زندگینامه شیطان قسمت پنجم - تنها منجی

تنها منجی

زندگینامه شیطان قسمت پنجم
نویسنده : منتظر ظهور - ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٩
 

بسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

زندگینامه شیطان قسمت پنجم

مال التجاره شیطان

شیطان هم مانند سرمایه داران بزرگ و پول داران حرفه اى ، سرمایه و مال التجاره اى آماده کرده و براى فروش ، دنبال مشترى مى گردد.مناسب است انواع و اقسام مال تجاره شیطان را که براى فروش به مردم عرضه مى کند را از زبان خودش بشنویم .
روزى حضرت عیسى بن مریم علیه السلام شیطان را دید که پنج الاغ سیاه در پیش دارد و بارهایى بر آنان گذاشته و از راهى مى رود. آن حضرت پرسید:اى شیطان ! بار این الاغ ها چیست ؟ و به کجا مى روى ؟ آن ملعون عرض کرد:اى روح الله ! بار آنها مال التجاره است و براى فروش ‍ مى برم .
فرمود: آیا هم کارها از یک قماش هستند؟ گفت : خیر، بار هر کدام بادیگرى فرق مى کند و هر الاغى یک نوع بار دارد.

گونه گونه هست بار این خزان

تو همه خر را به یک چوبى مران

 


حضرت عیسى به یکى از آنها اشاره کرد و پرسید: بار این الاغ چیست ؟ شیطان گفت : ظلم و جور و تعدى است . فرمود: خریدار آن کیست ؟ پاسخ داد: پادشاهان ظالم و حاکمان جورپرسید الاغ دومى چه بار دارد؟ گفت : غرور و خودپسندى . فرمود: چه کسى خریدارش است ؟ عرض کرد: کدخداهاى آبادیها، و رؤ ساى دهات .
پرسید: بر الاغ سوم چه بار کرده اى ؟ گفت : حسد. فرمود: مشترى آن کیست ؟ گفت : عالمان دربارى و مزدوران آنها و نوکران اجانب (البته علماى خوب و واقعى حسد ندارند. حضرت على علیه السلام درباره آنها فرمودند: آنها عالم ربانى هستند)(1).

 پرسید: بار الاغ چهارم چه مى باشد؟ گفت : بار آن خیانت است . فرمود: مشترى آن کیست ؟ گفت : تجار و عمال و کارکنان تجار؛ کسانى که تجار آنها را امین خود قرار داده و براى خرید و فروش به شهرهاى دور و نزدیک مى فرستند، ولى آن ان به جاى امانت دارى خیانت مى کنند.
پرسید: آن دراز گوش پنجمى بارش چیست ؟ پاسخ داد: نیرنگ . فرمود: خریدار آن چه کسانى هستند؟ جواب داد: زن ها مشترى و خریداران این بار مى باشند(2)
قرآن مکر زنان را از مکر شیطان بزرگ تر دانسته ، آن جا که مى فرماید ان کید کن عظیم ؛ کید و مکر زنان بزرگ است » (3)  در حالى که مگر شیطان را سست و ضعیف معرفى مى کند. آن جا که مى فرماید: « ان کید الشیطان کان ضعیفا؛ به درستى که کید شیطان ضعیف است» .(4)

 

اعمال شیطان :

بسیارى از کارهاى حرام از اعمالى شیطان است ؛ زیرا او اختراع کرده و خود او هم اول انجام داده است .
در این جا لازم مى دانم مقدارى درباره اعمال کردار زشت شیطان مطالبى را بنویسم تا کسانى که مى خواهند از او و رفتارش پند بگیرند، بدانند کدام یک از کارها مورد علاقه او است :
1- آدم کشى: شیطان مى کوشد مردم را به جان هم اندازد. او مى خواهد از هر بهانه اى که شده زد و خورد به وجود آورد تا خون ریزى شود؛ مثل داستان فرزندان آدم و جنگ هاى کوچک و بزرگى که در دنیا به راه مى افتد. همه به سعى و کوشش آن ملعون است .
2- عاق والدین: او سعى مى کند فرزندان را مغرور سازد و در آنها خودبینى ایجاد نماید تا حاضر نباشند در مقابل پدر و مادر گوش به فرمان باشند؛ تا والدین هم آنها را نفرین و عاق نمایند؛ در نتیجه هم در دنیا گرفتار و بدبخت شده و هم در آخرت به عذاب مبتلا شوند.
3- رباخوارى: او مردم را تشویق به جمع کردن مال دنیا مى کند، گرفتن ربا را پیش آنان خوب جلوه مى دهد، لذت و طعم این کار را براى اینان شیرین مى کند. بندگان را تحریک مى نماید که چیزى به دیگران نبخشند و اگر هم ببخشند درصدى از آن را به عنوان سود، خواستار شوند.
4- حرام خوردن: مى گوید: به دست آوردن مال بدون زحمت کیف دارد. مال خود و دیگران را از آن خودت حساب کن . مال یتیم ، و تصرف در آن و مال موقوفه را مباح معرفى مى کند.
5- فرار از جنگ : زندگى کردن و زنده بودن را پیش چشم انسان زینت مى دهد و مى گوید: تو هنوز جوانى زن و بچه دارى ، پدر و مادر دارى ، آنان بى سرپرست و حیران مى شوند، کسانى هستند که به جاى تو در مقابل دشمن مبارزه کنند، حفظ جان واجب است . او این وسوسه هاى دل پذیر و فریبنده را به فکر رزمندگان و جنگ جویان مى اندازد که میدان را رها کنند و بگریزند.
6- نسبت ناشایست دادن: هم و غم او این است که دامن پاکان را لکه دار کند، آبرو و شخصیت ایشان را از بین ببرد. لذا عده اى را وادار مى کند که براى رسیدن به مقصود خود به زنان و مردان پاک تهمت بزنند و نسبت زنا و لواط بدهند.
7-  کم فروشى : بازاریان و تجار و کسبه کوچه و بازار را وادار مى کند که مقدارى از جنسى را که مى خواهند بفروشند کم کنند، و جنسى را که مى خواهند بخرند زیادتر بگیرند. به آنها القا مى کند که شما هم خرج دارید،
بچه و زن دارید، کرایه مغازه دارید، باید مالیات بپردازید، پول آب و برق بدهید، ریخت و پاش و از بین رفتن دارد، چه اشکالى دارد اگر مقدارى کم فروشى کنید؟
8- ریش تراشى : شیطان تا در میان ملائکه و فرشتگان بود و آنان را نصحیت مى کرد، ریش داشت ، بعد از آن که از بهشت بیرون آمد حضرت آدم و پیامبران دیگر را دید که همه ریش دارند، براى این که با آنان هم مخالفت کرده باشد، ریش خود را تراشید پیامبر اسلام (ص ) امت خود را از ریش ‍ تراشى نهى نمود و از کسانى که این کار را انجام مى دهند مذمت کرده است .(5)
9- خواب بین الطلوعین : یکى از خواب هاى او، خواب بین طلوع صبح و طلوع خورشید است . خواب در این ساعات مورد علاقه شیطان است . در این زمان مى آید و اطراف لحاف انسان را مى گیرد و در گوش افرادى که خواب هستند بول (ادرار)مى کند که صداى اذان را نشوند. زمین در این هنگام از دست کسانى که خواب باشند ناله مى کند(6)
10- خواب در مجلس ذکر: وقتى مجلس ذکر خدا و موعظه برقرار مى شود،
مى آید و انسان را به خواب مى برد. طریقه به خواب کردن او این است که سرمه به چشم انسان مى کشد و در اثر آن ، چشم گرم مى شود و در آن مجلس ‍ انسان چرت مى زند.(7)

 11- احتلام کردن: از اعمال او محتلم کردن مردم به خصوص جوانان است .
خود را در خواب ایشان به صورت زن زیبا یا جوان زیبا در مى آورد و در اختیارشان قرار مى دهد تا انسان را در خواب جنب کند و به نماز و روزه انسان آسیب برساند.
12-  ریختن آبرو: آشکار کردن عیب مردم ، چه در قالب شعر و چه در گفتار، از اعمال شیطان است . دلیل آن هم آیات و روایاتى است که در مذمت غیبت وارد شده .(8)
13- غنا؛ غنا و آوازخوانى از اعمال شیطان است . حرمت آن هنگامى است که صدا را در گلو بچرخانند و به اصطلاح چهچه بزنند.(9)
14- نجوا: نجوا و در گوشى گفتن در مجالس از خواسته هاى زشت شیطان است . خداوند در این باره مى فرماید:
« انما النجوى من الشیطان لیحزن الذین امنوا»
« به درستى که نجوا و راز گفتن و در مجالس در گوشى صحبت کردن از اعمال زشت و قبیح شیطان است که مى خواهد به این وسیله مؤمنان را پریشان خاطر سازد» (10)
یکى از علت هاى پریشانى مؤمنان این است که دو نفر در مجلسى با هم در گوشى صحبت کنند. در این هنگام دیگران فکر مى کنند که درباره ایشان حرف مى زنند به این خاطر، آزرده مى شوند.
15-  صنج: صنج از آلات لهو و زدن آن حرام است . پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله وسلم در این باره فرمود: از صنج زدن دورى کنید؛ زیرا شیطان همراه صنج زن قدم بر مى دارد و ملائکه از تو متنفر مى شوند و از تو دورى مى کنند.(11)  
16- عود: نوعى از آلات لهو و از اعمال شیطان و استعمال آن حرام است . روایتى در این زمینه مى فرماید: عود زدن نفاق را در قلب ها مى رویاند، همان طور که آب سبزه را مى رویاند.(12)
17-  شراب ، قمار، بت پرستى : تیرهایى که با آنها گرو بندى مى کنند. همه از کارهاى شیطان است . قرآن در این باره مى فرماید:
« یا ایها الذین امنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون»
« اى اهل ایمان ! شراب و قمار و بت پرستى و تیرهاى گرو بندى - که در زمان جاهلیت بوده - همه پلید و از اعمال شیطان است . از آنها، دورى کنید تا رستگار شوید».(13)
18-  لواط، مساحقه ، زنا:  این سه چیز هم از اعمال بسیار زشت و شرم آور شیطان است که ، اول در میان قوم لوط رواج داده شد و سپس به جاهاى دیگر سرایت کرد. - لواط عمل بسیار زشت و قبیحى است که مرد با مرد انجام مى دهد و مساحقه عمل زشتى که زن با زن انجام مى دهد و منشاء این دو عمل ، از دو شیطان ، به نام زوال و لاقیس در زمان لوط بوده است .(14)
19-  جیغ کشیدن : جیغ زدن در هنگام مصیبت از اعمال شیطان است . در حدیثى آمده :
« الصراخ من الشیطان و البکاء من الرحمان»
« جیغ کشیدن و فریاد و فغان در مصیبت ها از اعمال ، شیطان و گریه کردن خدایى است » .(15)
20-  هنگام ناراحتى و فکر کردن ، دست به زیر چانه زدن ، و ناخن به دندان گزیدن ، و ریش را با دندان گرفتن و کندن از خوى شیطان مى باشد.(16)
21-  خوابیدن بر روى شکم:  در خبرى آمده است که : شیطان بر روى شکم و صورت مى خوابد. معصومان علیه السلام از آن نهى کرده اند.(17)
22- مجادله : جدال ، لجاجت ، دعوا و زد و خورد کردن از خوى شیطان است . همان طور که خداوند از قول حضرت موسى علیه السلام چنین مى فرماید:
« قال هذا من عمل الشیطان انه عدو مضل مبین »
حضرت موسى علیه السلام وقتى دید دو نفر، یکى مؤمن و دیگرى کافر، با هم مشاجره مى کنند، فرمود: « این کار فریب و وسوسه شیطان است . به درستى که او گمراه کننده مردم است ، گمراه کننده اى سخت و آشکار».(18)
23- زلف : زلف گذاشتن و جلو سر را نتراشیدن از روش شیطان است . (انسان یا باید سر را هیچ نتراشد یا همه آن را بتراشد).(19)
24- شبیه : شبیه در آوردن ، خود را شبیه امام حسین یا دیگر امامان کردن اعمال شیطانى است . اول کسى که شبیه در آورد، دو نفر بودند، یک زن و شوهر - مرد به نام مرة  و زن به نام لیلا. مختار وقتى قیام کرد، فرستاد هر دو را آوردند و دستور داد آنها را به هم بستند و در آتش ‍ انداختند.(20)
25- بخل : یکى از روش هاى ناپسند شیطان بخل است . هم خودش بخیل است و هم مردم را به بخل دعوت مى کند. قرآن در این باره مى فرماید:
« الشیطان یعدکم الفقر و یامرکم بالفحشاء »
« هنگام کمک به دیگران ،شیطان شما را از فقر و بى چیزى مى ترساند و بخل را در دستور کارتان قرار مى دهد و به کارهاى ناروا دعوت مى کند».(21)
26- گریه دروغ :  اول کسى به دروغ گریه کرد. شیطان بود. او پیش حوا - مادر بزرگ آدمیان - آمد و شروع کرد به دروغ گریستن و گفت : « من دلم بر جوانى تو مى سوزد؛ زیرا تو مى میرى آیا مى خواهى تو را راهنمایى کنم به درختى که اگر از آن بخورى پیر نشوى و نمیرى !؟» (22)
27- نقاشى : چهره پردازى و ساختن مجسمه انسان یا حیوان از کارهاى شیطان است . و آن ، حرام و سازنده اش در عذاب است .(23)
28- سحر:  سحر و ساحرى از اعمال شیطان است . او استاد سحر بود. قرآن در این رابطه مى فرماید: شیاطین به مردم سحر یاد مى دادند.(24) وقتى سلیمان از دنیا رفت آن ملعون در نامه هائى درباره سحر نوشت و زیر تخت سلیمان گذاشت بعد بیرون آورد و گفت : سلیمان ساحر بوده و این نامه ها علامن آن است 29- مکر: خدعه و نیرنگ وسیله اى است که با آن مردم فریفته مى شوند و از راه راست منحرف مى گردند.
30-  کبر: اولین سرکشى شیطان در برابر خدا است . و به واسطه همین بود گفت : « من از آدم بهترم ؛ زیرا مرا از آتش و او را از خاک خلق کردى».(25)

نردبان خلق این ما و من است

عاقبت زین نردبان افتادن است

هر که بالاتر رود ابله تر است

کاستخوانش خوردتر خواهد شکست

31- خمیازه : خمیازه کشیدن عادت شیطان است . خمیازه یک سستى است که بر انسان چیره مى شود و آن هم از سنگینى بدن و کسالت به وجود مى آید. سنگینى بدن هم از پرخورى و آشامیدن زیاد و شهوات به وجود مى آید. و انسان همواره دهن دره مى کند.

 

انتقام شیطان:

شیطان ملعون با هر وسیله اى که بتواند انتقام خود را از اولاد آدم مى گیرد. گاهى به وسیله جنگ ، گاهى با منحرف کردن مردم از راه حق و حقیقت ، گاهى با القاى شبهه در دل سست ایمانان . در این جا لازم است داستانى را که حضرت على علیه السلام از زبان شیطان نقل مى فرماید بیان کنیم .
زینب کبرى علیها السلام فرمود: چون ابن ملجم ملعون ، ضربت بر سر پدر بزرگوارم زد و من آثار مرگ را در او مشاهده کردم ، پیش رفتم و عرض ‍ کردم :اى پدر بزرگوار! او ایمن حدیثى براى من گفته که دوست داشتم آن را از دو لب مبارک شما بشنوم . آن حضرت فرمود:اى نور دیدگانم ! حدیث همان است که ام ایمن براى تو شرح داده و نقل کرده است .
نگرانم که تو را جمعى از دختران نورس و زنان بى کس از اهل بیت عصمت به حال خوارى و ترس در این شهر اسیر و دستگیر دشمنان گردید. و دشمنان شما همانند گرگان آدم خوار شما را احاطه کرده باشند. اى نور دیده من !اى زینب ! شما را امر مى کنم بر صبر و شکیبایى . به حق آن خداوندى که دانه را شکافت و همه چیز را از پس پرده نیستى آفرید، در آن وقت در تمام روى زمین دوستان خدا فقط شما و شیعیان و دوستان شما هستند. براى خداوند ولى و دوستى به غیر از شما و شیعیان شما نخواهد بود.
دخترم ! زمانى که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم این حدیث را براى ما نقل کرد، فرمود: در آن روز ابلیس لعین با همه یاورانش با سر خوشى و سرور در روى زمین پراکنده مى شوند و به همه دوستان خویش خطاب مى کنند و مى گویند:اى جماعت ! دل خوش دارید که انتقام خود را از ذریه آدم گرفتم و بدترین نابودى را به آنان چشاندم . جهنم را به کشندگان آنها به میراث دادیم ، مگر جماعتى که دست به دامن این خانواده شوند و پیروى از آن محمد صلى الله علیه و آله و سلم نمایند. بر شما است که مردم را به بى وفایى و شبهه از این خانواده دور نمایید. کارى کنید که با این خانواده و دوستان آنها دشمنى نمایند. درباره آنها جدیت کنید تا کفر و ضلالت و گمراهى آنها محکم شود و یک نفر رستگار نگردد و همه آنها از دین بیرون روند و جهنمى شوند!
اى نور دیده من !اى زینب ! هر آیینه ابلیس در این سخن راست گفت ؛ با این که کار او دروغ گفتن است ؛ از این رو که مى داند براى دشمنان هیچ کار پسندیده اى پذیرفتنى نیست . و گناهان دوستان شما (مگر گناهان کبیره ) قابل بخشش و بازگشت است .(26)

 

جنگ شیطان:

یکى از جاهایى که شیطان با تمام نیرو به جنگ انسان مى رود و در این راه ، از این که خودش آسیب ببیند یا فرزندان و پیروانش دهد بیمى ندارد، هنگامى است که انسان سرگرم ذکر خدا و درود بر پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و آلش مى باشد.
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم درباره دعا و ذکر، فرمودند:اى امت محمد صلى الله علیه و آله و سلم ! در مشکلات و سختى ها دست به دامن محمد صلى الله علیه و آله و سلم و آل او شوید و آنها را بخوانید که خداوند متعال ملائکه را یارى دهد بر شیاطینى که مى خواهند شما را منحرف کنند؛ زیرا هر کدام از شما دو ملک با او است یکى در طرف راست او که نیکوکارى ها را مى نویسد و دیگرى در طرف چپ او گناهان را یادداشت مى کند. نیز با او دو شیطان از جانب ابلیس است که او را گمراه مى کنند. پس ‍ اگر یکى از شما وسواسى در قلبش پیدا شود، خدا را بخواند وبگوید:
« لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم و صلى الله على محمد و آله الطیبین».
 در این هنگام آن دو شیطان خود را مخفى مى نمایند و مى روند پس ابلیس ‍ از آن شخص شکایت مى کنند و مى گویند: این شخص ما را خسته کرد جمعیت ما را زیادتر نما!
آن ملعون هم جمعیت آنها را زیادتر مى گرداند تا به هزار نفر برسند. پس از آن مى آیند و در برابر او قرار مى گیرند تا او را منحرف و گمراه کنند. هر وقت او را وسوسه مى کنند و به شک مى اندزاند آن شخص ذکر و ثناى الهى مى گوید و درود بر پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم و اهل بیت او مى فرستد. شیاطین دیگر نمى توانند بر او چیره شوند و راه نفوذى براى آنان باقى نمى ماند و حیران مى گردند. باز پیش ابلیس مى روند و مى گویند: هیچ راه نفوذى بر او نیست ، مگر این که خودت شخصا به جنگ او بروى و او را اغوا و گمراه کنى .
سپس ابلیس خودش فرماندهى لشکر را به دست مى گیرد. خداوند مى فرماید: اى ملائکه ! این ابلیس لعین است که با لشکریانش در برابر بنده اى از بندگان من قرار گرفته اند، بروید در مقابل او و لشکریانش قرار بگیرید. پس در مقابل هر شیطان صد هزار فرشته صف مى بندند؛ در حالى که سوار بر اسب هایى از آتش هستند، و در دست هر کدام شمشیر و نیزه ، تیر و کمان ، کارد و اسلحه هاى دیگر از آتش است ، فرشتگان با سلاح هاى خود با آنها مى جنگند و از آنان مى کشند. خود ابلیس را دستگیر و اسیر مى نمایند و با شمشیرهاى خود به او حمله مى کنند. آن وقت فریاد آن ملعون بلند مى شود و مى گوید: خدایا! به من وعده دادى که مرا نکشى و تا روز معین زنده نگاه دارى .
خداوند متعال مى فرماید:اى ملائکه ! درست مى گوید، من وعده دادم که او را نمیرانم و نکشم ، ولى وعده ندادم که سلاح را بر او مسلط نکنم و درد و عذاب را به او نچشانم و زخمى اش نکنم . تا مى توانید او را با سلاح هاى خود بزنید و مجروح کنید. من او را نمى کشم و زنده نگاه مى دارم . پس ‍ ملائکه وى را آن قدر مى زنند که تمام بدنش مجروح مى شود. آن گاه او را رها مى کنند و مى روند. آن ملعون هم براى درد و زخم هاى خود و هم براى فرزندانش که کشته شده اند ناله و گریه مى کند. آسیب هاى او بهبودى نمى یابد، مگر با شنیدن صداى مشرکان که به خدا شکر مى آورند و کافر مى شوند. نیز اگر مؤمن بر حمد ثناى الهى و درود بر حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم اصرار ورزد، زخم هاى شیطان هم درمان نمى شود تا هنگامى که وى ذکر خدا را فراموش کند و با خداى خود مخالفت نماید، آنگاه جراحات ابلیس بهبود پیدا مى کند.(27)
پس از آن که بهبودى کامل پیدا کرد، بر این بنده غالب مى شود تا جایى که به او دهنه مى زند و زین بر پشت مى گذارد. اول خودش بر او سوار مى شود، بعد از آن پیاده شده و به یاران خود مى گوید: این بنده خدا، الان در اختیار ما است و پشتش آماده براى سوارى ما مى باشد. هر کدام از شما مایل باشید مى توانید برگردن او سوار شوید! و ما هر وقت بخواهیم مى توانیم سوارش شویم .
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم پس از این کتاب فرمودند:اى مردم ! اگر مى خواهید چشم شیطان همواره پر اشک و گریه کند و زخم هایش ‍ درمان نشود، به اطاعت و عبادت خدا باشید و ذکر خد و درود بر پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم را فراموش نکنید. اگر غیر از این باشد، بدانید که شما از بندگان ابلیس هستید و هر وقت بخواهد او و لشکرش بر گرده و گردن شما سوار مى شوند (و شما را به هر کجا که بخواهند مى کشانند)(28)

 

دوستان شیطان :

هر کس در این جهان دوستانى داشته و با کسانى آمد و شد دارد؛ چون بدون دوست و رفیق کسى نمى تواند زندگى کند. خوبان ، دوستان و همفکران خوب و بدان دوستان و هم فکران بد براى خود انتخاب مى کنند.
به گونه اى که شاعر مى گوید:

کبوتر با کبوتر، باز با باز

کند همجنس با همجنس پرواز

دوستان شیطان کسانى هستند که : فتنه و فتنه انگیزى را دوست دارند؛ از خون ریزى و کشت و کشتار خوششان مى آید؛ دیگران را براى جنگ و دعوا با مسلمانان تحریک مى کنند؛ آنها تحت تاثیر وسوسه هاى شیاطین قرار مى گیرند؛ به خاطر دوستى با آنان ، با مؤمنان مى جنگند. قرآن در این باره مى فرماید:
« و ان الشیاطین لیوحون الى اولیائهم لیجادلوکم و ان اطعتموهم انکم لمشرکین ».
« و شیاطین به دوستان خود مخفیانه مطالبى القا مى کنند تا با شما به مجادله برخیزند - ولى شما به هوش باشید - اگر از آنها اطاعت کنید، شما هم مشرک خواهید بود»(29)
روزى حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم با شیطان ملاقات کرد و فرمود:اى لعین ! دوستان تو از امت من چقدراند؟
گفت : دوازده نفر! 1- امیر ستم گر؛ 2- ثروتمند خودخواه ؛ 3- کسى که باک ندارد از کجا به دست مى آورد و در کجا صرف مى کند؛ 4- عالمى که پادشاه ستم کارى را با ظلم و جورش تایید کند؛ 5- تاجر خائن که در تجارت خود به مردم خیانت کند؛ 6- محتکر که ارزاق مردم را ارزان مى خرد و براى گران شدن ذخیره و انبار مى کند؛ 7- زناکاران ، اعم از مرد و زن ؛ 8- رباخواران که مال فقیران را به این وسیله از کفشان بیرون مى آورند؛ 9- افراد بخیل که از انفاق مال خود بخل مى ورزند و دیگران را از آن محروم مى کنند؛ 10- کسانى که در نماز سستى مى کنند و توجهى به آن ندارند؛ 11-  کسانى که در میان مردم سخن چینى مى کنند و آنان را به جان هم مى اندازند؛ 12-  کسانى که مست و بى هوش هستند.(30)

 

دشمنان شیطان:

شیطان در برابر دوستان فداکار و دل سوزش ، دشمنان خطرناکى هم دارد که شب و روز از دست آنها مى نالد و در شکنجه است و آنان را این طور معرف مى نماید:
هنگامى که رسول صلى الله علیه و آله و سلم با شیطان ملاقات کرد. از او پرسید: دشمنان تو از امت من چند طایفه هستند. گفت : 22 طایفه ، و من از ایشان در رنج به سر مى برم و دلم از دست آنها پر از خون است .
1-  خود شما: اولین و سخت ترین دشمن من تویى . من هم ، از اول با تو دشمن بودم و بعدا هم خواهم بود. دشمنى تو با من هیچ وقت به صلح و صفا و دوستى مبدل نخواهد شد. فرمود: براى چه با من دشمنى ؟ گفت : براى آن که در قیامت گناه کاران را شفاعت مى کنى و زحمات مرا ضایع و امید قطع مى نمایى .
2- عالم عامل : آن عالمى که به علم خود عمل کند، دشمن من است من هم دشمن او هستم . (اما عالمى که به علم خود عمل نکند دوست شیطان خواهد بود.) در این باره حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم فرموده :
عالم و دانش مندى که به علم خود عمل کند، از هزار عابد براى شیطان خطرناک تر است .(31)
3-  حامل قرآن : کسى که قرآن را فرا گرفته ، و حفظ نموده و به تمام دستورها و احکامى که در آن آمده عمل مى کند، او دشمن من و من هم دشمن او هستم .(32)
4-  مؤ ذن: کسى که در پنج وقت نماز اذان بگوید و اقرار به شهادتین کند و مردم را از خواب بیدار و متوجه عبادت خدا و نماز نماید.
5- دوستان فقرا: آنها کسانى هستند که فقرا و مساکین را از یاد نمى برند، دایما متوجه آنها و به فکر آنها هستند. در همه جا و در هر شرایط از آنان دفاع مى کنند و زندگى ایشان را تاءمین مى نمایند.
6- دوستان ایتام : کسانى که با یتیمان دوست و مهربان هستند، و همانند پدر و مادر دل سوز با آنان رفتار مى نمایند تا رنج یتیمى را احساس نکنند.
7- مهربان: کسى که دل رحم و دل سوز بندگان خدا باشد و براى کوچک ترین ستمى که به یکى از بندگان خدا شود ناراحت شده و از او دفاع مى کند و دل داریش مى دهد.
8- ناصح: کسى که براى رضاى خدا مردم را اندرز مى دهد و به جز رضایت خداوند چیزى در دل ندارد.
9-  دائم الوضو؛ کسى که در تمام حالات با وضو باشد و اگر وضوى او باطل شد فورا تجدید وضو نماید.
10- بخشنده : آن که مردم را در مال خود شریک مى کند و مقدارى از دارایى اش را به محرومان اجتماع اهدا مى نماید و به فکر ذخیره و جمع آورى مال نمى باشد.
11-  خوش خلق :  آن که با مردم ، نیک کردار است و با همه انسان ها با رویى گشاده رفتار مى کند و کسى را بازبان و دیگر اعضاء آزار نمى رساند.
12- قانع : آنها کسانى هستند که در زندگى به کم دنیا قانع باشند. به آن چه خداوند متعال براى ایشان مقرر فرموده ، راضى هستند و به مال دیگران تنگ نظر نیستند.
13- پاک دامنان : زنان و مردانى که عفت داشته باشند. دامنشان آلوده به فساد و فحشا نشده و پوشش اسلامى را در همه جا حفظ مى کنند.
14- آمادگان برای  مرگ: کسانى که همواره به فکر مرگ و آماده شدن براى آن هستند و هیچ وقت ، آخرت را فراموش نمى کنند و همیشه به دنبال اصلاح آن در تلاش اند.
15- هم نشین صالحان: از کسانى که شیطان آنها را دشمن خود مى داند، کسانى هستند که رفت و آمد، نشست و برخاست ، گفت و شنود و خورد و خوراک و خواب آنان با صالحان و پرهیزگاران است .
16- فروتنان : آنان که در برابر خدا و خلق او تواضع مى کنند، خود را کوچک مى پندارند و خود بین نیستند.
17-  جوان عابد: جوانى که عاشق دین بوده و از بندگى خدا لذت برده است و خود را در این راه قرار داده و شب زنده دارى مى کند.
18- کسانى که نفس خود را از حرام باز داشته اند؛ کسانى که حلال خدا را حلال و حرام او را حرام مى دانند، کسانى که چشم و گوش و بقیه اعضاء و جوارح خود را به حرام عادت نداده اند.
19- کسانى که در غیاب برادران مؤمن خود دعاى خیرشان مى کنند؛ هر چه براى خود مى پسندند، براى دیگران نیز مى پسندند و هر چه را براى خود نمى پسندند براى دیگران هم نمى پسندند، کسانى که در حق دیگران دعا مى کنند و چشم داشتى هم از آنان ندارند.
20- کسانى با که پدر و مادر خود مهربان باشند و به آنان احترام گذارند.
21-  پادشاه عادلى که از روى عدالت با مردم رفتار کند و مردم در سایه عدل او در آسایش باشند.
22- روزه دارانى که مقدارى از مال خود را به درماندگان مى بخشند، مانند این است که مرا پاره پاره کرده و در آتش انداخته باشند.
سپس عرض کرد: یا رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم عده اى هستند که مراقب کردار من اند، اگر یک نفر را از جاده حق دور کنم و منحرف سازم ، ایشان مى آیند و او را راهنمایى مى کنند و به حق بر مى گردانند.(33)
بلى ، اینان که ذکر شد که از دشمنان شیطان اند، آن ملعون از آنان در هراس ‍ است . (ما هم آرزو مى کنیم جزو یکى از دشمنان شیطان به حساب آییم و یا دست کم ، در جمع دوستان او نباشیم .)

 

پیروان شیطان:

شیطان پیروانى دارد. عده زیادى از مردم دنیا به جاى این که از خداى مهربان خود پیروى نمایند از شیطان سرکش پیروى کرده اند.

اینان در قالب هاى گوناگونى خودنمایى مى کنند گاهى در قدرت خدا در رابطه با زنده کردن مردگان به بحث و مجادله مى نشینند؛ گاهى ملائکه را دختران خدا مى دانند؛ بعضى معاد را منکرند؛ و برخى با تقلید کورکورانه از خرافات و هوس ها، به جدال با حق برمى خیزند.

زمانى روى مسئله علمى بحث و مجادله مى کنند و به ناحق روى بحث خود پافشارى مى نمایند و تا سر حد امکان مى کوشند تا حرف نادرست خود را به طرف بقبولانند. در حالى که نه از اسلام خبرى دارند و نه حتى کوچک ترین مسئله قرآن و اسلام را درک مى کنند. آنان بر همه چیز و همه کس به دیده تردید مى نگرند و بر سر گمان خودشان که غلط است سر و صدا راه مى اندازند. چنین کسانى پیروان هر شیطان سرکشى خواهند بود و از هر شیطان جنى و انسى پیروى مى نمایند. قرآن در این باره مى فرماید:

« و من الناس من یجادل فى الله بغیر علم و یتبع کل شیطان مرید»

«گروهى از مردم بدون هیچ علم و دانشى به مجادله درباره خدا برمى خیزند و از هر شیطان سرکش (جن یا انس ) پیروى و اطاعت مى کنند».(34)

جزاى این گونه مردمان به جز آتش سوزان ، در قیامت چیز دیگرى نخواهد بود. قرآن راجع به هواداران شیطان و جزاى اعمال آنها مى فرماید:

« قال اذهب فمن تبعک منهم فان جهنم جراؤ کم جزاء موفورا »

« خداوند خطاب به شیطان کرده مى فرماید: - برو! هر کس از آنان (بنى آدم ) که از تو تبعیت کند، جهنم و آتش سوزان آن کیفر آنها است و آن ، کیفرى است فراوان ».(35)

باید بدانیم که آنها نه از یک شیطان بلکه از شیاطین جن و انس پیروى مى کنند که هر یک از آنها براى خود نقشه و برنامه و حیله و دامى فراهم کرده اند. هیچ کدام در یک خط و راه نیستند، برنامه مشترکى هم ندارند، بلکه خطهاى آنان چنان متنوع است که انسان در تشخیص آنها سر درگم مى شود و مجبور است از همه آنها پیروى نماید.

 

دار و دسته‏ ولشکر شیطان :

مسلم است که هیچ پادشاهى و سلطان و امیرى نمى تواند به تنهایى و بدون سپاه و لشکر، کشورش را اداره کند و احتیاج به نیرو دارد؛ هر چه لشکرش ‍ بیشتر و مجهزتر باشد قدرت آن کشور هم افزایش مى یابد. عمده همت یک سلطان ، آماده کردن لشکر منظم و مرتب است . شیطان هم از این برنامه بیرون نیست و احتیاجى به نیرو و لشکر دارد. وى با آن ، کار خود را شروع مى کند. سپاه و نیروى شیطان از چند طایفه تشکیل مى شود:
1-  امام صادق علیه السلام فرمود: لشگر شیطان از تبار او پدید مى آید که همان شیاطین هستند.(36)
2- لشکر شیطان : از پیروان او - اعم از فرزندانش و فرزندان آدم - تشکیل مى شود.(37)
3- از معصیت کاران پیروان او - اعم از معصیت کاران جن و انس - شکل مى گیرد.(38)
4- کسانى که شیطان ، آنان را به بت پرستى فرا مى خواند و آنان در این دعوت از او پیروى مى کنند(39)
5- عبارت اند از هم نشینان شیاطین ، آنان که قرآن از ایشان به عنوان کسانى یاد مى کند که از گمراهى دست بر نمى دارند، مگر آن گاه که موجبات ورود آنها را به آتش دوزخ فراهم آورند.(40)
لشکریان مهم شیطان از دو گروه تشکیل مى شود: یکى زنان - بى ایمان و هرزه - و دیگرى غضب . در روایتى آمده :
« لیس لابلیس جند اشد من النساء و الغضب»  (41)
« حضرت رسول و امام صادق علیه السلام هر دو فرمودند: - ((لشکرى سخت تر از از زن ها و غضب ، براى شیطان نیست  .»(42)
اما زن ها، خود آن ملعون مى گوید: زن هاى (بى ایمان ) نصف لشکر من است ، و آنها از براى من تیرى هستند که به هر جا افکنم خطا نمى رود. با این لشکر - زنان بى ایمان و فریبنده - شیطان به جنگ مردان با ایمان و با تقوا مى رود که به قول خودش ، آنها تیرى هستند که خطا نمى روند.
روایاتى از زبان شیطان ، درباره تعریف از زنان بى ایمان وارد شده که : قابل توجه است . ما به بعضى از آنها اشاره مى کنیم :
در ملاقاتى که حضرت یحیى علیه السلام با ابلیس نمود، در ضمن سخنانى که آن حضرت با آنان ملعون داشت ، مى پرسد: اى ملعون ! چه چیز بیشتر موجب خوش حالى و روشنى چشم تو مى گردد؟
عرض کرد: زنان (بى ایمان ) که ایشان تله ها و دام هاى من اند. وقتى لعنت و نفرین هاى صالحان بر من جمع مى شود، نزد زن ها مى روم و از ایشان دل خوش مى گردم .
در حدیث دیگرى آمده است : ابلیس به خدمت حضرت یحیى علیه السلام عرض کرد: اى یحیى ! هیچ چیز مثل زنان کمر مرا محکم نمى کند و چشمم را روشن نمى گرداند. ایشان تله ها و دام هاى من اند و تیرى هستند که به وسیله آنان خطا نخواهم کرد: پدر و مادرم به فداى ایشان باد.
سپس افزود: اگر آنان نبودند، من نمى توانستم پست ترین و بى عرضه ترین مردان را گمراه کنم ! چشم من به ایشان روشن است ، به واسطه ایشان به مرادم مى رسم ، به سبب آنها مردم دنیا را به پرتگاه مى برم . مهمترین وسیله اى که شیطان جهت اغواى آدمیان به کار مى برد، در درجه اول زنان - بى دین و شرور - و پس از آن پول است . از این جهت گفته شده : زنان (بى تقوا) زاده شیطان اند.(43)
لذا حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم به مردم دنیا اخطار مى کند و مى فرماید: از دنیا بترسید و از زنان بپرهیزید؛ زیرا شیطان مانند دیده بان لشکر در کمین است و هیچ یک از دام هاى او براى شکار مردان پرهیز کار مانند زنان ، مورد اطمینان نیست (44)
او کوشش مى کند که حتى پیامبران الهى را به وسیله زنان به دست آورد و نابود کند.
حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: خدا هیچ پیغمبرى از گذشتگان را مبعوث نگردانید مگر آن که شیطان ، امید داشت که او را به دام زنان اندازد و هلاکشان سازد. و فرمود: من آن قدر که از زنان مى ترسم از هیچ چیز هراس ندارم .
و نیز فرمود: اى مردم ! از زنان بپرهیزید. اول فتنه در بنى اسرائیل به واسطه زنان بود.مثل فتنه زلیخا براى یوسف علیه السلام

عزیزان را کند کید زنان خوار

به کید زن مبادا کس گرفتار

این رانده شده از دستگاه خدا در تعریف زن ها مى گوید: زنان محرم اسرار من و در حاجات و مشکلات دنیا فرستاده من اند. آن بد عاقبت ، بیشتر فتنه و گناه را به وسیله زنان انجام مى دهد، مردان را به وسیله زنان در دام خود مى گیرد.
شیطان در یکى از دیدارهایى که با حضرت موسى علیه السلام داشت و به آن حضرت پند مى داد، عرض کرد: اى موسى ! هیچ وقت با زنى که بر تو حلال نیست در جاى خلوتى قرار نگیر؛ زیرا هر مردى که با زن بیگانه در خلوت باشد، من نفر سوم آنها خواهم شد - آن قدر وسوسه مى کنم - تا آنها را به فتنه اندازم (45)

تفو بر تو اى گردش روزگار

سیه مرا ترا باد، لیل و نهار

ترا مهربانى همه بازان است

اگر سوى بازار اگر برزن است

به مردن ندارى سر یاورى

همیشه به ایشان کنى داورى

چو خوش گفت : فردوسى پاک زاد

که رحمت بر آن تربت پاک باد

زن واژدها هر دو، در خاک به

جهان پاک از این هر دو ناپاک به

اگر نیک بودى زن و راءى زن

زنان را مزن نام بودى نه زن

زن از پهلوى چپ شده آفرید

کسى از چپ ، راستى هرگز ندید

دلارام باشد زن نیک خواه

ولیکن زن بد خدایا پناه (46)

 

 

حزب شیطان:

همین طور که در هر کشورى گروه ها و احزابى وجود دارند و فعالیت سیاسى و اقتصادى مى کنند و مى کوشند که هر کدام حزب خود را از دیگر احزاب پیش رفته تر و فعال تر قلم داد کنند. خداوند متعال هم در قرآن مجید دو حزب را یادآور شده ، ویژگى هاى هر کدام را به روشنى بیان مى کند. یکى حزب الله که آنها از پیروان انبیا و اولیا و ائمه معصوم علیه السلام و سفیران الهى مى باشند. دیگرى  حزب شیطان  که فرد شاخص آن منافقان هستند. ویژگى اى حزب شیطان از این قرار است :
1-  افرادش هیچ به یاد خدا نیستند و از او یادى نمى کنند. بر دستورها و برنامه هاى او نیسنتد و آنها را نادیده مى گیرند.
2- خود را در قبال مردم و خدا، مسئول نمى دانند و از محرومان اجتماع و مستضعفان و بندگان خدا دستگیرى نمى کنند.
3- حرفشان دروغ است و براى حق جلوه دادن کارها و برنامه هاى خود به دروغ سوگند مى خورند و باکى از آن ندارند.
4- کسانى هستند که همه چیز دنیا، مانند رفاه و آسایش ، مال و ثروت ، پست و مقام دنیا را خاص خود و فرزندانشان مى دانند.
5- آنها منافقان کوردلى هستند که تمام کردار و رفتارشان ، حتى نماز و عبادتشان ، از روى خودنمایى و دورویى است .
همه از لشکریان و یاران و اعضاى صمیمى شیطان اند، از کسانى هستند که خدا و خالق خود را به کلى فراموش کرده اند. قرآن درباره آنها مى فرماید:
« استحوذ علیهم الشیطان فانساهم ذکرالله اولئک حزب الشیطان الا ان حزب الشیطان هم الخاسرین»  
« شیطان بر آنها - منافقان دروغ گو و از خدا بى خبر - چیره شده و یاد خدا را از خاطر برده اند. آنها حزب شیطان اند. بدانید که حزب شیطان زیان کاران اند».(47)
نه فقط شیطان برایشان چیره شده و زمام اختیار آنها را به دست گفته و به هر راهى که بخواهد مى کشاند، بلکه چنان گمراه مى شوند که در راهنمایى دیگران به گناه از دست یاران شیطان مى شوند.

گرنه ابلیس اند این قوم خسیس

گردنى دارند لیکن چون ابلیس

همچون زین سبب گردن کشند

در تلاطم روز و شب چون آتشند

عذرها آرند بدتر از گناه

حالمان گردیده از شیطان تباه

هر چه کردند از گناه و خوى بد

لعن بر شیطان مى کنند افزون زحد

نسبت آن را به شیطان مى دهند

خود برى از ذنب و عصیان مى کنند

رو، رو، اى شیطان کمین شاگرد تو

هست شیطان خفته زیر ورد تو(48)

گر چه شیطان را بود گردن طویل

غافلى از گردن خود اى جلیل (49)

 

در حدیثى جابر بن عبدالله انصارى از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل مى کند که: «حزب على علیه السلام حزب خداست و حزب دشمنان على علیه السلام حزب شیطان است».(50)

 

مادر شیطان :

یکى از جاهایى که شیطان وارد عمل مى شود و کار خود را با جدیت شروع مى کند، هنگام انفاق است . وقتى انسان تصمیم مى گیرد که از مال خودش ‍ ببخشد، شیطان با هر نقشه اى جلوى او مى ایستد و منصرفش مى نماید.
خداوند در قرآن مى فرماید:
« الشیطان یعدکم الفقر»
« شیطان به شما وعده فقر مى دهد»(51)

مى گوید: اگر مال خود را انفاق کنى بدبخت مى شوى ؛ خود و فرزندانت گرسنه مى مانید، کسى به شما کمک نمى کند؛ ممکن است در اثر گرسنگى تلف شوید: چرا مال خودت را با دست خود ضایع مى کنى ؟
نقل شده : جمعى در مسجد نشسته بودند و از قحطى و خشک سالى اى که براى مردم پیش آمده بود صحبت مى کردند و از وضع فقرا و بیچارگان که در زحمت بودند مى گفتند، یکى از مؤمنان که در خزانه خود مواد غذایى و گندم فراوانى داشت تحت تاءثیر سخنان بقیه قرار گرفت .
گفت : من در انبار خانه ام مقدار قابل توجهى گندم ذخیره کرده ام ، همه را در اختیار فقرا قرار مى دهم و آنها را از بدبختى و فقر قرار خواهم داد.رفقا گفتند: آرى ! مگر شیطان بگذارد. گفت : شیطان هیچ غلطى نمى تواند بکند. هم اکنون مى روم و همه گندم ها را تقسیم مى کنم . از جاى خود برخاست و به طرف خانه رفت ، وقتى خواست در انبار را باز کند. همسرش جلو آمد و گفت : مى خواهى چه کنى ؟
گفت : مى خواهم مقدارى از این گندم ها را به نیازمندان بدهم و از بدبختى نجاتشان دهم . زن گفت :اى مرد! مگر دیوانه شده اى ؟ خودمان احتیاج پیدا مى کنیم . هر کس در این شرایط سخت سعى مى کند گندم تهیه کند و به خانه آورده ذخیره نماید. تو مى خواهى گندم ذخیره خودمان را به دیگران بدهى ؟
سرانجام شیطان کار خودش را کرد، زن را وسوسه نمود و زن هم مرد را، کارى کرد که آن مرد مؤمن به مسجد آمد و پیش فقرا نشست . دوستان به او گفتند: چه شد آیا گندم ها را به فقرا دادى یا طبق روایتى که مى فرماید: کسى که دست در جیبش کند تا چیزى در راه خدا دهد، هفتاد شیطان دست او را مى گیرند و مانع او مى شوند شامل حالت شد و انفاق نکردى ؟
گفت : من از هفتاد شیطان خبر ندارم ، اما مادر شیطان کار خودش را کرد و و مانع انفاق شد(52)

شیطان زند از عصیان

هر لحظه ره مردان

در مکر و حیل اما

شاگرد زنان باشد

 

هم جنس شیطان :

شیطان هم مانند آدمیان ، هم جنس هایى دارد که با آنها نشست و برخاست مى کند. هم جنس شیطان تارک الصلوة  است . کسانى که براى نماز ارزشى قائل نیستند و آن را ترک مى کنند.
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم از شیطان پرسید: هم جنس تو کیست ؟ عرض کرد: هم جنس من دورى کننده از نماز است.
شیطان به خواست خود از سجده بر آدم سرباز زد و نماز هم نخواند. از این رو، آن که با آگاهى نماز نمى خواند و از نماز و مسجد و جمعه و جماعات دورى مى کند، از جنس او است . شیطان از فساد و گناه ، خیانت و جنایت ، قتل و غارت باکى ندارد، آدم بى نماز هم باکى ندارد؛ شیطان ایمان و اعتقاد به خدا ندارد، ادم بى نماز هم اعتقاد ندارد، شیطان در پى فریب و گمراهى مردم است تارک نماز هم در صدد فریب دادن مردم است مؤمنى که مشغول نماز مى شود، شیطان مى آید و او را وادار مى کند تا فراموش کند که در حال نماز است و از یاد ا مى برد چند رکعت خواند. شخص بى نماز هم هنگام نماز خواندن مؤمن ، وسوسه اش مى کند که حالا کارهاى دیگر را انجام بده ، براى نماز وقت زیاد است ، بعدا نماز را مى خوانى !؟
شیطان از هم جنسان خود راضى و خوشحال است ، چون آنها در کارها به شیطان کمک مى کنند، زحمت را از دوش او بر مى دارند و کارهاى او را سبک مى کنند.(53)

 بى نماز حتى از شیطان هم بدتر است ؛ زیرا:

شیطان که رانده گشت بجز یک خطا نکرد

خود را براى سجده آدم رضا نکرد.

شیطان هزار مرتبه بهتر ز بى نماز

او سجده  بر آدم ، این بر خدا نکرد

 

هم سنگ شیطان:

بعضى از مردم استاد شیطان و بعضى شاگرد، بعضى رفیق و دوست ، بعضى برادران و پیروان او بوده اند. عده اى هم هستند که با شیطان در درجه و رتبه و عذاب و شکنجه مساوى و با او در یک ردیف اند.

از جمله : کسانى که با زحمت و رنج بسیار، دانش اندوخته و به مقامى رسیده اند، ولى به دانش خود عمل نمى کنند و به اصطلاح عالم بى عمل هستند. چنین اشخاصى با شیطان برابراند.

حضرت امیر علیه السلام فرمودند: تورات بر پنج کلمه ختم شده است : من دوست مى دارم در اول هر صبحى آن کلمات را بخوانم و در آنها دقت نمایم . اولین از فقرات آن ، این است :

« العالم الذى لایعمل بعلمه فهو و ابلیس سواه »

« عالمى که به دانش خود عمل نکند او با ابلیس هم سنگ و برابر است ».(54)

ابلیس هم یکى از دانایان و دانشمندان بود، ولى به علم خود عمل نکرد و با این که ملیاردها سال در بهشت بود آخر الامر بدین سرنوشت ناگوار دچار گشت و از آن محروم شد و باید همیشه در آتش و عذاب خدا به سر برد.

عالمى هم که به علم خود عمل نکند جایگاهش در قیامت همان جایگاه ابلیس است ، و در حسرت بهشت باید به عذاب و شکنجه با ان ملعون مساوى و تا ابد گرفتار گردد.

عالمى که به علم خود عمل نکند در چند جا مانند ابلیس پشیمان خواهد شد در حالى که پشیمانى براى او سودى نخواهد داشت :

1-  هنگام مرگ : حضرت امیر المومنین علیه السلام راجع به علماى بى عمل چنین فرمود:

« اشد الناس ندما عند الموت العلماء غیر العاملین»  

«پشیمان ترین مردم هنگام مرگ عالمانى هستند که به علم خود عمل نکرده اند».(55)

2-  روز قیامت : حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:« کسى که کسب علم و دانش کند و علم خود را به کار نبندد، خداوند روز قیامت او را محشور مى گرداند در حالى که کور است .»(56)

3-  در جهنم : نیز آن حضرت صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: « روز قیامت عده اى از اهل بهشت و کسانى که از عالمى کسب علم کرده اند و به وسیله آن داخل بهشت شده اند - اطلاع پیدا مى کنند که آن عالم در جهنم است . از او مى پرسند: چه چیز باعث شد که تو داخل جهنم شوى ؟ در جواب مى گوید: من شما را امر به معروف و نهى از منکر کردم ، اما خود، آنها را انجام ندادم و به همین جهت داخل آتش شدم ».(57)

 

 

همنشین شیطان .:

همین طور که هر کس احتیاج به همنشین و هم دم دارد، شیطان هم از این قاعده و قانون خارج نیست . او همنشینانى دارد که از آنها جدا نمى شود و همواره با آنان خواهد بود.
همنشینان شیطان کسانى هستند که از یاد خدا غفلت کنند و از خداى خود روى گردان باشند، آن قدر سرگرم دنیاى پرزرق و برق شده که اصلا به فکر خدا و قیامت نباشند؛ به طورى که اگر بگویند: خدا چنین دستور داده و وظیفه اش چنین است ، مانند این مى ماند که برایش داستان مى گویند. گوششان بدهکار این حرف ها نیست ، کسب و کار و مادیاتشان به آنها اجازه نمى دهد، حتى کوچک ترین توجهى به خدا و پیامبران و قیامت کنند. چنین افرادى همیشه با شیطان هم نشین و همردیف بلکه در خدمت گزارى او حاضراند.
خداوند درباره آنها مى فرماید:
« و من یعش عن ذکر الرحمن نقیص له شیطانا فهوله قرین »
« هر کس از یاد خدا روى گردان شود، شیطانى را به سراغش مى فرستیم که همواره هم نشین او خواهد بود».(58)
بدیهى است ، کسانى که از یاد خدا روى گردان باشند و خود را غرق در لذات دنیا نموده و به انواع گناهان آلوده شده باشند؛ نخستین اثرش این است که پرده بر قلب و چشم و گوششان مى افتد. آنها را از خدا بیگانه مى کند، شیاطین را بر آنان مسلط مى سازد؛ به طورى که شیطان و افکار شیطانى از هر سو آنها را احاطه مى کنند.
شیطان هر روز بر آنان چیره گى بیشترى خواهد داشت و هیچ چیز جز سرخوشى هاى زودگذر نخواهند یافت و تلاش شیطان هم افزایش مى یابد تا روزى که پرده از کردار همه کنار رود و چشم حقیقت بین هر کس باز شود و ببیند بین هر کس باز شود و ببیند که به جاى پیامبران و اولیاى خدا، شیاطین هم نشین آنها هستند. آن گاه ایشان بى اختیار فریاد مى زنند و مى گویند:
اى کاش ! میان ما و شما فاصله مشرق و مغرب بود؛ شما چه بد همنشینى براى ما بودید و هستید.(59) خدایا! تو را به حق اولیائت ما را از شر شیاطین جن و انس و افراد ناباب و ناجنس حفظ فرما.
حضرت على علیه السلام فرمود: کسى که یکى از دستورهاى الهى را که بر او واجب شده ، ترک کند، خداوند متعال شیطانى را بر او مسلط مى کند که با او هم نشین باشد.(60)

براداران شیطان .:

هر کس در دنیا برادر یا برادرانى دارد، و اگر احیانا برادرى نداشته باشد براى خود بر مى گزیند تا تنها باشد. کسانى را که انتخاب مى نماید باید با او هم فکر و هم عقیده باشند.
شیطان هم براى خود برادرانى برگزیده است . آنها کسانى هستند که حق خویشان و هموطنان و بیچارگان و درماندگان را پایمال مى کنند و به آنها نمى پردازند. اسراف و تبذیر مى کنند مال خود را در راه غیر صحیح و فساد مصرف مى نمایند، یا بدون انگیزه دارایى خود را ریخت و پاش مى نمایند و به مصرف صحیح و عقلانى نمى رسانند. چنین افرادى برادران شیطان اند. قرآن درباره آنها چنین مى فرماید:
« ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین و کان الشیطان لربه کفورا»
« به درستى که تبذیر کنندگان برادران شیطان اند و شیطان هم نعمت هاى پروردگارش را ناسپاس کرد»(61)
این که شیطان نعمت هاى پروردگارش را ناسپاس کرد روشن است ؛ زیرا خداوند نیرو و توان ، هوش و استعداد فوق العاده اى به او عنایت کرده ، ولى او همه نیروها را در راه نادرست ؛ یعنى در راه اغوا و گمراهى مردم مصرف کرد.
به این خاطر تبذیر کنندگان برادران شیطان اند که از نعمت هاى خدا، ناسپاسى کرده و در راه ناصواب صرف مى نمایند. بى شک اسراف یکى از ناپسندترین اعمال از دیدگاه قرآن و اسلام است . نعمت ها و مواهب کره زمین ، براى ساکنانش کافى است ؛ در صورتى که بیهوده به هدر داده نشوند، بلکه به صورت صحیح و معقول ، دور از هر گونه افراط و تفریط مورد بهره بردارى قرار گیرند؛ و گرنه این نعمت ها آن قدر زیاد نیست که اگر در راه نادرست استفاده شود، هم چنان باقى بمانند و کم نشوند. چه بسا اسراف و تبذیر در منطقه اى ، باعث محرومیت منطقه دیگرى شود، یا اسراف و تبذیر انسان هاى امروز، باعث محرومیت نسل هاى آینده گردد.
قرآن در آیات فراوانى شدیدا اسراف گران را به شدت محکوم کرده است . به چند نمونه از آنها اشاره مى شود تا هشدارى براى مسرفین باشد:
1- در جایى مى گوید:« اسراف نکنید که خدا مسرفان را دوست نمى دارد».(62)
2-  مى فرماید: « مسرفان از اصحاب دوزخ و جهنم اند».(63)
3- مى گوید:« از مسرفان اطاعت نکنید و فرمان نبرید».(64)
4-  آیه دیگرى مى فرماید :« مجازات و عذاب الهى در انتظار مسرفان است».(65)
5- مى فرماید: اسراف یک روش فرعونى و طاغوتى است(66)
6- و نیز چنین گفته: « خداوند مسرفان دروغ گو را هدایت نمى کند».(67)
7- باز مى فرماید«  ما افراد اسراف کننده را هلاک مى کنیم ».(68)
از این آیات به دست مى آید که اسراف و تبذیر بدترین اعمال مى باشد، و شیطان از مسرفان زیان کار خوشحال است تا آن جا که مى فرماید: « آنان برادران شیطان اند»

 

گمراهتر از شیطان :

عده اى از مردم هستند که در کفر ورزى و شرک ، پست فطرتى و بى وجدانى از شیطان پست تر و گمراه ترند. در قیامت هم از نظر عذاب و شکنجه در بدترین وضعى قرار دارند که خود شیطان هم از زیادى عذاب و شکنجه و بدبختى آنها تعجب مى کند!

سلیم بن قیس از سلمان فارسى نقل مى کند که گفت : وقتى روز قیامت - هر کسى به جزاى اعمال خود برسد - ابلیس لعین را در حالى که با افسارى از آتش مهار کرده - و گرداگرد او را گرفته اند - به عرصه محشر مى آورند.

از طرف دیگر، شخص گمراهى را هم که در دنیا از شیطان اطاعت کرده ، و بارى از گناهان را بر دوش او بار کرده و با دو افسر، از افسران آتشین ، دهنه بسته و مهار کرده اند، کشان کشان به صحراى عرصات مى آورند. وقتى ابلیس او را مى بیند به سویش مى رود و نعره اى مى کشد و به او مى گوید:اى شخص (بدسیرت )! مادر به عذایت بگرید. تو کیستى و چه کاره اى - که عذاب و سختى تو از من بیشتر است ؟ - من که اولین و آخرین مردم را گمراه و گرفتار نموده ام . با یک افسار مهار شده ام ، ولى مى بینم تو را با دو افسار در بند و زنجیر کشیده اند.

در جواب مى گوید: من آن کسى هستم که حرف تو را شنید و از تو اطاعت کردم . کسى هستم که تو، به من دستور مى دادى خداى خود را نافرمانى کنم - و من همین کار را کردم . او به من امر مى کرد که او را بندگى و عبادت کنم - ولى من از روى لجاجت و شقاوت و فرمان بردارى از تو - سرپیچى مى کردم .(69)

آرى ، این ها کسانى هستند که حرف پیامبران و اولیا و ائمه معصوم علیها السلام و قرآن را زیر پاگذاشته و به دستور آن ملعون بودند. پس باید جزاى کردار خویش را ببینند به طورى که خود شیطان هم در شگفت باشد.

 

بدتر از شیطان:

آیا بدتر، پست تر و پلیدتر از شیطان در جهان کسى هست ؟ آیا خداوند چنین کسى را تاکنون آفریده است ؟ آن طور که خود شیطان گفته ، بدتر از او هم وجود دارد.
امام صادق علیه السلام از امیر المومنین علیه السلام نقل مى کند که آن حضرت فرمود: روزى از کوفه خارج شدم ، در حالى که قنبر و عده اى از اصحاب هم با من بودند. به قنبر گفتم : آیا چیزى را که من مى بینم تو هم مى بینى ؟ عرض کرد: خیر، من چیزى نمى بینم . به اصحاب خود گفتم : آیا شما مى بینید چیزى را که من مى بینم ؟ عرض کردند: خیر، یا امیر المومنین ! خدا چشم شما را نورانى و روشن تر گرداند.
فرمود: قسم به آن خدایى که دانه را شکافت و مخلوقات را از نیستى پدید آورد، به شما نشان خواهم داد چیزى راکه خود مى بینم و مى شنوانم چیزى را که خود مى شنوم ، طولى نکشید ناگهان پیرمردى بلند قد و باهیبت ، در حالى که دو چشم طولانى داشت ، ظاهر شد. عرض کرد: السلام علیک  یا امیر المومنین و رحمه الله و برکاته ! آن حضرت فرمود:اى ملعون ! از کجا آمده اى و به کجا مى روى ؟ عرض کرد: از پیش مردم آمدم و به سوى مردم مى روم . فرمود: تو، پیرمرد بدى هستى .
عرض کرد:اى على ! از کجا مى دانى که من بد مردى هستم . از من بدتر هم وجود دارد. آیا مى خواهى حدیثى را از خداوند متعال براى تو نقل کنم که بین من و خدا نفر سومى هم بود؟
فرمود: تو، حدیثى را از خدا نقل کنى ؟ گفت : بلى ! بعد گفت : وقتى خداوند مرا از بهشت بیرون کرد، در آسمان چهارم ندا کردم و گفتم :اى پروردگار عالم ! آیا خلقى از تو شقى تر و بدعاقبت تر از خلق کرده اى ! خداوند به سوى من وحى فرستاد: بلى ، خلقى از تو شقى تر و بد عاقبت تر هم خلق کرده ام ! برو پیش مالک جهنم تا به تو نشان دهد. من رفتم پیش مالک جهنم ، او هم مرا برد به سوى جهنم ، طبقه اول را باز کرد، آتش سیاه از آن بیرون آمد. من فکر کردم الان ، هم من و هم ملک را مى سوزاند. دستور داد برگرد، آتش هم برگشت . طبقه دوم را باز کرد، آتش سوزانده تر و سیاه تر بیرون آمد. همین طور تا طبقه هفتم را باز کرد، آتشى از این طبقه بیرون آمد که من فکر کردم ، هم من و هم مالک و هم جمیع خلایق را خواهد سوزاند. من از ترس ‍ دست هاى خود را بر روى چشم هایم گذاشتم و گفتم :اى مالک ! بگو خاموش شود که الان من از بین خواهم رفت .
مالک گفت : خیر، تو تا روز معلومى زنده خواهى ماند. دستور داد آتش ‍ خاموش شود. در پایین طبقه هفتم دو نفر را دیدم که در گردن هاى آنان زنجیرهایى از آتش بود و به وسیله این زنجیرها آویزان بودند. عده اى بالاى سرشان با گرزهاى آتشین ایستاده و دایما با آنها بر سر آنها مى زدند.
گفتم :اى مالک ! این دو نفر چه کسانى هستند؟ گفت : آیا دو هزار سال قبل از آن که خداوند خلایق را خلق کند، در ساق عرش نخوانده اى که نوشده بود ((نیست خدایى مگر خداى احد واحد، و محمد صلى الله علیه و آله و سلم رسول او است که على علیه السلام او را یارى خواهد کرد بعد گفت : این دو نفر کسانى هستند از دشمنان على و از کسانى که در حق او ظلم و ستم مى کنند.(70)

 

استاد شیطان :

گاهى بعضى از افراد در ظلم و خیانت ، حیله و تزویر، قتل و غارت ، مکر و حقه به جایى مى رسند - نه این که همردیف شیطان مى شوند بلکه - از شیطان جلو افتاده و استاد او به حساب مى آیند. شیطان باید در مقابل آنها زانو بزند و شاگردى کند. آنها کسانى هستند که به غیر از خدا چیزى ، یا کسى ، یا رئیسى ، یا وزیرى ، یا مجسمه اى ، یابتى ، یا سنگ و درختى را عبادت مى کنند و آن را در زندگى خود مؤ ثر و صاحب نفوذ مى دانند. این افراد طبق آیات و روایات مشرک و کافر هستند.

البته مراد از عبادت این نیست که در برابر آنها نماز و سجده ، یا راز و نیاز و ستایش کند، بلکه مراد، اطاعت و پیروى از آنها است . حتى گوش دادن به سخن کسى به قصد این که به آن عمل کند و یا قانون کشورى یا عده اى را به رسمیت بشناسد خود آن یک نوع عبادت است .

از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله نقل شده : کسى که به سخن سخن گویى گوش فرا دهد و از روى رضا تسلیم او شده او را پرستش کرده ، اگر این سخن گو از سوى خدا سخن گوید: خدا را پرستیده و اگر از سوى ابلیس سخن گوید: ابلیس را عبادت کرده است .(71)

این عبادت و تسلیم بودن در برابر غیر خدا، و خود را دربست در اختیار دیگران قرار دادن ، انسان را یک درجه از شیطان بالاتر برده و او را استاد او قرار مى دهد. قرآن در این باره مى فرماید:

« یا ابت انى اخاف ان یمسک عذاب من الرحمن فتکون للشیطان ولیا »

« از قول ابراهیم به پدرش آذر که مى فرماید: - اى پدر! من از این مى ترسم که با این بت پرستى و شرک که داراى عذابى از ناحیه خداوند رحمان به تو رسد و تو از اولیاى شیطان باشى»(72)

اینها از این رو، استاد شیطان اند که کسى یا چیزى را ستایش مى کنند که هیچ وقت شیاطین آنها را ستایش نکرده اند. این ها بت را مى پرستند، انسان و درخت و چیزهاى دیگر را مى پرستند. اما شیطان مى گفت : خدایا من فقط تو را اطاعت مى کنم و بس . جرم آن ملعون هم این بود که زیر بار سجده بر آدم نرفت ، ولى اینها در شرک و کفر و بت پرستى از شیطان هم پیشى گرفتند و در واقع استاد او شدند.آن شنیدستم که شیطان را به خواب

دید شخصى گفت : کى شیطان به حق بوتراب

که فلانى هست شاگرد شما

گفت : نى نى ، استاد است بر ما آن جناب

کسى در خواب شیطان را دید؛ از وى پرسید: تو را به حق ابوتراب قسم مى دهم ، آیا فلان شخص شاگرد تو است ؟ گفت : ((نه والله )) آن عالى جناب استاد من است . سپس آن شخص گفت : من از شاگردان بودم ولى اوالحال از لشکریان من است . سپس آن شخص گفت : من از شاگردان بودم ولى او الحال از لشکریان من است . هرگاه من زنده بمانم تا شیطان بمیرد، مکر و حیله هایى از شر و فساد ظاهر مى کنم که اگر او بعد از من بیاید نمى تواند آنها را اظهار کند.(73)

خود شود شیطان ، چه شیطان اى مان

گشته شیطان طفل ابجد خوان آن

فخر از شاگردیش شیطان کند

مشکل شیطان همه آسان کند

نیست شیطان را به او کارى دگر

خود بود شیطان و از شیطان بتر

 

 

                                                                 ادامه دارد....

 

منابع وپینوشتها:

1- نهج البلاغه ، کلمات قصار

2- مجمع النورین ،ج ، حیوان ،ص253 ومواعظ العددیه ،ص 167

3- یوسف آیه 27

4- نساء آیه 76

5- داستان مسیحیان نجران که به حضور پیامبر آمدند

6- کتاب ابلیس ص 164 (در کتاب شاهدان قیامت راجع به ناله زمین مفصلا بحث شده رجوع شود )

7- کتاب ابلیس ص 164

8- حجرات آیات 10 و11

9- ابلیس ص 159

10- مجادله آیه 9

11- کتاب ابلیس ص 160

12- کتاب ابلیس ص 160

13- مائده آیه 89

14- به بخش فرزندان شیطان مراجعه شود

15- کتاب ابلیس ص 163

16- همان

17- همان ص 164

18- قصص آیه 14

19- کتاب ابلیس ص 164 تا 165

20- همان

21- بقره آیه 267

22- طه آیه 119

23- مکاسب شیخ انصاری ،مکاسب محرمة ص ؟

24- بقره آیه 101

25- اعراف آیه 11

26- ریاحین الشریعه ج 3 ص 65

27- به شیطان سگ تربیت شده خدا رجوع شود

28- بحارالانوار ج 94 ص 12 وشرح نهج البلاغه خوئی ج 6 ص 20

29- انعام آیه 121

30- سرمایه سخنوران ص 225 به بعد ومواعظ العددیه ص 226

31- اصول کافی ج 1 باب فضل العلماء حدیث 9

32- به کتاب تاثیر قرآن در جسم وجان مراجعه شود

33- اصول کافی ج باب فضل العلماء حدیث 9

34- حج آیه 3

35- اسراء آیه 63

36- اصول کافی ج 3 ص 46 ،تفسیر برهان ج 3ص 185 مجمع البحرین ج 3 ص 21

37- مجمع البیان ج 7 ص 194 ،جامع البیان ج 19 ص 55 ،تبیان ،ج 8 ص 36 ،جامع الاحکام القرآن ج 13 ص 119

38- روض الجنان ج 7 ص 265، تفسیر فخر رازی ج 24 ص 152 ،روح المعانی ج 19 ص 103

39- جامع الاحکام القرآن ج 13 ص 119

40- تفسیر المیزان ج 15 ص 290

41- میزان الحکمة ج 5 ص 95

42- به آتش شیطان رجوع شود

43- شیطان در ادبیات ص ؟

44- نهج الفصاحه ص ؟

45- میزان الحکمة ص ؟

46- شاهنامه فردوسی ص ؟

47- مجادله آیه 19

48- ورد : مرید وشاگرد

49- طاقدیس ترافی ص 352

50- مواعظه العددیه ص 264

51- بقره آیه 267

52- فاتحة الکتاب دستغیب ص 229 با اندکی تغییر

53- سفینة البحار ج 1 ص 99 و100

54- مواعظ العددیه باب خماسیات ص 158

55- غررالحکم ص ؟

56- بحار الانوار ج 77 ص 100

57- بحار الانوار ج 77 ص 76

58- مواعظ العددیه ص 305

59- زخرف آیه 38

60- مواعظ العددیه ص 305

61- اسراء آیه27

62- انعام آیه 141 ،اعراف آیه 31

63- مومن آیه 43

64- شعراء آیه 151

65- ذاریات آیه 34

66- یونس آیه 83

67- مومن آیه 38

68- انبیاء آیه 9

69-سلیم بن قیس ص 45

 70- مدینة المعاجز ص 16

71- سفینه ج 2 ص 115 ماده عبد

72- همان

73- جامع التمثیل ص 271