راز طول عمر امام زمان (عج) - تنها منجی

تنها منجی

راز طول عمر امام زمان (عج)
نویسنده : منتظر ظهور - ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٤
 

                                           راز طول عمر امام زمان (ع)
مهمترین شبهه ای که منکران در انکار امام عنوان کرده اند واز قرون اولیه پس از غیبت تاکنون همواره به ترویج آن همت گماشته اند ،چگونگی طول عمر امام زمان (ع) است
طولانی بودن عمر امام زمان(عج) در طول تاریخ مورد سؤال بوده است.واینکه راز عمر طولانى آن حضرت چیست؟ آیا این امر در راستاى قوانین طبیعى عالم است یا جنبه غیبى و اعجازى دارد؟
آیا امکان دارد از نظر ظاهرى فردى در این عالم عمرى طولانى را سپرى کند و شاداب و با طراوت باقى بماند؟ اصولاً چه مى شد اگر امام زمان(ع) در ظرف زمانى ظهورش به دنیا مى آمد و در همان زمان سیاست خود را به انجام مى رسانید.میبینیم که این مساله همواره در طول تاریخ از سوی برخی مورد استبعاد واقع شده است


به طوری که سعدالدین تفتازانی داشتن حیات طولانی مدت آن حضرت را انکار و برخی هم به مقتضای ادله به ولادت ایشان معترف گشته اند و لیکن گفته اند: کسی نمی تواند تا این مدّت طولانی در قید حیات باشد. پس امام زمان از دنیا رفته است!
امّا باید دانست که چنین باوری نه تنها با حدیث «من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میتةً جاهلیةً»؛ هر کس بمیرد ولی امام زمان خویش را نشناسد، همچون مردگان جاهلیت از دنیا رفته؛ منافات دارد.(1)
بلکه به عقیده شیعه رشته امامت در هیچ عصری قطع نمی شود و همیشه یک امام زنده وجود دارد، گرچه این امام از دیدگان غایب باشد.(2)
براى رسیدن به پاسخ این پرسشها توجه به چند اصل کلى لازم است:
1- طول عمر از شاخه هاى مسأله عمومى ترى به نام (حیات) است. حقیقت و ماهیّت حیات هنوز بر بشر مجهول است و شاید بشر هیچ گاه هم از این راز سر در نیاورد. بشرى که این اندازه ناتوان است و موضوع حیات را درست نمى شناسد و از ویژگیهاى آن آگاهى کامل و همه جانبه ندارد چگونه مى خواهد مسأله طول عمر و استبعاد آن را مطرح سازد و به دیده تردید به آن بنگرد؟

2- اگر پیرى را عارض بر حیات بدانیم و یا آن را قانونى طبیعى بشناسیم که بر بافت واندام موجودات زنده از درون عامل نیستى را نهفته دارد و به مرور زمان موجود زنده را خواه ناخواه به مرحله فرسودگى و مرگ مى رساند باز معنایش آن نیست که این پدیده قابل انعطاف پذیرى و در نتیجه تأخیر نباشد. بر همین اساس دانش بشرى گامهاى مؤثرى درباره درمان پیرى برداشته و هنوز هم براین مهم پاى مى فشارد و رشته هاى تخصصى براى این مسأله به وجود آورده است.

اما عمری که قرنها فراتر رود از دیدگاه‌های گوناگون امری شدنی و ممکن است:

* امکان عقلی(منطقی ):
این اصطلاح درمورد اموری که عقل آنها را محال وغیرقابل تحقق نمیشمارد عنوان میشود
اکنون بحث مورد نظر خود را در قالب امکان عقلی تعقیب میکنیم
آیا صدها سال ادامه یافتن عمر یک انسان از جهت امکان منطقی قابل پذیرش است یه نه ؟
آری قطعا قابل پذیرش است وبرخورداری از عمر فوق طبیعی در دایره محالات عقلیه قرار ندارد ،هرچند که برای ما ملموس ومحسوس نیست .ولی به هرروی تاریخ دانان ووقایع نگاران متعددی ،حکایات ورخدادهایی را گزارش کرده اند که بدین ترتیب زمینه ای برای انکار وبعید شمردن آن باقی نمی ماند
قبل از این که به تشریح اصل برهان بپردازیم لازم است از باب مقدمه، نکاتی را بیان کنیم:
مقدمه اول: انسان گوهری جسمانی است که دارای اوصافی همچون شکل و جسم و صورت و... است و روح او گوهری نورانی و مجرد است که از عوارض طبیعت و ماده به دور است.
مقدمه دوم: بدن عنصری از عالم طبیعت است که همیشه در تجدد است و صورت عالم طبیعت پیوسته در حال تبدیل و نو شدن است، زیرا طبیعت مبدأ (علت) قریب حرکت است و علت حرکت باید متجدد باشد.
مقدمه سوم: عالم غایتی دارد که به تکمیل از ماده اولیه (هیولای اُولی) و اتحاد با صورت های بسیط و مرکب حیوانی و انسانی و عقلی به مراتب عامی و فنای محض می رسد. مقدمه چهارم: انسان پیوسته به حرکت جوهری و تجدد امثال در ترقی است و از جهت لطافت و رقّت حجاب ثابت می نماید:
هر نفس نو می شود دنیا و ما
بی خبر از نو شدن اندر بقاء
(مولوی)
پس انسان ثابتِ سیال است، سیال در طبیعت و ثابت است در گوهر روح و چون انسان ثابت سیال است هم براهین تجرد نفس در او به قوت خود باقی است و هم ادلّه حرکت جوهری طبیعت.(3)
اصل برهان: چون روح انسان بر اثر ارتقاء و اشتداد وجودیِ نوری از سنخ ملکوت و عالم قدرت می گردد، هر گاه طبیعتش را مسخر خود کند و بر آن غالب آید احکام عقول (تجرد و عدم فنا) و اوصاف اسمای پروردگار (دائم...) بر او ظاهر می گردد تا آنجا که ظرف وجودش، وعای مجردات و بسائط نوری دائم گردد و متخلق به اخلاق ربوبی شود. حاصل سخن این که از حیث عقلی هم امکان دوام چنین انسانی در حیات عنصری وجود دارد.(4)
مقصود امکان عقلی دراین مورد، محال نبودن عمر طولانی از نظر عقل است. به عنوان مثال بودن در آتش و نسوختن از نظر عقل محال است، درازی عمر نیز با تناقض همراه نمی‌باشد. و مانعی برای تحقق آن وجود ندارد، زیرا در مفهوم زندگی، مرگ زودرس نهفته نیست. بعضی همانند عدد 3 نمی‌باشد که فرد است و زوج نشود. چون در این مورد تناقض لازم می‌آید. بر این اساس، ممکن است که برای انسان شرائط و محیطی پدید آید که سلولهای بدن پیوسته بازسازی شود. و اندامهای پشین که دچار پیری و فرسودگی شده‌اند به تدریج در جریان خون حل و دفع شوند. لذا، از نظر عقل سالها زنده ماندن محال نمی‌باشد.(5).
پس تردیدی نیست که زندگی طولانی مدت از دو حال خارج نیست، یا ممکن است یا محال. که مسلماً شخص با انصاف نمی تواند بگوید که زندگی طولانی مدت محال است، چون در این صورت هم منکر شواهد قرآنی است که (بعداً ذکر می شود) و هم منکر شواهد علمی و تاریخی،(6)
برای روشنتر شدن موضوع مثالی را ذکر میکنیم چنانچه فردی ادعا کند که من میتوانم روی آب این نهر راه بروم واز آن عبورکنم یا بگوید :من قادرم از درون شعله های آتش بدون هیچ مانعی بگذرم شایسته است که شنوندگان چنین ادعایی را باور نکرده وآن را نشدنی تلقی کنند اما اگر این فرد مدعی ،در عمل نشان دهد که سخن به گزاف نگفته است وواقعا طبق ادعای خود از روی رودی عبور کند یا از آتش بگذرد آنگاه ناباوری وانکار مخاطبان از میان خواهد رفت .اگر فرد دومی بیاید وچنان ادعایی را تکرار کند وعمل کند واضح است که از شدت انکار وعدم پذیرش اولیه آن عده به شکل جدی کاسته میشود وهمین طور اگر شخص سوم وچهارمی نیز بدان ترتیب عمل کنند در هر بار میزان انکار وتحاشی ایشان به شدت کاهش خواهد یافت تا جایی که کاملا از میان برود موضوع طول عمر امام زمان (ع) هم اینگونه است وقتی که ما اشخاص بسیاری را در طول تاریخ داریم که عمر بسیار طولانی داشته اند نباید در آن شک کنیم
در نتیجه امکان زندگی طولانی مدت نه تنها محال نیست بلکه ممکن هم هست. و در این صورت چه مانعی هست که خدای متعال عمر ولیّ خود را برای تحقق غرض از اغراض تشریع طولانی کند.(7)
و امروزه قطعی شده است که زندگی بیش از «عمر طبیعی» یا آنچه فوق عمر طبیعی تصور می شود، از نظر پزشکی موضوعی محال نیست، چیزی که هست هنوز علم پزشکی برای طولانی ساختن عمر انسان راهی کشف نکرده است، ولی این ناتوانی مربوط به علم پزشکی است نه مربوط به قدرت خداوند، خداوند بر همه چیز قادر و تواناست.(8)
در نتیجه امکان حیات طولانی مدت وجود دارد.

* امکان علمی:
در خصوص پدیده ای که صرفا از نظر علمی ،ممکن شناخته شده است ،یعنی دانش بشری وقوع آن را محال ارزیابی نمیکند ،مطرح می گردد مثلا از نظر علم، سفر انسان به سیارات منظومه شمسی و دیگر منظومه‌ها مردود نیست و نظریه‌های علمی امکان زیست دراز مدت را برای انسان نیز محال نمی‌داند در کیهان‌شناسی، روانشناسی و سایر رشته‌های علمی هر روز نظریه ای استوار پدید می‌آید که با دلیلهای و شواهد بیشتر و مانع کننده همراه می‌باشد.
آیا از نظر علمی ،طول عمر فوق طبیعی آدمی ،پدیده ای امکان پذیر است ؟
جواب علم به این سئوال مثبت است ،شواهد وارقام زیادی براین مهم ،صحه میگذارند که به چند نمونه از آنها اشاره میکنیم :
1- زیست شناسان معتقدند عمر انسان حدّ و اندازه معینی ندارد و به قول وایزمن آلمانی مرگ لازمة قوانین طبیعی نیست . و در عالم طبیعت از عمر ابد گرفته تا عمر یک لحظه ای همه گونه وجود دارد. طول عمر که در قرنهای اخیر مورد قبول برخی نبوده و چون رؤیا تلقی شده است اکنون از نظر علم اصطلاحی تا حدی تحقق یافته و به واقع نزدیک شده است و یا تحقیقاتی که در باب انرژی اتمی به عمل آمده از 1940 به بعد به صورت علمی پر دامنه در آمد ..... رؤیای دیگر، یعنی افزودن طول حیات، نیز با کشف داروها، وینامینها ، هورمونها و آنتی بیوتیکها تا حدی تحقق یافته است.(9)
2- دانشمندان زیست شناس پس از یک عمر مطالعه در مسائل «بیولوژی» به این نتیجه رسیده اند که: جای شگفت است که انسان می میرد ، در حالی که بافتها و سلّولهای بدن او برای مدت نامحدودی قابل زندگی است! بیولوژیستها معقتدند که زندگی دلیل نمی خواهد ، مرگ دلیل می خواهد!»(10)

3- در اواخر قرن نوزدهم براثر پیشرفتهاى علمى امید به زندگى طولانى تر رونق بیشترى یافت و شاید در آینده نه چندان دور این رؤیاى شیرین به واقعیت بپیوندد(11)
در مجموع دانش بشرى در زمینه عقب انداختن پیرى موفقیتهاى چشمگیرى به دست آورده و از رابطه تغذیه و پیرى تجربه هاى جدیدى کشف کرده و ارتباط تنگاتنگى بین اسرار تغذیه در مقابله با پیرى و فرسودگى ارائه داده است.

4- برخی از محققان می‌گویند، ژنهایی را کشف کرده‌اند که عامل جاویدانگی سلولهاست. این ژنها می‌توانند سلولهای آسیب دیده را ترمیم کنند. آزمایشهای بر حشراتی که این ژنها در آنها فعال شده بود نشان داد که این جانداران بر اثر مرگ سلولی نمی‌میرند، بلکه تحلیل فیزیکی اندامهای به مرگ آنها می‌انجامد. امید است با شناخت مکانیسم پیری، کیفیت زندگی سالمندان بهبود یافته و روند پیری کاهش پیدا کند(12)

5- پژوهشگران با آزمایشهای به رویشی از ژن درمانی دست یافته‌اند که از تحلیل رفتن ماهیچه‌های بدن در اثر پیری پیشگیری می‌کند. و با این رویش می‌توان حجم و قدرت ماهیچه‌ها را در زمان پیری و یا در بیماریهای خاص،دوباره بدست آورد.(13)

6- تاکنون تصور می‌شد که نقص در سیستم اعصاب برگشت ناپذیر است و بافتهای عصبی را نمی‌توان ترمیم کرد. لیکن محققان دریافته‌اند که سلولهای مغز بیشتر نیز می‌توانند با حضور خود را بازسازی کنند وی این کار پیوسته در طول زندگی یک فرد انجام گیرد(14)

7- تحقیق نشان داده است که مرگهای در 90 و 100 سالگی بیشتر به خاطر کهولت نیست، بدلایل مشخص و عوارض‌های همانند سکتة مغزی عفونت ریه، پوکی استخوان و ... رخ می‌دهد.
و هم‌چنین، نا امیدی و یا در سالمندان احتمال مرگ زودرس را در آنها افزایش می‌دهد. و تحقیق روی 795 مرد و زن 64 تا 75 ساله نشان دادند که 29 درصد آنهایی که حالت یأس داشته نسبت به دیگران مرگ زودرس داشته‌اند.(15)

8- تجارب وشواهد علمی در باب امکان پذیر بودن عمرطولانی وفوق طبیعی داشتن انسان ،رو به ازدیاد است واین نمونه ها برای نقض قانون پیری قاطع وجدی مینماید درمجله مصری المقتطف ،جزء دوم ازمجلد 59 ،که به تاریخ آگوست 1921 میلادی مطابق با 26 ذی القعده الحرام سال 1339 هجری منتشرگشته است ،درصفحه 26 تحت عنوان جاودانگی انسان برروی کره زمین مطلبی به این صورت آمده است :
استاد ریموند بول (یکی از اساتید دانشگاه جونز هیکینس آمریکا ) میگوید : از خلال نتایج برخی از آزمایشهای علمی ،چنین برمی آید که اجزای جسم انسان از امکان وقابلیت خاصی برای زنده ماندن دراز مدت برخوردارند براین اساس کاملا ممکن است که عمر آدمی تایکصد سال به درازا بیانجامد واگرمانعی درکار نباشد گاه تاهزارسال نیز ،امکان ادامه حیات وجود دارد .
همین مجله در شماره سوم از سال 59 خود ،در صفحه 239 مینویسد :
دانشمندان میگویند :تداوم حیات آدمی تاهزاران سال ،امری کاملا امکان پذیر است ،مشروط براینکه مانعی برروند طبیعی حیات او ،تحمیل نشود که ریسمان زندگانی وی رااز هم بگسلد واین سخن ایشان ،صرف یک حدس وگمان نیست ،بلکه دست آوردی علمی است که توسط آزمایش وتجربه نیز تائید شده است .

9- کتابی اخیرا تحت عنوان «حقایقی شگفت انگیز تر از خیال »توسط موسسه الایمان در بیروت و«دارالرشید» در دردمشق انتشار یافته است در صفحه 24 از جلد اول آن چنین میخوانیم :
بیریرا در سال 1955 در سرزمین مادرزادی خود مونتریا به سن 166 سالگی از دنیا رفت وتمام آشنایان وی ونیز دفاتر ثبت شهرداری ،برمدت عمراو شهادت دادند بیریرا به روشنی توانست حادثه کارجیناکه به سال 1815 میلادی رخ داده بود را به یاد آورد !در پایان عمرخود ،وی رابه نیوریورک انتقال دادند وعده ای از پزشکان متخصص اورا معاینه کردند وفشارخون اورا چون فشار خون طبیعی یک مرد جوان ونبض وی را عادی وقلبش را درکمال صحت یافتند ودرعین حال اعتراف کردند که او مرد کهنسالی است که بیش از 150 سال از عمرش می گذرد .
در صفحه 23 نیز ذکر شده که توماس بار ،152 سال زیسته است
افزون براینها ،سجستانی نیز در کتاب خود المعمرون نام بسیاری از افراد دیرزی را ذکر کرده که سن برخی از 500 سال نیز فراتر رفته است !!(16)

در پرتو آنچه اشاره شد مى توان گفت: درباره عمر طولانى مهدى موعود(ع) هیچ گونه شگفتى باقى نمى ماند و امکان علمى و نظرى آن جاى تردید ندارد او با دانش خدادادى بر اسرار خوراکیها آگاهى دارد و بعدى ندارد که با استفاده از روشهاى طبیعى و علمى بتواند مدتى دراز در این دنیا بماند و آثار فرسودگى و پیرى در وى پدیدار نگردد.

* امکان عملی:
این امکان درخصوص پدیده های ممکنی است که عملا وبالفعل تحقق یافته اند
درمورد این امکان این پرسش مطرح است که :
آیا تداوم بخشیدن به حیات آدمی به میزان فوق عادی ،امروز عملا برای ما ممکن است ؟آیا تجارب انسانی به این سوال پاسخ مثبت میدهند ؟
تجارب بشری با به کارگیری امکانات فعلی ودر شرایط موجود ،تا کنون در این زمینه توفیقی بدست نیاورده است ،یعنی دانشمندان تا بحال نتوانسته اند عمر آدمی را تا دو یا سه برابر میزان طبیعی وعادی افزایش دهند اما این امر نمی تواند بیانگر عدم امکان بهره مندی فردی معین از عمر فوق طبیعی باشد زیرا تلاشها همگی توسط خود آدمی انجام گرفته است در حالی که زنده کردن ومیراندن وطول عمر بخشیدن ،به دست خداوند سبحان است ودخالت کردن انسان در سرنوشت یک فرد وطولانی کردن عمر او آنهم برخلاف تقدیر خداوند ناممکن است هرچند شاید درآینده براساس مشیت الهی دانشمندان بتوانند راهی برای ازدیاد چند ساله عمر آنهم به طور محدود پیداکنند (البته اگر خدابخواهد )
آری خداوند سبحان اسباب تداوم بخش حیات دیرزیان را تا زمان فرارسیدن اجل آنها فراهم میسازد ونقش علم در این میان تنها کشف وشناخت آن اسباب است ،نه بیشتر . چون ابداع اسباب انسانی جدید در توان آدمی ودر تیررس دانش بشری نیست واین اسباب تنها به دست حضرت مسبب الاسباب است .
پس امکان عملی آن است که پدیده روزافزون علمی و تحقیقی همانند: سفرهای فضایی، دریایی، ژن شناسیها، اندامهای مصنوعی، رشد جانواران بیرون از رحم، و... زندگی اجتماعی را سازمان می‌دهد، که یک نوع از پیشرفت علمی است، در پرتوی آن می‌توانیم در باره عمر مهدی (عج) به بررسی بنشینیم... دیگر هیچ انگیزه‌ای برای شگفتیها باقی نمی‌ماند، مگر اینکه در دانش امام مهدی(عج) شک کنیم و پیشی گرفتن علم او را بر کاروان دانش بشر بعید بشماریم... اگر همه اینها را باور داریم، چگونه برای خداوند بلند مرتبه دشوار می‌شماریم که مهدی(عج) را بر دانش زمان پیشی دهد؟ طول عمری که خداوند به موعود منتظر(عج) بخشید، شگفت می‌آورد، اما دگرگون کردن جهان و بنای از نوساختن بر مبنای تمدن بزرگ که به عهدة آن حضرت گذاشته شده چگونه باید نظر داشت؟(17)
اصولاً وجود استثناها در هر امرى ازجمله امور طبیعى این عالم مسأله اى است روشن و انکار ناپذیر. گیاهان درختان جاندارانى که در دامن طبیعت پرورده مى شوند واز سابقه کهن و زیستى طولانى برخوردارند کم نیستند. چه استبعادى دارد که در عالم انسانى هم براى نگهدارى یک انسان و حجت خدا به عنوان ذخیره و پشتوانه اجراى عدالت و نفى و طرد ظلم و ظالمان قائل به استثنا شویم و او را موجودى فراتر از عوامل طبیعى و اسباب و علل ظاهرى بدانیم که قوانین طبیعت دربرابرش انعطاف پذیرى دارند واو برآنها تفوق و برترى. این امرى است ممکن گرچه عادى و معمولى نباشد

* امکان نقلی (منابع دینی):

الف) منابع امامیه:
امام سجاد ـ علیه السلام ـ می‌فرماید:
« سنت‌های از انبیاء گذشته در قائم به یادگار مانده است. از آدم و نوح ـ علیه السلام ـ طول عمر، از ابراهیم ـ علیه السلام ـ تولد پنهانی، از عیسی ـ علیه السلام ـ غیبت ....» (18)
و امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:
« خدای تبارک وتعالی سه ویژگی سه تن از پیامبران رادر قائم ما (عج) جاری ساخته است :ولادت اورا همچون ولادت حضرت موسی قرار داده است غیبت او را همانند غیبت حضرت عیسی مقرر فرموده است عمرطولانی او را چون عمر طولانی حضرت نوح قرار داده است آنگاه به بنده صالح خود (حضرت خضر ) عمر طولانی داده تا دلیل عمر طولانی او باشد» (19)
وی هچنین درمورد علت طولانی بودن حضرت خضر میفرماید :
«.....درعلم ازلی خدای تبا رک وتعالی مقدر بود که عمر قائم ما در زمان غیبت بسیار طولانی باشد ومیدانست که بسیاری از مردمان این عمر بسیار طولانی را انکارخواهند نمود خدایش اورا (خضر )عمر بسیار طولانی داد بدون اینکه سبب دیگری داشته باشد بلکه فقط برای اینکه با عمرطولانی او به عمر طولانی حضرت قائم (عج)استدلال گردد وبدین وسیله حجت بردشمنان لجوج تمام شود تا مردمان رادر پیشگاه خدا حجتی نباشد » (20)
همچنین ایشان فرموده اند: «هنگامی که او قیام میکند مردم میگویند چگونه ممکن است که این او باشد او باید قرنها پیش استخوانهایش پوسیده باشد »(21)
امام حسن مجتبی (ع) میفرمایند :
« هنگامی که مهدی قیام کند مردمان به انکار برمیخیزند زیرا او به صورت جوان باز میگردد در حالیکه آنها او را پیر فرتوت خیال میکنند»(22)
در روایات بسیاری از حضرت رسول اکرم (ص) وامامان معصوم به مارسیده است که در قائم آل محمد (ص) سنتی از حضرت نوح است وآن عمر طولانی آن حضرت است ودر همه این روایات این نکته به صورت قطعی وتردید ناپذیر مطرح شده است حتی یکبار امام صادق (ع) انکار منکران را نکوهش نموده وچنین فرمود :
«چرانمیپذیرند که خداوند عمر صاحب این امر راطولانی گرداند ،چنانچه عمر حضرت نوح (ع) راطولانی نموده بود ؟!!!»ویکبار دیگر هم چنین فرمود :
« ولی خدا (عج) از عمر طولانی برخوردار خواهد بود حضرت ابراهیم خلیل (ع) 120 سال عمر کرد ولی به صورت جوان نیرومند 30 ساله در میان مردم ظاهر میشد .قائم ما نیز به صورت جوانی نیرومند ظهور میکند که مردمان اوراانکار میکنند »(23)
برای ما که پیرو فرمان پیامبر (ص) وامامان اهل بیت (ع) هستیم هیچیک از اینها جای شگفت نیست
همانا در حیات او ،دو شبهه راه ایشان زد
که هریک زآن دو با وسواس صد شیطان بود منضم
یکی این کآدمی رانیست مقدور آن جنبش
ولی گشت از حیات خضر حل ،این شبهه محکم

ب) اهل سنت:
1- ابن جوزی:
که از علما معروف اهل سن و حنفی مذهب است، پس از بحث در حالت حضرت مهدی(عج) و نقل روایات رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ درباره آن حضرت می‌گوید: این اعتقاد امامیه صحیح است که حضرت مهدی موجود زنده است و برای افرادی استدلال می‌کند که از عمر طولانی برخوردار بوده‌اند. مانند: خضر، الیاس، و هم‌چنین «ذوالقرنین» که در تورات آمده است و 3000 سال عمر کرد. و هم‌چنین معمّرینی در شمار عمرهای 900، 800، 700 سال نیز در تاریخ آمده است.(24)

2- عبدالوّهاب شعرانی:
او، پس از انکه از تولد آن حضرت در نیمه شعبان 255، صحبت دارد،می‌گوید: او باقی است تا آنکه حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ از آسمان نزول کند دیدار نماید. و عمر او تازمان ما که 958 هجری باشد 706 سال است...(25)

* کتب آسمانی:
الف) قرآن کریم:
مطابق آن چه قرآن خبر داده است می دانیم که عمر طولانی و مافوق حدود طبیعی عملاً دربارة برخی از انبیاء محقق شده است که نمونه هایی را ذکر می کنیم:: حضرت نوح (ع) : «نوح را به سوی قومش فرستادیم، 950 سال در میان آنان درنگ کرد»(26) میبینیم که قرآن تصریح مى کند که نوح 950 سال فقط پیامبر بوده است و حتماً عمر وى بیش از این بوده است.

و همچنین، حضرت یونس ـ علیه السلام ـ : «اگر او از اهل تسبیح کنندگان نبودی تا قیامت در شکم ماهی نگه می‌داشتم،»(27)
اگر زندگی انسان در اعماق در شکم ماهی تا روز قیامت ممکن است چطور زندگی انسان در خشکی و آن هم به عنایت خدا تا زمانی که بخواهد ناممکن است(28)
هم چنین قرآن درباره حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «خداوند او را به سوی خود بالا برد و خداوند توانا و حکیم است.»(29) میدانیم که حضرت عیسی (ع) زنده است ودر زمان قیام امام زمان دررکاب ایشان خواهند بود
و در مورد حضرت ادریس ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «ما او را به مقام والایی رساندیم.»(30)
گذشته از اینها در مورد شیطان می فرماید: «شیطان از خدا خواست که پروردگارا! مرا تا روز رستاخیز مهلت ده (و زنده) بگذار، خداوند می فرماید: تو از مهلت یافتگانی».(31)

ب) کتب آسمانی اهل کتاب:
در میان خداپرستان و پیروان ادیان آسمانی، از اینکه طول عمر ممکن است اختلافی نیست. و در تمام کتب مؤسسه از عمر طولانی بسیار سخن به میان آمده است. از جمله در ثور است که کتاب مقدس یهودیان است از نظر مسیحیان نیز مورد اعتماد می‌باشد. و در آن شرح زندگی زیادی را اینگونه آورده است که جزء کسانی که عمرشان طولانی است اما، در ادیان گذشته سخن از طول عمر حضرت مهدی(عج) نیست. بلکه سخن در مطلق و درازی عمر و کسانی است که عمر فوق طبیعی و معمولی داشته‌اند. می‌گوید: آدم 900 سال، نوش 905 سال، قینان 910، منشوشالح 969، المک 777 سال داشته و بعد از آن مرده‌اند(32)
و هم‌چنین در انجیل که بعد از تورات بوده و از آن به عهده جدید یاد می‌کند می‌گوید: ... انسان‌های مادی بوده‌اند که 2000 سال داشته حداقل آن 900 سال است که موارد متعددی را نشان می‌‌دهد(33)

* تاریخ:
داستان معمرین جهان
گر نخواندی ،زنامه ها بر خوان
بر فزون از هزار سال مگر
نوح با امتی نبرده به سر ؟!
خضر را نیز ،زنده زآب حیات
همه دانند از طریق ثقات
در سما نیز زندگی مسیح
هست اندر کلام حق ،تصریح
طول عمر فرشتگان وشیطان از موارد مورد استناد شاعر نصرت خراسانی است
هر فلک راست راهبر ملکی
وآن ملک هست جان هر فلکی
پیش از آدم صفی به قرون
زنده ابلیس بود تاکنون
همچنین زنده است تایزدان
به مشیت ازونگیرد جان (34)
در طول تاریخ به افراد بسیاری بر می خوریم که بیش از 1500 سال عمر کرده اند در حالی که عمر حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه) هنوز به 1200 سال نرسیده است
کهنسال‌ترین انسان‌ها آنچه در تاریخ آمده زیاد بوده‌اند که بالای 500 سال داشته‌اند(35) و نمونه‌های دیگر:
1- فیروازای یکی از پادشاهان 537
2- ابوهبل ،قس،اسقم، هر کدام 670 سال
3- حضرت نوح که عمر اورا بین 1750 تا 2750 سال نوشته اند ،
4- مصرایم نوه نوح، ملک نوه ادریس هر کدام 700 سال واندی داشته‌اند(36)
5- حضرت آدم (ع) 930 سال عمر نمود
6- حضرت خضر (ع) عمر جاودانه دارند.((تا قیامت زنده هستند))
7- سطیح کاهن 30 قرن
8- عیسی مسیح تا کنون زنده است
9- رزیث بن ثملا از حواریون عیسی (ع) تا زمان خلافت عمر زنده بود
10- شیث بن آدم 912 سال
11- انوش پسر شیث 905 سال.
12- یارد 962 سال
13- قینان 910 سال
14- متو شالح 969 سال
15- ماتو سالم 969 سال.16- برد 962 سال
17- عامر مزیقیا 800 سال
19- حضرت سلیمان (ع) 712 سال.
20- حضرت الیاس (ع) عمر جاودانه دارند
21- حضرت ادریس (ع) عمر جاودانه دارند
22- فرعون411 سال
23- اصحاب کهف 309 سال در خواب بودند
24- سلمان فارسی 350 سال
25- دجال ، از زمان حضرت رسول اکرم (ص) تا ظهور حضرت مهدی زنده است
26- سفیانی تا ظهور امام زمان زنده است،
27- هم چنین ضحاک (بیوراسب)1200 سال
بوده ضحاک با شکنج دومار
در جهان پادشه به سال ،هزار
28- مهرکان 2500
29- عاد و لقمان حکیم هر کدام 3500 سال عمر کرده‌اند و (37)
30- ذوالقرنین 3000 سال
31- فریدون (پسر آبتین)1000 سال
32- ضحاک دوم 1000 سال
33- جمشید پادشاه ایرانی و بینانگذار عید نوروز2500 سال
34- ریّان بن دومغ (پدر عزیز مصر) 1700 سال
35- دومغ (پدر ریّان)3500 سال(38) .
از دیدگاه تاریخى معمّرین و دراز عمران فراوانى با نام و نشان بوده اند که هر یک چند برابر افراد معمولى زمان خویش زیسته اند. روشن ترین و در عین حال مستند ترین آن حضرت نوح(ع) است
اما در مورداینکه حضرت به صورت جوانی نیرومند ظاهر میشود داستانهای جالبتری در تاریخ هست
گفته میشود که عزیر بااهل بیت خود عازم سفر شد وهمسرش حامله بود عزیر در آنروز 50 سال داشت خدایش صد سال تمام او را میراند ،آنگاه زنده ساخت وبه صورت یک فرد 50 ساله به اهل بیت خود بازگشت پسرش از او استقبال کرد در حالیکه صد سال داشت !
آیا داستان عزیر واستقبال پسر صد ساله از پدر پنجاه ساله شگفت انگیز تراست یا عمر طولانی حضرت ولی عصر (عج) ؟!!
وشگفت انگیزتر از آن داستان نصربن دهمان از قبیله غطفان است که 190 سال زندگی کرده سپس به صورت جوان شاداب وباطراوت بازگشته وحیرت وتعجب معاصرین خود رابرانگیخته است !!!!داستان نصربن دهمان به عنوان شگفت انگیزترین داستان عرب در منابع تاریخی آمده است(39)
خداوند به زلیخا نیز جوانی وزیباییش را باز گردانید وحضرت یوسف (ع) با او ازدواج کرد !!
طول عمر جانواران نیز از نمونه های قدرت خداوندی است
عمرکرکس ،به نقل اهل یقین
سه هزار است وپنج صد زسنین
هست در عمر بیکرانه مار
در عرب وزعجم سخن بسیار
که نمیرد به طبع مار مگر
روزش آرد کسی به زحمه به سر
یعنی تا به مار گزندی نرسد وزخم کاری به بدن او وارد نیاید نخواهد مرد
نیز در طول زندگی نهنگ
خاصه وعامه اند هم آهنگ
زندگی چه دراز وچه کوتاه
هست تقدیر آن به امر الله
چه عجب کزپی حمایت دین
زنده دارد خدای ،جان نشین ؟
یعنی جای شگفتی نیست که خداوند آخرین جانشین پیامبر خود را برای حمایت دین زنده نگه دارد(40)
در نتیجه:
با توجه به این نمونه هاست که مى توان برخوردارى حجت خدا را از عمرى طولانى پذیرفت و دلیل امکان آن را وجود انسانهاى دراز عمر در تاریخ دانست که تا هزاران سال گفته شده است.(41)

دیدیم عمر طولانی نه از نظر عقل محال بود، و نه از نظر علمی آن را نفی می‌کند، تاریخ، سنت و ادیان آسمانی نیز بر‌آن است که انسانهایی بوده‌اند که فوق عادت و عمر طبیعی همگان، عمر داشته و زندگی کرده‌اند، لذا طولانی بودن عمر اما زمان(عج) از دیدگاه مسلمین از جهات مختلف ممکن بوده و محال نمی‌باشد.
در پرتو این حقایق هیچ دلیل منطقی وعقل پسندی برای انکار وناباوری نسبت به حیات امام مهدی باقی نمی ماند
برخورداری از طول عمر فوق طبیعی ،عملا وبالعیان در وجود مبارک امام مهدی (ع) تحقق یافته وبدین ترتیب وجود شریف حضرت بر علم پیشی گرفته است براین اساس امکان علمی به امکان عملی تبدیل شده پیش از اینکه علم بتواند به سطح توانایی عملی برسد واین مطلبی است که توجیه عقلی ومنطقی برای انکار آن وجود ندارد زیرا نظیر قضیه فردی است که پیش از دانش پزشکی برکشف داروی سرطان توفیق یابد که چنین سبقت هایی در بستر تفکر اسلامی بارها رخ داده است
آری این قرآن کریم است که به حقایق علمی بسیاری درباره جهان طبیعت وانسان اشاره کرده است ،آنگاه علوم تجربی معاصر پس از قرنها به پرده پرداری از بعضی چهره های آن شده است واساسا چرا راه دور برویم در حالی که قرآن مجید درپیش روی ما با ذکر طول عمر نوح به امکان عملی آن تصریح میورزد (42) چرا باید طول عمر افرادی که نقشی درآینده اسلام ندارند (به جز حضرت عیسی ) ایمان واعتقاد داشته باشیم واز طرف دیگر منکر حیات امام زمان (ع) شویم که دارای بزرگترین نقش در آینده اسلام وجهان است
از طرفی نوع زندگى امام غائب را به طریقی خرق عادت ومعجزه مى توان پذیرفت. البته خرق عادت غیر از محال است و از راه علم هرگز نمى توان خرق عادت را نفى کرد. زیرا هرگز نمى توان اثبات کرد که اسباب و عواملى که در جهان کار مى کنند تنها همانها هستند که ماآنها رادیده ایم و مى شناسیم و دیگر اسبابى که ما از آنها خبر نداریم یا آثار و اعمال آنها را ندیده ایم یا نفهمیده ایم وجود ندارد; از این روى ممکن است در فردى و یا افرادى از بشر اسباب و عواملى به وجود آید که عمرى بسیار طولانى هزار یا چندین هزار ساله براى ایشان تأمین نماید.(43)
از طرف دیگر اکنون ما با اکتشافات واختراعاتی روبروهستیم که اگردر اعصار پیشین از آنها سخن به میان می آمد آن را شدیدا انکار میکردیم در حالی که اکنون آنها درپیش روی ماست وآنها را به کار میگیریم ،برای مثال درباره تلوزیون این نکته قابل توجه است که در روایات باب ملاحم (فتنه ها وحادثه ها) آمده است :
«در آخرالزمان فردی که در مشرق به سر میبرد شخص مستقر در مغرب را میبیند وکلام وی را میشنود »
چه بسا برخی چنین امری را به نوعی نامعقول تلقی میکردند با آنکه امروز ه ما به چشم میبینیم وبدان شهادت میدهیم
براین اساس معتقدیم : انکار وعدم پذیرش یک پدیده به صرف عدم وجود نمونه ونظیر محسوس برای آن ،به لحاظ منطقی وعلمی کاملا نادرست است وامروز شواهد گویایی برای تائید این سخن در دست است مانند روایات موجود در میراث فرهنگی ما که از قرنها پیش تحقق یافتن اختراعات علمی جدید راخبر داده اند همچنین احادیثی که از معجزه ظهور امام مهدی (ع) یادکرده اند به شکلی که جزئیات عنوان شده در آنها ،با بدست آوردن تمدن معاصر کاملا انطباق دارد مثلا از امام صادق (ع) چنین روایت شده :
«هنگامی که قائم ما ظهور کند ،خداوند سبحان شعاع دید وشنوایی شیعیان مارا توسعه میدهد ،به گونه ای که میان ایشان وقائم ،به مقدار یک برید هم فاصله نمی ماند ،کلام او را میشنوند ووی رادر همان مکان خودش مشاهده می کنند »(44) از همه اینها گذشته اگر از زاویه ایمان به غیب به این پدیده بنگریم پاسخ همه اعتراضها و اشکالها داده مى شود و نیازى به فلسفه و ارائه شواهد دیگر نیست.
تأثیرگذارى علل و عوامل طبیعى به دست خداوند است: (لامؤثر فى الوجود إلاّ الله).
و اوست که اگر بخواهد شیشه را در بغل سنگ نگه مى دارد چگونه از حفاظت وجود نازنین حجت خدا و ذخیره عالم آفرینش ناتوان است.
کریمى که جهان پاینده دارد
تواند حجتى را زنده دارد
به گفته شیخ طوسى:
(براساس آیه شریفه: (یمحوالله مایشاء ویثبت وعنده ام الکتاب) هر آنى که مصلحت در تأخیر تا زمان دیگر باشد تداوم عمر آن حضرت ضرورت مى یابد و این امر تاآخرین زمان لازم ادامه دارد و راز و رمز آن به دست کسى است که مفاتیح غیب و ام الکتاب در نزداوست.(45)
پروردگارى که درباره حضرت یونس پیامبر به هنگامى که در شکم ماهى قرار داشت مى فرماید:
(ولولا انه کان من المسبحین للبث فى بطنه الى یوم یبعثون)(46).
پس اگر نه از تسبیح گویان مى بود تا روز قیامت در شکم ماهى مى ماند.
مى تواند براساس قدرت و مشیت مطلقه اش مقدمات و عوامل زنده ماندن امام زمان(ع) را در این عالم آماده سازد و او را تا روز معیّن و معلومى نگه دارد. بر اساس این اصل طول عمر امام عصر(ع) در باور مسلمانان جنبه اعجاز دارد. و قانون معجزه حاکم بر قوانین طبیعى در این عالم است و نمونه هاى فراوان دارد:
1- دریا براى موسى شکافته مى شود(47).
2- آتش برابراهیم سردوسلامت مى گردد(48).
3- در مورد حضرت عیسى کار بر رومیان مشتبه مى گردد و مى پندارند که وى را دستگیر کردند که چنان نبوده است(49).
4- پیامبر اسلام(ص) از میان حلقه محاصره قریشیان که ساعتها در کمین او بوده اند بیرون مى رود(50)
هر یک از این موارد و نمونه هاى دیگر نشانگر تعطیل شدن یکى از قانونهاى طبیعى است که به قدرت و لطف خداوند رخ داده است. پاسدارى از حجت خدا در مدتى طولانى نیز از مصادیق همین اصل کلى و باور ایمانى است.
خدایی کین جهان پاینده دارد
تواند حجتی رازنده دارد
بنابراین طول عمر آن حضرت استبعادى ندارد و با دلایل طبیعى و مادى و غیبى و معنوى قابل پذیرش و اثبات است.
روی همین اساس مسأله طول عمر را نمی توان با قیاس به عمرهای کوتاه مردود دانست و روشن شد که پیامبر اسلام حجت های خود را بیان کرده و رشته امامت نمی تواند منقطع شود. و امام زمان در حال غیبت است و هـر گاه خداوند اراده کند، زمین میراث صالحان خواهد بود.
امام رضا (ع) می فرمایند‌:
هنگامی که حضرت مهدی(عج) خروج کند و ظاهر شود در سن سالخوردگان و منظر و سیمای جوانان است(51)

یک شبهه :
انکار عمر طولانی امام زمان از طریق انکار عمر طولانی گذشتگان !!!!!!!!
عده ای در طول تاریخ بوده اند وهستند که عمر طولانی را محال دانسته وعنوان میکنند که غیر ممکن است که در گذشته هم افرادی وجود داشته باشند که عمر طولانی داشته اند واین از شایعه وسخنان یاوه دروغ گویان تاریخ است واستنباط میکنند چون به چشم خود چنین چیزی را ندیده اند پس این موضوع دروغ محض است !!!!


ریاضی دان ،مورخ وفرهنگ شناس بزرگ ایرانی ،ابوریحان بیرونی (متولد 362 ه) که از محققان برجسته جهان اسلام است در این زمینه سخنی دارد نغز وشنیدنی که به ذکر آن میپردازیم :
برخی از نادانان حشویه ودهریان سبکسر ، طول عمری را که درباره مردمان گذشته گفته میشود ...انکار کرده اند همچنین این امر را که گذشتگان دارای پیکرهایی عظیم بوده اند ،نادرست پنداشته اند ،وبه قیاس مردمی که در عصر خود میبیند ، طول عمر وبزرگی جثه برخی از پیشینیان را ،بیرون از دایره امکان وداخل در محالات دانسته اند ...اینان سخنان منجمان را به درستی درنیافته اند وبرخلاف مبانی صحیح تاثیر نجوم در عالم طبیعت ،استدلال کرده اند .
...بنابراین ،دلیلی که دهریان از گفته منجمان آوردند ،درست نیست .زیرا دانشمندان نجوم ،طول عمر را ممتنع نمی دانند ،بلکه مطابق اقوال و آرای آنان که نقل شد ،آن را امری ثابت شده تلقی میکنند اگر کار انکار به این سخافت باشد که اشخاص هرچه درغیر از زمان یا دیار آنان اتفاق افتاده باشد ،منکر شوند –با آنکه عقل آن را محال نداند –واگر بنا باشد که هرچه در پیش چشم مردم اتفاق نیافتد ،قابل قبول نباشد ،باید مردم حوادث بزرگ راباور نکنند زیرا حوادث بزرگ ،هردم وهر ساعت اتفاق نمی افتد ودر صورتی که درقرنی اتفاق افتد ،به آیندگان ومردم پس از آن قرن ،جز از راه خبر متواتر ونقل تاریخ نخواهد رسید .پس نمی توان همه آنچه را که ما ندیده ایم واز راه گوش بدان واقف می گردیم ،منکر شدکه این سوفسطایی گری محض وانکار حقایق است چنین مردمی لازم است شهرها ومردمی راکه ،خود ندیده اند ،نیز باور نکنند ...(52)
مقاله ای دیدم از ابو عبدالله حسین بن ابراهیم طبری ناتلی که در آن ،مقدار عمر طبیعی را معین کرده بود ومنتهای عمر را ،صدوچهل سال خورشیدی گرفته وگفته بود :بیش از این مقدار ناممکن است ،با آن که کسی به طور مطلق می گوید :امکان ندارد ،باید دلیل بیاورد تا اطمینان حاصل شود ...
اگر ما کمال انسان را دارای سه مرحله بدانیم ومانند ناتلی برای هریک عددی قائل شویم وآخر کار –اگراز مادلیل بطلبند ونترسیم –وبگوییم مدت رسیدن به این کمالات صد سال یا هزارسال است وامثال آن ،آنگاه میان ما وناتلی (در بی دلیل سخن راندن وقضاوت کردن )تفاوتی نخواهد بود (53)
وایزمن بیولوژیست آلمانی در این زمینه سخنی شنیدنی دارد ،ومیگوید :
مرگ لازمه قوانین طبیعی نیست ودر عالم طبیعت ،از عمر ابد گرفته تا عمر یک لحظه ای ،همه نوعش وجود دارد .آن چه طبیعی وفطری است ،عمر جاودانی وابدی است !بنابراین ،عمر نهصدوشصت ونه ساله متوشالح ،نه مردود عقل است ونه مردود علم .در همین دوره ما میزان طول عمر بالا رفته است ودلیلی ندارد که از این بالاتر هم نرود ویک روز نیاید که بشر به عمر نهصدساله برسد (54)
ازطرفی به این دسته از افراد باید گفته شود شما با انکار این موضوع صراحتا دست به انکار قرآن کلام خداوغیره ... زده اید زیرا در این کتابها به زندگانی طولانی نوح ودیگر پیامبران اشاره شده است
پس وقتی سخنان قاطع خداوند ،پیامبران ،امامان ، مورخان ودانشمندان را در این زمینه میشنویم سخن اینگونه افراد یاوه گو مسخره به نظر میرسد وعقل هم سخن آنان وادله بی اساس ایشان را نمی پذیرد

یک پرسش:
چرا باید به این غیبت طولانی معتقد باشیم ؟

منکران مهدویت میگویند :چرا باید برخارق العاده شمردن عمر امام مهدی (ع) تا این حد اصرار بورزیم که به ناچار قوانین طبیعی را تعطیل کنیم وآن را یک معجزه معرفی کنیم ؟وچرا این فرض رانمی پذیریم که ممکن است رهبری بشریت در عصر موعود به عهده شخصی گذارده شود که در همان زمان متولد گردد ودر شرایط واوضاع ویژه همان عصر زندگی کند تا هنگامی که برای به انجام رساندن ماموریت اصلاحی ورسالت الهی خود قیام کند ؟ پس چرا آن حضرت در ظرف زمانى ظهور به دنیا نمی آید و ایفاى نقش نمی کند؟

این امر میتواند چند علت داشته باشد :
1- در باور ما مسلمانان بویژه شیعیان زمین هیچ گاه خالى از حجت نیست چه آشکار و چه پنهان(55).
رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) خطاب به امیرمؤ منان (علیه السلام ) فرمود:
انى واحد عشر من ولدى و انت یا على زر الارض - اءعنى اوتادها و جبالها - بنا اوتد الله الارض ان تسیخ باهلها، فاذا ذهب الاثناعشر من ولدى ساخت الارض باهلها و لم ینظروا:
((و من یازده تن از فرزندانم و تو اى على ! لنگرهاى زمین هستیم ، خداوند به وسیله ما زمین را استوار کرده که ساکنانش را در دل خود فرو نبرد، هنگامى که دوازده فرزندم از روى زمین بروند، زمین ساکنانش را در دل خود فرو مى برد و به آنها مهلت داده نمى شود)).(56)
این حدیث با اندک تغییرى در صدر آن ، در منابع فراوانى از رسول اکرم (صلى الله علیه و آله ) روایت شده است (57) و همواره باید آسیاى وجود بر قطب و مدار امام و حجت بچرخد. اگر امام زمان(ع) در آن عصر به دنیا نیامده بود و بعد قدم به دنیا مى گذاشت در این فترت زمین بى حجت و امام مى ماند و این با ادله قاطع و باور ما مسلمانان سازگار نیست(58)
2- طولانی بودن غیبت ایشان ظرف آزمایشی است تا انسانهای خداپرست از غیره ...مشخص شوند چون در طول مدت غیبت ایشان بسیاری از وی دلسرد شده وحتی اوراانکار میکنند واز زوایای مختلف سعی در استهزاء آن حضرت دارند چیزی که متاسفانه درحال حاضر بسیار مشاهده میشود
3- شخصى که مى خواهد دنیا را متحول سازد و دست به اصلاحى همه جانبه و فراگیر بزند عدل را بگستراند و ظلم و ستم را در همه اَشکال و انواع آن بر چیند تمدّن بشرى را که بر اساس زر و زورو تزویر بنا گردیده ویران سازد و تمدنى همه جانبه و براساس ارزشهاى الهى و معنوى ایجاد کند باید داراى عِدّه و عُدّه فراوان باشد با ابزار مدرن و پیشرفته آشنا باشد فراز و فرود تمدنها را بشناسد و بالآخره از علل سقوط و صعود ملتها تجربه بیندوزد تا بتواند حرکتى اساسى و بنیادى را آغاز و رهبرى کند و موانع را از سر راه بشر بردارد.
این امر ممکن نیست مگر از کسى که طلوع و غروب تمدنها را دیده و با کوله بارى از تجربه و شناخت به میدان آمده باشد.
بدین سان امام زمان(ع) در دوران طولانى غیبت راههاى ایجاد جامعه صالح را در مقایسه با دنیاى فاسد پایه گذارى مى کند و با آگاهى و اقتدار و در زمانى مناسب به اذن خدا ظهور مى کند و بر همه تاکتیکها ور روشهاى دنیاى بشرى محیط است و راه مقابله با آن را به درستى مى شناسد و این مسأله در دوران طولانى امامت و غیبت تا ظهور براى آن حضرت ممکن مى گردد. غیبت و طول عمر باعث مى شود که آن رهبر ذخیره شده به گونه اى نیکوتر و فراگیرتر رهبرى خویش را آغاز کند.
لازمه انقلابى آن چنان بزرگ و عمیق موقعیت روحى ویژه اى است که رهبر مکتبى از آن باید برخوردار باشد. مقدار توانایى روحى بستگى دارد به نشیب و فرازها و دگرگونیهایى که آن رهبر به خود دیده است. مهدى(ع) در دل تاریخ فرو رفته و از موقعیت امامت و برترى خویش بر تاریخ پرتو افکنده با آزمودگى و تجربه اى که در این مدت طولانى کسب کرده است توانایى دگرگونى اساسى جهان را خواهد داشت و به اصلاح همه جانبه دست خواهد زد. ان شاءاللّه
امام صادق میفرمایند : صاحب الامر دوغیبت دارد ،یکی از آن دو به قدری طولانی خواهد شد که برخی میگویند آن حضرت از دنیا رفته وعده ای دیگرگویند او کشته شده است وبالاخره عده قلیلی از پیروانش معتقد به امامت او خواهند ماند وهیچکس از جایگاه وامورات وی اطلاعی نخواهد یافت جز اصحاب سر آن حضرت که متوجه اموراتش خواهند بود(59)
از طرفی به نظر میرسد پس از آگاهی یافتن ازمطالب پیش گفته ،پاسخ این سوال برای مخاطب ما روشن است خداوند سبحان اشخاص بسیاری رادر این دنیا ونیز عوالم دیگر برای مدت به مراتب طولانی تر از عمر امام مهدی (ع) زنده نگاه داشته است واین مشیت الهی براساس حکمت ها واسراری شکل گرفته که ما تنها به برخی از آنها واقفیم ،اما در هر صورت آنها را به شکل یقینی باور داریم ،اکنون چه اشکالی دارد که امام مهدی (ع) نیز یکی از ایشان بوده وقضیه مهدویت هم از این سنخ میباشد زیرا ما مسلمانان معتقدیم که خداوند متعال کار لغو وبیهوده انجام نمیدهد ونیز به امور غیبی بسیاری ایمان داریم که براهین استوار عقلی ونقلی براثبات آنها اقامه شده است ودر این صورت ،ندانستن حکمت ومصلحت این قبیل امور غیبی ،در صحت وبایستگی باورداشت این ایده ها خدشه ای وارد نمی سازد ودر مورد احکام شرعی وفروع فقهی وعبادات نیز ،امر بدین گونه است ،چه بسا سر یک حکم دینی یا هدف از تشریع یک قانون الهی برما پوشیده است ،لیکن در عین حال بدان متعبد وپایبندیم واین تعبد را در ادیان دیگر ،حتی قوانین بشری ومقررات اعتباری وقرار دادی نیز مشاهده میکنیم .
براین اساس اگر ادله های ضرورت ایمان داشتن به امام زمان (ع) را که بیان شده دلیلهای معتبر وصحیحی باشند (که حتما هم همین طور است )نتیجه اش لزوم پذیرش وایمان آوردن به غیب طولانی آن حضرت است ،مصالح وحکمت های آن را درک کنیم یا نه ،هر چند قدرت فهم برخی از آنها را داریم وبا دانش ناقص وخرد محدود خویش میتوانیم بخش کوچکی از اسرار این حقیقت سترگ را تصور کنیم .
از این رو لازم است مسلمانانی که به اعجاز طول عمر امام مهدی (ع) وفواید وبرکات وجود شریف ایشان در حال غیبت ،ایمان ندارند ،در عقیده خود تجدید نظر کنند ودر پرتو روشنگری ادله فراوان عقلی ،بنای اعتقاد خویش را باز سازی کنند .
بنابراین فرض دوم پذیرفتنی نیست زیرا ادله معتبر شرعی ،خالی ماندن زمین از حجت خدا را ، هرچند برای یک لحظه ،محال وغیر ممکن شمردند .پس ،جز اعتقاد به استمرار حیات امام مهدی (ع) از بدو تولد تا کنون راهی نداریم ، گرچه به هیچ یک از مصالح وحکمت های این امر (که اتفاقا در کتب مبسوط علمی بدانها اشاره شده است ) واقف نباشیم (60)

در کتب زیر ،اسامی ومیزان عمر بسیاری از معمرون (دیرزیان ) ذکر شده است :
1- المعارف /ابن قتیبه
2- انساب الاشراف / البلاذری
3- تاریخ الامم والملوک / محمد بن جریر طبری
4- مروج الذهب / علی بن حسین مسعودی
5- تاریخ سنی ملوک الارض / ابوعبدالله حمزه اصفهانی
6- المنتظم فی تاریخ الملوک والامم / ابوالفرج بن الجوزی
7- الکامل فی التاریخ / عزالدین ابن اثیر
8- مختصر تاریخ بشر / ابوالفداء الدمشقی
9- کتاب المعمرین /هشام بن محمد بن سائب الکلبی
10- المعمرون والوصایا / ابو حاتم سهل بن محمد سجستانی
11- منجم الثاقب، طبری نوری، ج 2، باب «معمّرین»
12- راز طول عمر، علی اکبر مهدی‌پور، انتشارات طاووس، 1378.
13- کتاب الامام المهدی نوشته محقق کوشای عراقی ،محمد علی دخیل ، عنایت ویژه ای نسبت به تتبع وگردآوری مستند ودقیق اسامی دیرزیان مبذول داشته است .
وی نام دویست وبیست وسه تن از این افراد را ضبط وبسیاری از ویژگی های زندگی آنها را بازگو کرده است (61)
برای آشنایی بیشتر با ابعاد مبحث طول عمر شریف امام زمان (ع) به کتابهای زیر که مستقلا در این زمینه تالیف یافته اند مراجعه شود :
الف : دیرزیستی حضرت مهدی /مهدی کامران
ب : منتظران جهان وراز طول عمر /سید احمد علم الهدی
ج : طول عمر امام زمان (ع) /علی اکبر مهدی پور
د: مهدی موعود،‌محمد باقر مجلسی، ترجمه علی دوانی، باب «معمّرین» ج 2، چاپ مسجد مقدس جمکران.
ذ- زنده روزگاران، دکتر حسین فریدونی، نشر آفاق، 1381.
واز کتب علمای پیشین ،البرهان علی صحة طول عمر صاحب الزمان /ابوالفتح کراجکی طرابلسی (62)

-------------------------------------------------------------------------
همه پذیرفته اند نفت طی ملیونها سال قابل استفاده میشود وزغال سنگ در طول هزاران سال به این صورت در می آید وهزاران نمونه دیگر ...
ای انسانهای سرکش چگونه است رقمهای میلیونی را قبول دارید ورقم هزاری عمر حجت خدا راقبول ندارید ؟!چگونه است که طول عمر حضرت مسیح را قبول دارید ولی درمورد حضرت مهدی دچار تردید میشوید آیا به برخی از آیات کتاب خدا ایمان می آورید وبه برخی دیگر کفر میورزید؟ !!در حالیکه همه آیات قرآن از جانب خداوند حکیم وعلیم است هرگز از عمر طولانی او دچار شگفت نشوید که در گذشته عمرها بسیاردراز بوده و در آینده نیز دراز خواهد شد فقط از عمرهای کوتاه خود دچار شگفت شوید!!


منابع وپی نوشتها :
1- ر.ک: الامام المهدی، میلانی، سید علی، ص 29 ـ 30، چاپ مرکز الابحاث العقائدیه، طبع اول، 1420 هـ .ق.
2- ر.ک: عقاید الامامیه، مظفر، شیخ محمد رضا، ص 79، چاپخانه بهمن، قم، انتشارات انصاریان.
3- ر.ک: شرح منظومه سبزواری، ملاهادی، ج 5، با تعلیقه علامه حسن زاده آملی، حسن، ص 125، ادله تجرد نفس و ص 192، ابطال تناغ و نظریه صدر المتألهین شیرازی، چ اول، نشر ناب، چاپ باقری.
4- ر.ک: نهج البلاغه، علامه حسن زاده آملی، حسن، ص 12 ـ 16، ناشر قیام قم، چ اول، 1370 ش.
5- جستجو پیرامون مهدی(عج)، سید محمدباقر صدر ،ص 17 و 18 ترجمه کتابخانه اسلامی، مؤسسه بناء، 1379
6- ر.ک دادگستر جهان، ص 184، که از دایرة المعارف بریتانیا، ج 14، ص 376 و دایرة المعارف آمریکایی، ج 17، ص 463، مطالب سودمندی نقل کرده است.
7- ر.ک: محاضرات فی الهیات، سبحانی، جعفر، تلخیص علی ربانی گلپایگانی، ص 573، ناشر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، طبع پنجم.
8- ر.ک: عقائد الامامیه، مظفر، شیخ محمد رضا، ص 79 ـ 80.
9- دایره المعارف فارسی ، ج 1 ، ص 609
10- ترجمه یوم الخلاص ، ص 251
11- امام مهدى حماسه اى از نور، شهید صدر، ترجمه کتابخانه بزرگ اسلامى /30.
12- ماهنامة پیام زن، شمارة 92، ص 94.
13- ماهنامه دانشمند، شمارة 432، ص 21.
14- ماهنامه دانشمند، شماره 4444، ص 25، مهر 1379.
15- همان، شماره، 459، ص 24.
16- به نقل از کتاب در انتظار ققنوس ص 240 تا 241
17- جستجو پیرامون امام مهدی(عج)،سید محمدباقر صدر ، ص 19 ـ 25، ترجمه کتابخانه اسلامی، 1379.
18- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 51ؤ ص 217،‌مؤسسه الوفاء، بیروت.
19- بشارة الاسلام ص 146 ،منتخب الاثر ص 259 ،غیبت شیخ طوسی ص 105 ،بحارالانوار ج 51 ص 220 ،ینابیع الموده ج 3 ص 116 ،المهدی ص 168 و171 والزلم الناصب ص 85
20- منتخب الاثر ص 261 ،غیبت شیخ طوسی ص 108 ،اعلام الوری ص 406 وبشارة الاسلام ص 148
21- بحارالانوار ج 51ص 148 و225 وج 52 ص 291 ،الزام الناصب ص 80 و89 ،غیبت شیخ طوسی ص 26 ،منتخب الاثر ص 276 وبشارة الاسلام ص 99
22- ینابع الموده ج 3 ص 167 ،منتخب الاثر ص 258 ،المهدی ص 206 به نقل از صحیح بخاری
23- بحارالانوار ج 52 ص 287 ،غیبت شیخ طوسی ص 259 ،منتخب الاثر ص 258
24- ابن جوزی، سبط حنقی، تذکرة الخواص الامه، ص 365 ـ 365، اعلمی، بیروت.
25- شعرانی،‌عبدالوهاب، الیواقیت و الجواهر، ص 65، دارالکتب اسلامی، تهران.
26- سوره عنکبوت آیه 14.
27- سوره قلم آیه 48.
28- ر.ک: محاضرات فی الالهیات، سبحانی، جعفر، تلخیص، علی ربانی گلپایگانی، ص 574، طبع پنجم، ناشر: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
29-سوره نساءآیه 58.
30- سوره مریم آیه 57
31- سوره حجر، 35 ـ 36.
32- تورات، ترجمه فاضل خالقی، سیر پیدایش، باب 5، آیات 5 ـ 32.
33- انجیل، کتاب اعمال سولان، باب اول، آیات 1 ـ 12.
34- دیوان نصرت خراسانی
35- دخیل، علی محمد، الامام المهدی، ص 146 - 186، دارالمرتضی، بیروت، 1403
36- دایانا، اس، ودرف، چگونه می‌تواند 100 سال زندگی کرد، ترجمه لیلا مهرادبی، ص 48، انتشارات حسام، 1371.
37- همان، ص 49
38- ترجمه یوم الخلاص ، ص 258 – 257
39- روزگار رهایی ص 245 و246 به نقل از غیبت شیخ طوسی ص 259
40- دیوان نصرت خراسانی ص 29 و30
41- کتاب الغیبة شیخ طوسى ، صص 113 ـ 125* کنز الفوائد، کراجکى، ص140
42- بحث حول المهدی آیت الله شهید سید محمد باقر صدر ص 26- 30 (با اندکی تصرف وتلخیص)
43- شیعه در اسلام، علاّمة طباطبایى ،ص 151 انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى
44- کافی ج 8 ص 201 ح 329
45-همان مدرک، ص 428 ; سوره (رعد) آیه 39.
46- سوره (صافات) آیه 144.
47- (سوره بقره) آیه 50..
48- سوره (انبیاء) آیه 69
49- سوره (نساء) آیه 157.
50- سوره (انفال) آیه 30.
51- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 332
52- آثارالباقیة ،ابوریحان بیرونی ،صص 84-78،چاپ زاخو،لایپزیک -1878 میلادی
53- در انتظار ققنوس
54- به نقل از :بازگشت به متوشالح ،برنارد شاو ر.ک :پانزده گفتار ،مجتبی مینوی
55- اصول کافى ،کلینی ، ج1ص 178.
56- غیبت شیخ طوسى : ص 139 و بحارالانوار: ج 36 ص 259.
57- اصول کافى : ج 1 ص 139، تقرب المعارف : ص 1755
58- همان مدرک ص180
59- الغیبه ص90
60- در انتظار ققنوس ص 243تا244 بااندکی تصرف
61- ر.ک: الامام المهدی /دخیل /صص 161-214/نجف -1385 هجری
62- در انتظار ققنوس ص 252- 253