ازدواج امام زمان (عج) قسمت چهارم

قواعد کلی واستحباب ازدواج:

یکی از مهمترین دلایل موافقین با ازدواج امام زمان (عج) اعتقاد به سنت پیامبر بودن آن است در زیر نظریه کلی کسانی که براین  دیدگاه پای می‌فشارند را میخوانیم و میبینیم که آنها از آیات وروایات زیادی در این زمینه استفاده میکنند .

موافقین این امر عنوان میکنند :

امر ازدواج سنت پیامبر است ودوری از آن در شان امام بزرگوارمان نیست  و زن و فرزند داشتن حضرت با قواعد کلی روایات و ادعیه سازگار است.احکام کلی شریعت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم  ایجاب می‌کند که حضرت مهدی عجل الله فرجه  نیز مانند دیگر پیشوایان معصوم علیهم السلام تشکیل خانواده داده، از سنّت جد بزرگوار خود پیروی کند.(1) از طرفی اکنون که سالیان متمادى از عمر حضرت مهدى(علیه السلام) میگذرد، آیا می توان گفت: او مستحبّ مؤکّد را ترک، و مرتکب مکروه شده است؟ هرگز نمیتوان اینگونه نتیجه گرفت، چرا که او امام است، و در عمل به مستحبّات شرعى از همه مردم سزاوارتر است، پس او ازدواج کرده و داراى همسر میباشد.

 آیات وروایات ازدواج :

ازدواج حبّ مؤکّد و سنّتی نبوی است. پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) نسبت به امر ازدواج و ترویج آن تأکید داشته و امّت خود را به این امر تشویق و ترغیب می‌کردند و بارها فرموده‌اند: «نکاح کنید و با تشکیل خانواده بر تعداد خود بیافزایید، که من در روز قیامت به شما اگر چه فرزندی سقط شده باشد مباهات می‌کنم»(2) در احکام دین ازدواج سنّتی حسنه و مورد تأیید و عزوبت (همسر نداشتن و مجرّد بودن) مکروه است. ازطرفی ازدواج نکردن، اعراض از سنّت رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) است، چرا که آن حضرت(صلی الله علیه وآله وسلم)فرمود: «نکاح سنّت من است، و هر کس از آن اعراض کند از من نیست.»(3)یکتائی و بی‌همتائی ویژه ذات اقدس خداوند متعال است و بس، و همه موجودات عالم آفرینش، از ریز و درشت و از ذرّه تا کهک‌شان، زوج و جفت، نر و ماده، و مثبت و منفی آفریده شده‌اند.

مثلا در آیات زیر آمده است :

( سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا یَعْلَمُونَ )

؛ منزه است آنکه آفریده جفت‌ها را، همه آنها را، از آنچه می‌رویاند زمین و از خود ایشان و از آنچه نمی‌دانند. (4)

انسان هم در آفرینش، بصورت زوج و جفت، و با همتا و همانند آفریده شده، و راحتی و آسایش او از رهگذر ازدواج متناسب تأمین می‌گردد:

(وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ )

؛ از نشانه‌های خداوند آن است که برای شما از خودتان جفت‌هائی آفریده تا بیارمید با آنان، و نهاده در میان شما دوستی و مهربانی را. همانا در این نشانه‌هائی است برای کسانی‌که می‌اندیشند.(5)

این سنّت ازدواج با کشش و کوشش و ناز و نیاز در همه موجودات جریان دارد:

(فَهَلْ یَنظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِینَ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِیلًا)؛(6)

آیا جز شیوه پیشینیان را منتظرند که هرگز نیابی شیوه خدا را دگرگونی و هرگز نیابی شیوه خدا را بازگشتی.

همچنین روایات فراوانی در رابطه با ازدواج و فرزنددار شدن از معصومان علیهم‌السلام وارده شده است.

عَن اَبِی‌جَعفَر عَن رَسولِ ‌الله صَلی‌اللهُ ‌عَلیهِ‌ وَ الهِ قَالَ:

مَا بَنی بِناء فِی ‌الاِسلامِ اَحَبَّ اِلی‌اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ التَّزوِیج؛ بنائی محبوب‌تر از ازدواج در نزد خدا بینان‌گذاری نشده است. (7)

عَن اَبِی عَبدِاللهِ عَلیهِ ‌السَلام قَالَ رَسولُ ‌الله صَلَی‌اللهُ ‌عَلَیهِ وَ‌ اله:

مَن تَزَوّجَ اَحرَزَ نِصفَ دِینِهِ فَلیَتّقِ ‌اللهَ فِی النِصفِ الاخَرِ؛ هر کس ازدواج کند نصف دین خود را بیمه کرده، و باید با خویشتن‌داری نصف دیگر را نگه دارد. (8)

عَن اَبِی عَبدِ الله عَلیهِ ‌السَلام قَالَ اَمیرُالمُؤمِنِین عَلَیهِ ‌السَلام:

تَزَوّجُوا فَاِنَّ رَسولَ ‌اللهِ صَلَی‌اللهُ ‌عَلَیهِ وَ‌ الهِ قَالَ مَن اَحَبَّ اَنْ یَتبِّعَ سُنّتِی فَاِنَّ مِن سُنتّی التَزویجَ؛ ازدواج کنید زیرا پیامبر فرمود: هر که دوست دارد از روش من پیروی کند؛ باید بداند ازدواج روش من است.(9)

عَن اَبِی ‌عَبدِ الله عَلَیهِ ‌السَلام قَال النَبِی صَلَی ‌الله‌ُ عَلَیهِ وَ آلِه:

رَکعَتان یُصَلَّی‌هَا مُتَزَوِّجٌ اَفضَلُ مِن رَجُلٍ عَزَبٍ یَقومُ لَیلَهُ وَ یَصُومُ نَهارَهُ؛ دو رکعت نماز کسی که ازدواج کرده برتر است از روزه‌داری و شب زنده‌داری کسی که ازدواج نکرده است. (10)

عَن اَبِی‌عَبدِ الله عَلَیهِ ‌السَلام قَالَ رَسول‌ُ اللهِ صَلَی ‌اللهُ ‌عَلَیهِ وَ الِه: رَذّالُ مَوتَاکُم العُزّابُ، پست‌ترین مردگان شما عزب‌ها هستند.(11)‌

عَن مُحمَّدِ بنِ مُسلِم اَنّ اَبَا عَبدِ اللهِ عَلَیهِ ‌السَلام قَالَ اَنَّ رَسُولَ ‌اللهِ صَلَی‌ اللهُ ‌عَلَیهِ وَ الِه قاَلَ:

تَزَوَّجُوا فَاِنّی مُکاثِرٌ بِکُمُ الاُمَمَ غَداً یَومَ القِیَامَةِ حَتَّی اَنّ السِقْطَ لَیَجِئی محبنطاء عَلی بَابِ الجَنَّةِ فَیُقالُ لَهُ اُدخُل فَیَقُولُ لا حَتَّی یَدخُلَ اَبَوایَ الجنَّةَ قَبلِی، ازدواج کنید که من در فردای رستاخیر زیادی آمار شما را در میان امتّ‌ها خواستارم حتی آن جنین نارس سقط شده خشمگین می‌آید و بر در بهشت می‌ایستد. به او گفته می‌شود: وارد شو. پاسخ می‌‌‌دهد: وارد نمی‌شوم  تا پدر و مادرم جلوتر از من وارد شوند. (12)

میرزا حسین نوری از کسانی است که اعتقاد دارد امام زمان(عج) ازدواج کرده، فرزندانی دارند. این عالم بزرگ، در اثبات ادعای خود به جای استفاده از دلایل نقلی، از دلیل عقلی استفاده و در کتاب «النجم الثاقب» در پاسخ منکرین وجود اهل و عیال برای امام مهدی(علیه السلام) چنین استدلال نموده است:

«چگونه ترک خواهند کرد، چنین سنّت عظیمه جدّ اکرم خود را با آن همه ترغیب و تحریص که در فعل آن و تهدید و تخویف در ترک آن شده و سزاوارترین امّت در اخذ به سنّت پیغمبر، امام هر عصر است و تاکنون کسی ترک آن سنّت را از خصائص آن حضرت نشمرده است.»(13)

در کتاب دیگری به نام الشموس المضیئه، درباره ازدواج حضرت مهدی(عج) آمده است: «اگر در این زمینه هیچ نقل و روایتی وجود نداشت، فقط همین مطلب که ما می‌دانیم که آن حضرت، با وجود سن زیاد، از نظر جسمی جولانی قوی بنیه هستند و نیز می‌دانیم که آن حضرت به سنت پیامبر(ص) عمل می‌نمایند، در قبول این ادعا که آن جناب همسر و فرزندانی دارد، کافی است.»(14) مرحوم نهاوندی می‌گوید: بالجمله بعد از اعتقاد به زندگی و غیبت آن بزرگوار و استحباب تَناکُح و تناسل و منع ار رهبانیت و عُزوبَت؛ لابد آن حضرت را عیال و اولاد می‌باشد، و کثرت آن به سبب طول عمر چنانکه عادت اقتضاء می‌کند، باعث اختیار بلدی خاصّ است که خالی از غیر خواصّ باشد، تا ذکر آن حضرت چنانکه مقتضای حکمت غیبت است مستور بماند، و اولاد او هم به آسودگی خاطر زندگی کنند. پس گول این شبهات، مخور و انکار وجود بلاد آن بزرگوار را افسانه شمار. (15)

سخنان موافقین این امر راخواندیم پس به طور کلیموافقین این سخن دلیل مزبوررا به  طور خلاصه  شامل دو قسمت میدانند:

قسمت اوّل: ازدواج سنّت رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)، و امرى نیکو و مستحبّ شرعى است.

قسمت دوّم: امام زمان(عج) لزوماً به این سنّت و امر شرعى عمل میکند.

هر دو مقدّمه نیازمند بررسى و تأمّل است.

امّا استحباب ازدواج (16) همانطور که در بالا دیدیم .

از آیات و روایات فراوانى استفاده میشود مانند: آیه شریفه (فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَآءِ)(17)

و آیه (وَ‌أَنکِحُواْ الاْیَـمَى مِنکُمْ وَ‌الصَّــلِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَ‌إِمَآلـِکُمْ) زنان و مردان بدون همسر را به ازدواج یکدیگر درآورید و وسایل زناشویى بندگان و کنیزان نیکوکار را فراهم کنید. (18)

و همچنین احادیث زیادی در مورد آن سخن گفته اند و بر تولید نسل و بقاء آن توصیه شده و کثرت مسلمین مایه مباحات پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) شمرده شده است.
با توجّه به آیات و روایات فوق و وجود کلمات امر مانند «انکحوا» در آیات، و تشویق به ازدواج در روایات، و توصیه کردن در عمل به سنّت رسول خدا، فقهاى بزرگوار اسلام، استحباب شرعى ازدواج را استنباط کرده و بر طبق آن به استحباب(19)، و بعضى به استحباب مؤکّد فتوى داده اند، و برخى آن را در شرایطى واجب میدانند( 20)

و از سوى دیگر از عمومات و اطلاقات ادلّه استحباب ازدواج بدست میآید که :

اوّلا: ازدواج چه به صورت دائم و چه به صورت غیر دائم (موقّت) مستحب شرعى است.

ثانیاً: استحباب ازدواج مخصوص مشتاقان و کسانى که نیازمند به همسر میباشند نیست، بلکه شامل غیر مشتاقان و کسانى که در خود احساس نیاز به همسر نمیکنند نیز میباشد.(21)

چرا که علّت این حکم شرعى در اشتیاق به جنس مخالف و یا اطفاء (خاموش کردن) غریزه جنسى خلاصه نشده است، تا گمان شود ازدواج براى غیر مشتاقان استحباب ندارد، بلکه مواردى از قبیل: تکثیر نسل، و ابقاء نوع انسانى، و کثرت تعداد موحّدین، در استحباب شرعى ازدواج دخالت دارند.(22)

پس اگر ازدواج براى تأمین این اغراض هم باشد، از جهت شرعى مستحب است، و داراى مطلوبیّت شرعى است.

بدیهى است که استحباب ازدواج فقط مختصّ به ازدواج دائم نیست، بلکه شامل غیر دائم و مِلک یمین (کنیزان) نیز میشود.(23)

و به همین جهت اینگونه به نظر میرسد که تحقّق یک مرتبه از ازدواج در طول عمر براى عمل کردن به این مستحبّ شرعى کافى است، اگر چه بنا به عللى(24) بین زوج و زوجه جدایى حاصل شده باشد.

امّا با تأمّل در روایاتى که در آن عزوبت (همسر نداشتن) مکروه دانسته شده است حتّى براى مدّتى اندک(25) ، معلوم میشود که مقصود از استحباب ازدواج، استمرار آن تا پایان عمر است.

پس عمل کردن به استحباب ازدواج در صورتى کافى است که استمرار و دوام داشته باشد نه فقط صرف تحقّق آن، همانطور که این استحباب فقط به داشتن یک همسر نیست بلکه تعدّد آن نیز مستحب شرعى است.(26)

بنابراین در باره مقدّمه أوّل (ازدواج سنّت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)، و امرى مستحب است چنین نتیجه میگیریم:

1. ازدواج مستحب شرعى است، خواه نیاز به ازدواج باشد و خواه نباشد، خواه دائم و خواه موقّت.

2. این استحباب دوام و استمرار دارد، و شامل تمام عمر انسان میشود.

3. تعدّد همسر نیز مستحب شرعى است.

و امّا مقدّمه دوّم (لزوم عمل امام(علیه السلام) به امر شرعى و سنّت رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) ) در اذهان سؤالاتى را به وجود میآورد، از جمله اینکه:

با کثرت امور مستحبّى، آیا امام(علیه السلام) به همه آنها عمل میکند؟ یا اینکه از آن امور انتخاب کرده و گزینشى عمل میکند؟ آیا لزوم عمل به امور مستحب براى امام ضرورى است؟

بدون تردید امامان مانند پیامبران چون هدایت مردم را بعهده دارند، و رهبران الهى محسوب میگردند، همیشه در عمل به احکام الهى پیشقدم بوده اند، و اساساً رسالت آنان ایجاب میکرد که أوّل خودشان عامل به احکام الهى باشند، و از دستورات الهى سرپیچى نکنند، و در صحنه عمل براى دیگران الگو و نمونه باشند، لذا عمل نکردن به اوامرى که حکایت از محبوبیّت نزد خداوند دارد (خواه واجب و خواه مستحب) براى رهبران دینى مذموم است، و شأن و رسالت آنان اقتضاء دارد که آنها به دستورات واجب و مستحب عمل کنند، پس امام(علیه السلام) نیز به آنها عمل میکند.

بنابراین، دو نکته در لزوم عمل کردن امام به مستحبّات وجود دارد.

1. هدایت و رهبرى و الگوى کامل بودن براى مردم که ایجاب میکند امام در زندگى و معاشرت و در برخورد با دیگران به نحو احسن عمل کند، و در عمل به دستورات دینى (واجب و مستحب ) پیشقدم باشد.

2. اقتضاى شأن و منزلت انسان کامل ایجاب میکند که به مستحبّات عمل کند ولى نکته دوّم در رسیدن به مطلوب (امام پایبند به مستحبّات شرعى است، و سزاوارتر از دیگران است) کافى است.

با توجّه به دو مقدّمه هایى که گذشت، عدّه اى معتقدند که امام زمان(علیه السلام) در عصر غیبت حتما ازدواج کرده و صاحب همسر و فرزند است.

 نقد وبررسی  :

مخالفین این نظریه دیدگاههای مختلفی را عنوان کرده اند من جمله :

1ـ زندگی امام زمان(عج) از دیدگاه‌های مختلف با دیگر امامان متفاوت است، از جمله طول عمر حضرت که امری غیر معمول و بر خلاف سنت جاری در بین افراد بشر و از جمله دیگر انبیای الهی و سایر معصومان(ع) است؛ به ویژه آن که در روایات آمده است که امام با وجود عمر طولانی به ضعف، سستی و پیری مبتلا نشده، جوانی و شادابی ایشان همیشه حفظ می‌گردد به گونه‌ای که همیشه به صورت جوانی چهل ساله یا کم‌تر باقی می‌ماند.

شیخ صدوق روایتی را در کتاب کمال الدین بدین مضمون نقل کرده است: «اباصلت هروی از امام رضا(ع) پرسید: «نشانه‌های قائم در هنگام خروج، چیست؟ امام(ع) فرمود: از جمله نشانه‌های او این است که در حالی که سن زیادی دارد، از نظر چهره جوان است تا جایی که کسی که او را می بیند، می‌پندارد چهل سال یا کم‌تر دارد و به درستی از نشانه‌های او این است که با گذشت روزگار پیر نمی‌شود تا این که مرگش فرا رسد.»(27)

با توجه به این مساله که جسم مبارک حضرت، بر خلاف دیگران تحت تاثیر طبیعت نیست آیا نمی‌توان این احتمال را بیان کرد که غرایز حضرت نیز با سایر افراد بشر متفاوت است؟!!!

با در نظر گرفتن این احتمال، دیگر سخن افرادی مانند میرزا حسین نوری و مانند وی، در مورد ازدواج حضرت پذیرفتنی نیست. زیرا استدلال آنها بر اساس مقایسه حضرت با سایر معصومان بنا شده است. چنین مقایسه‌ای پیش از آن که به مسایل روحی و اعتقادی ارتباطی داشته باشد، به شرایط جسمی و غرایز طبیعی افراد مربوط است، در حالی که امام مهدی(عج) از این نظر با همه افراد تفاوت دارند.

2ـ گر چه این سخن که ازدواج سنت پیامبر اسلام(ص) است و امامان معصوم(ع) برای پیروی از سنت حضرت(ص) سزاوارتر از همه هستند ادعای درستی است اما این گونه نیست که ازدواج، تنها سنت پیامبر اسلام باشد، سایر انبیا نیز چنین رفتار کرده‌اند و ازدواج، از همان نخستین لحظات آفرینش آدم و حوا سنت بود. اما بعضی انبیا هم این سنت الهی را رعایت نکردند، و پیامبرانی چون یحیی(ع) و حضرت عیسی(ع) هرگز ازدواج ننمودند.(28)

پس برخی اولیا و انبیای الهی از سر حکمت، مصلحت و شرایط ویژه، ازدواج نکردند و هرگز به دلیل ترک مستحب سرزنش نشدند. برخی از دانشمندان، در مورد ازدواج نکردن حضرت یحیی(ع) این گونه سخن گفته‌اند: «خداوند در قرآن، حضرت یحیی(ع) را با ذکر این نکته که او خود را در حصار قرار داده و از زنان دوری گزیده، ستایش کرده است. این سخن نشان دهنده برتری این کار نزد خداوند است، چون ازدواج برای مشتاق به آن مستحب است. بنابراین در صورتی ترک ازدواج مورد ستایش قرار می‌گیرد که شخص هیچ اشتیاقی به ازدواج در خود احساس نکند. و بنا بر مصالحی آن را ترک کند (29)

3- از سویی دیگر، ازدواج پیامدهایی دارد و از جمله آن رعایت حقوق همسر است. رعایت این امر ممکن است برخی را از رسیدن به دیگر اهداف دینی بسیار مهم  باز دارد.

4- درست است که اقتضاى شأن و منزلت انسان کامل ایجاب میکند که به مستحبّات عمل کند، اما بدون تردید نکته أوّل در زمان غیبت امام(علیه السلام) موضوعیّت ندارد، زیرا امام(علیه السلام) در رأى و منظر مردم نیست، و امامت وى در باطن است، نه در ظاهر.(30).

5- اما نکته قابل توجّه ومهمتر از همه این است که این استحباب با مسئله بسیار مهمّ غیبت و فلسفه آن در تعارض است.

ازطرفداران ازدواج امام زمان (عج) می‌پرسیم اهمیت ازدواج که یک امر مستحب است بیشتر است یا امر بسیار مهم «امر به معروف ونهی از منکر»؟ به طور قطع پاسخ خواهند داد: امر به معروف مهمتر است. حال آیا امام عصرعلیه السلام  ازاین همه منکری که رخ می‌دهد خبر دارد یا خیر؟ به طور حتم می‌گویند: خبر دارد. پس چرا نهی از منکر نمی‌کند؟ خواهند گفت: با مقام غیبت حضرت در تعارض است. حال این پرسش پیش می‌آید که واجبی به این مهمّی در تعارض با غیبت ترک می‌شود، اما امر مستحب نه!

نه فقط امربه معروف، بلکه بسیاری از شئونات امام است که به دلیل غیبت ایشان به صورت موقت ترک می‌شود.

با این که در روایت نبوی آمده است: «فمن رغب عن سنّتی فلیس منّی»(31).اما معنای حدیث این است که کسی که با آن به مخالفت برخیزد از من نیست . و بر ما روشن است که هر کس به دلیل‌هایی نتوانست ازدواج کند، به این معنا نیست که با آن مخالف است. مثلا شخصی که به دلیل معلولیت جسمی ویاذهنی نمی تواند ازدواج کند به معنای این نیست که با امر ازدواج مخالف است !!!

پس همانطور که گفتیم غیبت امام زمان (عج) از سنت ازدواج اهمیت بیشتری دارد و ترک سنت ازدواج با مقام عصمت منافات دارد.(32) پس اثبات ازدواج ایشان به اثبات عدم المانع نیاز دارد، نباید برای ازدواج حضرت هیچ مانعی وجود داشته باشد و کسانی که ادعای ازدواج امام زمان را دارند، تنها به وجود مقتضی استدلال می‌کنند در حالی که ازدواج امام زمان با مانعی مهم یعنی غیبت رو به رو است. در برخی از روایات، فلسفه غیبت حضرت مهدی(عج) ترس از کشته شدن بیان شده است.

مثلا در روایتی منسوب به امام صادق(ع) آمده است: «برای امام زمان غیبتی است.» و وقتی راوی از علت آن پرسید امام(ع) با دست به شکم خود اشاره فرمود، کنایه از این که ممکن است کشته شود.(33)

در روایتی دیگر نیز آمده است: «در قائم ما سنت‌هایی از انبیای گذشته وجود دارد ... و سنتی که از موسی(ع) در او وجود دارد، خوف و غیبت است.»(34)

از روایات ذکر شده می‌توان نتیجه گرفت که یکی از دلایل غیبت امام زمان عدم دسترسی به آن حضرت و عدم شناخته شدن ایشان است. پس هر امری که با این دو سازگار نباشد، در زندگی حضرت نخواهد بود. ازدواج از اموری است که با مساله غیبت و ناشناس بودن حضرت سازگاری ندارد.

بنابراین،  فلسفه غیبت، دورى و پنهان بودن از مردم است تا اینکه صدمه و گزندى به او نرسد، و از شرّ دشمنان در امان بوده و هر چیزى که خلاف آن باشد، بر آن حضرت روا نیست، و ازدواج با این امر و فلسفه منافات دارد.

در نتیجه میتوان گفت: ازدواج کردن امرى است مستحب و پسندیده و مهمّ، و حفظ اسرار و پنهان زیستى و حفظ جان از گزند دشمنان امرى است اهمّ و مهمتر، و هر گاه امرى دائر شود بین مهمّ و اهمّ، عقل اهم را برمیگزیند.

به عبارت دیگر مصلحت اهمّ و فلسفه غیبت بیشتر است از مصلحت ازدواج، لذا فلسفه غیبت مانعى است براى ازدواج و میتواند از فعلیّت ازدواج جلوگیرى کند، و حال که ازدواج مانع دارد، ازدواج نکردن آن حضرت نمیتواند به عنوان اعراض از سنّت تلّقى شود، چون که وى اعراض نکرده، بلکه امر اهمّ را اختیار کرده است.

پس به طور کلی میتوان گفت چون  مسأله غیبت اهمّ است و ازدواج مهم ، ترک ازدواج با توجه به آن امر مهم تر اشکالى را ایجاد نمى کند و گاهى براى مصلحت بالاتر لازم وواجب نیز هست.

 

 یک شبهه:

با عنایت به دلیل فوق ممکن است برخى در مقام جواب بگویند: خوف از کشته شدن مانعی برای ازدواج نمی تواند باشد زیرا تنها دلیل غیبت نیست وعواملی دیگر مثل به دنیا آمدن مؤمنانى که در صلب افراد کافر هستند، امتحان الهى ، سرّى از اسرار الهى وغیره ... وجود دارند و با توجّه به موارد مذکور، و موارد دیگرى که به عنوان فلسفه غیبت شمرده شده است، نمیتوان فلسفه غیبت را فقط در خوف از کشته شدن دانست که با ازدواج آن حضرت منافات داشته باشد؟!!

 پاسخ :

در جواب این سخن باید گفت مواردی که به عنوان فلسفه‌ی غیبت از روایات قابل استفاده است که به چند نمونه‌ی آن اشاره شد، در عرض یکدیگر نیستند، به این معنا که اگر غیبت برای امتحان باشد، دیگر مسأله‌ی خوف و ترس از کشته شدن در آن نیست. بلکه اینها در طول یکدیگرند، لذا نمی‌توان با بیان موارد دیگر فلسفه‌ی غیبت قائل به ازدواج امام(علیه السلام) شد. چون در عین این که غیبت برای ترس از کشته شدن است، برای امتحان کردن بندگان و معتقدین به آن حضرت نیز می‌باشد که این هم جای استبعاد ندارد، به عبارت دیگر فرضیّه ترس از کشته شدن در تمام موارد دیگر نیز جاری است.



2- نظریه دوم :

امام زمان (عج) ازدواج نکرده وفرزندی هم ندارد :

برخى با استفاده از دلایل بالا ومقالات قبلی معتقدند که اساساً آن حضرت ازدواج نکرده است و همسراختیارکردن برای حضرت مهدی  علیه السلام  با فلسفه غیبت در تعارض است، و بسیار بعید است آن حضرت ازدواج کرده باشد.

وعلاوه بر دلایل قبلی سه  دلیل مهم را  برای خود بیان میکنند

1- روایاتى که با صراحت وجود فرزند را از آن حضرت نفى مى کند :

این عده، روایاتی را که بر ازدواج و فرزند داشتن امام (عج) دلالت دارند، ضعیف می‏شمرند و قابل استناد ندانسته‏اند. از سوی دیگر تمامی روایاتی که بیان شده دلالت بر وجود فرزند و همسر امام زمان (عج) دارد نشان دهنده این نیست که  امام زمان قبل از ظهور ازدواج نموده و فرزند دارد؛ یعنی این دسته روایات تنها دلالت بر همسر و فرزند داشتن امام زمان دارند، ولی اثبات نمیکنند امام قبل از ظهور زن و فرزند دارد. از سوی دیگر این روایات با آن دسته از روایات که داشتن فرزند و همسر را از امام نفی می‏کنند، تعارض دارد.

علامه محمّد تقی شوشتری درباره فرزنددار بودن امام زمان  عجل الله فرجه  نوشته است: «باید گفت: در هیچ خبری وارد نشده است که آن حضرت، پیش از ظهور فرزند داشته باشد، و در خصوص فرزنددار شدن آن امام، پس از ظهور هم اختلاف است».(35)

من جمله :

1-مسعودی در «اثبات الوصیة» نقل کرده: «در محضر امام رضا  علیه السلام ، علی‌بن حمزه، ابن سراج و ابن ابی سعید مکاوی وارد شدند. علی‌بن ابی حمزه آغاز به سخن کرده، گفت: برای ما از پدرانتان نقل شده که تمام وظایف امام پس از رحلت، به امامی مانند او منتقل می‌شود. امام رضا  علیه السلام به او فرمود: خبر بده مرا از حسین بن علی علیهما السلام امام بود یا نه؟ گفت: امام بود. حضرت فرمود: پس چه کسی جانشین او شد؟ عرض کرد: علی‌بن حسین علیهما السلام.این پرسش و پاسخ ادامه یافت تا این که ابن ابی حمزه گفت: «إنا روینا أن الإمام لا یمضی حتی یری عقبه»؛ برای ما روایت شده که امام درنخواهد گذشت تا این که جانشین و نسل خود را ببیند. امام رضا  علیه السلام  فرمود: «أما رویتم فی هذا الحدیث غیر هذا»؛ آیا در این روایت بیش از چیزی برای شما گفته نشده؟ گفت: نه. حضرت فرمود: « بلی و الله لقد رویتم فیه إلا القائم...»؛ بله، به خدا سوگند برایتان روایت شده "مگر قائم" .... ابی حمزه (با حالتی شبیه اعتراض) گفت: این قسمت در حدیث است؟! امام رضا  علیه السلام  فرمود: «ویلک کیف اجترأت علی بشی‏ء تدع بعضه»؛  «وای بر تو چگونه به چیزی که بخشی از آن را نادیده گرفته‌ای، بر من احتجاج کنی.(36)» عرض کرد فدایت شوم درست فرمودی شنیدم که جدت چنین گفت  . «لَا یَکُونُ الْإِمَامُ إِلَّا وَ لَهُ عَقِبٌ إِلَّا الْإِمَامُ الَّذِی یَخْرُجُ عَلَیْهِ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ علیه السلام فَإِنَّهُ لَا عَقِبَ لَهُ»؛ (37) افزون بر مسعودی، کشی در رجال خود(38)  و  شیخ طوسی در «اختیار معرفة الرجال»(39) . نیز این روایت را با اندکی تفاوت آورده‌اند. روشن است که این روایت، نه فقط داشتن فرزند برای حضرت مهدی  علیه السلام  را در دوران غیبت منتفی می‌داند، بلکه در تمامی عمر آن حضرت چنین می‌داند.. (40)

شیخ طوسی در کتاب الغیبه، نزدیک به همین مضمون را در روایتی دیگر آورده است: «حسن‌بن علی خزاز گفت: علی‌بن ابی حمزه وارد بر امام رضا  علیه السلام  شد. پرسید: آیا شما امام هستی؟ حضرت فرمود: آری. علی‌بن ابی حمزه گفت: از پدربزرگ شما جعفربن محمّد شنیدم که: امامی نیست مگر این که فرزندی دارد. امام فرمود: آیا فراموش کردی یا خود را به فراموشی زدی؟ این چنین که گفتی نفرمود، بلکه ایشان فرمود: «امامی نیست مگر این که فرزندی داشته باشد مگر امامی که حسین‌بن علی برای او خارج می شود(رجعت می‌کند). پس همانا او فرزندی نخواهد داشت. علی‌بن ابی حمزه گفت: راست فرمودی. این چنین فرمود جد بزرگوار شما.(41)

واضح است که مقصود، اشاره به رجوع امام حسین علیه السلام و خروج آن حضرت از قبر در زمان امام مهدی(عج) می باشد، چون در احادیث زیادی قبل از این روایت آمده است که امام حسین علیه السلام وقت وفات حضرت مهدی(عج) برای غسل دادن آن حضرت، برمی گردند.(42)

2-  روایاتی که ‏حضرت خضر را کسی معرفی کرده که وحشت تنهایی حضرت مهدی  علیه السلام  را در دوران غیبت، برطرف می‏سازد و حال اگر آن حضرت زن و فرزند داشت، نیازی به ملازم و همراه نبود. امام‏رضا  علیه السلام  فرمود: ««إِنَّ الْخَضِرَ شَرِبَ مِنْ مَاءِ الْحَیَاةِ فَهُوَ حَیٌّ لَا یَمُوتُ ... وَ سَیُؤْنِسُ اللَّهُ بِهِ وَحْشَةَ قَائِمِنَا علیه السلام فِی غَیْبَتِهِ وَ یَصِلُ بِهِ وَحْدَتَهُ»خضر  علیه السلام  از آب حیات نوشید و او زنده است... خداوند به واسطه او، تنهایی قائم ما را در دوران غیبتش به انس تبدیل کند و غربت و تنهایی‏اش را با وصلت او مرتفع سازد».(43)

3- در روایات فراوانی از آن حضرت با القاب فرید (تک) و وحید(یگانه) یاد شده است و این با زن و فرزندداشتن منافات دارد.(44)

4-دسته‏ای از روایات، همراهان حضرت را در دوران غیبت، فقط سی تن از یاران خاص ایشان ذکر کرده است، و سخنی از همراهی زن و فرزند ایشان با وی نکرده است. امام صادق  علیه السلام  در این باره ‏فرمود: «صاحب این امر از غیبتی ناگزیر است و در غیبت خود ناچار از گوشه‏گیری و کناره جویی از دیگران است و طیبه (مدینه)، خوش منزلی است و با وجود سی تن (به همراهی سی نفر) در آن جا وحشت و ترسی نیست».(45)

5- زنی که لیاقت و شایستگی و به اصطلاح هم کفو آن حضرت باشد وجود ندارد.

6- ازدواج امام(علیه السلام) با فلسفه غیبت سازگارى ندارد، زیرا لازمه ازدواج داشتن همسر و فرزند است، و این امر باعث میشود که حضرت شناخته شده و اسرارش فاش شود. از سوى دیگر غیبت به معناى خفاى شخص است، یعنى ناشناس بودن نه نامرئى بودن، در حالى که با ازدواج کردن شناخته میشود، و حد اقلّ شناخته شدن شناسایى وى توسط همسرش میباشد.

 

نقد وبررسی :

همانطور که دیدیم نظرات مختلفی در مورد ازدواج امام زمان (عج) وجود دارد

که هرکدام از آنها قابل تامل است برای نتیجه گیری سخنی از سید محمد صدر را می آوریم وبررسی میکنیم :

سیدمحمد صدر، در پاسخ به این پرسش که آیا امام زمان ازدواج کرده‌اند یا نه، چنین آورده است:

«این سخن از دو راه قابل پی‌گیری است: ابتدا از راه قواعد کلی و عامی که نزد ما پذیرفته شده و دوم از راه بررسی مفاد روایاتی که بر این مطلب دلالت دارند. از راه نخست نیز پاسخ مثبت یا منفی به پرسش بالا در گرو انتخاب یکی از دو وجهی است که در باب چگونگی غیبت آن حضرت مطرح می‌شود. حال اگر غیبت آن حضرت به معنای مخفی بودن جسم مبارک حضرت از دیده‌ها باشد به گونه‌ای که اگر در میان انبوه جمعیت باشد، آن‌ها ایشان را نمی‌بینند، اما حضرت مهدی(عج) آنها را می‌بیند، در این صورت، حضرت ازدواج نکرده‌اند و تا هنگام ظهور، مجرد خواهد زیست. این کلام گزافی هم نیست، زیرا ازدواج امری است که باعث ظاهر شدن و در انظار قرار گرفتن می‌شود و این همان چیزی است که حضرت باید از آن اجتناب کنند. این فرض که حضرت تنها برای همسر خود آشکار شده است و از دیگران مخفی خواهند بود، اگر چه امکان عقلی دارد، ولی بسیار بعید و فرض باطلی است. زیرا زنی که به این درجه از کمال رسیده است که امام مهدی(عج) هویت واقعی خود را از او مخفی نکرده، هیچ خطری از ناحیه او متوجه آن حضرت نمی‌گردد، به یقین یکی از یاران خاص آن حضرت بوده، از بالاترین درجات اطمینان بهره‌مند خواهد بود. چنین زنی در بین زنان عالم یافت نمی‌شود، چه رسد به این که بگوییم در هر عصری یک زن با این ویژگی وجود دارد. از سوی دیگر، اگر غیبت حضرت مهدی را به پوشیدگی عنوان آن حضرت بدانیم، بدین معنا که آن حضرت به صورت ناشناس در بین مردم زندگی می‌کنند، در این صورت، ازدواج آن حضرت با غیبت ایشان منافاتی نداشته، یکی از آسان‌ترین کارها است، زیرا ازدواج حضرت به صورت مخفی و با هویتی ناشناس صورت گرفته، همسر آن حضرت نیز در طول مدت عمر خود از هویت واقعی ایشان آگاه نخواهد شد. اگر هم به خاطر بعضی ویژگی‌های حضرت یا به خاطر پیر نشدن چهره ایشان، پس از گذشت سال‌های طولانی، به چاره‌اندیشی ساده‌ای مشکل را حل می‌کند، او را طلاق می‌دهد. یا از شهر محل زندگی خود با او، دور شده، به مکان دیگری کوچ کرده، و زندگی جدیدی را آغاز و دوباره ازدواج می‌کنند. اکنون که ثابت شد ازدواج حضرت در عصر غیبت ممکن است شاید بگوییم این امر تحقق یافته، آن حضرت در مدت غیبت کبری ازدواج کرده یا می‌کنند، زیرا تنها در این صورت است که به سنت موکد اسلام، یعنی ازدواج عمل شده و ایشان به پیروی از سنت اسلامی سزاوارتر هستند؛ به ویژه اگر معتقد شویم که معصوم(ع) تا جایی که ممکن است، به مستحبات عمل و مکروهات را ترک می‌کند. بنابراین، ممکن دانستن ازدواج آن حضرت، در عصر غیبت، ما را قانع می‌نماید که آن حضرت، در دوران غیبت، ازدواج کرده‌اند.(46)

هم چنین بعضی از نویسندگان دیگر نظیر سیدحسن ابطحی نیز چنین سخنانی را در کتاب‌های خود آورده‌اند.(47)

سخن بالا را خواندیم اما از دیدگاه محققان برخی از نکات سخنان شهید صدر تامل برانگیز است:

1ـ سخن شهید صدر در معنای غیبت به دو صورت ناشناسی (مردم او را می‌بینند ولی نمی‌شناسند) و ناپیدایی (جسم و شخص او دیده نمی‌شود) و بنا کردن مسأله‌ی ازدواج را بر ناشناسی، سخن جامع و فراگیری نیست، چون نمی‌توانیم به ناشناسی به تنهایی و یا به ناپیدایی آن حضرت قطع پیدا کنیم، چرا که ممکن است آن حضرت گاهی ناشناس باشد و گاهی ناپیدا، همانطور که این برداشت از روایات نیز قابل استفاده است.به نظر می‌رسد که ازدواج آن حضرت به صورت ناپیدایی امری ممکن باشد برخلاف شهید صدر که آن را غیر ممکن می‌داند، زیرا ناپیدایی امری همیشگی برای امام(علیه السلام) نیست، و از سوی دیگر همانطور که برای همراهان و خواصّ غائب نیست برای همسر خود نیز می‌تواند غائب نباشد.پس  آن چه ایشان دو نوع غیبت می‌دانند، بیش از یک نوع نیست؛ به این معنی که جمع بین هر دو نوع، ممکن به نظر می‌رسد؛ حضرت در بعضی از مواقع غیبتشان، از نوع اول و در مواقع دیگر، از نوع دوم بوده‌اند و در روایات نیز هر

/ 4 نظر / 297 بازدید
استخدام

سلام درخواست تبادل لینک با سایت شما را داریم در صورت تمایل ما را با عنوان و لینک زیر در قیمت پیوندها لینک نمایید عنوان:استخدامی لینک:http://www.estekhdamiha.com و سپس اطلاع دهید تا لینک شما در صفحه وبگاه های مفید درج شود

وروجک وراج

ای منتظرغمگین مشو قدری تحمل بیشتر گردی به پاشد درافق گویی سواری می رسد

وروجک وراج

ای منتظرغمگین مشو قدری تحمل بیشتر گردی به پاشد درافق گویی سواری می رسد

Hamid

سلام وبلاگ کاملا شیک و خوبی داری. ممنون میشم منو لینک کنی و به وبلاگ منم سربزنی منم وبلاگ شمارو لینک میکنم یه خورده تازه واردم. با نام دل نوشته های یه تنها لینک کنید. مرسی موفق باشید [گل][لبخند]