شهادت مورخان ومحدثان ودانشمندان شیعه وسنی به ولادت امام زمان (ع) - تنها منجی

تنها منجی

شهادت مورخان ومحدثان ودانشمندان شیعه وسنی به ولادت امام زمان (ع)
نویسنده : منتظر ظهور - ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٧
 

در ادامه مبحث شاهدان ولادت واثبات وجود امام زمان (عج) اسامی تعدادی از مورخان ودانشمندان خصوصا سنی مذهب را می آوریم که در طول تاریخ به ولادت ایشان شهادت داده اند تا کذب بودن هر چه بیشتر ادعای دشمنان امام زمان (ع) مبنی بر عدم وجود ایشان مشخص شود
مشهور در میان مورخان و محدثان این است که ولادت با سعادت آن کعبه مقصود و قبله موعود در پگاه روز جمعه 15 شعبان 255 هجرى واقع شده.( 1)
اصل ولادت حضرت مهدى - عجل الله تعالى فرجه الشریف - از ضروریات مذهب و از مسلمات تاریخ است و گذشته از امامان معصوم ، عالمان ، مورخان و محدثان شعیه ، بسیارى از مورخان و محدثان اهل سنت نیز به آن اعتراف کرده ، در کتابهاى پرارج خود به آن تصریح کرده اند که گفتار تعدادى از آنها را به عنوان نمونه در اینجا مى آوریم :


این گروه از علماى اهل سنت انصاف به خرج داده ، تاریخ تولد حضرت ولى عصر روحى فداه را دقیقا همانند علماى شعیه در 15 شعبان 255 هجرى نوشته اند که در این فرصت کوتاه به تعدادى از آنها دست یافتیم و اینک اسامى بیست تن از آنها به ترتیب تقدم زمانى :
1 - ابوبکر احمد بن حسین بن على بیهقى شافعى ، «متوفاى 458 ه » در کتاب شعب الایمان (2).
2 - شمس الدین احمد بن محمد، ابن خلکان ، «متوفاى 681ه»(3)
3 - حمد الله بن ابى بکر بن احمد بن نصر مستوفى ، «متوفاى حدود 750 ه» (4).
4 - ابوالولید محمد ابن شحنه حنفى ، «متوفاى 815 ه» (5)
5 - حافظ محمد بن محمد بن محمود نجار، معروف به خواجه پارسا،«متوفاى 822ه» در کتاب فصول الخطاب.(6)
6 - على بن محمد بن احمد، معروف به ابن صباغ ، «متوفاى 855 ه». (7)
7 - غیاث الدین بن همام الدین ، معروف به خواند میر، « متوفاى 942 ه.» (8)
8 - شمس الدین ، محمد ابن طولون دمشقى حنفى ، « متوفاى 953 ه»(9)
9 - عبدالوهاب شعرانى شافعى ،« متوفاى 973 ه.»(10)
10 - احمد ابن حجر هیثمى مکى ، «متوفاى 974 ه» (11)
11 - سید جمال الدین عطاءالله بن سید غیاث الدین محدث صاحب کتاب روضه الاءحباب « متوفاى 1000ه»(12)
12 - احمد بن یوسف ابوالعباس قرمانى حنفی ، «متوفاى 1019 ه‍.»(13)
13 - عبدالله بن محمد بن عامر شبراوى شافعى ،« متوفاى بعد از 1154 ه‍« (14)
14 - محمد بن احمد سفارینى نابلسى حنبلى ، «متوفاى 1188 ه‍«. (15)
15 - مؤ من بن حسن شبلنجى ، « م 1308 ه‍.»(16)
16 - سلیمان بن ابراهیم قندوزى حنفى ، «متوفاى 1294 ه‍.» (17)
17 - حسن عدوى حمزاوى مالکى مصرى ،« متوفاى 1303 ه‍.»(18)
18 - شهاب الدین احمد بن احمد حلوانى ،« متوفاى 1308 ه‍.»(19)
19 - قاضى بهلول بهجت افندى ، «متوفاى 1350 ه‍.».(20)
20 - خیرالدین زرکلى ، «متوفاى 1396 ه‍« (21)

نامبردگان که همگى از مشاهیر علماى اهل سنت هستند، در آثار گرانقدر خود تصریح کرده اند که ولادت حضرت ولى عصر - عجل الله تعالى فرجه الشریف - در شب جمعه 15 شعبان 255 هجرى واقع شده است

برخى دیگر از علماى اهل سنت روز و ماه آن را تعیین نکرده اند، ولى تصریح کرده اند که حضرت مهدى (علیه السلام ) در سال 255 هجرى جهان را با نور خود منور فرموده است ، که از آن جمله است :
1 - عمادالدین اسماعیل ابوالفداء، «متوفاى 732 ه‍.»(22)
2 - زین الدین عمر بن منفطر، ابن وردى ، «متوفاى 749 ه‍« (23)

برخى از آنان همه مشخصات را دقیقا همانند شیعیان نوشته اند، جز اینکه به جاى نیمه شعبان ، نیمه رمضان 255 هجری ثبت کرده اند ، که از آن جمله است : عبدالرحمن صوفى از مشایخ شاه ولى الله دهلوى ، در کتاب الانتباه فى سلاسل اولیاءالله (24).
و برخى از آنها میلاد مسعود آن مهر تابان را در سالهاى 258 و 259 نوشته اند که از آن جمله است :
1 - ابن ارزق فارقى ، «متوفاى 590 ه» که در کتاب تاریخ میافارقین ولادت آن حضرت را در 19 ربیع الاول 258 هجری ‍نوشته است .(25)
2 - کمال الدین محمد ابن طلحه شافعى ، «متوفاى 652 ه »که ولادت آن حضرت را در 23 رمضان 258 هجری ‍نوشته است .(26)
3 - حسین بن محمد بن حسن مالکى دیاربکرى ، «م 966 هجری » که او نیز 23 رمضان 258 هجری ‍را قید کرده است .(27).
4 - شمس الدین سامى افندى ، «م1322 هجری » که ولادت آن کعبه مقصود را در سال 259 ه‍جری نوشته است .(28)
گروهى از علماى اهل سنت در کتابهاى خود به تناسبهاى مختلف از حضرت بقیه الله (روحى و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا) گفتگو کرده اند و تصریح نموده اند که او فرزند بلافصل امام حسن عسکرى (علیه السلام ) مى باشد. اینها اگرچه از تاریخ دقیق تولد حضرت ولى عصر - عجل الله تعالى فرجه الشریف - بحث نکرده اند، ولى نظر به این که در مورد وفات امام حسن عسکرى (علیه السلام ) هیچ اختلاف نیست و همه مورخان شیعه و سنى وفات آن حضرت را به سال 260 هجرى نوشته اند، لذا محدثان و مورخانى که تصریح مى کنند که حضرت مهدى فرزند بلافصل امام حسن عسکرى است ، در واقع اعتراف مى کنند که حضرت مهدى (علیه السلام ) پیش از آن تاریخ دیده به جهان گشوده است .

این اعترافها مشت محکمى است بر دهان یاوه گویانى که نغمه مهدى نوعى ساز مى کنند!
به دلیل اهمیت این معنى ، فهرست اعترافات تعدادى از بزرگان علماى اهل سنت را که تصریح کرده اند حضرت مهدى فرزند بلافصل امام حسن عسکرى است به ترتیب تقدم زمانى در اینجا مى آوریم :

1 - حافظ ابو محمد بلاذرى ، متوفاى 339 ه که قسمت اعظم عمر خود را در غیبت صغرى سپرى کرده و ده سال هم از غیبت کبرى را درک نموده است ، به پیشگاه آن مهر تابان تشرف یافته ، به استماع حدیثى از آن بزرگوار مفتخر شده است .
متن این حدیث را عبدالعزیز دهلوى ، متوفاى 1239 ه‍ که از دشمنان سرسخت عالم تشیع است ، در کتاب نزهه از پدرش ‍شاه ولى الله دهلوى نقل مى کند، که او نیز در کتاب «مسلسلات » با سلسله سندش از ابن عقله ، از بلاذرى نقل کرده است .(29)
2 - على بن حسین مسعودى ، متوفاى 346 ه‍ که قسمتى از غیبت صغرى را درک نموده ، به هنگام بحث از امام حسن عسکرى (علیه السلام ) مى نویسد: «(او پدر مهدى منتظر، امام دوازدهم شیعیان است ».(30)
3 - ابوعبدالله محمد بن احمد بن یوسف خوارزمى ، متوفاى 383 ه‍از حضرت مهدى (علیه السلام ) به عنوان فرزند بلافصل امام حسن عسکرى (علیه السلام ) نام برده و سلسله نسب آن حضرت را تا امیرمؤ منان (علیه السلام ) برشمرده است .(31)
4 - یحیى بن سلامه خصکفى شافعى ، متوفاى 553 ه‍در قصیده دالیه خود، اسامى مقدس 12 امام معصوم را به نظم درآورده و بعد از امام حسن عسکرى (علیه السلام ) از حضرت ولى عصر (علیه السلام ) و غیبت آن حضرت بحث کرده است .(32)
متن قصیده او را قندورزى نقل کرده است .(33)
5 - ابو محمد عبدالله بن احمد ابن خشاب ، متوفاى 567 ه‍در کتاب تاریخ موالید تصریح مى کند که خلف صالح از فرزندان امام حسن عسکرى است و نام مادرش نرجس و یا سوسن است .(34)
6 - موفق بن احمد مکى ، متوفاى 568 ه‍و مشهور به : اخطب خوارزم با سلسله اسناد خود از رسول اکرم (صلى الله علیه و آله ) روایت مى کند که در شب معراج انوار تابناک امامان معصوم را در سمت راست عرش مشاهده کرده ، اسامى فرد فرد آنها را بیان نموده ، سپس مى فرماید: مهدى در میان آنها چون ستاره اى فروزان مى درخشید، خداوند فرمود: «اى محمد! اینها حجتهاى من هستند و او منتقم عترت تست ، که به عزت و جلال خود سوگند: او حجت واجبه بر دوستان من است ، و انتقام گیرنده از دشمنان من است».(35)
7 - کمال الدین محمد ابن طلحه شافعى ، متوفاى 650 ه‍تصریح کرده که خلف صالح مهدى منتظر (علیه السلام ) فرزند بلافصل امام حسن عسکرى (علیه السلام ) است .
آنگاه نسب او را تا حضرت على (علیه السلام ) برشمرده است .(36)
8- شمس الدین یوسف بن قزاغلى حنفى ، معروف به سبط این جوزى ، و متوفاى 654 ه‍تصریح کرده که آن کعبه مقصود فرزند بلافصل امام حسن عسکرى (علیه السلام ) است و سلسله نسب آن حضرت را تا حضرت على (علیه السلام ) برشمرده است .(37)
9 - محمد بن یوسف گنجى شافعى ، (متوفاى 658 ه) وی در آخرین صفحه از کتاب خود هنگامى که از زندگانى امام حسن عسکرى (علیه السلام ) بحث مى کند مى نویسد:
«... از او فقط یک پسر باقى ماند و او امام منتظر صلوات الله علیه است .(38)
نامبرده در کتاب پرارج ((البیان فى اخبار صاحب الزمان )) بابى را به پاسخ شبهات اختصاص داده ، با دلایل قطعى اثبات کرده که حضرت مهدى (علیه السلام ) از روزى که غائب شده تا به امروز زنده است ، و چنین عمر طولانى از نظر عقل و شرع هیچ مانعى ندارد.(39)
10 - عزالدین على ابن اثیر( متوفاى 630 ه‍ ) در تاریخ پر ارج ((کامل )) به هنگام بحث از امام حسن عسکرى (علیه السلام ) تصریح مى کند که او پدر مهدى منتظر است .(40)
11 - محى الدین ابن عربى ،(متوفاى 637 ه ) در فتوحات مکیه باب 366 :
« بدانید که ناگزیر مهدی قیام خواهد کرد ،اما قیام او واقع نخواهد گشت ،مگر زمانی که زمین از ظلم وستم لبریز گردد سپس مهدی آن را از عدل وداد آکنده کند واگر یک روز از دنیا باقی مانده باشد خداوند آن روز را چنان طولانی میسازد تا آن خلیفه خدا بیاید همو که از خاندان رسول الله واز فرزندان فاطمه است وجدش حسین بن علی بن ابی طالب و پدرش حسن العسکری بن امام علی النقی است
وی همچنین گفته :
«مهدى از عترت رسول خداست . او از فرزندان حضرت فاطمه است .
جدش حسین بن على است . پدر او امام حسن عسکرى ، پسر امام على النقى ، پسر امام محمد تقى ، پسر امام رضا، پسر امام کاظم ، پسر امام صادق ، پسر امام باقر، پسر امام زین العابدین ، پسر امام حسین ، پسر امام على رضى عنه الله است ».
ولی با کمال تعصف مدعیان حفاظت از میراث دینی وفرهنگی دچار وسوسه های نفسانی شده واین اعتراف ابن عربی را از کتاب الفتوحات المکیة حذف کرده اند
ولى نسخه هاى تحریف نشده آن در اختیار بزرگان اهل سنت بوده ، و در کتابهایشان منعکس است ، که به دو نمونه آن دست یافته ایم .
1 - امام عبدالوهاب شعرانى ، (متوفاى 973 ه) متن کامل باب 366 فتوحات مکیه را آورده .(41)
2- شیخ حسن عدوى حمزاوى ، (متوفاى 1303 ه ‍) نیز قسمت عمده این باب را بدون کم و کاست آورده است .(42)
دسترسى این دو دانشمند به متن تحریف نشده فتوحات درقرنهاى دهم و سیزدهم نشانه آن است که در طول قرنها نسخه هاى آن سالم بوده ، بعد از پیدایش چاپ به تحریف آن دست یازیده اند.
تحریف آثار گذشتگان جنایت بسیار بزرگى است که قدر و اعتبار میراث گرانبهاى جهان اسلام را زیر سؤ ال مى برد که با کمال تاسف در چند کشور از جمله مصر رائج مى باشد(43)!
12 - ابراهیم بن محمد جوینى ، متوفاى 703 ه‍حدیثى را روایت مى کند که تصریح دارد بر اینکه امام بعد از امام حسن عسکرى (علیه السلام )، فرزند برومندش قائم منتظر - عجل الله تعالى فرجه الشریف - است ، که به هنگام ظهور بر سراسر جهان هستى فرمانروائى خواهد داشت .(44)
وى همچنین از رسول اکرم (صلى الله علیه و آله ) روایت مى کند که در شب معراج انوار طیبه على و فاطمه و دیگر امامان معصوم را در طرف راست عرش مشاهده نموده ، که همگى صف کشیده به عبادت حق تعالى پرداخته اند و مهدى در میان آنها چون ستاره درخشانى تجلى مى کند.(45)
13 - صلاح الدین صفوى ، متوفاى 746 ه‍در کتاب ((شرح دائره )) تصریح مى کند که مهدى موعود دوازدهمین امام معصوم است که ا ول آنها على بن ابى طالب و آخر آنها حضرت مهدى است .(46)
14 - ابوعبدالله عفیف الدین اسعد بن على بن سلیمان یافعى شافعى ، متوفاى 768 ه‍در پیرامون امام حسن عسکرى (علیه السلام ) بحث مى کند و در پایان مى نویسد: او پدر امام منتظر و صاحب سرداب است .(47)
15 - عبدالله بن محمد مطیرى شافعى ، در کتاب ((الریاض الزاهره )) تصریح مى کند که او پسر امام حسن عسکرى (علیه السلام )، صاحب شمشیر و قائم منتظر است و براى او دو غیبت است .(48)
16 - شمس الدین ابوعبدالله محمد بن احمد ذهبى شافعى ، (متوفاى 748 ه) تصریح کرده که حضرت بقیه الله روحى فداه فرزند امام حسن عسکرى (علیه السلام ) است و هنوز زنده است ، تا خداوند فرمان ظهور دهد و زمین را پر از عدل فرماید.(49)
17 - ابوالمعالى محمد بن عبدالله بن مبارک رفاعى مخزومى ، متوفاى 885 ه‍در کتاب ((صلاح الاخبار فى نسب الساده الفاطمیه الاطهار)) تصریح مى کند که ولى الله اعظم امام زمان (علیه السلام ) فرزند بلافصل امام حسن عسکرى (علیه السلام ) است .(50)
18 - عبدالرحمن بن احمد بن قوام الدین شافعى ، معروف به جامى ، متوفاى 898 ه‍در کتاب پرارج ((شواهد النبوه )) داستان ولادت آن حضرت را مشروحا نوشته ، واز عده اى از اصحاب امام حسن عسکرى (علیه السلام ) نام برده که در عهد امام حسن عسکرى (علیه السلام ) به دیدار آن جمال الهى نائل گشته اند. آنگاه سخنان خود را با اشعار نغزى حسن ختام داده که مطلعش این است :
بیا اى امام هدایت شعار
که بگذشت از حد غم انتظار
ز روى همایون برافکن نقاب
عیان ساز رخسار چون آفتاب (51)
19 - احمد بن حجر هیثمى مکى ، متوفاى 974 ه‍در کتاب «الصواعق المحرقه »، شرح حال کوتاهى از امامان معصوم (علیه السلام ) آورده ، در پایان شرح حال امام حسن عسکرى (علیه السلام ) مى نویسد:
«به سن 28 سالگى در سامرا درگذشت و در کنار پدرش به خاک سپرده شد، گفته مى شود او نیز به وسیله سم از دنیا رفته است ».
سپس مى افزاید: «جز فرزندش ابوالقاسم محمد حجت جانشینى بر جاى نگذاشت ، که به هنگام وفات پدرش پنجساله بود، ولکى در آن سن و سال خداوند حکمت به او عطا فرموده بود».(52)
20 - محمد بن على صبان مصرى شافعى ،( متوفاى 1206 ه )‍ نیز تصریح کرده که آن مهر تابان فرزند بلافصل امام حسن عسکرى (علیه السلام ) است و سلسله نسب او را تا امیرمؤ منان (علیه السلام ) نوشته ، قسمتى از مناقب آن حضرت را برشمرده است .(53)
اینها گروهى از بزرگان اهل سنت هستند که در کتابهاى خود در مورد حضرت مهدى (علیه السلام ) به کلى گوئى اکتفا نکرده اند، بلکه به صراحت گفته اند که مهدى موعود فرزند بلافصل امام حسن عسکرى (علیه السلام ) است
21- سبط بن جوزی حنبلی (م 654 هجری ) وی میگوید :
او محمد بن حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی الرضا بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب است وکنیه اش ابوعبدالله وابوالقاسم است وهمو خلف حجت وصاحب الزمان وقائم ومنتظر وتالی و آخرین فرد از حضرات ائمه است (54)
22- فضل بن روزبهان (م بعد از 909 ه ) وی در کتاب ابطال الباطل سخنی فخیم وونغز در حق اهل بیت بیان میکند وآنگاه چنین مینوسید :
سلام بر قائم منتظر ابوالقاسم آن تندر ونور هدایت که چون خورشیدی در شب تار خواهد دمید نجات خواهد بخشید او که شمشیرش برگزیده است قدرتمند وتوانایی که زمین را از عدل لبریز خواهد کرد آن چنان که از ستم هواپرستان پرخواهد شد سلام بر او وپدرانش ویاورانش تا زمانی که آسمان برافراشته است (55)

در این جا فقط به موارد اندکی اشاره شده، البته کسانی که به این حقیقت اعتراف کرده‌اند، بسیار بیش از آن مقداری است که اشاره شد، و لازم است علاقه‌مندان به کتاب‌های مفصل مراجعه کنند.
برای تفصیل بیشتر ر. ک: لطف اللّه صافی گلپایگانی، منتخب الاثر؛ سیّد ثامر هاشم العمیدی، مهدی منتظر در اندیشه اسلامی، ص185 ـ 200؛ همو، در انتظار ققنوس، ترجمه و تحقیق، مهدی علی زاده، ص188 ـ198.

منابع وپی نوشتها :
1- ثبات الهداه : ج 3 ص 507، اثبات الوصیه : ص 195، ارشاد مفید: ص 346، اصول کافى : ج 1 ص 431، اعلام الورى : ص 393، اعیان الشیعه : ج 2 ص 44، الزام الناصب : ج 1 ص 317، الامام المهدى : ص 9، بحارالانوار: ج 51 ص 1، البرهان : ص 64، جوهره الکلام : ص 157، الذخیره الى المعاد: ص 327، غیبت شیخ طوسى : ص 430، المجالس السنیه : ج 5 ص 479، منتخب الاثر: ص 320، نجم ثاقب : ص 11 و یوم الخلاص : ص 86
2- المهدى الموعود المنتظر ج 1 ص 182.
3- وفیات الاعیان : ج 4 ص 176.
4- تاریخ گزیده : ص 207
5- روض المناظر: ج 1 ص 294.
6- ینابیع الموده : ص 451.
7- الفصول المهمه، ابن صباغ مالکی ،ص200-287 ( ص 227.)
8- حبیب السیر: ج 2 ص 100.
9- ائمه اثناعشر،ابن طولون حنفی ص 117وص 118.
10- الیواقیت و الجواهر: ج 2 ص 145.
11- الصواعق المحرقه : ص 167.
12- کشف الاستار: ص 64.
13- اخبار الدول و آثار الاول، قرمانی حنفی ،فصل 11 ،ص 353و354 ( ص 117).
14- الاتحاف بحب الاشراف : ص 68(178).
15- لوائح الانوار: ج 2 ص 68.
16- نورالابصار، شبلنجی ،ص 186 ( ص 243)
17- ینابیع المودة ، قندوزی حنفی ، ج3 ،باب 79 ،ص 114 ( ص 451 )
18- مشارق الاءنوار: ص 113
19- العطر الوردى : ص 49.
20- تشریح و محاکمه در تاریخ آل محمد: ص 164.
21- الاعلام، زرکلى، ج 6 ص 80.
22- المختصر فى تاریخ البشر: ج 2، ص 45.
23- تاریخ ابن وردى : ج 1 ص 318.ومومن بن حسن شبلنجی شافعی در نورالابصار ،ص 186 سخن او را نوشته
24- کشف الاستار: ص 81.
25- وفیات الاعیان : ج 3 ص 316.
26- مطالب السئول : ص 88.
27- تاریخ الخمیس : ج 2 ص 321
28- قاموس الاعلام ترکى : ج 6 ص 4495.
29- استقصاء الافحام : ص 119
30- مروج الذهب : ج 2 ص 441، التنبیه و الاشراف : ص 198.
31- مفاتیح العلوم : ص 33
32- تذکره ابن جوزى : ص 365.
33- ینابیع الموده : ص 474.
34- نجم ثاقب : ص 119.
35- مقتل خوارزمى : ج 1 ص 96.
36- مطالب السئول : ص 88.
37- تذکره الخواص ص 88.
38- کفایه الطالب : ص 312.
39- البیان فی اخبار صاحب الزمان ،کنجی شافعی ،باب 25 ،ص 521 ( ص 148 - 159.)
40- الکامل فی تاریخ ،ابن اثیر ،ج 7 ص 274 ( ج 12 ص 129) .
41- الیواقیت و الجواهر: ج 2 ص 143.
42- مشارق النوار: ص 112.
43- در کتاب جزیره خضراء ص 221 در این رابطه سخن گفته ایم .(به نقل از کتاب او می آید )
44- فرائد السمطین : ج 2 ص 338
45- همان مدرک : ص 320.
46- ینابیع الموده : ص 471.
47- مرآت الجنان : ج 2 ص 107 و 172.
48- المهدى الموعود المنتظر: ج 1 ص 206
49- تاریخ دول الاسلام ،ذهبی ،ج 1 ص 122.(ص 113 /ش 159)، وکتاب العبر فی خبر من غبر ،ذهبی ، ج 3، ص 31 و کتاب سیراعلام النبلاء ،ذهبی ، ج 13 ، ص 119 ،شرح حال شماره 60
50- المهدى الموعود المنتظر: ج 1 ص 206.
51- متن کامل این اشعار در حبیب السیر: ج 2 ص 113 آمده است .
52- الصواعق المحرقه،ابن حجر هیتمی ، چاپ اول ،ص 207 وچاپ دوم ص 124 وچاپ سوم صص 313- 314 .
53- اسعاف الراغبین : ص 142.
54- تذکرة الخواص ،ابن جوزی حنبلی ،ص 363
55- دلائل الصدق ،محمد حسن مظفر ،ج 2 ،صص 574- 575