌‌خواستند متولد بشوند آیا به همه‌ی خبرگزاری‌ها خبر داده بودند؟ و آیا مادرشان این‌ها را وسط چهارراه زاییده‌اند و همه‌ از ولادتشان فیلم گرفته‌اند. این طبیعی است که وقتی فرزندی در خانه‌ای متولد می‌شود، یک یا دو نفر و آن هم از بانوان در حین ولادت حضور پیدا می‌کنند. بعدها هم‌سایه‌ها و بستگان می‌آیند و این نوزاد را می‌بینند و خبرش پخش می‌شود.
از ایشان میپرسم شاهد ولادت شما چه کسی بوده اگر مردانی شاهد ولادت شما بوده اند که به مادرتان حتما از طرف من یک متاسفم بگویید !!زیرا از هرزنی بپرسید مطمئنا تعجب میکند وعنوان میکند که مادرتان کار ضد اخلاقی انجام داده ! اگرشاهد ولادت شما زن بوده پس به گفته خودتان استناد میکنیم شما وجود نداریدچون نباید به گفته یک زن اعتماد کرد ! منهم شرمنده !نمی توانم جواب کسی را که وجود ندارد بدهم !!!من فقط میگویم فلانی اول برو مشکلت را با خانم ها حل کن بعد بیا گرد وخاک کن و وجود امام زمان را زیر سئوال ببر!

یک شبهه
دربعضی مقالات گفته شده شاهدان تاریخی موجودیت امام دوازدهم بسیار نادرند و آنها نیز با شک و تردید بیان کرده‌اند؛

پاسخ

نباید دلایل فراوان بر وجود مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را منحصر در شاهدان عینی هنگام ولایت کرد و بعد هم مدعی شد که حکیمه خاتون تنها شاهد ولادت بوده آن هم در تردید و شک!
وقتی ما با شخصیت والای حکیمه خاتون (س) آشنا باشیم هیچگاه به سخنان موثق ایشان شک نمیکنیم از طرفی ایشان همانگونه که بیان کردیم تنها شاهد ولادت امام زمان (ع) نبودند حال آن‌که مرحوم صدوق و مرحوم طوسی و علمای دیگر ده‌ها نفر را نام برده‌اند که پس از ولادت مهدی و در زمان امام عسکری(علیه السلام) به محضر آن حضرت شرف‌یاب شده‌اند و مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را با چشم خود مشاهده کرده‌اند. مثلا در کتاب در انتظار ققنوس با استفاده از منابع معتبر روایی نام 46 نفر را که حضرت را در همان دوران دیده‌اند آورده شده که بعضی با گروه پنجاه نفری خدمت امام می‌رسیدند لذا صدها نفر در همان دوران کودکی امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را در محضر امام عسکری(علیه السلام) دیده‌اند و گزارش کرده‌اند. حال چگونه نویسنده اینگونه مقالات مدعی می‌شود شاهدان تاریخی موجودیت امام دوازدهم بسیار نادرند جای تأمل دارد.
در این‌جا توجه به این نکته مهم نیز لازم است که برعکس آن‌چه ادعا می‌شود که «شیخ صدوق (م 381) برای اولین بار این جریان را نقل کرده» باید گفت قبل از ایشان مرحوم ثقة الاسلام کلینی (م 328) که خود در پایان غیبت صغری رحلت کرده است یعنی تمام عمر او در دوران غیبت صغری بوده است در معتبرترین کتاب شیعه یعنی «کافی» می‌آورد حکیمه خاتون امام مهدی را در شب تولد و بعد از آن دیده است. از طرفی در سخن شاهدان ولادت هیچگونه شک وتردیدی مشاهده نمی کنیم وآنها با صراحت به این امر شهادت داده اند ونام تمامی آنها درتاریخ آمده است .بنابراین حضرت متولد شده اند و گرنه ملاقات با ایشان معنا نخواهد داشت
براى اطلاع بیشتر از این، به کتابهاى حدیث مانند غیبت نعمانى ، کمال الدین و بحار الانوار و اثبات الهداة و اربعین خاتون آبادى و منتخب الاثرو کتاب ارزشمند در انتظار ققنوس مراجعه شود.

*****
سئوالی که به ذهنم میرسد اینست که چرا عده ای خود را گول میزنند و چرا اینقدر مغلطه بازی در می آورند برای اینکه وجودی را انکار کنند که جهان به وجودش مقدش استوار است
همانگونه که گفته شده :
لو بقیت الارض بغیر امام لساخت باهلها (76)
اگر زمین خالی از امام بماند ، ساکنانش رادرکام خود فرومیبرد.

مقالات مرتبط دیگر ( حتما بخوانید )


منابع وپی نوشتها :
1- مهج الدعوات ص 36، بحارالانوار ج 94 ص 354 و الامام الجواد ص 375
2- کمال الدین ج 2 ص 424، اعلام الورى ص 394، البرهان ج 3 ص 218، روضه الواعظین ج 2 ص 256، تبصره الولى ص 5، حلیه الابرار ج 2 ص 522، مدینه المعاجز ص 586 و منتخب الانوار المضیئه ص 60.
3- غیبت شیخ طوسى ص 142، دلائل الامامه ص 268، حبیب السیر ج 2 ص 105، ینابیع الموده ص 451.
4- غیبت شیخ طوسی ص 142 ، بحارالانوارمجلسی ج 51 ص 19 وروزگار رهایی علی اکبر مهدی پور ص 150
5- رجوع شود به غیبت طوسى : ص 144 - 146 (ص 242-240)
6- کمال الدین ، ج 2، ص 474.
7- غیبت شیخ طوسى : ص 147، کشف الغمه : ج 3، ص 288، حلیه الاءبرار: ج 5 ص 185. کمال الدین، ص 430
8- حبیب السیر: ج 2 ص 106. کمال الدین، ص 430. الغیبة، طوسی، ص 139 کشف الغمه ج 3 ص 290 ،اعلام اوری ص 345 ،محجة البیضاء ج 4 ص 276 ، بحارالانوار ج 51 ص 5 وجلد 52 ص ص 30 ،الزام الناصب ص 101 ،منتخب الاثر ص 344 ،ینابیع الموده ج 3 ص 112 ومثیر الاحزان ص 297
9- اثبات الهداه : ج 3، ص 699.
10- کشف الغمه ج 3 ص 289 ،محجة البیضاء ج 4 ص 346 ،الزام الناصب ص 100 و104 ، منتخب الاثر ص 360 ، غیبت شیخ طوسی ص 148 ،ینابیع الموده ج 3 ص 126 ،روزگار رهایی ص 157
11- الامام المهدی ص 93 (به نقل از ینابیع الموده ) و ص 132 (به نقل از بحار الانوار)
12- کمال الدین ج 2 باب 43 ص 474 از حدیث 25 به بعد و باب 42 ص 431 ح 7 و الغیبة ص 272 ح 237 وص 273 تا ص 276 ح 238
13- کمال الدین : ج 2 ص 441.
14- الثاقب فى المناقب : ص 584 و روضه الواعظین : ص 260.
15- ر. ک منتهی الآمال ،ص1035 ، کمال الدین و تمام النعمه ، ج 2 ،ص476-479 ؛ غیبت ،ص155.بحارالانوار ج 52 ص 67 ، منتخب الاثر ص 367 ، الزام الناصب ص108 ، وفاة العسکری ص 39 ، ینابیع الموده ج 3 ص 124
16- بحارالانوار ج 52 ص 17،الزام الناصب ص 104 ،منتخب الاثر ص 345 وروزگار رهایی ص 151
17- بحارالانوار ج 51 ص 22 ،ارشاد مفید ص 330 ،غیبت شیخ طوسی ص 148 واصول کافی ج 1 ص 330 ،روزگار رهایی ص 157
18- کشف الغمه، ج 2، ص 499 و اثبات الهداة، ج 7، ص 344.
19- کمال الدین ج 2 باب 43 ص 442 ح 16
20- اثبات الهداة، ج 3، ص 442.
21- کمال الدین : ج 2، ص 434.
22- غیبت طوسى : ص 151. بحارالأنوار، ج 51، ص 17، ح24.منتخب الاثر ص 343، الامام المهدی ص 128
23- ینابیع الموده، ص460، منتخب الاثر نگارنده، ص342، کمال الدین : ج 2، ص 431.
24- کتاب منتخب‏الاثر، ص 345، بشاره الاسلام ص 167 ، کشف الغمه ج 3 ص 316 ،اعلام الوری ص 412 ، المحجةالبیضاء ج 4 ص 339 ، ینابیع المودة ج 3 ص 339 ، الزام الناصب ص 69 و104 و142 ، غیبت شیخ طوسی ص 146 ،الام المهدی ص 134 وروزگار رهایی علی اکبرمهدی پور ص 161
25- ر.ک الغیبة، طوسی ، ص (148) و 247.کشف الغمه ج 3 ص 289 ،محجة البیضاء ص 346 ،منتخب الاثر ص 348،ینابیع الموده ج 3 ص 123 والزام الناصب ص 100
26- ارشاد شیخ مفید ص 329 و330(ص 348.)
27- کمال الدین خطی
28- کشف الغمه ج 3 ص 317 ،منتخب الاثر ص 356 ،بحارالانوار ج 52 ص 25 ،الزام الناصب ص 104 ،اعلام اوری ص 413 ،ینابیع الموده ج 3 ص 124
29- غیبت ، ص165؛ منتهی الآمال ، ص 1038).
30- منتخب الاثر ص 376 وروزگار رهایی ص 163
31- بحارالانوار ج 52 ص 5 ،روزگار رهایی ص 163و164،ارشاد مفید ص 330 والامام المهدیص 129
32- الزام الناصب ص 94 وروزگار رهایی ص 164
33- ر.ک الزام الناصب ص 106 وارشاد مفید ص 320 و325 وروزگار رهایی ص 165 و166
34- ارشاد شیخ مفید ص 329 ،منتخب الاثر ص 358 ،اصول کافی ج1 ص 330 ،اعلام الوری ص 396 وینابیع الموده ج 3 ص 123
35- .ارشاد مفید ص 330 ، غیبت شیخ ظوسی ص 162 ، اصول کافی ج 1 ص 331 ، اعلام الوری ص 397 ، ینابیع الموده ج 3 ص 123 والامام المهدی ص 129
36- منتخب الاثر ص 372 ، ارشاد مفید ص 330 ، غیبت شیخ طوسی ص 162 ، اصول کافی ج 1 ص 331
37- بحارالانوار ج 52 ص 15 ،والزام الناصب ص 113
38- کمال الدین ص 109 وص110 واصول کافی
39- جزیره خضرا: ص 14 - 25.
40- هر رطل عراقى برابر 84 مثقال است.
41- کمال الدین ص431.،منتخب الاثر ص 341 ،بحارالانوار جلد 51 ص 5 والامام المهدی ص 127
42- غیبة طوس ص 148
43- الزام الناصب، ج 1، ص 342.
44- بحارالانوار ج 52 ص 13 ، غیبت شیخ طوسی ص 162 واصول کافی ج 1 ص 332 وروزگار رهایی ص 167
45- کمال الدین ج 2 باب 43 ص 442 و443 ح 16 ، کتاب در انتظار ققنوس ص 154 تا156
46- کافی ج 1 باب 77 ص 331 ح 8 ،ارشاد شیخ مفید ج 2 ص 253 ،الغیبة ص 268 ح 232 وص 357 ح319
47- کافی همان ح 6 ،االارشاد ج 2 ص 352 ،الغیبة ص 268 ح 231
48- غیبة ص 259 ح226
49- کمال الدین ج2 باب 43 ص 445 ح 19
50- پیشین باب 38 ص 384 ح 1
51- پیشین ص 444 ح 18 ،غیبة ص 253 ح 223
52- غیبة ص 258 ح 226
53- پیشین ص 357 ح 319
54- الکافی ج 1 باب 77 ص 331 ح 5 ، الارشاد ج 2 ص 352 ،غیبة ص 296 ح 233
55- الغیبة ص 272 ح 237
56- کافی ج1 باب 77 ص 331 ح 7 ،الارشاد ج 2 ص 352
57- کمال الدین ج 2 باب 43 ص 443 ح 17
58- پیشین ص 432 ح 9 وص 434 ح 1
59- کافی همان ح 9 ،کمال الدین ج2 باب 43 ص 442 ح 15 ، الارشاد ج 2 ص 353 ، غیبة ص 248 ح 217
60- کافی همان ح 3 ، کمال الدین ج 2 باب 42 ص 424 ح 1 وص 426 ح 2، الارشاد ج 2 ص 351 ، غیبة ص 234 ح 204 ، وص 237 ح 205 و ص 239 ح 207
61- الغیبة ص 271 ح 236
62- پیشین ص 248 ح 218
63- کمال الدین ج 2 باب 45 ص 502 ح 61 ، غیبة ص 320 ح 266 وص 322 ح 269
64- کمال الدین ج 2 باب 43 ص 441 ح 13
65- کافی ج1 باب 76 ص 328 ح 3 وص 332 باب 77 ح 12 ، الارشاد ج 2 ص 353 ، غیبة ص 234 ح 203
66- غیبة ص 263 ح 228
67- کمال الدین ج 2 باب 45 ص 491 ح 14
68- غیبة ص 247 ح 216
69- کافی ج 1 باب 76 ص 329 ح 1 وهمان ص 329 ح 4 وباب 77 ص 331 ح 4 ، الارشاد ج 2 ص 351 ، غیبة ص 355 ح 316
70- کمال الدین ح 2 باب 73 ص 470 ح 24 ، غیبة ص 259 ح 227
71- کافی ج 1 باب 77 ص 330 ح 2 ، الارشاد ج 2 ص 351 ، غیبة ص 268 ح 230
72- کمال الدین ج 2 باب 43 ص 477 از حدیث 6 به بعد
73- غیبة ص 269 ح 234 و ص 270 ح 235
74- کمال الدین ج 2 باب 43 ص 442 ح 15 ، ورجوع شود به کتاب کافی ج 1 باب 77 ص 331 ح 9
75- پیشین باب 43 ص 435 ح 2
76- اصول کافى، ج 1، ص 79، الزام الناصب ص 4و245،غیبت نعمانی ص 69 ،ینابیع الموده ج 3 ص 148 ،عیون الاخبار ج 1 ص 212 غیبت شیخ طوسی ص 132