ارتباط جهان هستی وامام زمان( ع) - تنها منجی

تنها منجی

ارتباط جهان هستی وامام زمان( ع)
نویسنده : منتظر ظهور - ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٧
 

                                    بسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ                         

                               ارتباط جهان هستی وامام زمان( ع)
در این گفتار سعی داریم که وجود نازنین آن حضرت را از طریق نظام جهان هستی اثبات کنیم
ما با سخنان بسیاری از تمامی امامان وبزرگان برخورد میکنیم که همگی بیانگر این موضوع است که نظام جهان وبر پایی آن به مدد وجود مقدس امامان است واگر زمانی زمین وجهان ازوجود امام خالی باشد دنیا از بین میرود مانند حدیث زیر :
1- امام رضا (علیه السلام ) در فرازى از یک حدیث طولانى در همین رابطه فرمود:
«لو خلت یوما بغیر حجه لماجت باهلها، کما یموج البحر با هله »
«اگر یک روز زمین خالى از حجت باشد، اهل خود را در نوردد، آن چنانکه دریا - به هنگام طوفان - اهل خود را درمى نوردد».(1)
2- حضرت محمد (ص) میفرمایند:
« لاتخلوالارض من قائم بحجة ،اما ظاهرمشهور،اوخائف مستور،لئلاتبطل حجج الله وبیناته:
زمین هرگز خالی از حجت نخواهد بود که یا ظاهروآشکار ویا خائف ونهان خواهد بود تا حجتها وبینات حضرت پروردگار باطل نشود» (2)
عین همین عبارت از امیرالمومنان امام باقر وامام صادق (ع) وارد شده است


حضرت حجت (عج) چگونه رابطه عالم غیب و طبیعت هستند و چگونه فیض الهی را از خداوند دریافت و به تمام موجودات می‌رسانند؟
امام عصر(عج) به دو گونه بر مردم فیض رسانده و واسطه بین عالم غیب و عالم طبیعت است.
1- فیض تکوینی :
حضرت حجت(عج) به عنوان یکی از چهارده معصوم علت غایی آفرینش انسان و هستی است، و حدیث معروف «لولاک لما خلقت الأفلاک»(3)
؛ اگر تو نبودی افلاک را نمی‌آفریدم، بر این مطلب دلالت می‌کند. و غایب بودن امام عصر (عج) هم نمی‌تواند مانع از این فیض تکوینی شود. زیرا وجود مقدس امام زمان (عج) واسطه و شرط در فیض رسانی است نه ظهور او.

2- فیض‌های تشریعی :
الف. «احکام ولایی»؛ حضرت مهدی (عج) گاهی به واسطة افراد خاص در مسائل مهم، حکم نهایی را بیان فرموده‌اند و گاه بی‌واسطه حکم و اختلافی را برطرف کرده‌اند و این گونه احکام، در عصر غیبت صغری نمونه‌های زیادی دارد به عنوان مثال، مرحوم صدوق نقل می‌کند که: «امام زمان (عج) بر جعفر کذّاب، هنگامی که به ناحق، ادّعای میراث امام حسن عسکری ـ علیه السّلام ـ کرد، از مکان مجهولی ظاهر شد و فرمود: «ای جعفر! چرا می‌خواهی حق مرا ببری؟! جعفر متحیر و مبهوت ماند. آن گاه حضرت مهدی (عج) غایب شد. جعفر پس از آن، هر چه در میان مردم گشت، آن حضرت را نیافت تا آن که مادر حضرت امام حسن عسگری ـ علیه السّلام ـ از دنیا رفت و وصیت کرده بود در خانة ‌امام حسن ـ علیه السّلام ـ دفن شود. جعفر، مانع شد و گفت: «نباید در این خانه دفن شود». این جا نیز حضرت بر او ظاهر شد و فرمود: «ای جعفر! آیا این خانة تو است؟ پس غایب شد و دیگر دیده نشد».(4)

ب. حضرت به صالحان و پیروانش نظر لطف دارند و می‌فرمایند: ما نظر خود را از شما بر نمی‌گیریم (که به حال خود رها شوید)، و فراموش‌تان نمی‌کنیم».(5)

ج. حضرت مهدی (عج) در عصر غیبت صغری و کبری، مهدی باوران را از هدایت‌های عمومی و خصوصی خود بی‌بهره نکرده است(6)

ح. وجود شریف امام عصر (عج) و انتظار ظهورش مایه امیدواری مسلمانان است و این امیدواری یکی از بزرگترین اسباب موفقیت و پیشرفت در هدف می‌باشد»(7)

در تأکید و تأیید مطالب فوق می‌توان روایات ذیل را بیان نمود.
1. امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «به خدا قسم خداوند از زمانی که آدم را قبض روح فرموده، زمین خود را تاکنون رها نکرده است مگر این که در روی آن امامی بوده که به وسیله او هدایت به سوی خدا انجام می‌گرفته است، ‌و او حجت خدا بر بندگانش بوده، ‌و پس از این هم زمین بدون امامی که حجت خدا برای بندگان اوست باقی نمی‌ماند».(8)

2. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «اگر زمین بدون امام بماند حتما فرو خواهد رفت».(9)

3. پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: «ستارگان برای اهل آسمان امان هستند و اگر ستارگان از بین بروند، اهل آسمان هم از بین می‌روند، و خاندان من هم امان اهل زمینند، پس اگر اهل بیت بروند، اهل زمین نیز از بین می‌روند».(10)

4. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «خدا ما را به نیکوترین خلقت آفرید و در آسمان و زمین خزانه‌دار علوم خویش قرار داد... و اگر ما نبودیم خدا عبادت نمی‌شد».(11)

5. امام عصر (عج) می‌فرمایند: «امامان از خدا درخواست می‌کنند، و او می‌آفریند و روزی می‌دهد و این اجابت درخواست به خاطر تعظیم حق و شأن امامان است.»(12)

گفتنی است از این روایات و احادیث دیگر استفاده می‌شود که وجود مقدس امام، غایت نوع و فرد کامل انسانیت و رابطة میان عالم مادی و عالم ربوبی است و اگر امام نباشد، ‌رابطه بین عالم مادی و دستگاه آفرینش منقطع می‌گردد. «قلب مقدس امام به منزله ترانسفورماتوری است که برق کارخانه را به هزاران لامپ می‌رساند. اشراقات و افاضات عالم‌های غیبی، اولاً بر آینه پاک قلب امام و به وسیله او بر دلهای سایر افراد نازل می‌گردد. امام قلب عالم وجود و رهبر و مربی نوع انسان است و معلوم است که حضور و غیبت او، در تربیت این آثار تفاوتی ندارد.
در این گفتارابتدا به یکى از شایع ترین پرسش ها در مورد حضرت ولى عصر - عجل الله تعالى فرجه الشریف - پاسخ خواهیم گفت ، و آن این که :

مردم چگونه از وجود امام غایب منتفع می‌شوند؟ویا
در زمان غیبت که دست مردم از دامن آن حضرت کوتاه است و آن جمال الهى از دیدگان ما ناپدید است نحوه استفاده ما از آن حضرت ، چگونه است ؟

خوشبختانه این پرسش در روایات متعددى مطرح شده است و پاسخ آن از پیشوایان دین رسیده است که ما در زیر چند نمونه از آن اشاره مى کنیم :
1- جابر بن عبدالله انصارى ، از پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) پرسید: آیا شیعه در زمان غیبت از فیوضات قائم آل محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) بر خوردار مى شوند؟ فرمود اى والذى بعثنى بالنبوه ، انهم لیستضیئون بنوره و ینتفعون بولایته فى غیبته ، کانتفاع الناس بالشمس و ان تجللها سحاب :
« آرى ، قسم به پروردگارى که مرا به پیامبرى برانگیخت ، از وى نفع مى برند و از نور ولایتش کسب نور مى کنند، همچنان که از خورشید استفاده مى کنند هنگامى که در پشت ابرها قرار بگیرد».(13)
آنگاه خطاب به جابر فرمود:
یا جابر! هذا من مکنون سر الله و مخزون علمه ، فاکتمه الا عن اهله :
« اى جابر! این از گنجیه هاى اسرار الهى و از رازهاى دانش پروردگار است ، آن را مکتوم بدار، مگر از اهلش ».(14)
2- از پیشواى چهارم شیعه ، حضرت امام سجاد (علیه السلام ) پرسیدند: شیعیان در زمان غیبت از وجود حضرت ولى عصر - عجل الله تعالى فرجه الشریف - چگونه استفاده مى کنند؟ هنگامى که در پشت ابرها پنهان گردد».(15)
3- ششمین پیشواى شیعه فرمود: از روزى که خداوند متعال حضرت آدم را آفرید تا روز رستاخیز زمین خالى از حجت نبوده و نخواهد بود. یا حجت ظاهر و روشن و یا غایب و پنهان .
راوى پرسید از امام غایب چگونه استفاده مى شود؟ فرمود:
کما ینتفعون بالشمس اذا سترها السحاب :
« آن چنان که از خورشید استفاده مى شود هنگامى که در پشت ابر قرار گیرد».(16)
4- در توقیع مبارکى که از ناحیه مقدسه ، به توسط دومین نائب خاص : « محمد بن عثمان » به اسحاق بن یعقوب صادر شده است ، چنین مى نگارد:
و اما وجه الانتفاع [بى ] فى غیبتى ، فکا الانتفاع بالشمس اذا غیبتها عن الابصار السحاب :
«اما چگونگى استفاده مردم از من ، بسان استفاده آنهاست از خورشید هنگامى که در پشت ابر پنهان شو» (17)

خورشید فروزان در پشت ابرهاى تار
در پاسخ چهار تن از پیشوایان دین ، خواندیم که همگى تصریح مى کنند بر این که :
در زمان غیبت از فیوضات ناپیدا کرانه ناموس دهر امام عصر - عجل الله تعالى فرجه الشریف - همگان برخودار هستند، بسان استفاده آنان از خورشید، هنگامى که در پشت ابر قرار گیرد.

چرا امام زمان (علیه السلام ) در زمان غیبت به خورشید پنهان در پشت ابر تشبیه شده است ؟

براى روشن شدن نکات لطیف ناچاریم موقعیت امام را در جهان هستى و نقش خورشید را در منظومه شمسى مورد بحث و بررسى قرار دهیم ، و آن نیازمند مقدمه زیر است !

هسته مرکزى جهان هستى:
مشیت الهى بر این جارى شده که در میان هر مجموعه اى از جهان هستى مرکز و محورى قرار دهد که آن مجموعه به گرد آن محور بچرخد و هستى آن مجموعه در پرتو همان هسته مرکزى ثابت و استوار باشد. این قانون تمام موجودات جهان آفرینش را فرا مى گیرد. ((اتم )) که ریزترین موجودات جهان است و ((کهکشان )) که بزرگترین موجود جهان شناخته مى شود، از این قانون مستثنى نیستند.
براى مطالعه در مورد اتمها، کافیست که مشتى خاک یا جرعه اى آب را در نظر بگیرید و با نیروى علم در درون آن به مطالعه بپردازید.
فى المثل یک قطره آب را در نظر مى گیریم و اجزاء آن را تجزیه و تحلیل مى کنیم ، یک قطره آب از 1000000مولکول (ریزترین جزء یک جسم مرکب ) تشکیل یافته است ، و مى دانیم که هر مولکول آب از یک اتم اکسیژن و دو اتم ئیدروژن ترکیب شده است (H2o) از این رهگذر معلوم مى شود که در هر قطره آب 3000000اتم (ریزترین جزء یک عنصر ساده ) وجود دارد.
هر یک از اتمهاى گوناگون از دو قسمت متمایز تشکیل شده اند:
1- الکترونها، یا گرده هایى که به دور هسته مرکزى در حرکتند و داراى بار الکتریکى منفى هستند.
2- هسته مرکزى ، شامل پروتونها با بار الکتریکى مثبت و نوترونها که از نظر بار الکتریکى خنثى هستند و پوزتیرونها و هیپرونها و مزونها، و ذرات دیگرى که تا کنون بیش از 30 نوع آن کشف شده است .
مى دانیم کهم دو بار الکتریکى که یکى مثبت و دیگرى منفى باشد همدیگر را به سوى خود جذب مى کنند. روى این حساب باید در هر اتمى پروتونها، الکترونها را جذب کنند و در آغوش یکدیگر قرار گیرند. نظر به اینکه پروتونها بزرگترین قسمت تشکیل دهنده ((اتم )) هستند و بیش از 999/1000 وزن اتم را تشکیل مى دهند. و در حدود 1836 بار بزرگتر از الکترونها مى باشند، و جاذبه یک جسم ، تناسب مستقیم با وزن آن دارد. بدیهى است که پروتونها، الکترونها را به سوى خود جذب خواهند کرد و بدین طریق الکترونها به روى پروتونها خواهد ریخت ، و انفجار اتمى پیش خواهد آمد و چون این موضوع با یک فعل و انفعال زنجیره اى در تمام اتمهاى جهان روى خواهد داد، در نتیجه با انفجار میلیاردها اتم ، دنیا به خاک و خون کشیده خواهد شد و جهان هستى دیار نیستى را در پیش خواهد گرفت .
آنچه از بروز چنین حادثه مرگبارى جلوگیرى مى کند تدبیر خداوند حکیم است که در برابر این جاذبه شدیدى که در اجزاء تشکیل دهنده اتم هست ، یک نیروى گریز از مرکز بسیار نیرومندى هم به الکترونها داده ، تا در اثر حرکت دورانى بسیار سریعى که به دور هسته مرکزى خود (پروتونها) دارند با سرعت سر سام آورى از مرکز خود دور نشوند و در پرتو تعادل این دو نیرو (جاذبه و دافه ) الکترونها با نظم شگفت انگیزى گردش خود را در مدارات تعیین شده دنبال کنند و اتمهاى جهان به هستى خود ادامه دهند.
بدیهى است که اگر میزان جاذبه پروتونها کمى بیش از نیروى دافعه (گریز از مرکز) الکترونها بود، الکترونها به سوى هسته مرکزى خود کشیده مى شدند و در دوران خود انفجار اتمى به بار آورده ، هستى خود را به باد مى دادند، و اگر نیروى گریز از مرکز الکترونها کمى بیش از میزان جاذبه پروتونها بود، الکترونها مغناطیسى آنها فرار کرده ، به درون اتمهاى مجاور وارد مى شدند، و با ایجاد انفجار اتمى بسیار نیرومندى ، جهانى را به خاک و خون مى کشیدند.
روى این بیان نقش هسته مرکزى اتم در جلوگیرى از انفجار اتمى به خوبى روشن مى شود، زیرا انفجار اتمهاى موجود در یک لیوان آب براى نابودى جهان کافیست . و تنها چیزى که از آن جلوگیرى مى کند، تعادل جاذبه و دافعه ذرات اتمى مولکولهاى آن است .

هسته مرکزى منظومه شمسى:
اینک قدمى فراتر نهاده ، سیر کوتاهى در منظومه شمسى خود به عمل آوریم .
در یک منظومه شمسى ما، طبق هئیت جدید، خورشید در مرکز آن قرار گرفته و کرات دیگر (به ترتیب عطارد، زهره ، زمین ، مریخ ، مشترى ، زحل ، اورانوس ، نپتون و پلوتون ) در فواصل معین و در مدارهاى منظمى به دور آن مى گردند.
در منظومه نیز به طورى که توضیح خواهیم داد، عامل بقاى آن تعادل جاذبه و دافعه مى باشد و بس .
دیگر منظومه هاى کهکشان ما که بالغ بر 30000مى باشند، از این قانون مستثنى نیستند، و اگر گامى فراتر نهاده نظرى به سایر کهکشانها بیاندازیم مشاهده خواهیم کرد که شالوده تمام کهکشانها که بیش از 200 میلیارد آن تا کنون کشف شده ، براساس همان قانون استوار است . ولى نظر به این که اطلاعات ما در مورد کهکشان خود بیش از کهکشانهاى دیگر، و در زمینه منظومه خود بیش از دیگر منظومه ها مى باشد، به نقش خورشید در منظومه خود مى پردازیم :
مطابق هئیت جدید تمام کرات این منظومه با نیروى مرموزى به نام ((گریز از مرکز)) با سرعت سرسام آورى از مرکز خود (خورشید) دور مى شوند و خورشید که در وسط منظومه قرار داد با نیروى عظیم و با سرعت شگرفى معادل سرعت گریز آنها، آنها را به سوى خود جذب مى کند و تعادل همین دو نیرو (جاذبه و دافعه ) توده کرات منظومه را در مدار خود با فاصله ثابتى در اطراف خورشید به گردش مى آورد.
فى المثل کره خاکى ما با 5955 میلیارد تن وزن در حدود 4000 میلیون سال است که با سرعت سرسام آورى (106/200 کیلومتر در ساعت ) به دور هسته مرکزى خود (خورشید) مى گردد.
در اثراین حرکت سریع ، نیروى گریز از مرکز بسیار نیرومندى هر لحظه کره خاکى ما را از مرکز خود دور مى کند، و در مقابل ، خورشید با جاذبه نیرومند خود، آن را به سوى خود جذب مى کند، تعادل این دو نیرو، زمین را در مدار منظم خود به گردش ‍مى آورد.
البته زمین خورشید را به سوى خود جذب مى کند. ولى چون جاذبه یک جسم با وزن آن تناسب مستقیم دارد. جاذبه زمین نمى تواند در خورشید اثر بگذارد، روى این حساب چون در فاصله متساوى ، مقدار جاذبه متناسب با جرم جسم جذب کننده است . پس ‍خورشید که 3 میلیون و 330 هزار مرتبه از زمین سنگین تر است ، جاذبه آن نیز به همان اندازه بیشتر است . آن مقدار نیروئى که در اثر جاذبه خورشید به کره ما وارد مى شود، دقیقا معادل است با نیروى دافعه اى که زمین در اثر حرکت دورانى خود کسب مى کند. تعادل این دو نیرو، زمین را در مدار معین خود به گردش مى آورد و بقاى هستى آن را تضمین مى کند، زیرا اگر میزان جاذبه خورشید کمى بیشتر از نیروى گریز از مرکز زمین بود، زمین در یک لحظه ، به سوى خورشید کشیده مى شد و به مجرد برخورد با سطح خورشید متلاشى شده با همه ساکنانش رهسپار دیار نیستى مى گردید. و اگر نیروى گریز از مرکز زمین کمى بیش از میزان جاذبه خورشید بود، زمین با شکستن جاذبه خورشید و فرار از حوزه مغناطیسى آن در فضاى بیکران پخش و متلاشى مى شد و هستى خود را از دست مى داد.
پس اگر یک لحظه جاذبه خورشید قطع شود، و زمین و دیگر کرات منظومه ، هستى خود را از دست داده ، و محو و نابود خواهند شد. زیرا براساس هیئت جدید تنها عامل بقاى کرات همان جاذبه خورشید و تعادل آن با نیروى گریز از مرکز آنهاست .
از این رو موقعیت خورشید در منظومه ما روشن مى شود و معلوم مى گردد. که اگر یک لحظه جاذبه آن به کرات منظومه نرسد، همه آنها محکوم به فنا و نابودى شده و راه دیار نیستى را در پیش خواهند گرفت .

جان جهان:
در مقدمه بالا موقعیت خورشید به طور فشرده ، تجزیه و تحلیل گردید و ضمنا معلوم شد که قانون خلقت و ناموس طبیعت براساس ‍هسته مرکزى استوار است ، و در میان هر هسته از موجودات جهان محور و هسته اى وجود دارد که عامل بقاى آن مجموعه از موجودات مى باشد، و به ((هسته مرکزى )) موسوم است . اینک ببینم جهان انسانها که شریفترین و گرامى ترین موجود جهان هستى است ، به دور کدام محور مى چرخد و در پرتو کدام هسته مرکزى به زندگى خود ادامه مى دهند؟
بدیهى است که قلب عالم امکان و هسته مرکزى جهان هستى وجود مقدس امام زمان - عجل الله تعالى فرجه الشریف - مى باشد. از اینجا نکته تشبیه امام زمان (علیه السلام ) به خورشید فروزان در زبان اخبار روشن مى شود. زیرا که امام زمان (علیه السلام ) بسان آفتاب جهان تاب رمز بقاى جهان انسانیت و جهان انسانها به دور آن محور مى چرخد.
و اگر یک لحظه پیوند انسانها از آن ((هسته مرکزى )) قطع شود، همگى محکوم به فنا و سقوط در دره هلاکت مى باشند. و تعبیر پیشوایان دین به همین معنى ناظر است ، آنجا که مى فرماید: لولا الحجه لساخت الارض باهلها: ((اگر لحظه اى حجت خدا در روى زمین نباشد زمین ساکنان خود را در کام خود فرو مى برد)).
این حقیقت در احادیث فراوانى از رسول گرامى اسلام و پیشوایان معصوم (علیه السلام ) در مقام تبیین نقش حجج الهى در نگهدارى نظام هستى به ما رسیده است که به چند نمونه آن اشاره مى کنیم :
1- رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) خطاب به امیرمؤ منان (علیه السلام ) فرمود:
انى واحد عشر من ولدى و انت یا على زر الارض - اءعنى اوتادها و جبالها - بنا اوتد الله الارض ان تسیخ باهلها، فاذا ذهب الاثناعشر من ولدى ساخت الارض باهلها و لم ینظروا:
((و من یازده تن از فرزندانم و تو اى على ! لنگرهاى زمین هستیم ، خداوند به وسیله ما زمین را استوار کرده که ساکنانش را در دل خود فرو نبرد، هنگامى که دوازده فرزندم از روى زمین بروند، زمین ساکنانش را در دل خود فرو مى برد و به آنها مهلت داده نمى شود)).(18)
این حدیث با اندک تغییرى در صدر آن ، در منابع فراوانى از رسول اکرم (صلى الله علیه و آله ) روایت شده است .(19)
2- و در حدیث دیگرى فرمود:
لن یزال هذا الدین قائما الى اثناعشر من قریش ، فاذا مضوا ساخت الارض باهلها:
((تا پایان [امامت ] دوازده تن از قریش ، این دین پا برجاست . هنگامى که آنها رخت بربندند، زمین ساکنانش را در کام خود فرو برد)).(20)
3- و در خطبه اى که در آخرین روزهاى عمر خود ایراد کرد فرمود:
معاشر الناس کانى ادعى فاجیب ، و انى تارک فیکم الثقلین : کتاب الله و عترنى اهل بیتى ، ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا، فتعلموا منهم و لا تعلموهم ، فانهم اعلم منکم ، لاتخلو الارض منهم ، ولو خلت اذا لساخت باهلها:
« اى توده هاى مردم ! گویى نزدیک است که فراخوانده شوم و دعوت حق را لبیک گویم . من در میان شما دو امانت گرانبها نهادم : کتاب خدا و عترت خود اهلبیتم را. اگر به آن دو چنگ بزنید هرگز گمراه نخواهید شد. از آنها فرا گیرید و در صدد تعلیم آنها نباشید که آنها از شما داناترند. روى زمین از آنها خالى نمى ماند، و اگر خالى بماند اهل خود را در کام خود فرو برد».(21)
4- پس از نزول آیه شریفه انما انت منذر و لکل قوم هاد: « تو بیم دهنده اى و براى هر قومى هدایتگرى هست » .(22)
رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) فرمود:
« آن بیم دهنده من هستم ، آیا مى دانید که هدایتگر کیست ؟»
عرضه داشتند: « نه یا رسول الله»
به امیر مؤ منان (علیه السلام ) اشاره فرمودند و بخشى از فضائل امیر مؤ منان و اهلبیت عصمت و طهارت را باز گو کردند و در پایان فرمودند:
هو الامام ، ابو الائمه الزهر:
« او امام است و پدر امامان نور فشان ».
پرسیدند: یا رسول الله امامان بعد از شما چند نفر هستند؟ فرمود:
« اثناعشر عدد نقباء بنى اسرائیل ، و منا مهدى هذه الامه ، یملا الله به الارض قسطا و عدلا کما ملثت جورا و ظلما، لایخلو الارض ‍منهم الا ساخت باءهلها:
دوازده تن به تعداد نقباء بنى اسرائیل مى باشند. مهدى امت نیز از ماست . خداوند به وسیله او زمین را پر از عدل و داد مى کند، به طورى که پر از جور و ستم شده است . زمین از آنها خالى نخواهد شد، مگر این که اهل خود را در کام خود فرو برد».(23)
5- امام زین العابدین (علیه السلام ) در یک روایت طولانى از نقش امامان در رخدادهاى جهان به تفصیل سخن گفته ، در فرازى از آن مى فرماید:
و بنا یمسک الارض ان تمید باهلها، و بنا ینزل الغیث ، و بنا ینشر الرحمه و یخرج برکات الارض ، و لولا ما فى الارض منا لساخت باءهلها:
« خداوند به وسیله ما نمى گذارد که زمین اهل خود را پریشان سازد، و به وسیله ما باران مى فرستد، و به وسیله ما رحمتش را مى گستراند، و به وسیله ما برکات زمین را خارج مى سازد، و اگر نبود امامى از ما در روى زمین ، زمین اهل خود را در کام خود فرو مى برد» .(24)
6- امام باقر (علیه السلام ) در همین رابطه فرمود:
لو ان الامام رفع من الارض ساعه لماجت باهلها، کما یموج البحر باهله :
« اگر یک ساعت امام از روى زمین برداشته شود، زمین ساکنانش را در نوردد، آن چنانکه دریا - به هنگام طوفان - ساکنانش را در مى نوردد» .(25)
این حدیث با اندک اختلافى در تعبیر به سند دیگرى نیز از امام باقر (علیه السلام ) روایت شده است .(26)
7- پیشواى پنجم شیعیان در حدیث دیگرى فرمود:
« لو بقیت الارض یوما بلا امام منا لساخت باهلها وان الله تبارک وتعالی جعلنا حجة فی الارضه وامانا فی الارض لاهل الارض :
اگر یک روز امامى از ما در روى زمین نباشد، زمین اهل خود را در کام خود فرو برد خدای تبارک وتعالی ماراحجت خود در روی زمین قرار داده ومارا وسیله امان برای مردم روی زمین گردانیده است » (27)
8- امام صادق (علیه السلام ) در همین رابطه مى فرماید:
« و لولا من على الارض من حجج الله ، لنفضت الارض ما فیها و القت ما علیها، ان الارض لاتخلو ساعه من الحجه :
اگر آن حجتهاى پروردگار در روى زمین نبودند، زمین هر چه در درون دارد بیرون مى ریخت ، و آنچه بر فراز خود دارد دور مى انداخت ، زمین حتى یک ساعت از حجت خدا خالى نمى شود».(28)
9- ابوحمزه ثمالى به خدمت امام صادق (علیه السلام ) عرض کرد:
« آیا ممکن است که روى زمین خالى از حجت باشد؟» .
امام صادق (علیه السلام ) فرمود:
« لو بقیت الارض بغیر امام لساخت :
اگر زمین خالى از امام بماند فرو ریزد» .(29)
10- و در نقلى دیگر فرمود:
لوبقیت الارض بغیر امام ساعه لساخت :
« اگر یک ساعت روى زمین خالى از امام بماند فرو ریزد» .(30)
11- امام صادق (علیه السلام ) در فرازى از یک حدیث طولانى در همین رابطه فرمود:
و لو خلت الارض ساعه واحده من حجه لله لساخت باهلها:
« اگر زمین یک ساعت از حجت خدا خالى باشد اهل خود را در کام خود فرو مى برد» (31)
12- به خدمت امام رضا (علیه السلام ) عرض شد:
« آیا ممکن است روى زمین خالى از حجت بماند؟» فرمود:« نه » .
راوى گفت : از امام صادق (علیه السلام ) براى ما روایت شده که فرمود:« زمین خالى از حجت نمى ماند، مگر این که خداوند بر اهل زمین غضب فرماید».
امام هشتم فرمود:
لا تبقى اذا لساخت :
« خالى نمى ماند وگرنه فرو مى ریزد» .(32)
13- در حدیث دیگرى از امام رضا (علیه السلام ) پرسیده اند:
« آیا ممکن است که زمین باشد و امامى بر فراز آن نباشد؟»
امام (علیه السلام ) فرمود:
لا، اذا لساخت باهلها:
« نه ، زیرا در آن صورت اهل خود را در کام خود فرو برد» .(33)
14- امام رضا (علیه السلام ) در فرازى از یک حدیث طولانى در همین رابطه فرمود:
لو خلت یوما بغیر حجه لماجت باهلها، کما یموج البحر با هله :
((اگر یک روز زمین خالى از حجت باشد، اهل خود را در نوردد، آن چنانکه دریا - به هنگام طوفان - اهل خود را درمى نوردد)).(34)
15- و در حدیث دیگرى در پاسخ پرسشى فرمود:
معاذ الله ، لاتبقى ساعه ، اذا لساخت:
« به خدا پناه مى بریم ، حتى یک ساعت هم باقى نمى ماند، بلکه اهل خود را در کام خود فرو مى برد» .(35)
16- و در همین رابطه فرمود:
لو خلت الارض طرفه عین من حجه لساخت باهلها:
« اگر زمین به مقدار یک چشم بر هم نهادن خالى از حجت باشد، اهل خود را در کام خود فرو مى برد» .(36)
17- علامه مجلسى قدس سره در جلد ((السماء و العالم )) احادیثى را از کتاب ((تاریخ قم )) در مورد شرافت و جلالت قم نقل مى کند، در این میان دو حدیث از امام صادق (علیه السلام ) نقل کرده که در آنها نقش قم در زمان غیبت و نشر احادیث و علوم آل محمد (صلى الله علیه وآله ) از قم به همه اکناف جهان به تفصیل بیان شده ، در این دو حدیث تاکید شده که در زمان غیبت حضرت بقیه الله - ارواحنا فداه - شهر قم و ساکنان آن جایگزین حجت خدا مى شوند، سپس آمده است :
و لولا ذلک لساخت الارض باهلها:
« اگر چنینن نبود، زمین ساکنانش را در کام خود فرو مى برد» .(37)
18- امام حسین (ع) فرموده اند:
التاسع من ولدی هوالقائم بالحق ،یحیی الله به الارض بعد موتها ،ویظهربه الدین ،یحقق الحق ولو کره المشرکون
نهمین فرزند من ،قائم به حق است خداوند به وسیله او زمین مرده را زنده گرداند دین را به دست او آشکار میگرداند وحق را احقاق نماید گرچه مشرکان خوش ندارند(38)
19- و در فرازى از زیارتنامه امام حسین (علیه السلام ) خطاب به آن حضرت مى خوانیم :
و بکم یمسک الارض ان تسیخ باهلها:
« خداوند به وسیله شما زمین را نمى گذارد که ساکنانش را در کام خود فروبرد» .(39)
پس خورشید فایده های فراوانی دارد که حتی هنگام نهان شدن در پشت ابرهای تیره نیز این فایده ها به ما وهمه جانداران میرسد ،
پس اگر آفتاب عالمتاب ، مدتى در پشت ابرهاى تیره و تار پنهان شود نور و حرارت آن کاملا به انسانها و جانوران و گیاهان نرسد، باز هم یک اثر مهمش همواره عاید جهانیان هست و آن این که در پرتو جاذبه آن ، تمام کرات منظومه به زندگى خود ادامه مى دهند و رهسپار دیار نیستى نمى شوند.
و اگر خورشید فروزان جهان انسانیت قائم آل محمد (علیه السلام ) مدتى در پشت پرده غیبت نهان شود، و آن دست نیرومند الهى در آستین غیبت فرو رود و دست انسانها از دامن پر فیضش کوتاه گردد. یک فیض بسیار عظیمش همواره شامل حال جهانیان مى باشد، و آن این که در پرتو آن وجود مقدس ، جهان هستى به بقاى خود ادامه مى دهد و زمین ساکنانش را در کام خود فرو نمى برد. و آسمان بر سر انسانها فرو نمى ریزد. و خداوند متعال به برکت وجود او رشته فیوضاتش را از انسانها قطع نمى کند.
روى این بیان در زمان غیبت نیز جهان از وجود مقدس امام زمان (علیه السلام ) برخوردار است و در پرتو وجودش دیار نیستى را نمى پیمایند و به زندگى خود ادامه مى دهند.او حتی در اجتماعات ما حاضر وناظر است برای ما طلب آمرزش میکند رفع گرفتاریها را از خداوند میخواهد وبه برکت دعاهای او بسیاری از بلاها دفع میشود وبه یمن وجود اقدس او مشمول عنایات ومراحم حضرت حق قرار میگیریم اگرچه خود از دیده ها پوشیده است و از اینجا نکته تشبیه امام زمان (علیه السلام ) در زمان غیبت به خورشید نهان در پشت ابر روشن مى گردد.
علاوء بر این : « امام چنان که وظیفه راهنمائى ظاهرى را به عهده دارد، ولایت و رهبرى باطنى اعمال را نیز به عهده دارد و حیات معنوى مردم را تنظیم مى کند و حقایق اعمال را به سوى خدا سوق مى دهد» .(40)
در پرتو همین رابطه درونى و پیوند معنوى انسانها با امام است که از جهان چهار پایان پا فراتر نهاد، در زمره انسانها قرار گرفته اند. و اگر یک لحظه این پیوند درونى قطع شود به عهد جاهلیت برگشته ، در زمره حیوانات قرار مى گیرند.
و حدیث معروف به همین مطالب اشاره مى کند، آنجا که مى فرماید:
من مات و لم یعرف امام زمانه ، مات میته جاهلیه :
« هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد بر عهد جاهلیت مرده است »

پس خلاصه سخن این است که وجود مقدس صاحب الامر و انتفاع مردم از وی تشبیه به خورشید پشت ابر و انتفاع مردم از آن. وجه تشبیه از این قرار است. در علوم طبیعی و فلکیات ثابت شده است که خورشید مرکز منظومه شمسی است،‌ جاذبه‌اش حافظ زمین و آن را از سقوط نگه می‌دارد، زمین را به دور خود چرخانده، شب و روز و فصول مختلف را ایجاد می‌کند، حرارتش سبب حیات و زندگی حیوانات و گیاهان و انسان است و نورش روشنی بخش زمین است. در ترتیب این آثار بین این که ظاهر باشد یا پشت ابر، تفاوتی وجود ندارد گرچه کم و بیش دارد.
وجود مقدس امام هم خورشید و قلب انسانیت و مربی و هادی تکوینی است و در ترتیب این آثار، بین حضور و غیبت او تفاوتی نیست.»(41)
«امّا این که امام واسطه فیض است، چون فرد کاملی است که به تمام عقاید حقه عقیده‌مند است و از اشتباه و خطا و عصیان معصوم است و به واسطه علم و عمل تمام کمالات ممکنه انسانی در وی به فعلیت رسیده است».(42)

امامان مایه رحمت برای جهانیاند:
خداوند متعال در قرآن کریم دربارة پیامبر اکرم(ص) می‏فرماید:
وَ ما اَرسَلناکَ افلاّ رَحمَةً لفلعالَمینَ.1
ما تو را جز مایه رحمت برای جهانیان نفرستادیم.
و در حدیث قدسی راجع به حضرت مهدی(ع) آمده است:
... و أکمل ذلک بابنه م‏ح‏م‏د رحمة للعالمین علیه کمال موسی و بهاء عیسی و صبر ایوب.
... و آن را با فرزندش م‏ح‏م‏د که مایه رحمت برای جهانیان و دارای کمال موسی و شکوه عیسی و صبر ایوب است کامل نمود.(43) .

دفع بلا به برکت دو خاتم:
قرآن کریم درباره برکات وجودی حضرت خاتم‏الانبیا(ص) می‏فرماید:
وَ ما کانَ اللَّهف لفیفعَذّفبَهفم وَ اَنتَ فیهفم وَ ما کانَ اللَّهف مفعَذّفبَهفم وَ هفم یَستَغففرونَ.(44)
و تا تو در میان آنان هستی، خدا بر آن نیست که آنان را عذاب کند و تا آنان طلب آمرزش می‏کنند، خدا عذاب کننده ایشان نخواهد بود.
طریف، یکی از خادمان حضرت مهدی(ع)، در مدتی که حضرت در گهواره بودند به خدمت ایشان می‏رود پس از آنکه به درخواست حضرت برای ایشان صندل سرخی می‏برد. حضرت از او می‏پرسند: آیا مرا می‏
شناسی. می‏گوید: بلی شما آقای من و فرزند آقایم هستید. حضرت می‏گویند: منظورم این نبود. خادم عرضه می‏دارد: خودتان بفرمایید. حضرت می‏فرمایند:
أنا خاتم الأوصیاء؛ بی یدفع‏ اللَّه البلاء عن أهلی و شیعتی. (45)
من خاتم اوصیاء و جانشینان [پیامبر(ص)] هستم. به وسیله [و به برکت] من خداوند بلا را از خانواده و شیعیانم برطرف می‏کند.

پس عالم از حجت خالی نمی ماند ،اعم از اینکه آشکار یا پنهان باشد (46)
از این دیدگاه میتوان گفت اثبات وجود آن مصلح جهانی نیازی به اقامه دلیل نیست چرا که وجود نازنین اوست که نظم دهنده هستی و نگهدارنده آن است
که بروجود تو برهان طلب تواند کرد !؟ که بروجود جهان سر به سر تویی برهان

حال چگونه منکران امام زمان (ع) بر ادعای خود پای میفشارند که ایشان وجود ندارند !!
ما همگی آنها را به اندکی تامل فرامیخوانیم آیا با وجود این همه احادیث معتبر ومتواتر باز هم جای شک باقی میماند منصف باشید وخودتان را بی جهت گول نزنیداین همه ادعای کذب ودروغ به چه ارزشی ؟!!



منابع وپی نوشتها :
1- کمال الدین : ج 1 ص 202 و بحار الاءنوار: ج 23 ص 35.
2- الزام الناصب ص 4 ،منتخب الاثر ص 270 ، غیبت نعمانی ص 7 ، غیبت شیخ طوسی ص132 ،بحارالانوار ج 52 ص 92 ، ینابیع الموده ج 3 ص 148 وقریب به این مضمون : نهج البلاغه ج 4 ص 37
3- علم الیقین، 1 / 381 فی صفات الامام.
4- انتظار، ش 5، ص 306، به نقل اکمال الدین، ج 2، ص 442.
5- سید محمد تقی موسوی، مکیال المکارم، ج 1 در صفحه‌های نخستین.
6- به کتاب «عنایات حضرت مهدی (عج)»، نوشته محمد رضا اصفهانی، به علما و طلاب و کتاب کمال الدین صدوق، ج 2 مراجعه شود.
7- دادگستر جهان، ص 157.
8- النعمانی، غیبت، ترجمه محمد جواد غفاری، نشر صدوق، ص 193، حدیث 7.
9- همان.
10- دادگستر جهان، ص 81، به نقل از تذکرة الخواص‌و نیز از کتاب کمال الدین، ج 20، ص 205 نقل شده است.
11- دادگستر جهان، به نقل از اصول کافی، ج 1، ص 368.
12- مکیال المکارم، ج 1، ص 90، به نقل از الاحتجاج، 2 / 284.
13- کمال الدین : ج 1 ص 253 و بحارالانوار: ج 36 ص 250
14- اعلام الورى : ص 375، کفایه الاءثر: ص 53 و ینابیع الموده : ج 3 ص 238 و 399
15- نظریه الامامه : ص 413.
16- امالى صدوق : ص 157، کمال الدین : ج 1 ص 207، بحارالانوار: ج 52 ص 92، فرائد السمطین : ج 1 ص 46 و ینایبع الموده : ج 1 ص 76 و ج 3 و ص 361.
17-غیبت شیخ طوسى : ص 177، بحارالانوار: ج 53 ص 181، کمال الدین : ج 2 ص 485، احتجاج طبرسى : ص 471، اعلام الورى : ص 424، کشف الغمه : ج 3 ص 322، النوادر فیض کاشانى : ص 164، کلمه الامام المهدى : ص 225 و المختار من کلمات الامام المهدى : ج 1 ص 294.
18- غیبت شیخ طوسى : ص 139 و بحارالاءنوار: ج 36 ص 259.
19- اصول کافى : ج 1 ص 139، تقرب المعارف : ص 1755و اثبات الهداه : ج 1 ص 460
20- اعلام الورى : ص 364 و بحار: ج 36 ص 267. الزام الناصب ص 78
21- کفایه الاءثر: ص 163، بحار: ج 36 ص 238، مدینه البلاغه : ج 1 ص 170 و ینابیع الموده : ج 1 ص 74.
22- سوره رعد: آیه 7.
23- کفایه الاءثر: ص 89 و بحار: ج 3 ص 316.
24- فرائد السمطین : ج 1 ص 46، ینابیع الموده : ج 1 ص 75، ج 3 ص 360، امالى شیخ صدوق : ص 157 و کمال الدین : ج 1 ص 207.
25- کمال الدین : ج 1 ص 202 و بحار: ج 23 ص 34.
26- غیبت نعمانى : ص 139 و بصائر الدرجات : ص 508.
27- اصول کافى : ج 1 ص (79) 179، کمال الدین : ج 1 ص 204 و بحار: ج 23 ص 37.الزام الناصب ص 4 و245 ،غیبت نعمانی ص 69 ،ینابیع الموده ج 3 ص 148 ،عیون الاخبار ج 1 ص 212 ،غیبت شیخ طوسی ص 132
28- کمال الدین : ج 1 ص 202 و بحار: ج 23 ص 34.
29- اصول کافى : ج 1 ص 179، غیبت نعماتى : ص 138، علل الشرایع : ص 198 و بصائر الدرجات : ص 508.
30- غیبت شیخ طوسى : ص 132 و کمال الدین : ج 1 ص 201.
31- غیبت نعمانى : ص 141 و بحار: ج 551 ص 113.
32- اصول کافى : ج 1 ص 179، علل الشرایع : ص 198 و عیون الاءخبار: ص 212.
33- عیون الاءخبار: ص 212 و علل الشرایع : ص 198.
34- کمال الدین : ج 1 ص 202 و بحار الاءنوار: ج 23 ص 35.
35- همان مدرک
36- علل الشرایع : ص 199 و عیون الاءخبار: ص 212.
37- بحار الاءنوار ج 60 ص 213.
38- اعلام الوری ص 384
39- بحار الاءنوار خ 101 ص 212.
40- شیعه در اسلام ، از علامه طباطبائى : ص 152
41- ابراهیم امینی، دادگستر جهان، ناشر: انتشارات شفق، چ قدس، نوبت چاپ 25، 1381، ص 155.
42- دادگستر جهان، ص 78.
43- محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص 527؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج36، ص196.
44- سوره انفال (8) آیه 33.
45- محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص30.
46- الکافی ،ج 1 ،ص 178 ،فرق ص 91