ماجرای شهادت امام حسن عسکرى (ع)واثبات امامت امام زمان (عج)

 ماجرای شهادت امام حسن عسکرى (ع)واثبات امامت امام زمان (ع):

یکی ازمسائلی که میتوان از طریق آن  وجود مقدس امام زمان (عج) را به اثبات رساند ماجرای شهادت پدر بزرگوارشان امام حسن عسکری (ع)واتفاقات همراه آن است

همانطور که میدانیم و از روايت ها و حکايت های تاريخی به روشنی به دست می آيد, سال ها پيش از آن که هشتم ربيع الاول سال260 هجری فرا رسد, پيشوايان معصوم و به ويژه واپسين فرستاده خداوند, پيامبر خاتم,(ص) امامت آخرين حجّت الهی, حضرت مهدی(عج) را نويد داده بودند. با شهادت يازدهمين پيشوای شيعيان در هشتم ربيع الاول سال 260 هجری (1)

در حالی که بيش از پنج بهار(2) از عمر آخرين ذخيره الهی سپری نشده بود, فصل بهره مندی انسان ها از امام ظاهر به پايان رسيد. و در پی آن دورانی بسيار مهّم در زندگی پيروان اهل بيت پيش آمد. اين دوران هم زمان با دو رخ داد مهمّ آغاز شد نخست: رسيدن آخرين حجّت الهی به مقام امامت؛ ديگر: قرار گرفتن آن حضرت در پرده پنهان زيستی.  اگر چه برگزيدگانی از شيعه برای اين مرحله آمادگی کامل داشتند, اما می بايست هر دو رخداد (امامت و غيبت(، برای عموم شيعيان به اثبات برسد, چرا که حضرت مهدی(عج) نخستين روز امامت را در حالی آغاز کرد, که جز افرادی اندک، ـ که پيش از آن، در دوره امام عسکري(ع)  ايشان را ديده بودند(3)

كسي او را نديده بوداو باید حاضر میشد وامامت خود را به اثبات میرساند اما چگونه ؟!!آیا کسی حرف کودکی 5 ساله راقبول دارد ؟

پیشتر امام حسن عسکری (ع) این روز را پیش بینی کرده بود وتدابیری برای آن اندیشیده بود: مثلا طبق گفته تاریخ امام حسن عسکری (ع) قبل از شهادت خود سه نشانه وعلامت را برای یار دیرینه خود ابوالادیان بیان میکند که هرکس هنگام شهادتش آن نشانه ها را داشته باشد  او امام وجانشین وی خواهد بودآن سه نشانه از این قرار بودند:

1- کسی که بر پیکر امام نماز بخواند

2- کسی که جواب نامه ها را از ابوالادیان طلب کند

3- کسی که از اموال وهمیان خبر دهد

همانگونه که شاهد خواهیم بودزمان  شهادت امام حسن عسکری (ع) امام زمان (عج) نشانه ها یی از خود نشان میدهد...ماجرایی که ده ها تن شاهد وجود مقدس امام زمان (عج) بودند ونشانهای بارز امامت ایشان رادیدند وآن را قبول داشتند

واینک چگونگی ماجرا:



چگونگی شهادت امام حسن عسکری (ع) :

معتمد در ربیع الاول سال 260 هجری قمری بوسیله یکی از نزدیکانش امام حسن عسکری(ع) را با زهر مسموم نمود. امام در اثر آن ، چند روز در بستر بیماری قرار گرفتند و در این ایام معتمد پیوسته پزشکان درباری را بر بالین امام می فرستاد تا مردم گمان کنند که حضرت از بیماری طبیعی رنج می برد.از طرفی ضمن مداواى حضرت و كسب وجهه عمومى اوضاع و شرايط را زير نظر بگيرند و رفت و آمدها را به كنترل در بياورند اگر صحنه مشكوكى در رابطه با جانشينى و امامت پس از امام حسن(ع) ديدند آن را گزارش كنند(4)

امام پس از مدت کوتاهی بیماری شدید، در روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری هنگام نماز صبح به شهادت میرسد

ايشان در بيست و هشت سالگى از دنيا رفتند و دوره‏ امامتشان فقط شش سال طول كشيد. بنابر تواريخ، تمام اين مدت شش سال يا در حبس بودند يا اگر هم آزاد بودند ممنوع المعاشر و ممنوع الملاقات بودند. از نظر معاشرت آزادى نداشتند


لحظه شهادت :

مرحوم شیخ طوسی و برخی دیگر از بزرگان ، به نقل از قول اسماعیل بن علی - معروف به ابوسهل نوبختی حكایت میكنند: در آن روزهائی كه امام حسن عسكری علیه السلام در بستر بیماری قرار گرفته بود - كه در همان مریضی هم به شهادت نائل آمد - به ملاقات و دیدار حضرت رفتم . پس از آن كه لحظه ای در كنار بستر آن امام مظلوم با حالت غم و اندوه نشستم و به جمال مبارك حضرتش می نگریستم . ناگاه دیدم حضرت ، خادم خود را(كه به نام عقید معروف و نیز سیاه چهره بود) صدا كرد و به او فرمود: ای عقید! مقداری آب - به همراه داروی مصطكی - بجوشان و بگذار سرد شود. همین كه آب ، جوشانیده و سرد شد، ظرف آب را خدمت امام حسن عسكری علیه السلام آورد تا بیاشامد. موقعی كه حضرت ظرف آب را با دست های مبارك خود گرفت ، لرزه و رعشه بر دست های حضرت عارض شد، به طوری كه ظرف آب بر دندان های حضرت می خورد و نمی توانست بیاشامد. آب را روی زمین نهاد و به خادم خویش فرمود: ای عقید! داخل آن اتاق برو، آن جا كودكی خردسالی را می بینی كه در حال سجده و عبادت می باشد، بگو نزد من بیاید. خادمِ حضرت گفت : چون داخل اتاقی كه امام علیه السلام اشاره نمود، رفتم كودكی را در حال سجده مشاهده كردم كه انگشت سبّابه خود را به سوی آسمان بلند نموده است ، بر او سلام كردم ، آن حضرت نماز و سجده را مختصر كرد. پس از پايان نماز عرض كردم كه آقاي من مي‏فرمايد شما نزد او برويد. در همین لحظه ، کنیزی صقیل نام نزد آن فرزند عزیز آمد و دست كودك را گرفت و پیش پدرش ‍برد. ابوسهل نوبختی گوید: هنگامی كه كودك - كه بسیار زیبا و همچون ماه نورانی بود موي سرش به هم پيچيده و مجعد است و ما بين دندانهايش گشاده است. - نزد پدر آمد، سلام كرد و همین كه چشم پدر به فرزند خود افتاد، گریست و به او فرمود: اي سيد اهل‏بيت خود مرا آب بده، همانا من به سوي پروردگار خويش مي‏روم. آن كودك قدح آب جوشانيده را به دست خويش گرفت و بر دهان پدر گذاشت و او را سيراب كرد. آنگاه فرمود: مرا آماده كنيد كه مي‏خواهم نماز بخوانم، پس آن كودك حوله ای را كه در كنار پدر بود، روی دامان امام علیه السلام انداخت و سپس پدرش را وضوء داد. و چون حضرت ابومحمّد، امام عسكری علیه السلام نماز را با آن حال مریضی انجام داد، روي به فرزند كرد و فرمود: پسرم بشارت باد تو را كه تويي مهدي و حجّت خدا بر روي زمين و تويي پسر من و منم پدر تو و تويي (م ح م د) بن الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن ابيطالب و پدر توست رسول‏خداص و تويي خاتم ائمه طاهرين و نام تو همنام رسول خدا است و اين عهدي است به من از پدرم و پدران طاهرين تو صلّي الله علي اهل البيت ربّنا، انّه حميدٌ مجيد و در همان هنگام به شهادت رسيد.(5)



سیمای سامراءو شهادت امام حسن عسکری (ع)

روز هشتم ربيع الاول سال 260 هجري، روز دردآلودي در شهر سامراء بود خبر شهادت امام عسکري عليه السلام در عنفوان شباب همه جا را فراگرفت.

بازارها تعطيل شدند و مردم شتابان و گريان به سوي خانه امام رفتند. مورخان اين روز غمبار را به روز قيامت تشبيه کرده اند، چرا که توده هاي محرومي که مهر و محبت خود را نسبت به امام، از ترس سرکوب نظام هميشه در خود نهان مي داشتند، آنروز عنان عواطف خروشان خويش را از کف دادند.

احمد بن‏عبيدالله بن‏خاقان مى‏گويد: ...چون خبر وفات آن حضرت در شهر سامره پخش شد، رستاخيزى در شهر پديد آمد و ازهمه مردم صداى ناله و شيون برخاست. خليفه در پى فرزند نيكبخت آن حضرت برآمد و گروهى از ماموران را به خانه‏امام گسيل داشت تا وى را بيابند. خليفه حتى زنان قابله را فرستاد تا ازباردارى احتمالى كنيزان حضرت آگاه شوند ...

آه که اهل بيت نبوت در راه تحکيم شالوده هاي دين و نشر ارزشهاي توحيد چه رنجها که متحمل نشدند...

چه خونها که از آنان نريختند و چه حرمتها که ندريدند و حقوق و قرابت آنان را به رسول خدا رعايت نکردند...

براستي محنت اولياي خدا در طول اعصار چه بي شمار بوده و پايگاه و پاداش آنان در پيشگاه پروردگار چه بزرگ است!

اين امام بزرگواري که اينک از دنياي آنان رخت برمي بندد در حالي که هنوز از عمر مبارکش 28 سال نگذشته، با انواع محنتها دست و پنجه نرم کرد



یک شبهه :

آيا امام به مرگ طبيعي وفات يافت؟ يا آنکه توسط زهر به شهادت رسيد؟

برای اثبات شهادت ایشان همین یک روایت کافی است که:

امام حسن مجتبی (ع) میفرمایند: جدم رسول خدا به من فرمودند :دوازده امام از اهل بیت آن حضرت و برگزیدگان خالصش ،صاحب امر(خلافت وامامت )گردند هیچیک از ما خاندان نیست مگرآنکه کشته شده یا مسموم میگردد(6)


دانشمند نامدار جهان تشیع، طبرسی‏ ، می‏نویسد: بسیاری از دانشمندان ما گفته‏اند: امام عسکری-علیه السلام-بر اثر مسمومیت‏به شهادت رسید، چنانکه پدرش و جدش و همه امامان، با شهادت از دنیا رفته‏اند. کفعمی‏ ، دانشمند معروف شیعه، می‏گوید: او را معتمد مسموم ساخت و محمد بن جریر بن رستم‏ ، از دانشمندان شیعی در قرن چهارم، معتقد است که: امام عسکری-علیه السلام-در اثر مسمومیت‏به درجه شهادت رسید.

معتمد، كه امام عسكرى(ع)را در برابر دستگاه ستم‏پيشه عباسيان سدى‏نفوذناپذير مى‏ديد، بر آن شد آخرين ضربه را بر حضرت وارد آورد و راه را براى‏تحقق آرمانهاى پليدش هموار كند. او امام را با زهر مسموم ساخت و چنان‏نماياند كه حضرت به مرگ طبيعى از دنيا رفته است; ولى اين توطئه نيز ناكام‏ماند و چهره واقعى وى بر همگان آشكار شد.

زهر يکي از مشهورترين ابزارهاي ترور در نزد زمامداران آن عهد بوده و ترس آنان نسبت به وجود رهبران ديني محبوبي مثل امام آنها را وا مي داشته که با اتخاذ اين روش ايشان را تصفيه کنند.

دليل ديگر ما بر اتخاذ اين شيوه از سوي خليفه، طرز برخورد آنان با امام به هنگام بيماري اش مي باشد. ابن صباغ مالکی ، یکی از دانشمندان اهل سنت، از قول عبید الله بن خاقان‏ ، یکی از درباریان عباسی می‏نویسد:

«... هنگام در گذشت ابو محمد حسن بن علی عسکری-علیه السلام-معتمد، خلیفه عباسی حال مخصوصی پیدا کرد که ما از آن‏شگفت زده شدیم و فکر نمی‏کردیم چنین حالی در او (که خلیفه وقت‏بود و قدرت را در دست داشت) دیده شود. وقتی «ابو محمد» (امام عسکری) رنجور شد، پنج نفر از اطرافیان خاص خلیفه که همه از فقیهان درباری بودند، به خانه او گسیل شدند. معتمد به آنان دستور داد در خانه ابو محمد بمانند و هر چه روی می‏دهد به او گزارش کنند، نیز عده‏ای را به عنوان پرستاروپزشک فرستاد تا ملازم او باشند، و همچنین به قاضی بن بختیار فرمان داد ده نفر از معتمدین را انتخاب کند و به خانه ابو محمد بفرستد و آنان هر صبح و شام نزد او بروند و حال او را زیر نظر بگیرند. دو یا سه روز بعد به خلیفه خبر دادند حال ابو محمد سخت‏تر شده و بعید است‏بهتر شود. خلیفه دستور داد شب و روز ملازم خانه او باشند و آنان پیوسته ملازم خانه آن بزرگوار بودند تا پس از چند روزی رحلت فرمود. وقتی جنازه آماده دفن شد، خلیفه برادر خود، عیسی بن متوکل‏ ، را فرستاد تا بر جنازه آن حضرت نماز بگزارد. هنگامی که جنازه را برای نماز روی زمین گذاشتند، عیسی نزدیک رفت و صورت آن حضرت را باز کرد. و به علویان و عباسیان و قاضیان و نویسندگان و شهود نشان داد و گفت: این ابو محمد عسکری‏ است که به مرگ طبیعی درگذشته است و فلان و فلان از خدمتگزاران خلیفه نیز شاهد بوده‏اند!!!!(7)

علت اين امر چه بود؟ دو علت مي توان براي چنين رفتار شگفت آوري پيدا کرد:

نخست: برائت جستن از مسئوليت ترور امام در برابر توده ها بر حسب ضرب المثلي که در ميان سياستمداران معروف است: او را بکش و زير جنازش اش گريه کن...

دوم: همه مردم و بويژه زمامداران مي دانستند که ائمه اهل بيت (ع) همواره از احترام بسيار توده هاي مردم برخوردارند و شيعه بر اين باور است که امامت در ميان آنان يکي پس از ديگري منتقل مي شود. و اينک اين امام يازدهم است که مي خواهد از دنيا رخت بربندد. بنابراين بايد حتماً او را جانشيني باشد، اما اين جانشين چه کسي است؟

خلفاي عباسي پيوسته مي کوشيدند به هنگام شهادت يکي از ائمه پي ببرند که جانشين او کيست؟ به همين علت ائمه (ع) نيز به هنگام احساس خطر بر جانشين خود او را پنهان مي کردند تا وقتي که خطر از بين برود.

از ديگر سو احاديثي که درباره حضرت مهدي(عج) وارد شده، از خاور تا باختر را فراگرفته است و دانشمندان مي دانند که مهدي دوازدهمين جانشين است و اگر بگوييم که زمامداران عباسي چيزي از اين احاديث نمي دانستند، نامعقول مي نمايد. از همين روست که مي بينيم آنان پيوسته و با هر وسيله اي مي کوشند تا نورالهي را فرو نشانند اما هيهات...

به اين دليل است که معتمد عباسي، به هنگام شدت گرفتن بيماري امام تدابيري استثنايي مي انديشد.

پس از آنکه امام چشم از جهان فرو مي بندد، معتمد دستور مي دهد خانه او را بازرسي کنند و کنيزانش را زير نظر بگيرند. او نمي دانست خداوند خود رساننده فرمان و کار خويش است و امام منتظر بيشتر از پنج سال است که به دنيا آمده و از ديد جاسوسان مخفي شده است و برگزيدگان شيعه با وي بيعت کرده اند...

بدين گونه امام بواسطه زهر معتمد شهيد شد.(8)

اما همانگونه که میدانیم امام زمان (عج) حاضر شده وخود بر پیکر پدر نماز میگذارد




آخرين وصيت امام حسن عسکری :

آفتاب امامت غروب مي کرد، زيرا خداوند اين گونه مقدّر کرده بود که اين آفتاب از پس پرده غيبت صغرا و سپس غيبت کبرا پرتو افشاني کند. از اين رو امام حسن عسکري(ع) بر دو بينش بسيار مهم تأکيد کرد:

نخست: تأکيد بر شناخت غيبت و گرفتن بيعت براي ولي الله اعظم امام منتظر(عج).

دوم: تحکيم شالوده هاي مرجعيت ديني



ماجرای نماز گزاردن حضرت حجة (عج) بر جنازه پدر بزرگوارش:

نخستين اقدام حضرت مهدی در آغاز امامت:

روزِ در گذشتِ امام يازدهم، و نخستين روز امامت ايشان, فرا رسيد. وآن حضرت ناگزير ميان مردم آمده، بر پيکر پدر نماز گزارد. اين رخداد به گونه هايي چند روايت شده است. که در يک روايت شيخ صدوق آن را به صورت مفصل از زبان «ابوالاديان» يکی از خدمت كاران خانه و متصدی امور نامه‏های امام عسكری7 گزارش کرده است. (9) ودیگران هم به این روایت را از زبان دیگران روایت کرده اند ...

شیخ ابوعبدالله محمدبن هبه الله طرابلسی در کتاب فرج کبیرش نقل کرده، و به سند خود از ابی الادیان که یکی از چاکران حضرت امام (ع) بود، روایت کرده که او گفت: به خدمت حضرت امام عسکری (ع) شتافتم. آن حضرت را ناتوان و بیمار یافتم. آن جناب چند نامه ای نوشته و به من داد و فرمود که این ها را به مداین برسان و به فلان و فلان از دوستان ما بسپار، و بدان که بعد از پانزده روز دیگر به این بلده خواهی رسید و آواز نوحه از خانه خواهی شنید و مرا در غسل گاه خواهی دید. ابوالادیان می گوید: گفتم ای مولای من! چون این واقعه روی دهد، حجت خدا و راهنمای ما که خواهد بود؟ فرمود: «آن کسی که جواب نامه های مرا از تو طلب کند.» گفتم: زیاده از این هم نشانی بفرمایید. فرمود: «آن شخصی که بر من نماز گزارد، او حجت خدا و امام و راهنما و قائم به امر است بعد از من.» پس نشانی زیاده بر آن از آن حضرت طلب نمودم، فرمود: «آن شخصی که خبر دهد به آنچه در همیان است.» پس هیبت آن حضرت مرا مانع شد که بپرسم که چه همیان و کدام همیان و چه چیز است در همیان.


پس از سامرا بیرون آمده، نامه ها را به مداین رساندم و جواب آنها را گرفته و بازگشتم. روز پانزدهم بود که داخل سر من رای (سامرا) شدم بر وجهی که آن حضرت به اعجاز آن خبر داده بود، آواز نوحه از خانه آن حضرت شنیدم و نعش آن امام بزرگوار را در غسل گاه دیدم. برادرش، جعفر، را بر در خانه آن حضرت دیدم که مردم دورش جمع شده بودند و او را تعزیت می نمودندوجانشینی اورا تبریک !!! با خود گفتم که اگر امام بعد از حضرت امام حسن عسکری (ع) او باشد، پس امر امامت باطل خواهد بود، زیرا می دانستم که شراب می آشامد و طنبور می زند و قمار می بازد. پس او را تعزیت نمودم. هیچ چیزی از من نپرسید و جواب نامه را نطلبید. بعد از آن عقید خادم بیرون آمد و خطاب به جعفر گفت: ای خواجه! برادرت را کفن کردند، برخیز و بر او نماز بگزار. جعفر برخاست و داخل آن خانه شد و شیعیان گریان وارد خانه شدند. در آن حال امام (ع) را کفن کرده بودند. جعفر پیش رفت که نماز بگزارد. با خود گفتم: عجبا! اگر امام مردم بی‌دین بشود، معلوم می‌شود که همواره دین از اول سست بوده است!!! من هم دنبال جعفر به راه افتادم تا ببینم جریان به کجا منتهی می‌شود!

کنار جنازه امام عسکری (ع) رسیدیم، جعفر پیش ایستاده و همراهان پشت سرش، با خود گفتم: دیگر کار از کار گذشت.

جعفر چون قصد آن کرد که تکبیر بگوید، ناگهان پرده سفیدی که در حجره آویزان بود بلند شد، دیدم کودکی نورانی پیدا شد گندمگون و مجعد موی (صلوات الله علیه) و ردای جعفررا گرفته و کشید، و فرمود: «ای عمو! دور شو که من به نماز گزاردن بر پدر خود از تو سزاوارترم.» جعفر رنگ پریده کنار رفت ونمیدانست چه بگوید وشوکه شده بود و آن برگزیده خداوند غفار بر پدر عالی مقدارش نماز گزارد. و امام عسکری (ع) را در کنار مرقد پدر بزرگوارش، امام علی نقی (ع)، دفن کردند. سپس آن کودک خردسال و آن ولی ایزد متعال به من خطاب کرد که: «ای بصری! جوابهای نامه ها را بیاور.» جوابها را به او تقدیم کردم ایشان رفتند به حجره و با خود گفتم : حمد و سپاس خدا را که دو علامت از علاماتی که امام عسکری(ع) به من فرموده بودند، ظاهر شد،فقط علامت همیان مانده است !! نزد جعفر آمدم و گفتم : این طفل که بود؟ گفت: من اصلا چنین کودکی را ندیده‌ام و نمی‌شناسم!!! (10)


شيخ طوسی هم پس روایت بالا روايت ديگری را نیز نقل کرده که بيانگر آن است که حضرت مهدی عجل الله فرجه خود آغاز به نماز کرد و گروهی از شيعيان (تعدادآنها 39 نفر ذکر شده است) در اين مراسم حضور داشتند؛ از کسانی که در اين مراسم حضور داشت، ابراهيم پسر محمّد تبريزی بود. وی در اين باره می‌گويد:«روز رحلت امام حسن عسکری علیه السلام در سامرا وارد خانه امام شدم، جنازه آن حضرت را آوردند، و ما 39 نفر بوديم که يک کودک به ظاهر ده ساله بيرون آمد، عبای خود را بر سر مبارکش کشيده بود، و هنگامی که در صحن خانه ظاهر شد، همه ما پيش از آن که او را بشناسيم، در مقابل شکوه، هيبت، عظمت و وقار او بی اختيار برخاستيم. در برابر جنازه ايستاد و همگی پشت سرش صف کشيديم و به امامت او بر پدر بزرگوارش نماز خوانديم. چون از نماز فارق شد به يکی از اتاق‌های منزل وارد شد که از غير آن بيرون آمده بود».(11)


عین همین مطلب از زبان یکی دیگر از حاضران به نام احمدبن عبدالله هاشمی نیز نقل شده است(12) 




اما سئوالی که پیش می آید چرا امام حسن عسکری این علامات را نشانه جانشینش معرفی میکند ؟

آغاز پيشوايي در خردسالی در اين رخ داد آنچه از همه شگفتی آورتر بود اين که آنها با کودکی پنج ساله روبه رو بودند که می گفت جانشين امام عسکری(ع) است. امامت در دوران کودکی فقط مختص امام زمان (عج) نبود بلکه امامان دیگری همچون امام جواد (ع) هم این شرایط را دارا بودند اما شرايط حاکم بر امامت حضرت مهدی(عج) اين روند را به گونه ای ديگر رقم زد, ترديدهای شكننده اي را در ذهن شيعه پديد آورده, كار امام حسن عسكری(ع) را مشكل ساخت. ايشان نه فقط در سن و سالی كمتر از ديگر امامان به امامت رسيد, بلکه به خاطر مصالحی ولادتش نيز پنهانی بود. و تا زمان امامت ايشان, جز اندکی, جمال دل آرای او را نديده بودند...او چگونه میتوانست خود را به اثبات برساند ؟!!


پس میبینیم که امام حسن عسکری (ع) بیجهت نشانه دانش وآگاهی زیاد را برای فرزندش انتخاب نکرده بود چون فقط از این طریق مردم میتوانستند گفته کودک 5 ساله را باور کنندواین نشانه هایی بود که کسی جز امام دارای آن نبود

همان گونه که ياد شد پيش از آن با هدايت های پيوسته پيامبر و ائمه نور: شيعه به اين نکته باور پيدا کرده بود که، خداوند متعال از طريق آخرين پيامبر خود، مقام امامت و ولايت را به جهت قابليت‏های ذاتی به افرادی خاصّ عطا فرموده و فقط از طرف اوست که امام بر جامعه نصب می‏گردد. و نيز اين که, اين قابليت هيچ گونه ارتباطی به کمی و يا زيادی سن و سال ندارد جالب اين که, اين گونه پيشوايی پيش از آن نيز, هم در بين ائمه: و هم در زنجيرة پيامبران: دارای سابقه بود. يکی از دانشوران معاصر امامت در سنين کم را پديده ای واقعی دانسته، چنين استدلال کرده است:  زيرا امامی که در کودکی به پيشوايي روحی و فکری مردم رسيده, و مسلمانان حتی در کشاکش آن همه موج ويرانگر, باز خويشتنِ خويش را به پيروی و دوستی او گماشتند, به طور مسلّم بايد از دانش و آگاهی و گستردگی ديد, و دانا بودن به فقه و تفسير و عقايد, بهره ای آشکار و چشمگير داشته باشد. چون در غير اين صورت نمی توانسته مردم را به پيروی از خويش وادارد...  به فرض محال که مردم نتوانستند حقيقت و واقعيت امر را دريابند, خلافت و نيروی حاکم که آن همه دشمنی علنی با امام داشته, چرا بر نخاسته و پرده از رخسار حقيقت نينداخته است؟  اگر امام خردسال, از دانش و سطح تفکر عالی برخوردار نبود, خلفای معاصر, خيلی خوب می توانستند جنجال به پا کنند, امّا سکوت آنها و سکوت تاريخ گواه است که امامت در سنين کم پديده ای حقيقی بوده نه ساختگی» (13) .


جعفر کذاب کیست؟

امام هادی(ع) پنج فرزند داشت(چهار پسر و یک دختر)، به نامهای: امام حسن عسکری(ع)، حسین، محمد، جعفر و علیه،


لازم به ذکر است که

اکثر علماى شیعه چهار فرزند پسر براى امام هادی(ع) ذکر کرده اند، اما در تعداد دختران ایشان اختلاف وجود دارد البته با توجه به قرائن و شواهد امکان دارد که امام هادى(ع) فقط دارای یک دختر بود که نام‌هاى متفاوتى داشته است....

در میان این فرزندان امام، جعفر انسانی بدکار و دروغگو بود. به طوری که لقب«کذاب» را گرفت. وی که برادر امام حسن(ع) و عموی امام زمان(عج) بود، ادعای امامت داشت و پس از درگذشت امام هادی(ع) می گفت: امام مسلمین من هستم نه برادرم؛ حتی پس از امام هادی(ع) نزد خلیفه رفت و گفت: هزار اشرفی برای تو می فرستم و از شما خواهش می کنم که فرمان دهی تا بر مسند امامت بنشینم، و این مقام را از برادرم سلب کنی! خلیفه در جواب او گفته بود : عجب آدم احمقی هستی، اگر امامت در دست ما می‌بود، آن رابرای خود قرار می‌دادیم، اگر امام شناسان و شیعیان آنچه از برادرت و پدرت از معجزات و... دیدند از تو ببینند، تو را امام خود می‌دانند، دیگر نیازی به کمک ما نداری و گرنه هرگز به تو ایمان نخواهند آورد.


کارشکنی‌های او در عصر امامت برادرش امام حسن عسکری(ع) به جایی نرسید ولی پس از شهادت برادرش دوباره شروع به ادعا کرد و اعلام داشت که امام بعد از برادرم من هستم.

و از آن جایی که امام عسکری(ع) فرموده بود: «امام بعد از من کسی است که بر جنازه ام نماز بخواند». امام حسن عسکری(ع) برای اینکه این امر بر مردم اشتباه نشود و امامت امام مهدی (عج) را از کارشکنی‌های جعفر حفظ کند، در آخرین لحظات عمرشان،به ابوالادیان وصیت کرده ونشانه های دیگری را برای اثبات امامت امام زمان (عج) به ایشان دادند .... بعد از درگذشت آن حضرت،همانگونه که دیدیم جعفر کذاب خواست بر پیکر برادر نماز بخواندکه جانشینی خود را ثابت کند اما دست خداوند مکر او را برملا ساخت ونقشه هایش رابرآب کرد وهمانگونه که امام حسن عسکری (ع) پیش بینی کرده بودند شد وامام زمان (عج) بر پیکر پدر نماز خواند ومعجزاتی از خود نشان دادوامامت خود را ثابت کرد

برای اطلاع بیشتراز زندگی نکبت بار وادعای دروغ جعفر کذاب به زندگینامه جعفر کذاب مراجعه کنید


واینک بقیه ماجرا:

قمی ها وامام زمان (ع):

ابوالادیان گوید:

ما نشسته بودیم که عده ای از قم آمدند که اموال بسیاری با خود حمل میکردند که به محضر امام حسن عسکری (ع) تقدیم کنند آنها وارد شدند و احوال حضرت را پرسیدند، گفته شد: از دنیا رفت.بسیار متاثر شدند بخوص اینکه جانشین وی را نمیشناختند پرسیدند: جانشین او کیست و به چه کسی باید تسلیت بگوییم؟ مردم به جعفر کذاب اشاره کردند، آمدند سلام کردند و پس از تسلیت، مقام امامت او را تبریک گفتند و ظهار نمودند که نامه ها و اموالی با خود داریم، بگو نامه ها از کیست و اموال چقدر است؟ جعفر برخاست و با عصبانیت گفت: توقع دارید علم غیب داشته باشم؟!در این هنگام خادمی بیرون آمد و گفت: نامه هایی از فلان و فلان، و همیانی محتوی یک هزار دینار که ده دینارش قلب است، همراه شماست، پس نامه و اموال را به وی دادند و گفتند: آن کسی که این پیغام را به وسیلۀ تو فرستاده امام است.»(14)

البته این ماجرا اینگونه هم نقل شده که

جعفر کذاب تلاش بسیاری کرد تا اموال را از دست قمی ها درآورد ولی نتوانست وآنها را به زور تهدید کرد(15)

قمی ها که خود را با خطر مواجهه دیدند به خلیفه متوسل شدند که آنها را به هر وسیله ای از آنجا بیرون آورد تا از راهی که آمده اند بازگردند

وهنگامی که از سامرا با ناامیدی بیرون رفتندخادم حضرت را دیدند که به آنها نزدیک میشد ویک یک آنها را به اسم صدامیزد در حالی که هیچ ملاقات قبلی با آنها نداشت اسامی آنها را امام زمان (عج) گفته بود تا آنها دلگرم شده وبا آرامش خاطر به شهر بازگردند آنها به شهر برگشته با راهنمایی خادم پیش امام رفتند داستان این دیدار از زبان قمی ها به این قرار است :

«وارد خانه امام حسن عسکری (ع) شدیم حجت خدا را دیدیم که روی تختی نشسته صورت مبارکش چون ماه تابان وبرتنش جامه سبز بود سلام گفتیم وپاسخ فرمود آنگاه دقیقا اموال ما ومقدار آن را باز گو کرد همه ما به شکرانه شناخت حجت خدا به سجده شکر افتادیم ...حضرت به مافرمودند دیگر چیزی را به سامرانیاوریم فرمود کسی را در بغداد تعیین خواهد کرد که دستخط امام به دست او بیرون خواهد آمد وبه ما امر فرمود که اموال را به او تحویل دهیم ...»(16)  دیدیم که این هم نشانه ای بود که امام حسن عسکری (ع) آن را پیشگویی کرده بودواین علم وآگاهی فراوان امام زمان (عج) را میرساندونشانه ای است محکم برای امامت او


یک شبهه:

چه دليلي بر اين موضوع وجود داشت که حضرت، همه خطرها را به جان خريده و در مقابل ديد مردم قرار گرفته بود؟حضرت مهدی(عج)  پس از شهادت پدر در نخستين ساعت های غيبت با حضور در کنار بدن وی و اقامه نماز بر ايشان, مسائلی را مورد توجه قرار داد, که همگی به نوعی در ارتباط با بحث امامت ايشان بوديکي از استادان معاصر مي نويسد: در اين روز، چهار امر باعث شد، تا مهدي علیه السلام ، خود را به گروهي از مردم بنماياند، و به حوزه كساني كه براي مراسم تشييع و خاك‌سپاري امام يازدهم حاضر شده بودند آشكارا پا نهد:

1- اين كه بايد امام برجنازه امام نماز گزارد. مهدي علیه السلام براي رعايت اين سنّت الهي، و سرِّ رباني، لازم بود و واجب بودكه ظاهر شود و بر پيكر پدر نماز گزارد.

2- پيش گيری از اعلام ختم امامت یعنی اين كه جلوگيري شود از اين امر، كه كسي از سوي خليفه بيايد و بر پيكر امام نماز بخواند، و سپس جريان امامت ختم شده اعلام گردد، و خليفه عباسي، وارثِ امامت ِشيعي معرفي شود.

3- اين كه جلو‌گيري شود از روي دادن انحراف داخلي در جريان امامت؛ زيرا كه جعفربن علي الهادي، معروف به جعفر كذّاب، كه برادر امام عسكري علیه السلام بود، و در صدد ادعاي امامت بود، آمد تا بر پيكر امامِ درگذشته نماز گزارد.

4- اين كه ادامه جريان امامتِ حقِّه و ولايتِ اسلاميه تثبيت شود، و بر معتقدان به امامت معلوم گردد، كه پس از امام حسنِ عسكري علیه السلام ، امام ديگري، امام دوازدهم، حامل اين وراثت معنوي، رسالت اسلامي، و ولايت ديني و دنيايي است، و او هست، تولد يافته و موجود است. وامامت درامام زنده استمرار یافته

به اين علت‌ها بود كه مردمي كه براي انجام مراسم آمده بودند ناگاه ديدند، كه كودكي خردسال، اما در نهايت شكوه و حشمت هم چون خورشيدي فروزان، از اندرون سرا به درآمد، و عموي خود جعفر را، كه آمادة نمازگزاردن بر پيكر پيشواي فقيد شده بود، به يك سوزد، و بر پيكر پدر نماز گزارد.(17)

بنابراين مي‌توان گفت: يگانه ديدار عمومي آن حضرت در دوران غيبت، همين برنامه اقامه نماز بر بدن مبارک امام عسکري علیه السلام بود، و از آن پس چنين اتفاقي نيفتاده است.


یک شبهه :

چگونه میتوان ادعاکرد که کسی که بر امام نماز خوانده واو را غسل وکفن نموده امام است و آيا غسل دادن كفن كردن و نماز گزاردن بر پيكر امام معصوم با ديگر افراد فرق دارد؟و بر فرض اين كه امام مهدى(ع) بر جنازه پدر بزرگوارش نماز گزارده باشد چگونه مى توان تصور كرد كه با وجود مراقبان وجاسوسان خليفه و كنترل اوضاع ايشان دستگير نشد و به آسانى در ميان جمعيت ظاهر گرديد؟

پاسخ :

اولا خود امام حسن عسکری (ع) قبل از شهادتشان در میان شیعیان عنوان کرده بودند کسی که بر پیکر من نماز بخواند او امام است واین را یکی از نشانه های بارز او معرفی کرده بودند

اگرکسانی این نشانه را به باد مسخره میگرند مشکل را باید در بی ایمانی آنها جستجو کرد زیرا سخن امام حسن عسکری (ع) را دروغ دانسته اند و ولایت الهی ایشان واینکه ایشان از غیب خبر دارند را انکار کرده اند وطبق روایات ائمه معصومین میدانیم انکار امامت با کفر فرقی ندارد

بالافرض هم که امام حسن عسکری (ع) این سخن را نفرموده باشند طبق روایاتی که داریم این یک امر مسلم است که امام را امام غسل وکفن میکند نه کس دیگری !!

در این زمینه رواياتى داريم كه: امام معصوم را جز امام معصوم نبايد غسل دهد (وطبعاً نبايد نماز بگزارد) در اين زمينه كلينى در كافى سه حديث از امام رضا(ع) نقل كرده كه حاصل آنها عبارت است از:

(الأمام لايغسله الا الأمام)(18) .

يا امام صادق مى فرمايد:

(…فيما اوصانى به ابى(ع) ان قال: يا بنيّ اذا انامت فلا يغسّلنى احد غيرك فان الأمام لايغسّله الاامام.)(19)

از سفارشهاى پدرم [امام باقر(ع)] اين بود كه فرمود: فرزندم! هنگامى كه من از دنيا رفتم جز تو كسى مرا غسل ندهد; زيرا امام را جز امام غسل نمى دهد.

کسانی که اینگونه سخنان واهی را میگویند مقام والای امامت را نشناخته اند آنها نمی دانند که امام میتواند طی الارض کرده ودر یک لحظه از مکانی به مکان دیگر برود در حالی که دیگران متوجه عدم حضور او نشوند

پس ما میبینیم که غسل وکفن امام با دیگران تفاوت دارد

غسل دادن كفن كردن و نماز گزاردن بر ميّت مسلمان واجب كفايى است و همه مسلمانان وظيفه دارند كه به اين امور اقدام كنند. سزاوارتر به اين امر خويشان ميّت هستند و به نظر بسيارى از فقها اجازه آنان نيز در اين مسأله شرط است ولی امام را امام باید غسل داده وکفن کند (20) ما حتی میبینیم که امام حسین (ع) وقتی به شهادت میبرسند امام سجاد (ع) با اینکه در کوفه در اسارت بودند بنابر مشیت الهی مخفیانه طی الارض کرده وخود پدر برگوارشان وهمچنین حضرت اباالفضل (ع)را به خاک میسپارندوکسی در زندان متوجه عدم حضور ایشان در زندان نشد وقبیله بنی اسد فقط در دفن کردن شهدای دیگر کربلا نقش داشتند وحتی کار شناسایی شهدا توسط امام سجاد(ع) صورت گرفت واو بود که نام هر کدام را میگفت والا قبیله بنی اسد حتی حیران بودند که این اجساد پاره پاره شده که سر نداشتند از آن چه کسانی است !!!

یا وقتی که امام رضا(ع) در طوس به شهادت رسيد و امام جواد(ع) در مدينه زندگى مى كردوفاصله زیادی بین آنها وجود داشت وایشان در همان هنگام در شهر طوس ظاهر شد وپدر را غسل وکفن نمود وبر وی نماز گذارد

امام موسى كاظم(ع) در بغداد شهيد شد و امام رضا(ع) در مدينه بودوبرپیکر مطهر پدر ظاهر شد واورا به خاک سپرد اثبات این امر را در سخن خود امام رضا (ع) میبینیم

هنگامی که پدر بزرگوارشان امام کاظم (ع) به شهادت رسیدند وعده ای (گروه واقفیه ) منکر امامت امام رضا (ع) شدند زیرا امام رضا (ع) آن زمان در مدینه بودند ودور از پدر بزرگوارشان ...

سه نفراز گروه واقفیه نزد امام آمدند وبا امام گفتگو کردند یکی از موضوعات بحثشان هم همین موضوع بود !!

علی بن ابی حمزه بطائنی به امام گفتند :

همانا ما روایت میکنیم از پدران شما که فرموده اند :

همانا امام عهده دار کارهای او (مانند غسل وکفن ) نمی شود مگر امامی که مثل او باشد امام رضا فرمودند : من را آگاه کن از حضرت حسین بن علی (ع) آیا امام بود یا نه ؟

علب بن ابی حمزه گفت : آری امام بود حضرت امام رضا (ع) به او فرمودند : پس چه کسی امور او را به عهده گرفت ؟ابن ابی حمزه گفت : فرزندش علی بن الحسین (ع)

امام فرمودند : امام زین العابدین (ع) کجا بودند ؟ وی گفت :در کوفه به دستور عبیدالله بن زیاد زندانی بودند آن حضرت از زندان خارج شدند وبرای کفن ودفن پدر بزرگوارشان به کربل آمدند ولشکر ابن زیاد ندانستند

امام رضا فرمودند :وقتی برای امام سجاد ممکن باشد که از کوفه به کربلا بیاید با اینکه درغل وزنجیر بود پس برای صاحب این امر (خود حضرت ) ممکن است که به بغداد برود وعهده دار امور پدرش (امام کاظم (ع) ) شود وبه مدینه بازگرددوحال آنکه نه در حبس بود ونه دراسارت(21)

امام رضا (ع) با این سخن ثابت کردند که خود ایشان بر بالین پدر حاضر شده اند وایشان را غسل وکفن نموده اند ونماز گزارده اند واینکه در تاریخ گفته میشود

بر جنازه امام كاظم(ع) سندى بن شاهك نماز گزارد.(22)  یا سخنی واهی وباطل است که احتمال آن زیاد میرود ویا اگر هم اینگونه بود مسلما پس از غسل وکفن دادن ونمازگذاردن امام رضا (ع) صورت گرفته واین چیزی را عوض نمی کندزیرا بوده که پس از نمازگذاردن خانواده امام بر او به طور خصوصی که فقط خویشاوندان ویاران نزدیک حضور داشتندپس از آن عموم مردم بر پیکر امام نماز میخواندندحال به امامت هرکه میخواهد باشد زیرا قبلا اصل کار توسط جانشین امام انجام شده است 

پس روزی که امام حسن عسکری (ع) به شهادت رسیدند بنا به سنت اسلامی ، مي بايست ابتدا حضرت مهدی بر پيکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز میگزارد ، تا خلفای ستمگر عباسی جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند ، و يا بد خواهان آن را از مسير اصلی منحرف کنند ، و وراثت معنوی و رسالت اسلامی و ولايت دينی را به دست ديگران سپارند .

واگر در تاریخ سخنانی میبینیم که این امر را دروغ میپندارد نباید آن را پذیرفت زیرا دشمنان آل پیغمبر همواره با بیان این موضوعات سعی در بطلان امامت امامان داشته اند وبا بیان این موضاعات درپی دستیابی به منافع شومشان بوده اند

پس به خواست خداوند امام زمان (ع) پدر را غسل وکفن کردند در حالی که کافران ودشمنان با خبر نشدند

سئوالی که از این افراد دارم این است که آیا خداوندی که امام ما را سالها در خفا ودر تندرستی حفاظت کرده آیا نمیتوانسته چند دقیقه ای او را محافظت کند تا پدرش را غسل وکن نماید ؟!!


یک پرسش

چه کسانی شاهد نمازخواندن امام زمان (عج) بر پیکر پدرش بودند ؟آیا میتوان به گفته آنها اعتماد کرد وآن را درست پنداشت ؟

کسانی که بر جنازه امام حسن عسکری (ع) نماز خوانده ودر مراسم تشیع جنازه وجود اقدس حضرت امام زمان (عج) را دیده اند 39 نفر میباشند که اسامی برخی از آنها :

1-ابراهیم بن محمد تبریزی

2- احمدبن عبدالله هاشمی

3- ابوالادیان

4- ابوسهل ،اسماعیل بن علی نوبختی

5- ابوالحسن ،ضراب اصفهانی

6- راشداسدآبادی

7- ابوراجع حمامی

8- کامل بن ابراهیم

9- رشیق صاحب المادرای

10- وسی نفر دیگر از شیعیان خالص ومورد اعتمادکه همگی آنها به این امر شهادت داده اند

همانگونه که در بالا دیدیم اکثر کسانی که شاهد ماجرا بوده اند از یاران با اخلاص امام حسن عسکری (ع) بوده اند کسانی که اکثرا از عالمان عصر خود ومورد اعتماد وامین مردم بوده اند وچه لزومی دارد بخواهند موضوع به این مهمی را به دروغ بر زبان برانندجریانی که به آینده امر خطیر ومهم امامت ارتباط دارد !!! از طرفی در میان آنها جعفر کذاب وفرستاده متوکل هم بودند واگر امام زمان (عج) حاضر نشده بود چه لزومی داشت که جعفر فورا خود را به دارالعماره برساند واز وجود فرزند امام حسن عسکری (ع) خبر دهدتا سربازان اورا دستگیر کنند



یک شبهه :

طفل پنج ساله چگونه نمازش بر جنازه امام صحیح است؟

پاسخ : منشأ این اشکال و اشکالات مشابه این است که امام را با دیگران مقایسه کرده‏اند وبراى او امتیاز خاص قائل نیستند. ولى اگر معتقد شویم که امام -اگر چه کودک باشد- کسى است که با معجزه ونصّ، امامتش ثابت شده وعقلش به عنایت الهى کامل گردیده است، دیگر او را با مردم عوام مقایسه نمى‏کنیم. ونیز پاسخ این سؤال داده مى‏شود که چگونه ممکن است طفلى هدایت تکوینى وتشریعى وباطنى داشته باشد، در حالى که هر یک از آنها وظیفه بسیار سنگینى است که احتیاج به قابلیت‏هاى خاص دارد.

پاسخ همان است که قبلاً اشاره شد، زیرا اگر خداوند به کسى مقام هدایت وامامت مى‏دهد قابلیتش را نیز عنایت مى‏کند وعقل او را به حدّ اعلاى رشد وکمال مى‏رساند، اگر چه اختیار خود نیز در رسیدن به کمال دخیل است، ولى همه به لطف وعنایت الهى است


جعفر کذاب با دیدن این جریانات چه اقدامی انجام داد ؟

عصبانیت جعفر کذاب :

جعفر عمری در تلاش بود تا خود را امام معرفی کند واز هیچ کاری در این زمینه دریغ نکرده بود یکی از کارهای شنیع وی دامن زدن به شایعه دروغ عقیم بودن برادرش امام حسن عسکری (ع) بود تا در اذهان جانشینی خود را اثبات کند ولی اکنون با کمال ناباوری میدید که برادرش کودکی دارد که او از آن بی خبر بوده کودکی که تمام آرزوهای باطل وخبیث جعفر را بر باد میداد باید چاره ای می اندیشید ناگهان در ذهنش آمد که این همان کودکی است که حکومت سالها در انتظار به دست آوردن اوست تا او را به شهادت برساند بی درنگ خود را به دارالعماره رساند و واقعة روي داده را براي خلیفه تعريف كرد و خليفه وقت عباسي كه از طريق اخبار بارها شنيده بود كه از نسل اين امام مهدي اين امت بدنيا خواهد آمد و تخت و تاج ستمكاران را نابود خواهد گردانيد دستور داد تا مأموران به خانه امام حمله کرده ووی را دستگیر کنند ...

چقدر خوب پیشاپیش امام محمد باقر (ع) فرموده بودن «اگر اولاد فاطمه جایگاه او را بدانند بسیار حریص میشوند که او را قطعه قطعه کنند » (23)

گفتار امام باقر (ع) در آغاز امر بدست جعفر کذاب تحقق یافت!!!


همانطور که در این مقاله شاهد بودیم امامت امام زمان (عج) ووجود ایشان در همان ساعات اولیه امامت هم امری مسلم بوده وبه اثبات رسیده و به نظر من حتی نیازی به توضیح دلایل دیگر برای اثبات وجود وامامت ایشان وجود ندارد چون شواهد  این جریان آنقدر روشن وپرواضح است که اگر کسی به آن شک داشته باشد باید مشکل را در جای دیگر جستجو کرد آنهم در عدم داشتن عقل سالم !!!

سئوالی که به ذهنم میرسد اینست که چرا عده ای خود را گول میزنند و چرا اینقدر مغلطه بازی در می آورند برای اینکه وجودی را انکار کنند که جهان به وجودش مقدسش استوار است

همانگونه که گفته شده :

لو بقیت الارض بغیر امام لساخت باهلها (24)

اگر زمین خالی از امام بماند ، ساکنانش رادرکام خود فرومیبرد.




منابع وپینوشتها :

1- شيخ كليني، كافي، ج1، ص503.

2- شيخ مفيد, الارشاد, ج2, ص339

3- ر.ك: شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج2, صص 384 و 457.

4- بحارالأنوار ج50/328.

5- رجوع شود به غيبت ، ص165؛ منتهي الآمال ، ص 1038.

6- کفایه الاثر صفحه 162

7- - حياة الامام العسکري، ص267، به نقل از ارشاد، شيخ مفيد، ص383.* الفصول المهمة، چاپ قدیم، ص 307-308*اعلام الوری، الطبعة الثالثة، دار الکتب الاسلامیة، ص 367.* حاج شیخ عباس قمی، الانوار البهیة، مشهد، کتابفروشی جعفری، ص 162.* دلائل الامامة، نجف، منشورات المکتبة الحیدریة، 1383 ه. ق، ص 223.


8- حياة الامام العسکري، ص 267، به نقل از ارشاد، ص 383.

9- شيخ صدوق، كمال‏الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 475؛ باب 43، ح 25. همچنين ر.ك: نيلی نجفی, منتخب الانوار المضيئة، ص 157؛ راوندي، قطب‏الدين، الخرائج والجرائح، ج 3، ص1101.

10- رجوع شود به شيخ صدوق, كمال‏الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 475، باب 43، ح 25. هم چنين ر.ك: نيلی نجفی, منتخب الانوار المضيئة، ص 157؛ قطب الدين راوندی, الخرائج والجرائح، ج 3، ص1101. و شیخ ابوعبدالله محمدبن هبه الله طرابلسی در کتاب فرج کبیر و بحارالانوار ج 52 ص 67،منتخب الاثر ص 367،الزام الناصب ض 108،وفاة العسکری ص 39،ینابیع المودة ج 3 ص 124

11-  شيخ طوسی, کتاب الغيبة, ص257.

12- الزام الناصب ص 94 وروزگار رهایی ص 164

13- صدر، سيّد محمد باقر, جست و جو و گفت و گو پيرامون امام مهدی(عج)  ص47ـ48.

14- رجوع شودبه کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ص475 * 2- یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(ع)، ص74

15- منتخب الاثر ص 368 تا 370 ،بحارالانوار ج 52 ص 49 ،وفاة العسکری ص 44 وینابیع المودة ج 3 ص 125

16- الزام الناصب ص 106 وارشاد شیخ مفید ص 320 و325

17- رجوع شود به محمّد رضا حکيمی, خورشيد مغرب، ص24ـ 25.

18- اصول كافى ج1/384.

19- بحارالأنوار ج27/288; (عيون اخبار الرضا) شيخ صدوق ج1/106 رضا مشهدى.

20- روض الکافی ص 332 وداستان دوستان ص 342

21-اختیارمعرفه الرجال ج 2 ص 746وعیون الاخبار الرضا وکتاب سقای معرفت ص 363و364

22- كمال الدين/38; (عيون اخبار الرضا) ج1/98.

23- بحارالانوار ج 52 ص 98 والزام الناصب ص 127 وتحف العقول ص 229

24- اصول كافى، ج 1، ص 79، الزام الناصب ص 4و245،غیبت نعمانی ص 69 ،ینابیع الموده ج 3 ص 148 ،عیون الاخبار ج 1 ص 212 غیبت شیخ طوسی ص 132






/ 25 نظر / 2525 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا

خواهش میکنم عزیزم ناقابله

اثبات زنده بودن امام زمان

بازم سلام اگه نگاهی به تاریخ اگه اشتباه نکنم یونان بود بیندازی باداستان آموزندهای به نام اسب تراوا آشنا می شوی که امروزه ویروس تروجان رابراساس الگوبرداری ازهمین داستان ساخته اند خلاصه داستان ازاین قراره که کشور aکه کشور b را مدتها محاصره نموده بود ونمی توانست به داخل قلعه وشهر نفوذ کند یه عدداسب چوبی بزرگی ساخت وپشت قلعه گذاشت وبه ظاهر ترک محاصره نمود سربازان قلعه(b) که گذاشتن اسب به این بزرگی را نشانه ی شکست دشمن(a) می دانستند اسب چوبی را به داخل قلعه آوردند ودر همان شب جشنی به مناسبت شکست دشمن گرفتن ومشغول شراب نوشیدند شدن و... تااینکه بیشتر آنها به خواب رفتند اما غافل ازاین بودند که این اسب خالی نبوده وداخل این اسب عده ای از سربازان(a) دشمن قرار دارند خلاصه سربازان از اسب خارج می شوند ودر قلعه رابرای دوستانشان بازنومده وفاتح قلعه می شوند

اثبات زنده بودن امام زمان

انگلیس هم با استفاده از روش اسب تراوا بلای بزرگی برسر شیعیان آورد مثلا در زمان امیر کبیر انگلیس آمد وروی شخص به نام محمد علی باب کار نمود وبه اصطلاح به او فقه وعقاید شیعه را یاد دادند تا با استفاده از همین عقاید مالک ایران شوند ازآنجائی که دیدند شیعه اعتقاد زیادی به امام زمان دارد ودیدند نمی توانند به همین راحتی منکر وجود امام زمان شوند آمدند وامام زمان تقلبی ساختند یعنی گفتند آقای باب همان امام زمان می باشد واین یعنی استفاده از روش اسب تروا که متاسفانه بسیاری از سایتهاا هستند به ظاهر از شیعه دفاع می کنند اما می آیند وچرت وپرت می نویسند خودم شخصا دیدم که دریکی ازهیمن سایتها نوشته بود که شیخ طبرسی در فلان کتابش گفته است که امام زمان وقتی ظهور می کند لخت است

ناصر

تو وبلاگتون ارزندتون همیشه چیزهای میبینم که کمتر جایی پیدا میشه ممنون که به وبلاگم سر زدید موفق باشین

سلام

دوست عزیز می شه به ماهم بگی مطالب مربوط به اثبات زنده بودن امام زمان راازکجا آورده ای

یاسین

سلام وبلاگ خوبی بود.لطفاَ یه سری به وبلاگ من به آدرس:www.yassin1378.blogfa.com هم بزنید و نظر هم بدهید.در صورت تمایل می توانیم تبادل لینک هم کنیم.ممنون. التماس دعا...

سوالی برام پیش اومده بود که برای جواب دادن بهش همه ی سایتارو گشتم اما یا جوابی نبود یا اگه بود ناقص بود تا اینکه جوابمو تو این صفحه پیدا کردم.از اینکه اینقدر جامع و مفصل به مباحث می پردازین کمال تشکر رو ازتون دارم خیلی ممنون.

رقیه

ای داد ازین دل سیاه ! انقدر در تاریکی زمان چرخیده که دیگر نور را نمبیند ای داد از غفلت من هنوز امامم را نشناختم شرمنده ام.....

قاسمی

بسیار عالی بئد متشکرم